فایل رایگان پایان نامه مدیریت : پیشگیری از جرم

ارتباطات میان دو فرد یا یک فرد با گروهش، سازمانش و بر عکس می گردد، گفته می شود. به تعبیر دیگر آنچه از تاثیر ارتباطات بکاهد و باعث شود که ارتباطات موثر (در یک گروه یا سازمان) به وقوع نپیوندد را موانع ارتباطات گویند.
ماهیت موانع: تمامی سعی سازمان ها و ادارات پلیس در جوامع مختلف آن است، تا آنجا که ممکن می باشد در هر زمان و مکان، وضعیت، موقعیت و شرایط، با بالاترین استاندارهای قانونی (و گاه اخلاقی و شرعی) برای حفظ نظم و امنیت جامعه، همچنین افزایش میزان اعتماد مردم به پلیس بکوشند. آنها سعی دارند قانون را مبنای عمل قرار داده، اجرا کنند ولی البته نه هر قانونی را، بلکه قوانینی که موافق با مفاد قانون اساسی است (گرین، 1387: 34). اما واقعا افسران پلیس باید بر اساس کدام معیار و ملاک با مردم تعامل کنند – معیار دینی و شرعی، معیار اخلاقی و هنجاری و یا معیار حقوقی و قانونی-. چرا که بنا بر تعاریف و مصادیق روشن می گردد که در بسیاری مواقع «قواعد حقوقی و قانون» با « قواعد اخلاقی یا هنجارها» و حتی قواعد دینی یکسان نیستند.
پلیس ها همه روزه در زمان، مکان و وضعیت های مختلف با بسیاری از افراد و گروه های اجتماعی با مشاغل مختلف رو در رو می شوند. به همین سبب شناخت شیوه های موثر برقراری ارتباط پلیس با مردم اهمیت فراوانی دارد. در وهله اول یکی از نخستین چیزهایی که در خصوص ارتباطات برای پلس حائز اهمیت می باشد، شناسایی موانع موجود پیش روست که به سبب نوع شغل، ساختار سازمانی، تنوع وظایف و ماموریت ها و نوع آموزش ها، پیچیدگی های خاص خود را دارد. از این رو می توان بر اساس هریک از مولفه های یادشده دسته بندی خاصی از موانع ارتباطی پلیس با مردم ارائه کرد. برای مثال این موانع را با توجه به عناصر پنجگانه اصلی ارتباطی، یعنی فرستنده پیام، پیام، کانال ارتباطی، گیرنده تقسیم نمود. یا در دسته بندی دیگر می توان بر اساس سطح ارتباط به موانع فردی، بین فردی، موانع وضعیتی گروهی و سازمانی (قوانین و مقررات، ساختار و سلسله مراتب) تقسیم بندی کرد. گروهی دیگر از موانع بدون دسته بندی و تنها با اشاره به مولفه های مختلف ارائه شده است: مانند رابطه میان موانع ارتباطی و ناهمگونی اقوام، قبایل، مذهب، سن و جنس، شغلی و محل زندگی. دسته بندی دیگر می تواند بر اساس شرایط گوناگون سیاسی و اجتماعی باشد( یحیایی ایله ای، 1385: 3).
ما در این بخش به سبب رویکرد کتاب که تعامل در سطح میان فردی است، برخی از موانع را بررسی خواهیم کرد، اگر چه در کنار آن به برخی موانع در سطوح کلی تری مانند موانع درون سازمانی یا موانع ساختاری نیز اشاره می کنیم. در ذیل برخی عوامل فوق بدون تاکید بر هیچ یک از دسته بندی ها آمده است.
سازمان پلیس از جمله سازمان‌های رسمیِ کنترل اجتماعیِ ذیل نهاد حکومت است، که در راستای پاسخ به یک نیاز اساسی یعنی حفظ امنیت اجتماعی طراحی و ایجاد شده است. این سازمان که به نوعی نماد اقتدار و منزلت خرده‌نظام سیاسی در افکار عمومی است، نقشی مضاعف در دولت مدرن برعهده دارد. چرا که از یک سو تنها نیروی مشروع اجبار کننده است و از سوی دیگر خود از جمله سازمان‌های مدنی واسط محسوب می‌شود که در حد فاصل حکومت و شهروندان قرار می‌گیرد. بدین ترتیب، سازمان پلیس (و به طبع ماموران پلیس) ناگزیر از فراگیری مهارت هایی هستند که بتواند همواره در برقراری تعادل میان تأمین مقتدرانه نظم و استقرار امنیت اجتماعی – ترافیکی، و از سوی دیگر تامین مشارکت مدنی موفق باشند.
2-3-5-سازمان پلیس و سایر سازمان ها و نهاد ها
مامور پلیس باید از سازمان ها ونهاد های گوناگون داخل جامعه آگاهی خوبی داشته باشد .وبتواندبا آنها ارتباط موثری برقرار کند.( بروان، 1999: 8). بر این نکته تاکید می کند که اداره امور پلیس موثر«مستلزم مداخله سازمان هایی غیر از پلیس از:( قبیل خدمات اجتماعی،موسسات آموزشی،درمانگاهها،تجارت خانه ها،دفاتر کاریابی وغیره…) ویا هر کسی به نحوی در خدمت جامعه است می باشد.
سازمانها ونهاد ها می توانند نقش کلیدی درتقویت امنیت جامعه وبهبودکیفیت زندگی ایفا کنند. به گفته هیو برتویلیامز(1990) «رئیس بنیادپلیس» یک شبکه قوی ازسازمان هاونهاد های اجتماعی، درایجاد یک نظام ارزشی مشترک،که رفتار مجرمانه راتحمل نمی کند، سهم دارند. این نوع همبستگی،مشوق همکاری شهروندان باشیوه های کنترل جرایم وافزایش احتمال کشف موارد اعمال غیر قانونی خواهد بود.( کلهر، 1388: 82)
2-3-6-نظریه های مرتبط با پیشگیری از وقوع جرم
 پیشگیری در لغت معانی متفاوتی دارد ؛ از قبیل جلوگیری  کردن و مانع امری شدن قبل از وقوع آن ، جلوی چیزی را گرفتن و پیش دستی کردن ، و از نظر علمی واژهی پیشگیری تعریف عام و خاصی دارد . در معنای عام پیشگیری از جرم ، هر اقدامی است که جلوی ارتکاب جرم را بگیرد و می تواند کیفری یا غیر کیفری باشد . پیشگیری خاص هم باید این ویژگی ها را دارا باشد:1- هدف اصلی آن اثر گذاری علیه عوامل یا فرآیندهایی باشد که در بروز بزهکاری نقش تعیین کننده ای دارند ، 2- جنبهی جمعی داشته و تمامی جمعیت یا گروه معینی را نشانه رود، 3- پیش از ارتکاب جرم اعمال شود، 4- جنبه قهر آمیز و سزاده نداشته باشد ، زیرا تدابیر سرکوب گر پس از وقوع جرم بر بزهکار تحمیل می شود(نیازپور، 1382: 128).

هرچند که پیشگیری های علمی از موضوعات نسبتاً جدید محافل علمی و قضایی می باشد، ولی می توان گفت که اقدامات عملی پیشگیرانه، به صورت غیر مدون ، قدمتی به اندازهی تاریخ بشری دارد. استفادهی بشر از انواع ابزارها برای محافظت از جان ، ناموس واموالش نوعی پیشگیری فردی محسوب می شود. این مفهوم به مرور متحول شده و تکامل یافته است . در سالهای پایانی قرن نوزدهم جرم مداری در برخورد با پدیده های مجرمانه ، جای خود را به مجرم مداری سپرد و مطالعه بر روی مجرمین باعث تقسیم بندی آنها و در نهایت باعث شکل گیری مفهوم علمی پیشگیری و انواع آن شد.
   پیشگیری از جرم برای نخستین بار  توسط آنریکو فری، با عنوان” جانشین های کیفری” مطرح شد و در نظر وی پیشگیری از جرم در برگیرندهی تدابیر و اقداماتی است که جنبهی قهر آمیز ندارند .
به موازات ایجاد و تحول مفهوم پیشگیری ، در کشور ما این وظیفه به موجب بند5 اصل 156 قانون اساسی بر عهدهی قوه قضاییه قرار گرفت .قبل و بعد  از انقلاب اسلامی به جز بحث های آکادمیک اقدام مهم وموثری درخصوص پیشگیری ازوقوع جرایم صورت نگرفته بودتا اینکه درسال 1381″ کمیته پیشگیری از وقوع جرم “تحت نظر کمیسیون تدوین سیاست جنایی و اصلاح قوانین کیفری در شورای عالی توسعهی قضایی ، در قوهی قضاییه تشکیل و لایحهی ” قانون پیشگیری از وقوع جرم ” را در 8 ماده و 6 تبصره در مهر ماه 1382 تدوین نمود ، که متأسفانه این لایحه تا کنون به تصویب مجلس نرسیده است .
به طور کلی باید گفت “برخورد با پدیدهی بزهکاری با سلاح  کیفر ، واکنشی موفقیت آمیز نبوده است، اصولاًمبارزه با معلول بدون توجه به علت،در نهایت اقدام مفید و نتیجه بخشی نخواهد بود. احتساب مخارج ناشی ازاجرای کیفر و اقدامات تربیتی و تأمینی و هزینه های ناشی ازجرایم به بزهکار، بزه دیده و جامعه رقم هنگفتی را به ما نشان میدهدکه اگرمدیران یک کشوربه درجه ای ازتعالی فکری برسندکه به جای صبرکردن ودرکمین نشستن تا جرمی اتفاق بیافتد و مرتکب تحت تعقیب قرار گیرد، هم خود را وقف پیشگیری از وقوع جرم نموده و یا در صرف هزینه های فوق، نسبت به رفع کمبودها و نیازهای افراد جامعه همت گمارند، بی گمان خواهند توانست از رشد کمی وکیفی جرایم در جامعه جلوگیری نموده و پدیده بزهکاری را مهار نمایند. به همین دلیل،از قدیم الایام برای مهار پدیده بزهکاری و جلوگیری ازارتکاب جرم توسط افرادمستعد، روش ها و سیاست های مختلف و متفاوتی به وسیله مدیران جامعه- براساس نوع تفکر- اعمال و اجرا شده است (نجفی ابرندآبادی، 1384: 52-51)

الف) پیشگیری از جرم از طریق پلیس جامعه محور
رویکرد پلیس جامعه محور با سه جزء اصلی به شرح زیر، تعریف شده است:
1) دخالت دادن جامعه: پلیس جامعه محور در یک بخش به عنوان تلاش هایی تعریف شده است که برای گسترش مشارکت بین اعضای جامعه و سازمان های مدنی صورت می گیرد . پلیس جامعه محور باید در زمان تعیین اولویت ها و انتخاب تاکتیک های خود جامعه را دخالت دهد؛
2) مسئله محوری: پلیس جامعه محور همچنین شامل تغییر از گشت ها و تحقیقات واکنشی به رویکرد مسئله محور است . بطور مختصر، پلیس مسئله محور رویکردی برای تهیه راهبردهای کاهش جرم است . پلیس مسئله محور برجسته کردن اهمیت کشف وضعیت هایی است که موجب تماس شهروندان برای کمک از پلیس می شوند، یعنی شناسایی عللی که در پشت این وقایع وجود دارد و طراحی تاتیک هایی برای برخورد با این علل و عوامل.
3) تمرکززدایی: تمرکززدایی یک راهبرد سازمانی است که ارتباط نزدیکی با اجرای پلیس جامعه محور دارد.
پیشرفت های ناشی از جهانی شدن، شهرنشینی و فن آوری هم فرصت ها و هم چالش ها را برای همۀ افراد مسئول پیشگیری از جرم افزایش داده است بخصوص برای ماموران پلیس . در واقع هم دورۀ فرصت و هم دورۀ تهدید برای دولت ها، ادارات پلیس و مجریان امور است همانگونه که شکل های جدید مشارکت برای پیشگیری از جرم ظاهر می شوند (به عنوان مثال مشارکت های بین نهادی، مشارکت بخش عمومی و بخش
خصوصی و غیره )، فن آوری های جدید به کار گرفته می شوند (نقشه جرم، پراکندگی جغرافیایی جرم و غیره )، و برنامه های گوناگون پیشگیری از جرم طراحی و اجرا می شوند (مانند پلیس محله، برنامه های فراگیر اجتماعی و غیره) برای افزایش امنیت .
ب) پیشگیری از جرم از طریق کارکردهای سازمان های مردم نهاد

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نخستین گام در جهت پیشگیری از مجرمیت را چنین عنوان کرده اند: «آموزش، تعلیم و تفهیم مفاهیمی از قبیل خوب بد، باید نباید، روا ناروا، حق ناحق، صحیح باطل و نیز انذار از عواقب و تبعات بدکاری و تبشیر به پاداش های نیکوکاری اولین عامل هنجارمندی رفتار انسان به شمار می آید». (حسینی، 1383: 217)
همه این ها از طریق آموزش محقق خواهد شد. بنابراین سازمان های مردم نهاد می توانند با اتخاذ رویه های پیشگیرانه نسبت به جرم از طریق کارکرد آموزشی خویش البته در تعاملی منسجم، هماهنگ و هدفمند با ارکان نظام عدالت کیفری از جمله پلیس نخستین و مهم ترین گام را در جهت اجرای سیاست جنایی مشارکتی پیشگیرانه بردارند.
علاوه بر آموزش، پیشگیری از جرم وابسته به فراهم بودن نیازهای طبیعی و مشروع شهروندان نیز هست (همان، 218 ). به عبارتی اگر بخواهیم در زمینه پیشگیری از جرم موفق باشیم و بتوانیم به صورت پایدار روند ر وبه رشد میزان بزهکاری را متوقف کرده و در جهت عکس منحنی صعودیِ آمار بزهکاری حرکت کنیم، علاوه بر آموزش، ناچار از توسعه زیرساخت های اقتصادی و تهیه نیازهای منطقی و مشروع شهروندان هستیم و این جاست که سازمان های مردم نهاد م یتوانند با کارکرد حمایتی خویش در جهت نیل به این هدف، بازوی سیاست جنایی کشور باشد. البته لازم به ذکر است صرف حمایت، برای پیشگیری پایدار از جرم کافی نیست، بلکه آموزش نیز به عنوان کارکرد اساسی این سازما نها باید ب هصورت فعال در این تعامل حضور داشته باشد.
همان طور که اشاره شد سازمان های مردم نهاد سنتی، با ساختار کنونی خویش کمتر توانسته اند آن طور که باید به صورت اثرگذار در این تعامل حضور داشته باشند؛ چراکه این سازمان ها با حمایت های مادی صرف خویش، نقشی فاقد آینده نگری را ایفا می کنند و از این طریق مددجویان خود را به افرادی وابسته، منفعل و مصرف کننده تبدیل می کنند. اما سازمان های مردم نهاد مدرن که با توجه به معیارهای بین المللی و با ساختاری توسع همدار و مشارکت جویانه شکل می گیرند، افراد تحت حمایت خویش را وارد عرصه فعالیت های سازنده کرده و از آ نها در مسیر توسعه و پیشگیری پایدار جرم مساعدت می گیرند.
از این رو به منظور ایفای بهتر وظایف توسط سازمانهای مردم نهاد سنتی در عرصه سیاست جنایی مشارکتی و پیشگیری از جرم، ناچار هستیم تحولاتی را در ساختار این سازمان ها که بخش بزرگ نهادهای مردمی را تشکیل می دهند، ایجاد کنیم.
2-3-7-دسته بندی انواع پیشگیری از جرم
جرم شناسان،پیشگیری ازجرایم را ازچند زاویه تقسیم بندی می نمایند:
2-3-7-1- پیشگیری ازمنظر سطح بندی (اولویت ها): یکی ازمشهورترین تقسیم بندیهای پیشگیری ازجرم تقسیم بندی «کاپلان» تحت عنوان پیشگیری سه گانه است. در این تقسیم بندی سه نوع روش اصلی پیشگیری از جرائم مورد بررسی قرار می گیرد.که از تئوری(ایپدمیولوژی)پزشکی اقتباس شده است. برنامه های پیشگیری مجموعه ای ازاستراتژی های را طی چندمرحله مورد استفاده قرار می دهد.
کاپلان معتقداست که پیشگیری شامل سه سطح (مراحل اولیه،ثانویه وثالثه) می باشد.
پیشگیری اولیه (نخستین): این مرحله شامل مجموعه اقدامات،سیاست هاوبرنامه هایی است که سعی در تغییروکنترل شرایط جرم زای محیط فیزیکی واجتماعی داردتابابهبودبشیدن به شرایط اجتماعی از ارتکاب هرنوع جرمی توسط احاد جامعه پیشگیری نماید.هدف سطح پیشگیری اولیه،بهبودشرایط زندگی به منظور عدم مجرمیت افراد است(بیات و همکاران، 1387: 24)
پیشگیری ثانویه(دومین): دراین مرحله ،تلاش های پیشگیرانه درجهت کنترل افراد خاصی که در معرض بزهکاری قرار دارند،متمرکز است.دراین نوع پیشگیری،هدف آن است که با به کارگیری تدابیر مناسب در مواقع زود هنگام،ازوقوع جرم افرادی که در شرایط بحرانی به سرمی برندواحتمال بزهکاری از سوی آنان وجودداردپیشگیری گردد.به عنوان مثال اطفالی که در خانواده های از هم گسیخته وبی بضاعت ومحله های فقیر دروضعیت نامناسبی زندگی می کننداحتمال بزهکاری ومجرمیت(آنان)بیش ازسایرین می باشد.(رجبی پور،1382: 20)
پیشگیری ثالث(سومین): دراین مرحله،اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری ازتکرار جرم وبازسازی مجرمان می باشد.این پیشگیری شامل برنامه هایی از قبیل:مشاوره براب زنان وبچه ها،ملاحظات کیفری وگروهای گوناگونی می باشد.تلاش های پیشگیرانه ئراین مرحله ،برای جلوگیری ازرفتارمجرمانه است تامجرمان اصلاح وبامحیط اجتماعی خودسازگار شوندوبه ارتکاب مجددجرم گرایش پیدا نکنند(بیات وهمکاران، 1387: 26)
2-3-7-2-پیشگیری از منظر اجرا:
پیشگیری کوتاه مدت: پیشگیری کوتاه مدت به مجموعه راه کارهایی گفته می شود که درمدت زمان کمتری انجام می شود، نظیر تجهیزات پلیس و نیروی انتظامی فراهم نمودن روشنایی بیشتر درخیابانها کوچه ها و اماکن عمومی، تدوین قوانین جزایی متناسب و بازدارنده ایجاد موسسات مددکاری فراهم نمودن فضاهای مناسب برای گذران اوقات فراغت، حمایت ازکودکانی که موردآزار و اذیت و بدرفتاری

]]>