منابع و ماخذ پایان نامه نقش برجسته

<![CDATA[ بدان اعتقاد داشته باشند.
مؤلفهی عواطف دینی: که ناظر بر عواطف و احساسات پیروان یک دین، با جوهری ربوبی، همچون خدا یا واقعیتی غایی ویا اقتداری متعالی است. نکته مهم : برای دانلود متن کامل فایل پایان نامه ها به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
مؤلفهی رفتارهای دینی: که انتظار میرود پیروان یک دین آن ها را به جای آورند و شامل اعمالی چون نماز، روزه، شرکت در آیین های دینی و…. است.
شادمانی:
شادمانی نوعی ارزشیابی مثبت است که فرد از خود وزندگی اش دارد (دانیر،۲۰۰۲) و مواردی از قبیل رضایت از زندگی، هیجان وخلق مثبت، فقدان افسردگی واضطراب را شامل میشود وجنبههای مختلف آن نیز به شکل شناخت ها وعواطف است(دانیر وساه،۱۹۹۸).
آیزنک(۱۹۹۰)؛ ترجمه فیروز بخت وبیگی، (۱۳۷۵) شادمانی را مجموع لذتها، منهای دردها وترکیبی از حد اکثر عاطفه ی مثبت به اضا فهی حداقل عاطفهی منفی معرفی می کند.
احساس شادمانی: به معنی وسیع کلمه هر نوع حالت هوشیاری را گویند و به معنای اختصاصی یک حالت انفعالی نامعینی است که میتواند ایجاد کنندهی یک حالت نیاز باشد (منصورو همکاران، ۱۳۶۳،ص۳۴).
تجربه شادمانی : پیاژه تجربه را تأثیر متقابل بین محرک ها (بیرونی و درونی) و یادگیرنده میداند (سیف،۱۳۸۵،ص۳۴). و هگل تجربه را چگونگی حصول شناخت میداند (کمالی نژاد، ۱۳۸۰، ص۲۴۱).
تعاریف عملیاتی متغیرها:
هویت دینی:
در این پژوهش هویت دینی در سه مقولهی اعتقادات دینی، عواطف و احساسات دینی و انجام رفتارهای دینی منظور میشود. و هویت دینی نمره ای است که فرد در پرسشنامهی محقق ساخته کسب می کند.
اعتقادات دینی: در این پژوهش سطح اعتقادی نمرهای است که دانشجو از گویه های۱۰تا۱ پرسشنامه محقق ساختهی هویت دینی کسب می کند.
عواطف و احساسات دینی: در این پژوهش نمرهای است که دانشجو از گویههای ۲۰تا۱۱ پرسشنامه محقق ساختهی هویت دینی کسب می کند.
رفتارهای دینی: در این پژ وهش نمره ای است که دانشجو از گویههای ۳۱تا۲۱ پرسشنامه محقق ساخته هویت دینی کسب می کند.
شادی:
منظور از شادی نمره ای است که فرد در پرسشنامهی شادمانی مونش کسب میکند.
احساس مثبت: در این پژوهش نمره ای است که دانشجو از گویه های ۱۰-۴-۳-۲-۱ پرسشنامهی مونش کسب می کند.
احساس منفی: در این پژوهش نمره ای است که دانشجو از گویه های ۹-۸-۷-۶-۵ پرسشنامهی مونش کسب می کند.
تجربه مثبت: در این پژوهش نمرهای است که دانشجو از گویههای ۲۴-۲۳-۲۱-۱۹-۱۵-۱۴-۱۲ پرسشنامه مونش کسب میکند.
تجربه منفی: در این پژوهش نمره ای است که دانشجو از گویه های ۲۲-۲۰-۱۸-۱۷-۱۶-۱۳-۱۱ پرسشنامه مونش کسب می کند.
دانشجویان: مقصود افرادی هستند که در سال تحصیلی ۹۰-۸۹ ۱۳در دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان نجف آباد مشغول به تحصیل بودند.

مبانی نظری تحقیق:
مقدمه:
دین و هویت دینی با ارائه ی یک چارچوب جامع برای تفسیر وقایع، ونیز ارائه ی پاسخ های مشخص و قانع کننده ای برای پرسش های وجودی مانند از کجا آمده ام و به کجا می روم، تفسیری همه جانبه از حیات انسانی در اختیار می گذارد و خلاء زندگی را با ایجاد معنا برای لحظه لحظه ی آن برطرف می کند. دین به افراد نوعی احساس کنترل و کار آمدی می بخشد. سلامت بخش ترین جنبه ی دین، توانایی آن در فرو کاستن از تنیدگی وجودی از رهگذر اعطای یک احساس کنترل بر این دنیای نا مطمئن و هراس انگیز است؛ این احساس کنترل از راه باور به حضور یک قدرت برتر و شکوهمند فراهم می شود که اراده و اختیار دارد و می تواند از جانب ما مداخله کند. دین در جایگاه یک نظام مرجع با طرح هدفمندی حیات، مرگ را نقطه ی پایان زندگی نمی داند و آن را همچون گذرگاهی برای عبور به جهانی با شکوه تر، پذیرفتنی می سازد. این توانایی دین در کاستن از غم های وجودی و مرتبط کردن ما با یک نیروی قدرتمند معنوی، در بردارنده ی بزرگترین هدیه به انسان هاست. برای یک فرد معتقد، همانا این هدیه امید و آرامش است. باور و ایمان به خدا سبب امیدواری و خوش بینی به خدا و جهان می شود؛ انسان را به سوی خوبی ها فرا می خواند و محبت به خدا و آفریدگان او را در دل جای می دهد(حیدری، ۱۳۸۶، صص۲۳-۲۰). دین در صدد پاسخگویی به چرایی زندگی انسان هاست ؛ به اعتقاد فروم در کتاب روان کاوی دین، ” نیاز دینی یعنی نیاز به یک الگوی جهت گیری و مرجعی برای اعتقاد و ایمان. هیچ کس را نمی توان یافت که فاقد این نیاز باشد”. فروم همانند یونگ در تحلیل عوارض ناشی از پیروی از مکاتب غیر خدایی اعتقاد دارد که جامعه ی صنعتی غرب، انسان را از فطرت خود دور می کند و پیدایش بسیاری از مشکلات زندگی را که سالیوان آن ها را مشکلات زندگی می نامد، ناشی از بی توجهی به دین الهی می داند( جمالی، ۱۳۸۱).

بخش اول:
تعاریف دین و دین داری:
درمورد دین، تعاریف متنوعی بر اساس نگرش های مذهبی یا فلسفی در دست است. در اغلب این تعاریف کوشش شده است که ابتدا پدیده دین با عامترین تعبیرات و مفاهیم تبین شود. به طور کلی در زمینه ی دین دو نوع تعریف وجود دارد، یکی تعریف ذاتی و دیگری تعاریف کارکردی. درتعاریف دسته ی اول، بیشتر به ماهیت وچیستی دین تأکید دارد، اما تعاریف دسته دوم، اغلب دلالت بر این دارند که هر چیزی که برخی کارکردهای خاص داشته باشد دین به شمار می آید،حتی اگر چنین تصوری مرسوم نبوده باشد، چنین نظریه پردازانی غالباً ادعا می کنند که نظام های ارزشی و باور داشتنی چون کمونیسم، فاشیسم و ملیت گرایی چنین کارکردهایی دارند و به همین دلیل در مقوله ی دین جای می گیرند. به زعم تمامی م
شکلات و با وجود عوامل تردید افکن در امکان دست یابی به یک تعریف واحد و کمتر خدشه پذیر، به هر صورت در هر مطالعه ی دین پژو هانه ناگزیر به ذکر یک یا چند تعریف هستیم، که چارچوب و محدوده معنایی دین و دین داری را برای ما واضح و روشن سازد(توسلی،۱۳۷۹،صص۶۰-۵۹).
ویلیام جیمز۱ در تعریف دین گفته است: ” دین عبارت است ازتأثرات و احساسات و رویداد هایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی و دور از همه بستگی ها روی می دهد، به طوری که انسان ازاین مجموعه درمی یابد که بین او و آن چیزی که آن را امر خدایی می نامد، رابطه ای بر قرار است”.
یونگ۲ در بیان حقیقت دین گفته است: “به نظر من، دین حالت خاصی از روح انسان است که بر طبق معنی اصلی کلمه دین در زبان لاتینی می توان آن را با این عبارت تعریف کرد: دین عبارت است از حالت مراقبت و تذکر و توجه دقیق به بعضی از عوامل مؤثر که بشر عنوان قدرت قاهره را به آن اطلاق می کند و آن ها را به صورت ارواح، شیاطین، خدایان، صور مثالی، کمال مطلوب و غیره مجسم می کند”. دورکیم۳ در تعریف دین گفته است: “دین نظا م یکپار چه ای از اعتقادات و اعما ل مرتبط با امور مقدس است، اموری که حرمت یافته و ممنوع شناخته می شوند، اعتقادات و اعمالی که افراد را در یک اجتماع اخلاقی با هم متحد می سازد” (دورکیم،۱۳۸۳).
اما در بحث دین داری یا تدین ، که حالت انسان است “دین” دین متعلق به آن به شمار می رود. در واقع اطلاق لفظ دین داری، هنگامی صورت می گیرد که مردم یا گروهی از افراد تمام یا بخشی از تعالیم یا دستورات دینی، اعم از (عقاید، اخلاقیات،احکام) را پذیرفته باشند. بنابر این در مقام تعریف می توان اظهار نمود که دین داری یا تدین عبارت است از: التزام فرد به دین مورد قبول خویش. این التزام در مجمو عه ای از اعتقادات، احساسات و اعمال فردی که حول خداوند و رابطه ایمان با او دور می زند، سامان می پذیرد. “آلپورت” در روان شناسی، مشهور ترین تقسیم بندی دین داری را تحت عنوان؛ دین داری درونی ودین داری برونی انجام داده است. مهمترین نکته ای که در کار او مطرح می شود، نظر او درباره ی منشأ شکلگیری دین داری و نیز نتیجه ی آن در زندگی است، او درحالی که منشأ دین داری را توهم انسانی میپندارد، ایمان را به خاطر نقش مهمی که در حل مشکلات زندگی دارد، دارای کارکرد مثبت برای زندگی میداند(توسلی،۱۳۷۹،ص۶۰).
ابعاد دین داری:
“گلاک و استارک۴” با مشاهده این موضوع که، بررسی های تجربی مربوط به دین، به نتایج متناقض ممکن است ختم شود و هر پژوهشگری به سلیقه ی خودش “دین” را تعریف کند، با مروری به نتایج این پژوهشها ، مشارکت ویژگی های متفاوتی برای دین داری را دستچین و سپس آن ها را حول پنج بعد اعتقادی- شناختی ، تجربی یا عاطفی ، مناسکی ،دانش دینی و پیامدی جمع کردند و مفهوم عملیاتی مجزایی از دین داری ساختند. این پنجگانه به قرار زیر می باشد.
الف)بعد اعتقادی-شناختی یا باور های دینی۵:
که عبارت است ازایده ها و نگرش هایی که انتظار می رود پیروان یک دین بدان اعتقا د داشته باشند.
ب)بعد عاطفی یا تجربی۶:
که ناظر بر عواطف، تصورات و احساسات پیروان یک دین،با جوهری ربوبی، همچون خدا یا واقعیتی غایی و یا اقتداری متعالی است.
ج)مناسکی-رفتاری یا اعمال دینی۷:
که انتظار می رود پیروان یک دین آن ها را به جای آورند و شامل اعمالی چون نماز،روزه،شرکت در آیین های دینی و … است.
د)بعد فکری یا دانش دینی۸:
که مشتمل بر اطلاعات و دانسته های مبنایی، در مورد معتقدات هر دین است که پیروان هر دین باید آ ن ها را بدانند ودر واقع شامل حداقل شناخت از اصول، فروع، سنت ها و تاریخ دینی است به نحوی که فرد خود را ملزم به به انجام اعمال دینی دانسته یا حداقل به آن گرایش یابد.
ح)بعد پیامدی یا آثار دینی:
که ناظر بر اثرات باور ها ،اعما ل، تجارب و دانش دینی به زندگی روز مره است(به نقل از آذرخش،۱۳۸۷).
“ویلم”۹در بیان مزیت و مدل فوق می نویسد که اگر چه این مدل بسیار بحث انگیز بوده ، لیکن این مزیت را دارد که برای هر جهان مذهبی که مورد بررسی قرار می گیرد، می توان جای نسبی که هر یک از این ابعاد در آن اشغال می کند را مورد ملا حظه قرار داد (ویلم،۱۳۷۷،ص۸۱).
مرحوم “علامه محمد تقی جعفری” در ارزیابی مدل گلاک و استارک اظهار می دارد:” به نظر می رسد که این تقسیم بندی در باره جنبه های مختلف دین گرایی؛ یکی از عا لی ترین تقسیم بندی هایی است که در این زمینه انجام شده است، لذا توجه به آن برای تحقیقات ضروری بوده و بدون این تقسیم بندی، جامعه شناسی دین قطعاً ناقص خواهد بود”(جعفری،۱۳۷۷،ص۵۷).
نقش و کارکرد دین:
دین به انسان چیزی می دهد که از هیچ چیز دیگری قابل دریافت نیست و آن اعتماد به حاصل کشش های زندگی، از طریق اتصال شخصی به قدرت یا قدر ت های متعالی جهان می باشد. هر دینی معمولاً برای مؤمنین به خود و وضع کلی جامعه مؤثر است به عنوان مثال؛ دین کمک می کند تا هر فرد متدین قدرت و رضایت بیشتری به دست آورد؛ به وی کمک می کند تا مصائب زندگی را بدون ناله و شکایت تحمل کند؛ کیفیت زندگی این جهان را ارتقاء می بخشد و سر انجام برای زندگی و رستگاری برنامه ای عملی مطرح می کند(هیوم۱۰،۱۳۸۰،ص۱۹).
نقش برجسته ی دین ، برخلاف فلسفه، اخلاق و یا هر گونه فعالیت های آرمان گرایانه و فرهنگی این است که برای افراد انسانی بالاترین درجه از رضایت را، از طریق ارتباط زنده با آن چه وی به عنوان قدرت یا قدرت های ما فوق بشری این جهان تشخیص می دهد، فراهم می آورد. آن چه یک دین خاص را از ادیان دیگر متمایز می کند
نوع خدایی است که پیروان آن دین به آن اعتقاد دارند و نیز تجربه ی بشری که به نحو شایسته ای از اعتماد مزبور، حاصل می شود( هیوم،۱۳۸۰،صص۱۹-۲۰)
یکی از اندیشمندانی که در زمینه ی دین مطالعات و تحقیقاتی داشته، “ادی۱۱ (۱۹۹۸)” است که وی به طور کلی شش کارکرد و نقش دین را برای جامعه و فرد بدین گونه بر می شمارد:
الف) دین برای انسان حمایت و تسلی به بار می آورد و از این طریق، هدف های تثبیت شده را پشتیبانی می کند.
ب) دین ازطریق آیین ها و مراسم ؛ اهمیت عاطفی، هویت و نقطه ی اتکای ثابتی در بحبوحه ی نا سازگاری های آزاد و عقاید به بار آورده، که این همان کارکرد کششی دین است و آموزش آموزه های مذهبی و اجرای مراسم مذهبی را در بر می گیرد.
ج) دین معیارهایی را به عنوان مبنای استفاده از الگوهای اجتماعی موجود فراهم می سازد و این همان کارکرد پیامبرانه ی دین است که می تواند مبنایی برای اعتراض اجتماعی فراهم سازد.
د) دین به شاخت انسان ازخودش کمک می کند و باعث می شود که او احساس هویت کند.
ح) دین در فراگرد رشد انسان، بسیار اهمیت دارد زیرا؛ به افراد در بحران های زندگی و مقاطع گذرا از یک وضعیت به وضعیت دیگر کمک می کند(همیلتون۱۲،۱۳۷۷،ص۵۸).
به عقیده ی دورکیم یکی از عوامل مؤثر بر هویت دینی افراد، شرکت در مناسک دینی است. برگزاری مناسک دینی، تجمع مردمی را به دنبال دارد، که دارای ارزش ها و باورهای مشترکی هستند. این تجمع؛ روح جمعی، انسجام و اتحاد مؤمنین به آن مذهب، را به ارمغان می آورد. این تجمع، که با احساسات مشترک و هم جهت مشارکین همراه است، آن ها را از حوزه ی مادیات، به حوزه ی معنویات منتقل می کند که باعث “حرکت زایی مذهبی” می شود(دورکیم،۱۳۸۳،ص۱۶۵). به نظر دورکیم علاوه بر کارکرد تجمع مردمی در برگزاری مراسم دینی، شادی و تفریح مردم نیز با برگزاری مراسم دینی تأمین می گردد. به عبارت دیگر هدف اصلی، اجرای باور های در برگزاری مراسم مذهبی است، ولی در کنارآن شرکت کنندگان شاد می شوند، لذت می برند و تفریح می کنند. بدین جهت است که دورکیم پیوندی نزدیک و ناگفتنی بین روزه و مهمانی، ایام مقدس و تعطیلات، تعطیلات و شادی متصور می شود…” دورکیم تفریح را لازمه ی زندگی اجتماعی می داند و معتقد است؛ چون تفریح کارکرد بنیادی مناسک دینی به شمار می رود، لذا دین از لطف و جاذبه ای کاملاً مجزا از اهداف رسمی خود برخوردار است…”(دورکیم، ۱۳۸۳، ص ۱۶۵).
هویت دینی
هویت: واژه هویت یا Identity ریشه در زبان لاتین دارد ( Identitas) که از Idem یعنی مشابه و یکسان ریشه می گیرد) و دو معنای اصلی دارد.اولین معنای آن بیانگر مفهوم تشابه مطلق است:این با آن مشابه است.معنای دوم آن به مفهوم تمایز است که با مرور زمان سازگاری و تداوم را فرض می گیرد.این واژه در یک معنا به ویژگی یکتایی و فردیت ،یعنی تفاوتهای اساسی که یک شخص را از همه کسان دیگر به واسطه ی هویت “خودش” متمایز می کند، اشاره دارد ودر معنای دیگر به ویژگی همسانی که درآن اشخاص می توانند به هم پیوسته باشند و یا از طریق گروه یا مقولات بر اساس صور مشترک برجسته ای، نظیر ویژگی های قومی و… به دیگران بپیوندند، دلالت دارد(منصور نژاد،۱۳۸۵،صص۱۷۴-۱۷۵).
شناخت اصطلاح هویت:
هویت معادل اصطلاح انگلیسی آن یعنی (Identhty) مفهومی است که به ویژه در سا ل های اخیرکاربرد فراوانی را در ادبیات و علوم انسانی بویژ]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *