منابع مقاله با موضوع انسان شناسی، شناخت انسان، انسان کامل، سیر و سلوک

<![CDATA[ انسان کامل مر اسماء الهی را به آیات قرآن و روایات مستند کرده‌اند. نکته […]

<![CDATA[ انسان کامل مر اسماء الهی را به آیات قرآن و روایات مستند کرده‌اند. نکته مهم : برای دانلود متن کامل فایل پایان نامه ها به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
۵٫پیش‌فرض‌های ضروری تحقیق
از جمله پیش فرض های این تحقیق:
۱ـ پذیرش روایات و منابع روائی است که علامه حسن زاده برای تاییدات مباحث انسان شناسی به آنها استناد نموده است.
۲ـ درستی تحلیلهای برهانی عجین شده با مباحث ذوقی که ایشان در خصوص اثبات مطالب آورده‌اند در این رساله مفروض گرفته شده است.
لذا مادر اینجا به دنبال اثبات مباحث رجالی و درایه ای احادیث و تحلیل مباحث ذوقی و برهانی نیستیم که این مسائل خود مجالی دیگر می‌طلبد.
۶٫پیشینه تحقیق
در خصوص این موضوع یعنی مستندات قرآنی و روایی انسان شناسی علامه حسن زاده آملی با جستجوهایی که صورت گرفته تحقیقی جامع که مستندات روایی و قرآنی را آورده باشد، تا کنون صورت نگرفته است البته دو کتاب «انسان در قرآن» و « انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه» از آثار علامه حسن زاده تا حدودی به این مستندات پرداخته است اما جامع همه مستندات. اما در موضوع انسان شناسی باید گفت که اکثر کتابهای علامه حسن زاده آملی در خصوص مبحث انسان شناسی است خصوصا کتابهایی چون عیون مسائل نفس و شرح آن، دروس معرفت نفس، اتحاد عاقل به معقول، و … و تفاوت این تحقیق با کتابها و تحقیق های یاد شده انسجام و پیوستگی مطالب حول آیات و روایات در باب انسان‌شناسی می‌باشد.
۷٫اهداف اصلی تحقیق
علامه حسن زاده آملی از جمله عالمانی است که اهتمام فوق العاده‌ای به بحث انسان‌شناسی دارند و اثری از ایشان یافت نمی شود مگر اینکه به این موضوع پرداخته است و ایشان جهت تائید دست آوردهای فلسفی و عرفانی از منابع اصیل اسلامی از جمله قرآن و روایات در تحقیقات و تالیفات و نظرات خود استفاده کرده است. هدف اصلی آن جناب از تمسک به آیات و روایات این بوده که نشان دهند عقل، نقل و شهود هدف یگانه ای دارند و با یکدیگر سازگارند و آنچه در حکمت و عرفان ازطریق تعقل و سلوک باطنی صحیح در می‌یابیم مورد تائید قرآن و حدیث است. لذا هدف تحقیق ارائه یک منظومه معرفتی انسان شناسی دینی که از طرفی مبرهن به قواعد منطقی و شهودات عرفانی است می‌باشد .
۸٫اهمیت تحقیق
علامه حسن زاده آملی یکی از شخصیتهای برجسته در حوزه علوم عقلی، نقلی و شهودی است که که در دو بعد علمی و عملی از شخصیتهای نادر دوران می‌باشند و در بیان مسائل علمی از جمله افرادی است که با تاکید بر جدایی ناپذیری عرفان، قرآن و برهان از یکدیگر در تالیفان و بیانات خود سعی بر جمع این سه روش کرده اند تا عملا نیز این مطلب را به اثبات برسانند. و یکی از مسائل مهم و اساسی بعد از مسئله توحید و زیر بنای تمام علوم مخصوصا در حوزه علوم اسلامی، مسئله انسان شناسی است. و از آن جا که قرآن و سنت در زمره پایه ها و شالوده های شکل گیری شناخت انسان در آثار ایشان به حساب می آید. و از طرفی تا آنجا که سراغ داریم در این زمینه کمتر کسی تحقیق جامعی انجام داده وبه این بعد از ابعاد و مبانی علامه به طور تخصصی پرداخته یا تحقیق نموده است. بنابراین لازم دانستم موضوع رساله را به این عنوان اختصاص دهم.
۹٫فایده تحقیق
بدیهی است که نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده ی تمام مراکز یا موسسات علمی و پژوهشی که تحقیق و پژوهش درباره انسان شناسی و همچنین علوم اسلامی و یا احوال وآثار بزرگان را در زمره‌ی فعالیت های خود به شمار می آورند قرار گیرد و همچنین این موضوع می‌تواند مسیر سیر و سلوک شخصی افرادی را که دوست دار طی طریق عرفان هستند را روشن کند.
فصل اول
ماهیت انسان شناسی
۱٫انسان‌شناسی
از میان سه موضوع محوری و اساسی در اندیشه بشری یعنی خدا، انسان و جهان، که در طول تاریخ و در همه جوامعْ بشری پرسش‌های مهمی درباره آنها طرح شده و همه تلاش فکری انسان به دنبال پاسخ‌های درست و مناسب به آنهاست. شناخت انسان به عنوان آن سوی سکه معرفت خداوندی اهمیت ویژه‌ای داشته و دارد. و می توان گفت که انسان شناسی یکی از مهم ترین دانش ها به شمار می‌آید، مباحث پیرامون انسان‌شناسی در میان تمام انسانها و دانشمندان از شرق گرفته تا غرب با هر دین و تباری رواج داشته است. شناخت حقیقت انسان، نحوه تکون و آغاز حیات او، سرنوشت و سرانجام و جایگاه او در نظام هستی از جمله مسائلی است که هم در مشرق زمین و هم در مغرب زمین هم در شرایع توحیدی مثل اسلام مسیحیت و یهودیت و هم ادیان غیر توحیدی مثل هندوئیسم و بودیسم (با نگرش های مختلف) مورد توجه بوده است.۱
به طور کلی انسان شناسی، عهده دار تحلیل و بررسی واقعیتی به نام انسان است. و انسان موجودی بسیار پیچیده و دارای ابعاد وجودی متنوع می باشد، هر شاخه از معرفت که به گونه ای به شناخت بعد و جنبه‌ای از انسان بپردازد، در واقع به شناخت انسان پرداخته است و شایسته عنوان انسان شناسی است.
لذا آنچه که امروزه در میان جوامع علمی به عنوان انسان شناسی رواج دارد یک اصطلاح عامی است که هر پژوهش و تحقیقی را حول انسان با هر روش و رویکردی در بر می گیرد
و می توان در تعریف انسان شناسی گفت: هر منظومه معرفتی را که به بررسی انسان، بُعد یا ابعادی از وجود او یا گروه و قشر خاصی از انسان‌ها می‌پردازد، می‌توان «انسان‌شناسی» نامید۲٫
۲٫رویکرد‌‌های انسان شناسی بر اساس روش
انسان شناسی را نیز می توان بر اساس «روش»، به انسان‌شناسی تجربی، عرفانی
، فلسفی و دینی تقسیم کرد.
۲-۱٫ انسانشناسی تجربی یا علمی
یکی از انواع انسان شناسی بر اساس روشهای موجود در آن انسان شناسی تجربی یا علمی است؛ انسان شناسی تجربی نوعی از انسان شناسی است که با روش تجربی به بررسی انسان میپردازد. یعنی از همان روش موجود در علوم طبیعی که روش آزمایش و تجربه است، برای شناخت انسان هم استفاده میشود، چرا که در این نوع انسان شناسی، انسان بعنوان یک موجود طبیعی، همانند بقیه موجودات طبیعی تلقی میشود که تکامل یافتهتر از بقیه حیوانات است. مثلا در علم طب که به بررسی جسم انسان می پردازد، از طریق آزمایشهای مختلف روی خود انسان یا حیوانات آزمایشگاهی مثل موش به شناخت و درمان بیماریهای جسمانی انسان پرداخته میشود. انسان شناسی تجربی  یا علمی شامل همه رشتههای علوم انسانی می شود و نباید این نوع انسان شناسی را با انسان شناسی به مفهوم «Anthropology» خلط کرد.چرا که آنتروپولوژی هم یکی از شاخههای علوم انسانی است که تحت انسان شناسی تجربی قرار میگیرند. در آنتروپولوژی به مسائلی ازقبیل منشاء پیدایش انسان، توزیع جمعیت و پراکندگی آن، رده بندی انسانها، پیوندنژادها، خصیصههای فیزیکی و محیطی و روابط اجتماعی و موضوع فرهنگ، با روش تجربی پرداخته میشود.
 البته انسان شناسی تجربی از قرن ۱۹ شکوفا شد چرا که در قرن نوزدهم علوم تجربی به گونهای شکوفایی یافت که باعث ایجاد غرور علمی در میان دانشمندان تجربی شد و گمان کردند که در سایه علم تجربی میتوانند تمام معماهای هستی را حل کنند. تا آنجا که راسل مدعی شد؛ اگر از چیزی نتوان آگاهی تجربی داشت، نمیتوان از آن هیچ گونه آگاهیی داشت.
۲-۲٫ انسانشناسی شهودی یا عرفانی
در انسانشناسی عرفانی بر مبنای علم حضوری به مطالعه و بحث و بررسی در مورد انسان و معرفی انسان کامل و همچنین نحوه دستیابی انسان به کمال پرداخته میشود، که خود شامل دو بخش است:
الف) عرفان نظری؛ این شاخه از عرفان به تفسیر هستی میپردازد و در آن از خدا، جهان و انسان بحث میشود. عرفان نظری مانند فلسفه الهی است که آن هم در مقام توضیح و  تفسیر هستی است‌ با این تفاوت که فلسفه در استدلالهای خود فقط به اصول عقلی تکیه میکند ولی عرفان، مبادی و اصول به اصطلاح کشفی را پایه استدلالهای خود قرار میدهد و بعد آنها را به زبان عقلی توضیح میدهد. از نظر عارف کمال انسان به این است که با سیر و سلوک به اصلی که از آن جدا شده است بازگردد و دوری و فاصله را با ذات حق تعالی از بین ببرد و از خود فانی شود و به جایی برسد که جز خدا را نبیند .
ب) عرفان عملی؛ این بخش از عرفان روابط و وظایف انسان را با خود، جهان و با خدا بیان میکند و عمده نظرش روابط انسان با خداست. این شاخه از عرفان علم سیر و سلوک نامیده میشود و در آن توضیح داده میشود که سالک برای اینکه به قله رفیع انسانیت یعنی توحید برسد، از کجا باید شروع کند و چه منازل و مراحلی را باید به ترتیب طی کند. البته همه این منازل و مراحل باید با اشراف و تحت مراقبت یک انسان کامل و راه پیموده که از راه و رسم منازل عرفانی آگاهی دارد، طی شود تا بتواند خود را به شناخت خدا نزدیک کند. ابزار کار عارف دل و مجاهدت و تصفیه و تهذیب و حرکتش در باطن است.
۲-۳٫ انسانشناسی فلسفی
انسانشناسی فلسفی بر اساس ماهیتی که دارد، انسان کلی را مورد نظر قرار میدهد، چراکه ماهیت شناخت فلسفی، شناخت مفاهیم کلی است و فیلسوف دنبال امور جزیی و شخصی نیست، لذا فلسفه در بخش انسانشناسی هم به دنبال شناخت ماهیت انسان به صورت قضیه حقیقیه است. این نوع معرفت، همه انسانهای گذشته و حال و آینده را مصادیق موضوع خود میداند و روش آن، تعقل و بهرهمندی از عقل است. ف
لاسفهای چون سقراط، افلاطون، ارسطو، ابنسینا، فارابی و ملاصدرا از منادیان این دانش شمرده میشوند.( البته این بدان معنا نیست که این دانشمندان فقط به انسان شناسی فلسفی پرداخته اند بلکه بسیاری از آنان در این امر متاثر از حقایق عمیق در متون وحیانی بوده اند.) در انسانشناسی فلسفی مسائلی از این قبیل مطرح میشود:
الف) آیا انسان علاوه بر بدن، ساحت دیگری چون نفس دارد؟ ب) درصورت تعدد ساحتهای وجودی وی، کدام یک از آنها حقیقت انسان را تشکیل میدهد؟
ج) تعریف نفس و ادله وجود و تجرد آن چیست؟
د) رابطه نفس و بدن چگونه است؟
ه) کدام یک از نفس و بدن در آفرینش مقدم هستند؟ و….
۲-۴٫ انسانشناسی دینی
این نوع از انسانشناسی بر مبنای متون مقدس دینی (کتاب و سنت) به دست میآید. به بیان دیگر در انسانشناسی دینی به جای مبنا قرار دادن روشهای تجربی، عقلی یا شهودی برای شناخت انسان از روش نقلی استفاده میشود.۳ البته این به معنای اینکه مسائل دینی برهانی نیست نمی باشد چرا که همانطور که جناب علامه حسن زاده فرمودند:
« گفتار سفراى إلهى همه براساس محکم برهان است چه این که عقل رسول باطن است، و رسول عقل ظاهر «العقل و الشرع متطابقان فکلّما حکم به العقل فقد حکم به الشرع، و بالعکس ان کلّ ما حکم فیه الشرع بحکم لو اطّلع العقل على الوجه الذی دعى الشارع إلى تعیین الحکم الخاص فی ذلک الشی‏ء لحکم العقل به موافقا له»۴٫
۳٫برتری انسان شناسی دینی
قبل از ورود به این بحث این نکته ضروریست که انسان شناسی در متون فلسفی و عرفانی و حتی دینی ما بیشتر از طریق عنوان «معرفت نفس» شناخته شده است .
پارهای از اشکالات در انسانشناسیهای تجربی و فلسفی و عرفانی باعث شده که بهترین راه برای شناخت انسان، روش دینی و وحیانی باشد، چراکه
حقیقت انسان، همانند کتابی است که نیازمند شرح است و شارح این کتاب هم کسی جز مصنف آن یعنی پروردگار آفریننده آن نمیتواند باشد و خداوند سبحان هم حقیقت انسان را به وسیله انبیاء و اولیاء و فرشتگان خود شرح کرده است و با بیان این که آدمی از کجا آمده، به کجا میرود و در چه راهی باید گام بردارد، او را با خویشتن، با آفریدگار، با گذشته، حال و آیندهاش آشنا کرده است.
البته باید توجه داشت که در ادیانی مانند مسحیت و یهودیت تحریف صورت گرفته است و لذا براساس متون مقدس آن ادیان نمیتوان به شناخت انسان دست یافت. ولی این مشکل در مورد اسلام که متن مقدس آن یعنی قرآن، مصون از هرگونه تحریف بوده و بیانات مفسران واقعی آن یعنی اهل بیت (علیه السلام) هم، موجود است، وجود ندارد. لذا میتوان با مراجعه به این ثقل اکبر و تفسیر آن به وسیله ثقل اصغر (ائمه (علیهم السلام)) به انسانشناسی دینی واقعی دست یافت۵٫
چند ویژگی عمده را می توان برای این نوع انسان شناسی بیان کرد:
۳-۱٫ جامعیت: انسان شناسی دین]]>