روش تحلیل اهمیت-عملکرد

این مدل توسط مارتیا و جیمز[۱] ارائه گردیده است (اسکیلسون و همکاران، ۲۰۰۶). اهمیت فزاینده مدل تحلیل اهمیت-عملکرد در آسیب شناسی و مشخص نمودن نقاط قوت و ضعف سیستم، و کارایی آن در شناخت اولویت ها و راهبردهای بهبود، موجب شده مدل مذکور در زمینه های مختلف، به کار گرفته شود (اسکیلسون و همکاران، ۲۰۰۶). مدل تحلیل اهمیت-عملکرد به لحاظ مفهومی، یک مدل چند شاخصه[۲] است. به منظور کاربرد این مدل، می بایست شاخص هایی که قرار است تحلیل شوند مشخص گردند. در واقع اثربخشی مدل اهمیت – عملکرد شدیدا وابسته به شاخص ها یا مولفه های تحلیلی[۳] آن است (اسکیلسون و همکاران، ۲۰۰۶).

در مدل تحلیل اهمیت-عملکرد هر شاخص از دو بعد اهمیت و عملکرد مورد سنجش قرار می گیرد. به زعم بارسکی، درجه اهمیت پایین تر، احتمالا نشان دهنده نقش کمتر شاخص در کیفیت است در حالی که درجه اهمیت بالاتر، نمایانگر نقش حساس و مهم آن شاخص در تعیین کیفیت است (پرداختچی ،۱۳۹۰).

به زعم اسلک، در مدل تحلیل اهمیت – عملکرد  سنجش شاخص ها می تواند در مقیاس ۵ ، ۷ یا ۹ درجه ای لیکرت صورت گیرد (کیچارون ، ۲۰۰۴)، داده های مربوط به میزان اهمیت و سطح عملکرد هریک از آنها با بهره گرفتن از پرسشنامه جمع آوری می شود. برای این منظور از خبرگان در مورد هر شاخص دو سوال پرسیده می شود: شاخص مورد سوال چقدر مهم است و عملکرد در شاخص مورد نظر در چه سطحی قرار دارد (کیچارون ، ۲۰۰۷).

  • تشکیل ماتریس اهمیت-عملکرد

از آنجا که تحلیل جداگانه داده های بعد عملکرد و بعد اهمیت، مخصوصا هنگامی که هر دو مجموعه داده ها، همزمان مورد مطالعه قرار می گیرند ممکن است معنی دار نباشد، لذا داده های مربوط به سطح اهمیت و سطح عملکرد شاخص ها، بر روی یک شبکه دو بعدی که در آن، محور Y نشانگر بعد اهمیت و محور X نشانگر بعد عملکرد است نمایش داده می شوند. این شبکه دو بعدی، ماتریس اهمیت – عملکرد نامیده می شود. نقش ماتریس اهمیت – عملکرد که در واقع از چهار قسمت یا ربع تشکیل شده و در هریک، استراتژی خاصی قرار دارد کمک به فرایند تصمیم گیری است. از این ماتریس برای شناخت درجه اولویت شاخص ها جهت بهبود استفاده می شود. تشکیل ماتریس اهمیت – عملکرد مبتنی بر قواعد معیینی است. به منظور ترسیم ماتریس اهمیت – عملکرد هریک از محور ها به دو نیمه تقسیم می شوند. با انجام این کار از نقطه تقاطع استفاده می گردد (نیل و همکاران،۲۰۰۴). نقطه تقاطع مختصات محل تقاطع خطوطی است که ماتریس اهمیت – عملکرد را به چهار ربع تقسیم میکند. این خطوط، خطوط ربعی نام دارند. به منظور تعیین مختصات تقاطع خطوط ربعی، دو رویکرد وجود دارد. در رویکرد مقیاس محور[۴]، نقطه تقاطع در مرکز مقیاسی که به کار گرفته شده است قرار می گیرد. مثلا اگر مقیاس مورد استفاده مقیاس پنج درجه ای لیکرت[۵] باشد نقطه تقاطع سه خواهد بود. در رویکرد داده محور[۶] نقطه تقاطع در مرکز داده ها قرار دارد، لذا برای تعیین نقطه تقاطع، از میانگین یا میانه استفاده می شود. در رویکرد داده محور به جای سطح مطلق سطح نسبی میزان اهمیت و عملکرد شاخص ها تعیین می شود. در روش فوق از میانگین برای تعیین نقطه تقاطع، جهت ایجاد یک ماتریس چهار ربعی استفاده به عمل می آید. برای محاسبه میانگین ، میانگین کل داده های مربوط به هریک از محور ها، محاسبه می گردد. به عبارت دیگر، میانگین کل سطح عملکرد کلیه شاخص ها مبنای تقسیم محور X به دو نیمه می باشد. به همین ترتیب بر اساس میانگین کل درجه اهمیت کلیه شاخص ها، محور Y نیز به دو نیمه تقسیم میشود. البته نتیجه این دو نیمه کردن ضرورتا دو نیمه مساوی نخواهد بود مثلا اگر مقیاس سنجه مولفه ها مقیاس پنج درجه ای لیکرت باشد و مقیاس کل سطح عملکرد کلیه مولفه ها عدد چهار باشد محور x از نقطه چهار به دو نیمه تقسیم می شود و بدیهی است که این دو نیمه با هم برابر نخواهند بود (اسکیلسون و همکاران، ۲۰۰۶).
بدین ترتیب صرف نظر از اینکه از چه روشی برای دو نیمه کردن محور ها استفاده می شود هریک از محور ها به دو قسمت بالا و پایین تقسیم می شوند. به منظور متوازن ساختن شکل ماتریس اهمیت – عملکرد معمولا مدرج نمودن محور های مربوط به سطح عملکرد و سطح اهمیت، بر اساس دامنه هایی که میانگین های مربوط به آن دامنه ها توزیع شده اند انجام می گیرد. به عنوان مثال اگر کوچکترین و بزرگترین میانگین مربوط به سطح اهمیت، بین ۴ تا ۵ باشد و دامنه توزیع میانگین های مربوط به سطح عملکرد بین ۵/۲ تا ۵ باشد. درجه بندی محورY از چهار الی پنج خواهد بود و محور X از ۵/۲  تا ۵ مدرج می گردد. بنابر این ممکن است نقطه شروع محور X با نقطه شروع محور Y با هم تفاوت داشته باشد. در هر حال اندازه و طول محور ها باید به گونه ای باشد که همه شاخص ها را پوشش دهد (اسکیلسون و همکاران، ۲۰۰۶).

 

 

  • تحلیل ماتریس اهمیت-عملکرد
عملکرد بالا
عملکردپایین

در مدل تحلیل اهمیت-عملکرد از میانگین داده های مربوط به سطح عملکرد و میانگین داده های مربوط به درجه اهمیت هریک از شاخص ها، برای تعیین مختصات هر شاخص و نمایش آن در ماتریس اهمیت-عملکرد استفاده می شود. به این ترتیب با جفت شدن این دو مجموعه از مقادیر هریک از شاخص ها در یکی از چهار ربع ماتریس اهمیت-عملکرد قرار می گیرد. در ربع اول (Q1) اهمیت شاخص ها بالا لیکن اهمیت آنها پایین است. این ربع نشان دهنده آن است که شاخص های واقع شده در این ناحیه نیازمند به اقدام اصلاح فوری بوده و از این لحاظ در اولویت بالایی قرار دارند. ربع دوم (Q2) نشان دهنده اهمیت و عملکرد بالاست و بیانگر آن است که شاخص های موجود در این ناحیه در وضعیت نسباتا مطلوب بوده و باید این وضعیت تداوم یابد. در ربع سوم (Q3) اهمیت و عملکرد هر دو پایین است. لیکن این شاخص ها برای سیستم تهدید کننده نبوده و نیازمند به اصلاح فوری نیستند. نهایتا ربع چهارم (Q4) نشان دهنده اهمیت پایین و عملکرد بالاست که بیانگر نقاط قوت غیر مهم است و احتمالا تلاش ها و منابع صرف شده در اینجا بهتر است در جای دیگر تمرکز یابد (اسکیلسون و همکاران، ۲۰۰۶).

شکل۳- ۱ ماتریس اهمیت – عملکرد
Q1 :منطقه ضعیف-میزان اهمیت بالا و میزان عملکرد پایین جهت اقدام اصلاحی این شاخص ها در اولویت می باشند.

Q2 :منطقه قابل قبولرضایت در این شاخص ها وجود دارد.

Q3 :منطقه بی تفاوتی علی رقم نا مطلوب بودن وضعیت ،این شاخص ها در اولویت نیستند.

Q4 :منطقه اتلاف-تلاش ها در شاخص هایی صرف شده که چندان اهمیت ندارند.

 

 

 

راهبرد های فوق راهبردهای کلی هستند مخصوصا در ربع های دوم و سوم، در صورتی که سطح عملکرد شاخص از درجه اهمیت آن به طور معنی داری پایین تر باشد انجام اقدام اصلاحی اگرچه در اولویت قرار ندارد لیکن لازم است. از سوی دیگر هرگاه مختصات یکی از شاخص ها دقیقا بر روی یکی از خطوط ربعی قرار گیرد استفاده از حاصل تفریق عملکرد از اهمیت برای اتخاذ راهبردی مناسب ضروری خواهد بود. در مدل اهمیت-عملکرد برای نشان دادن اینکه کجا عدم هماهنگی وجود دارد بر اساس رابطه (اهمیت-عملکرد)، تفریق میانگین نمرات عملکرد هر شاخص از میانگین نمرات اهمیت آن محاسبه می شود. سپس با بهره گرفتن از آزمون t همبسته[۷]، معنی داری تفاوت مشاهده شده بین میانگین اهمیت و میانگین عملکرد هر مولفه، آزمون می گردد. هرگاه تفاوت معنی دار و جهت تفاوت منفی باشد، نشان دهنده آن است که سطح عملکرد مولفه، از وضعیت ایده آل سطح اهمیت مولفه، فاصله دارد (پرداختچی و همکاران، ۱۳۹۰). حکم کلی آن است که تفریق میانگین عملکرد از میانگین اهمیت برابر با صفر باشد، در غیر این صورت باید اقدام اصلاحی صورت گیرد. مخصوصا در شاخص هایی که تفریق میانگین عملکرد از اهمیت منفی است وضعیت نا مطلوب تر است  (اسکیلسون و همکاران، ۲۰۰۶).

 

  • ۳-۷-۲- روش تحلیل سلسله مراتبی

فرایند تحلیل سلسله مراتبی یکی از روش های تصمیم گیری به کمک شاخص های چندگانه[۸] است   که به منظور تصمیم گیری و انتخاب یک گزینه از میان گزینه های متعدد تصمیم، با توجه به شاخص هایی که تصمیم گیرنده مشخص می کند، به کار می رود. این روش در سال ۱۹۸۰ به همت توماس ساعتی ابداع گردید. فرایند تحلیل سلسله مراتبی منعکس کننده رفتار طبیعی و تفکر انسانی است. این تکنیک مسائل پیچیده را بر اساس آثار متقابل آنها مورد بررسی قرار می دهد و آنها را به شکلی ساده تبدیل کرده و به حل آن می پردازد (مهرگان، ۱۳۸۳).

این تکنیک بر اساس اصول بدیهی بنا شده است که عبارتند از:

  • شرط معکوس: اگر ترجیح عنصر A بر عنصر B برابر i باشد؛ ترجیح عنصر B بر عنصر A برابر خواهد بود.
  • اصل همگنی: عنصر A و B باید همگن و قابل مقایسه باشند. به بیان دیگر، برتری عنصر A بر عنصر B نمی‌تواند بی‌نهایت یا صفر باشد.
  • اصل وابستگی: هر عنصر سلسله مراتبی به عنصر سطح بالاتر خود می‌تواند وابسته باشد و به صورت خطی این گونه وابستگی تا بالاترین سطح می‌تواند ادامه داشته باشد.
  • اصل انتظارات: هر گاه تغییری در ساختمان سلسله مراتبی رخ دهد، فرآیند ارزیابی باید مجدداً انجام شود (اخروی، ۱۳۸۹).

همچنین فرآیند تحلیل سلسله مراتبی دارای پنج مرحله است که عبارتند از:

  • مدل سازی مساله تصمیم
  • مقایسه اهمیت و ارجحیت
  • محاسبه وزن های نسبی
  • بررسی سازگاری منطقی قضاوت‌ها (مهرگان، ۱۳۸۳).

 

  • مدل سازی مساله تصمیم

فرایند تحلیل سلسله مراتبی نیازمند شکستن یک مساله تصمیم با چندین شاخص به سلسله مراتبی از سطوح است. سطح اول بیانگر اهداف اصلی فرایند تصمیم گیری است. سطح دوم نشان دهنده شاخص های عمده و اساسی است (که ممکن است به شاخص های فرعی و جزئی تر در سطح بعدی شکسته شود). سطح سوم گزینه های تصمیم را ارائه می کند (مهرگان، ۱۳۸۳)

 

  • مقایسه اهمیت و ارجحیت

بعد از مدل سازی سلسله مرتبی مساله تصمیم، تصمیم گیرنده باید عناصر (شاخص یا گزینه) های هر سطر را نسبت به عنصر مربوط به خود در سطح بالاتر و به صورت دو به دو مقایسه و وزن آنها را محاسبه کند. این کار باید با بهره گرفتن از مجموعه ماتریس هایی که به طور عددی اهمیت یا ارجحیت نسبی شاخص ها را نسبت به یکدیگر مقایسه و هر گزینه تصمیم را با توجه به شاخص ها نسبت به سایر گزینه ها اندازه گیری می نماید، انجام شود. این کار با انجام مقایسه دو به دوی عناصر تصمیم (مقایسه زوجی) از طریق تخصیص امتیازات عددی که نشان دهنده ارجحیت یا اهمیت بین دو عنصر تصمیم است، صورت می گیرد. وزن محاسبه شده را وزن نسبی می نامند. برای این کار معمولا از مقیاس های جدول شماره ۳-۱ برای مقایسه گزینه ها یا شاخص های iام نسبت به گزینه ها یا شاخص های jام استفاده می شود (مهرگان، ۱۳۸۳).

جدول۳- ۱تعاریف مقیاس های مقایسه گزینه ها، (منبع: مهرگان، ۱۳۸۳)

فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

امتیاز تعریف توضیح
۱ اهمیت مساوی در تحقق هدف دو معیار اهمیت مساوی دارند
۳ اهمیت اندکی بیشتر برای تحقق هدف‌، اهمیت i بیشتر از j است (کمی بیشتر)
۵ اهمیت بیشتر برای تحقق هدف‌، اهمیت i بیشتر از j است (بیشتر)
۷ اهمیت خیلی بیشتر برای تحقق هدف‌، اهمیت i خیلی بیشتر از j است (خیلی بیشتر)
۹ اهمیت مطلق برای تحقق هدف‌، i نسبت به j اهمیت مطلق دارد (مطلق)
۸و۶و۴و۲ مقادیر بینابین هنگامی که حالت‌های میانه وجود دارد

 

[۱] J.A.Martila & J.C.James

[۲] Multi – Attribute Model

[۳] Analytical Components

[۴] Scale-Centered Aproach

[۵] Likert

[۶] Data-Centered Aproach

[۷] Paired-Sampels T Test

[۸] MADM: Multiple Attribute Decision Making