پایان نامه ارشد رایگان روانشناسی : فرزند پروری والدین-متن کامل

که بیانگر گسترش روابط اجتماعی فرد با دیگران و به دنبال آن افزایش حمایت اجتماعی است.

داینر و لوکاس ، 2000 فرد شادکام را فردی زنده دل، سالم فرهیخته، بونگرا، خوشبین، آزاد از نگرانی، مذهبی، دارای عزت نفس بالا، برخوردار از اخلاق حرفه ای و تمایلات فروتنی می داند. بروک (2003) اعتقاد دارد که شادکامی، اهمیتی زیاد در زندگی افراد دارد و باعث بالا بردن انگیزه ی افراد در همه ی زمان ها می شود (نقل از یزدانی، 1382).
شادکامی را می توان یک رویکرد و احساس خوشایند پایدار تعریف کرد .شادکامی و سلامت ذهنی دربرگیرنده احساسات مثبتی مانند لذت، آرامش، حس جریان داشتن و شیفتگی در زندگی است .احساس رضایت مندی کلی در جنبه های مختلف زندگی را شادی می نامند. اثرپذیری یا عاطفه پذیری مثبت با فعالیت فیزیکی منظم، خواب کافی، ارتباط اجتماعی متعارف با دوستان و آشنایان و تلاش برای رسیدن به اهداف ارزشمند شخصی همراه است.
عزت نفس نیز یک شاخص بسیار مهمی در شخصیت افراد است و به مقدار ارزشی که افراد به خود نسبت می دهند گفته می شود. به طور کلی ارزش گذاری نسبت به خویشتن را می توان عزت نفس نامید.اسمیت هارتر و روزنبرگ عزت نفس را عنصری از خود پنداره می دانند که به قضاوت ما نسبت به توانایی های بالقوه و بالفعل دلالت دارد. فردی که عزت نفس بالاییدارد خود پذیرا و خود ارزشمند است. روانشناسان اجتماعی عزت نفس را ارزیابی مثبت و منفی فرد از خود می دانند (امانیان، 1388).
عزت نفس یکی از عواملی است که بر میزان شادمانی افراد تأثیر فراوانی دارد. وارت (2001) عزت نفس را اساسی ترین عامل شادمانی می داند و ویلسون (1967) گزارش کرده است که نقش عزت نفس در ایجاد شادمانی به حدی است که برخی از صاحب نظران و محققان روانشناسی شادی، از جمله آرچل (2001) آن را جزء جدایی ناپذیر شادمانی می دانند (همان منبع).

تحقیقات بنتال(1992) نشان می دهد که دانش آموزانی که دارای عزت نفس پایین هستند، از حضور در جمع خودداری کرده و این امر سبب گوشه گیر شدن آن ها و در نتیجه ایجاد افسردگی در آنها می گردد. افسردگی نیز موجب کاهش میزان شادکامی فرد می شود ( جعفری، 1381).
به اعتقاد برخی از کارشناسان روانشناسی، هنگام وجود احساس ناراحتی و فقدان شادمانی، عزت نفس افراد کاهش می یابد. به عبارت دیگر، بین شادمانی و عزت نفس ارتباط علی متقابل وجود دارد، اما آرجیل و لو (1990) ضمن مخالفت با این نظر، معتقدند که عزت نفس شادمانی را افزایش می دهد، اما فقدان آن موجب کاهش عزت نفس نمی شود. به باور آرجل (1982) فرد با نشاط نگرش مطلوب و رضایت از خود دارد، روابط اجتماعی متعادلی دارد، از کینه ونفرت دوری می جوید و فرآیند زندگی خود را مثبت ارزیابی می کند. و از طرفی به اعتقاد برخی از روانشناسان، مهم ترین ابزار انسان برای رسیدن به پیروزی و خوشبختی عزت نفس است. عدم عزت نفس یا احساس حقارت در تماس با دیگران خود را به صورت خجالت، شرمندگی، خود بینی اغراق آمیز و نیاز به خود نمایی و تمایل شدید به تمجید و تأکید دیگران بروز می دهد( به نقل از فرهادی، 1384).
بدون شک یکی از مهمترین و موثر ترین دوران زندگی آدمی کودکی است. دورانی که در آن شخصیت فرد پایه ریزی شده و شکل می گیرد. شیوه های انضباطی والدین غالبا برحسب تعامل بین دو بعد رفتاری آنها در تغییر است. بعد نخست به بررسی رابطه عاطفی با کودک می پردازد و حدود آن از رفتاری پاسخ ده پذیرا و کودک محور آغاز می شود و به رفتاری بی توجه و طرد کننده که مرکز یت آن به نیاز ها و امیال والدین گذشته شده است ختم می شود بعد دوم کنترل والدین بر کودک را در بر می گیرد و از رفتار کودک محدود کننده تا روشی آسان گیر و بی ادعا متغییر است و در آن برای رفتار کودک محدویت های مختصری منظور شده است. از ترکیب این دو بعد مهم پذیرش در برابر آسان گیر ی الگو های قاطع و اطمینان بخش خود کامه و مستند و سهل گیر و بی بند و بار بوجود می آید (به نقل از گلفزایی، 1382).
والدین قاطع واطمینان بخش هم برای رفتار خود مختارانه و هم رفتار منضبط اعتبار قایلند آنان روابط کلامی را تشویق می کنند ووقتی از اقتدار خود به عنوان والدین استفاده می کنند و کودک را از چیزی منع می کنند یا از او انتظاری دارند برایش دلیل می آورند . در واقع معین بودن هدفها و انتظار و ترتیب امور خانوادگی راه و رسم زندگی آنها را روشن می سازد (ماسن و همکاران ترجمه یاسایی، 1384)
والدین خودکامه و مستبد بر خلاف والدین دموکرات تحریک پذیر انعطاف نا پذیر زورگو خشن و نسبت به نیازهای کودکان بی توجهند به نظر آنان اطلاعت بی چون و چرا یک فضیلت است کودکانی که والدین خودکامه دارند کمتر متکی به خود هستند و نمی توانند به تنهایی کاری انجام دهند یا از خود عقیده ای داشته باشند (ماسن و همکاران ترجمه یاسایی، 1384)
والدین مساوات طلب سهل گیر و بی بند و بار نیز نمی توانند نیاز های کودکان یا نوجوانان را برآورده کنند بعضی از والدین اجازه می دهند کودک هر کاری که می خواهد بکند شاید به این دلیل که کاری به کودک ندارند ویا اهمیتی نمی دهند در این خانواده ها سطح ارزش افراد خانواده پایین روبط اعضای خانواده آشفته و غیر انسانی است (سدورو 1999 به نقل از گلفزایی 1382).
از آنجا که هر گونه افراط و آسان گیری یا محدودیت توسط والدین عواقب ناخوشایندی برای فرزندان به دنبال دارد و ممکن است به رشد ناقص کودکان و بروز مشکلات رفتاری و هیجانی مختلف منجر گردد و با توجه به اینکه هدف غایی تربیت خودگردانی است نه توسط عوامل خارجی بنابراین بررسی شیوه های فرزند پروری والدین و میزان شادکامی کودکان ضروری است گرچه روش نا صحیح انضباطی تنها عامل ایجاد کننده مشکلات رفتاری در کودک نیست. ولی والدین می توانند نقش بسیار مهمی در تشدید یا حذف رفتارهای پر خاشگرانه و ضد اجتماعی پرورش یا از بین بردن اعتماد به نفس به کودک و ارتقاء عزت نفس او ایفا نمایند (عربگل، 1387).
پس با توجه به اهمیت شادی و نشاط در زندگی دانش آموزان و نقش پر رنگ عزت نفس در شادی و به طبع آن نوع شیوه فرزند پروری والدین بر عزت نفس دانش آموزان این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این سئوالات است که آیا بین شیوه های تربیتی والدین و میزان شادکامی دانش آموزان مقطع راهنمایی رابطه وجود دارد یا خیر؟
1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
شادی و تشریح شادی، همبسته های آن و علل تأثیر گذار بر این نیاز حیاتی می تواند به ارتقای بهزیستی افراد و شناسایی جنبه های مثبت در افراد و تقویت آن ها در جهت پیشگیری و اعتلای سلامت روان کمک کند .با توجه به اهمیت شادی و نشاط در زندگی انسان به طوریکه بسیاری از روانشناسان اعتقاد دارند که با نشاط بودن یا به عبارتی سرزنده بودن بار روزانه را سبک می کند و نظر به اینکه شادکامی، عزت نفس و … جنبه های هیجانی مثبت هستند که تحت تأثیر محیط زندگی و شرایط جسمانی و روانی قرار دارند ( خا صه در افرادی که همچنان دارای وابستگی مالی و با توجه به سن دچار بحران هویت هستند، مانند دانش آموزان مقطع راهنمایی). و از آن جا که بررسی هایی که پیرامون شادی و نشاط صورت گرفته است به مراتب کمتر از تحقیقاتی است که در زمینه اضطراب و افسردگی انجام شده است. یافته های این پژوهش می تواند به دست اندر کاران تعلیم و تربیت کمک نماید تا در بازسازی محیط خانوادگی و آموزشگاهی و فراهم آوردن محیط مسرت بخش و مطلوب تربیتی و رفاهی و در صورت نیاز شرایط درمانی مناسب چه فردی و یا خانوادگی تلاش نمایند و و والدین با دانستن نوع سبک تربیتی (شیوه فرزند پروری) و سهم آن در افزایش شادمانی و عزت نفس این افراد و متعاقباً برخورداری از زندگی پر بار تر و لذت بخش تر در این دانش آموزان سهیم باشند.
از آن جا که مطالعه در مورد شیوه های صحیح فرزند پروری نحوه تعامل و روابط مناسب با فرزندان از مهمترین موضوعات برای روانشناسان کودک می باشد.. فرزند درخانه و در دامان والدین رشد می کند و آماده ورود به مرحله دیگری (دبستان) می شود. بی شک، بدون همراهی و همسازی دو نهاد خانواده و مدرسه، تربیت مطلوب بوقوع نمی پیوندد و اهداف متعالی نظام تعلیم و تربیت کشور محقق نمی شود از این رو خانه و مدرسه زمانی می توانند رسالت آموزشی و تربیتی خود را به نحو مطلوب انجام دهند که هریک شناخت تربیتی کافی داشته باشند و نقش های خود را با بصیرت ایفا نمایند(بهبودی،1387 ).مشکلات رفتاری کودکان از تعامل بین سرشت یا مزاج و عوامیل محیطی نشات می گیرد. به طور مثال در یک خانواده ممکن است فرزندان از نظر سرشتی و صفات شخصیتی با یگدیگر متفاوت باشنند کودکی که راحت و آرام است به سادگی دستورات و قوانین خانواده را می پردازد ولی کودکان دشوار و سخت در مقابل قوانین وضع شده توسط والدین را می ایستند وبه راحتی دستورات آنها را نمی پذیرند حالا چنانچه والدین نتوانند مدیریت صحیحی روی رفتار های این دسته از کودکان اعمال کنند چرخه معیوبی ایجاد می شود که در نهایت منجر به تقویت رفتارهای نامناسب و منفی در کودک و شکل گیری احساس افسردگی و ناامنی در والدین می گردد گرچه روش نا صحیح انضباطی تنها عامل ایجاد کننده مشکلات رفتاری در کودک نیست ولی والدین می توانند نقش بسیار مهمی در تشدید یا حذف رفتارهای پر خاشگرانه و ضد اجتماعی پرورش یافته، از بین بردن اعتماد به نفس کودک و رشد و ارتقاء سلامت روانی او ایفا نمایند (به نقل از عربگل 1387).
و با توجه به این که دانش آموزان در مقطع راهنمایی از لحاظ سنی در مرحله نوجوانی قرار دارند و دوره نوجوانی هم زمان است با دوره بلوغ; یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی. در دروه بلوغ، تغییرات گوناگونی در ابعاد شخصیتی نوجوان رخ می دهد که هر کدام به نوعی می تواند بر او اثر بگذارد و حتی گاهی شخصیّت او را دگرگون سازد. و با توجه به اینکه رفتن به مرحله نوجوانی نوعی گذر از وابستگی به روابط مستقل با والدین است، سبک ها ی تربیتی والدین می تواند نقش مهم و منسجمی را در کمک به کودکان برای مواجهه با این چالش بزرگ ایفا کند و با توجه به حرکت روان شناسی مثبت نگر در سا ل ها ی اخیر در مورد نقش این متغیرها در شادکامی، نیاز به پژوهش هرچه بیشتر پیرامون شناسایی و تعیین سهم هر یک از عوامل مؤثر بر شادکامی و عزت نفس کودکان از جنبه ها ی گوناگون ضروری به نظر می رسد. با توجه به مطالب ذکر شده و نقش سبک های تربیتی در شادکامی و عزت نفس دانش آموزان هدف از انجام این پژوهش تعیین سهم هریک از سبک ها ی فرزندپروری در پیش بینی شادکامی و عزت نفس دانش آموزان مقطع راهنمایی می باشد.
1-4 سئوالات پژوهش:
1-4-1 پرسش اصلی تحقیق (مسأ لۀ تحقیق):
آیا بین شیوه های تربیتی والدین و میزان شادکامی و عزت نفس دانش آموزان رابطه وجود دارد؟
1-4-2 سئوالات فرعی:
آیا بین شادکامی و عزت نفس دانش آموزان رابطه وجود دارد؟
آیا بین سبک تربیتی والدین و عزت نفس دانش آموزان رابطه وجود دارد؟

1-5 هدف پژوهش:
بررسی رابطه بین شیوه فرزند پروری والدین و شادکامی و عزت نفس دانش آموزان مقطع راهنمایی.
1-5-2 اهداف کاربردی:

بررسی رابطه بین شادکامی و شیوه های فرزند پروری والدین
بررسی رابطه بین عزت نفس و شیوه های فرزند پروری والدین
بررسی رابطه بین عزت نفس و شادکامی دانش آموزان
بررسی نقش جنسیت در شادکامی و عزت نفس دانش آموزان مقطع راهنمایی

1-6 فرضیه‏های تحقیق:

بین سبک تربیتی والدین و شادکامی دانش آموزان رابطه وجود دارد.
بین سبک تربیتی والدین و عزت نفس دانش آموزان رابطه وجود دارد.
بین عزت نفس و شادکامی دانش آموزان رابطه وجود دارد.
بین عزت نفس و شادکامی دانش آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.

1-7 تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی (به صورت مفهومی و عملیاتی):
1-7-1 تعاریف مفهومی:
سبک تربیتی( شیوه فرزند پروری):
منظور از شیوه‌های فرزند پروری، روش‌هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود به‌کار می‌گیرند و بیانگر نگرش‌هایی است که آن‌ها نسبت به فرزندان خود دارند و همچنین شامل معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع می کنند(دارلینگ و استنبرگ، 1993؛ به نقل از میرثانی، 1388).
شادکامی:
حالت روانی مثبت که با سطح بالای رضایت مندی از زندگی، سطح بالای عاطفه مثبت و سطح پایین عاطفه منفی مشخص می شود (پاشا شریفی و همکاران، 1387).
عزت نفس:
تعریف مفهومی عزت نفس :ارزشیابی فرد در مورد خود یا قضاوت فرد در مورد ارزش خود را عزت نفس می نامند ( کوپر اسمیت، 1967؛ به نقل از پورشافعی، 1370(.

1-7-2 تعاریف عملیاتی:

سبک تربیتی( شیوه فرزند پروری):
در این پژوهش منظور ازسبک تربیتی نمره ای است که فرد در پرسش نامه شیوه های فرزند پروری دیاناباوم ریند بدست می آورد.
شادکامی:
شادکامی عبارت است از نمره ای که فرد در پرسش نامه تجدید نظر شده آکسفورد (OHI) به دست می آورد.
عزت نفس:
عزت نفس عبارت است از نمره ای که فرد در پرسش نامه ی عزت نفس کوپر اسمیت به دست می آورد.

فصل دوم :
پیشینه تحقیق
ماهیت و مفاهیم
2-1 مقدمه:
در این فصل سعی بر آن شده است که به بیان مبانی نظری پژوهش و پیشینه آن پرداخته شود. بنابراین، ابتدا به بیان مبانی نظری شادکامی، عزت نفس و شیوه های فرزند پروری والدین پرداخته شده و سپس پژوهش های پیشین و مرتبط با موضوع پژوهش ارائه گردید.
2-2 شادکامی:

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شادکامی» از مهم‌ترین نیازهای روانی بشر است که تأثیر عمده‌ای بر شکل‌گیری شخصیت و سلامت روان دارد و همه انسان‌ها شادکامی را خود و برای افراد مورد علاقه‌شان می‌خواهند. از عهد باستان تا کنون به احساسات مثبت انسان از جمله شادکامی توجه شده است. افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود انسان اشاره می‌کند که عبارتند از: قوه عقل یا استدلال، احساسات و امیال. وی شادکامی را حالتی از انسان می‌داند که بین این سه عنصر، تعادل و هماهنگی وجود داشته باشد. ارسطو معتقد است دست‌کم سه نوع شادمانی وجود دارد؛ در پایین‌ترین سطح، شادی را همان لذّت می‌داند؛ در سطح بالاتر شادی همان موفقیت و کامیابی است و نوع سوم شادی از نظر ارسطو، شادی ناشی از معنویت است. وی معتقد است شادکامی حقیقی از ارضای امیال حاصل نمی‌شود، بلکه از انجام چیزی که از لحاظ اخلاقی ارزش انجام دادن دارد، یعنی از تجلّی فضیلت حاصل می‌شود. به اعتقاد جرمی بنتام شادکامی غیر قابل تشخیص از لذّت‌های جسمانی بوده، عبارت است از فعالیت‌هایی که افزایش آنها موجب لذّت و کاهش درد و ناراحتی‌ها می‌شود. فارابی معتقد است سعادت دنیوی و اخروی انسان با تحقق چهار نوع فضیلت به دست می‌آید که عبارتند از: فضیلت‌های نظری، فضیلت‌های فکری، فضیلت‌های اخلاقی و صناعات عملی. وی راه رسیدن به سعادت را داشتن ملکات اخلاقی دانسته، و خلق نیکو را اعتدال یا حد وسط افراط و تفریط می‏داند (امانیان، 1388).
برخی از پژوهش‌گران، شادکامی را حالت روانی مثبتی می‌دانند که با سطح بالای رضامندی کلی از زندگی، عاطفه مثبت و سطح پایین عاطفه منفی مشخص می‌شود. سلیگمن، رشید و پارک، مفهوم شادکامی را در سه مؤلفه جای داده است: الف) هیجان‌های مثبت (زندگی بانشاط)؛ ب) تعهد (زندگی درگیرانه یا زندگی خوب؛ ج) معناداری (زندگی با معنا). سلیگمن معتقد است بر اساس پژوهش‌های چند سال اخیر، ثابت شده است شادکامی عامل پدیدآورنده منافعی به مراتب بیشتر از صِرف احساس خوبی داشتن است؛ افراد شادکام، سالم‌تر و بسیار موفق‌ترند و درگیری و تعهد اجتماعی بیشتری دارند (آذربایجانی و علی محمدی، 1388).

2-2-1 حساس شادکامی و خوشبختی در زندگی:
هیچ چیز مثل زندگی مثبت‌نگرانه نمی‌تواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسان هایی که احساس خوشبختی می‌کنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سروکار دارند و اجازه نمی‌دهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی می‌کنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی می‌کنند. افکار روزانه

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *