منبع پایان نامه ارشد درباره منشور ملل متحد

نکته مهم : برای دانلود متن کامل فایل پایان نامه ها به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
<![CDATA[ این ادعای خود سه دلیل را ذکر می کنند:
توسعه به عنوان پادزهری برای تهدیدات جدی امنیت انسانی از جمله فقر، بیماری های عفونی و تخریب محیط زیست – که هر یک میلیون ها قربانی در سال به جای می گذارد- ضروری است؛
توسعه یک عنصر کاملاً ضروری برای دولت هایی است که توانایی اعمال حاکمیت مسئولانه خود را دارند.
همان گونه که تحقیقات در مورد رابطه فقر و جنگ داخلی نشان می دهد، “توسعه” بهترین وسیله برای یک استراتژی دراز مدت جهت جلوگیری از مخاصمات مرگبار است (موسی زاده، ۱۳۸۹، ۱۵۴ – ۱۵۱).
۳-۴- نقش سایر نهادهای چند جانبه در هنجارسازی
هرچند که سازمان ملل و به ویژه دو رکن مجمع عمومی و شورای امنیت آن به اشکال گوناگون بیشترین نقش و سهم را در هنجارسازی داشته اند اما از نقش و عملکرد سایر سازمان های بین المللی و نهادهای چندجانبه نیز نیابد غافل بود. مطمئناً بررسی و تشریح نقش و عملکرد همه سازمان ها و نهادهای چند جانبه در این پایان نامه امکان پذیر نمی باشد. از اینرو، سعی کرده ایم در ادامه نوشتار حاضر نقش و عملکرد چند نهاد و سازمان برگزیده در حوزه هنجارسازی را به اختصار شرح دهیم. البته در فصل بعدی نیز در خلال مباحث به نقش این نهادها اشاره شده است.
۴-۴-۱- جنبش عدم تعهد۷۴
شرایط ویژه بین المللی پس از شروع جنگ سرد و تقسیم جهان به دو قطب شرق و غرب خطرات ناشی از تضاد ایدئولوژیک این دو قطب موجب شد تا زمینه برای شکل گیری سیاستی نوین تحت عنوان عدم تعهد توسط گروه نسبتاً بزرگی از کشورها به منظور خودداری از قرار گرفتن در هر یک از دو قطب و سازماندهی برای رفع تشنج های بین المللی و حفظ صلح و امنیت و رفاه ملل جهان براساس اصول همزیستی مسالمت آمیز فراهم شود. به دنبال اظهارنظرهای پراکنده رهبران تعدادی از کشورهای آسیاسی و آ،ریقایی، در کنفرانسی به عنوان کنفرانسی کشورهای آسیایی و آفریقایی در باندونگ اندونزی در تاریخ ۱۸ آوریل ۱۹۵۵ (۲۸ فروردین ۱۳۳۴) تشکیل شد؛ رهبران ۲۹ کشور که عموماً از مستعمره های تازه استقلال یافته بودند، با پیشگامی رهبران هند (جواهر لعل نهرو)، اندونزی (سوکارنو)، یوگسلاوی (مارشال تیتو)، مصر (جمال عبدالناصر)، غنا (قوام نکرومه) و الجزایر (احمد ین بلا) فکر ایجاد تشکل کشورهای غیر وابسته به قدرتها را در چارچوب گروهی که قصد آنها ثبات سیاسی، اقتصادی و حفظ و حراست از فرهنگ و باور خود به دور از هرگونه جهت گیری ابرقدرتها بود، در بیانیه باندونگ پایه ریزی کردند. در جلسات مقدماتی در قاهره در ۵ – ۱۲ ژوئن ۱۹۶۱ (۱۶-۲۳ خرداد ۱۳۴۰) اصول و اهداف و شرایط عضویت در جنبش عدم تعهد مورد توافق قرار گرفت؛ بر همین اساس با برگزاری اولین اجلاس سران در بلگراد در سپتامبر ۱۹۶۱ (شهریور ۱۳۴۰) با حضور ۲۵ کشور عدم تعهد پا به عرصه وجود گذاشت (تقی زاده، ۱۳۸۰، ۶۹).
اهداف اولیه جنبش عدم تعهد بر مبنای مفاهیمی همچون استقلال ملی، تصمیم گیری مستقل، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی، مخالفت با آپارتاید، عدم پایبندی به پیمان های نظامی چند جانبه، استقلال از قدرت های بزرگ و رقابت میان آنها، مقابله با استعمار نو، اشغال و سلطه خارجی، خلع سلاح، عدم مداخله در امور داخلی کشورها و همزیستی مسالمت آمیز میان کلیه کشورها استوار بوده است؛ که در این میان موضوعاتی همچون استعمارزدایی و مبارزه با مسابقه تسلیحاتی به دلیل اهمیت فوق العاده آن در زمان تاسیس جنبش محورهای اصلی آن در ابتدای تاسیس به شمار می رفتند.
جنبش عدم تعهد با افزایش کشورهای تازه استقلال یافته طی دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی گسترش فوق العاده ای یافته و همزمان به دلیل اختلافات شدید جنگ سرد و با بهره برداری از شرایط ازیک سو و مشکلات و مواضع مشترک اعضا در موضوعاتی همچون آپارتاید و مسابقه تسلیحاتی از سوی دیگر نقش سیاسی قابل توجهی در سطح بین الملل یافت. با پایان جنگ سرد، دوران جدیدی در حیات جنبش – که همراه با طرح چالش هایی در مورد ماهیت و علت وجودی جنبش بود – آغاز شد؛ تا حدی که برخی دولت های غرب گرای عضو جنبش که توهم نظم جدید بین المللی را باور نموده بودند؛ خواهان انحلال جنبش و پیگیری منافع مشترک اقتصادی اعضای در حال توسعه آن در چارچوب گروه ۷۷ گردیدند. چالش های جدید دوران انتقالی پس از جنگ سرد به ویژه تلاش های غربی در حوزه هنجارسازی و مداخله جویی، ضرورت ائتلاف، هماهنگی و همکاری میان اعضای جنبش عدم تعهد را آشکار ساخت. البته با پایان جنگ سرد و وقوع تحولات جدید بین المللی، جنبش عدم تعهد مانند سایر نهادهای چند جانبه ناگزیر به بازتعریف هویت و نقش خود در نظام بین المللی بود.
جنبش عدم تعهد با عضویت ۱۲۰ کشور جهان بزرگترین نهاد چند جانبه پس از سازمان ملل متحد در نظام بین المللی محسوب می شود؛ که به دلیل تنوع جغرافیایی، فرهنگی، زبانی، اقتصادی و سیاسی در نوع خود کم نظیر است.
جتبش عدم تعهد در دوران جنگ سرد و در شرایط انتقالی پس از آن فراز و نشیب های گوناگونی را پشت سر گذاشته و علی رغم برخی توفیق ها، در بسیاری موارد فاقد ساز و کار و انسجام داخلی مناسب برای تاثیرگذاری بسزا در سطح بین المللی بوده است. مهمترین مانع کارآیی جنبش، از بزرگترین نقطه قوت آن یعنی گستردگی اعضا ناشی می شود. در حال حاضر ۱۲۰ کشور از نقاط مختلف جهان، با درجات مختلف توسعه اقتصادی و فنی و نظام های متفاوت ارزشی و سیاسی
در درون جنبش گرد هم آمده اند؛ که طبیعتاً جز در موارد ویژه و خاص منافع مشترک نداشته و حتی در بسیاری از موضوعات گرازش های متفاوت و منافع متضادی دار
ند. آنچه کماکان تداوم این تشکل را توجیه می نماید، نیاز کشورهای جهان سوم به یک ائتلاف هر چند نامنسجم سیاسی است؛ که بتواند از ابزار مشروعیت جمعی که این کشورها به دلیل تعداد فراوانشان از آن بهره می برند، در جهت تعدیل قدرت آمریکا و غرب در حوزه هایی که از سوی اکثریت غریب به اتفاق اعضای جنبش عدم تهد تهدید شناخته می شوند، استفاده کند. برای نمونه جنبش عدم تعهد توانست در اجلاس سران مجمع عمومی ملل متحد در سال ۲۰۰۵ میلادی از تصویب پیشنهاد دبیر کل که ماده ۵۱ منشور ملل متحد را بنحوی باز تفسیر کرده بود که قانونی شدن تلویحی اقدام پیشگیرانه را بدنبال داشت جلوگیری کند. با توجه اهمیتی که اصل ممنوعیت توسل به زور برای کشورهای در حال توسعه به منظور محدود ساختن قدرت های بزرگ در تهدید و استفاده از زور و ارعاب برای پیشبرد اهدافشان دارد، این توفیق یک نمونه ازمزایای حفظ جنبش عدم تعهد برای کشورهای عضو به رغم کاستی های آن به شمار می رفت (ظریف و سجادپور، پیشین، ۴۸۴ – ۴۸۵).
۳-۴-۲- سازمان همکاری اسلامی
سازمان کنفرانس اسلامی۷۵ – که از ۷ تیر ۱۳۹۰ به سازمان همکاری اسلامی۷۶ تغییر نام داد – به ابتکار مشترک عربستان، مراکش و ایران، به دنبال ایجاد حریق در مسجد الاقصی و به منظور پاسخگویی به احساسات شدید در کشورهای اسلامی ازیک سو و جلوگیری از استفاده رهبران انقلابی جهان عرب همچون جمال عبدالناصر از این احساسات با برگزاری نشست سران دولت های مسلمان در رباط (مراکش) در سپتامبر ۱۹۶۹ (شهریور ۱۳۴۸) قدم به عرصه وجود گذاشت. سازمان رسماً در ماه مه ۱۹۷۱ (خرداد ۱۳۵۰) همزمان با عملیاتی شدن دبیرخانه و متعاقب کنفرانس وزرای امور خارجه در جده در مارس ۱۹۷۰ (اسفند ۱۳۴۸) و کنفرانس وزرای خارجه در کراچی (پاکستان) دسامبر ۱۹۷۰ (آذر ۱۳۴۹) با عضویت ۲۵ کشور تاسیس شد. منشور سازمان همکاری اسلامی سند اصلی سازمان محسوب می شود؛ که با موفقیت اکثریت دولت های عضو در اجلاس سوم وزیران امور خارجه در جده در مارس ۱۹۷۲ (۵۱-۱۳۵۰) تصویب شد و پس از آن شکل اجرایی به خود گرفت. منشور سازمان پس از مذاکرات چندین ساله و تلاش های کارشناسی کسترده نهایتاً در کنفرانس یازدهم سران در سنگال مورد بازنگری وسیع قرار گرفت. (آقایی، ۱۳۸۴، ۱۵۲).
سازمان همکاری اسلامی به دلیل آتش سوزی در مسجد الاقصی و در واقع در جهت حمایت از مسلمانان فلسطین تشکیل گردید، و لذا براساس منشور سازمان، دبیرخانه آن باید در بیت المقدس ایجاد شود؛ و جده تنها میزبان موقتی دبیرخانه سازمان است. بنابراین به طور طبیعی بیشترین گرایش سیاسی و تبلیغاتی سازمان همواره بر موضوع فلسطین و مسائل مرتبط با آن متمرکز بوده است. البته به دلیل سیاست ها و وابستگی های دولتهای موسس، اقدام قابل ملاحظه ای توسط سازمان همکاری اسلامی در این حوزه به عمل نیامده، و تلاش های سازمان بیشتر حول هماهنگی مواضع اعضا در زمینه های مربوط به فلسطین در سازمان ملل متحد و سایر مجامع بین المللی خلاصه شده است. اما در حوزه سیاسی، به رغم ناکامی سازمان همکاری اسلامی در موضوع فلسطین، فاجعه کشتار مسلمانان در بوسنی هرزگوین در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی و فراهم شدن امکان همسو شدن کلیه گرایش های سیاسی متفاوت در داخل این سازمان حول محور دفاع از مسلمانان بوسنی، موضوع مناسبی برای ایجاد وحدت و نقش آفرینی توسط سازمان کنفرانس اسلامی وقت ایجاد نمود و باعث شد که سازمان بتواند با تشکیل گروه تماس کنفرانس اسلاکی در خصوص بوسنی و هرزگوین برای نخستین بار در سطح جهانی موفقیت هایی را برای کشورهای عضو در پیگیری و پیشبرد نقطه نظرات خود فراهم نماید؛ تا جایی که گروه تماس کنفرانس اسلامی در کنار کشورهای ذی نفوذ غربی در این موضوع به نقش آفرینی پرداخت.
حوزه دیگری که کشورهای اسلامی در قالب سازمان در آن مواضع هماهنگ و نسبتاً تاثیرگذار در سطح بین المللی اتخاذ نموده اند، مسائل اجتماعی و فرهنگی است؛ با شکل گیری کنفرانس های متعدد دهه ۱۹۹۰ میلادی و تلاش هماهنگ غرب برای هنجارسازی جهانی براساس معیارهای و ارزش های جوامع خود، کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی ناگزیر از استفاده از تشکل خود به منظور کاهش آثار و تاثیرگذاری بر روند هنجارسازی توسط کشورهای غربی شده و توانسته اند از طریق ائتلاف سازی میان خود و در برخی موارد همراه با سایر تشکل های دین محور همچون کشورهای کاتولیک به رهبری واتیکان از تصویب هنجارهای مخالف باورهای مشترک دینی از جمله درزمینه سقط جنین جلوگیری نمایند. سازمان همکاری اسلامی همچنین در کمیسیون حقوق بشر سابق و شورای حقوق بشر فعلی یک ائتلاف شناخته شده و موثر قلمداد می شود (یف و سجادپور، پیشین، ۴۸۹).
۳-۴-۳- سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)۷۷
ائتلاف آتلانتیک بر مبنای امضای موافقتنامه امنیت جمعی موسوم به پیمان آتلانتیک شمالی به عنوان ائتلاف سیاسی و نظامی گروهی از کشورهای اروپایی مرکب از فرانسه، هلند، نروژ، بریتانیا، ایتالیا، ایسلند، دانمارک، لوکزامبورگ، پرتغال و بلژیک و نیز کاناد و آمریکا در تاریخ ۴ آوریل ۱۹۴۹ (۱۵ فروردین ۱۳۲۸) در واشنگتن تشکیل شد. هدف از تشکیل این ائتلاف، ایجاد امنیت مشترک برای اعضا از طریق همکاری ورایزنی در زمینه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و نیز حوزه های علمی، زیست محیطی و سایر جنبه های غیر نظامی بود.
ناتو از جمله نهادهای چند جانبه است که در آن تصمیمات به صورت مشترک و با اتفاق آراء اتخاذ می گردد؛ و لذا مخالفت هر عضو به لحاظ ماهیت سازمان مانع از اتخاذ تصمیم می شود. ناتو متعهد به
دفاع از اعضای خود در برابر تجاوز و تهدید به تجاوز است، چرا که براساس ماده ۵ پیمان حمله به یک یا چند عضو آن حمله علیه تمامی اعضا قلمداد می شود. ناتو دارای ارکان و نهادهای متعددی است؛ که هریک از آنها نقش مهمی در فرایند مشورتی و تصمیم گیری ایفا می کنند. از جمله این ارکان می توان به شورای آتلانتیک شمالی، کمیته برنامه ریزی دفاعی، گروه برنامه ریزی هسته ای، کمیته نظامی، و دبیرخانه بین المللی اشاره کرد.
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) متعاقب خاتمه جنگ سرد و وقوع برخی حوادث و تحولات جهانی نظیر فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و انحلال پیمان ورشو در ۱۹۹۱ – به دلیل از دست دادن فلسفه وجودی خود – جهت پیگیری اهداف خود با چالش ها و بحران هایی مواجه شد. در این شرایط، طرفداران تداوم حیات و فعالیت ناتو برای دهه های آتی بر لزوم انطباق ناتو با محیط امنیتی جدید تاکید]]>