در مورد : نظریه ناهمسازی چندگانه[۱] ( MDT)

– رضایت مندی مشخض گزارش شده( شادی یا آرامش روانی) پیرو خطی مثبته از ناهمسازی درک شده بین اون چیزی که فرد داره و می خواهد، افراد شایسته دارن، بهترین فرد در گذشته س و …

– ناهمسازی درک شده بین چیزی که فرد داره و اون چیزی که می خواهد، متغیر واسطیه بین دیگه ناهمسازی های درک شده و رضایت مندی خالص گزارش شده.

– تعقیب و باقی موندن رضایت مندی خالص، باعث تحریک عمل انسانی به سمت سطوح مورد استحضار رضایتمندی خالص می شه.

– همه ناهمسازی ها، رضایتمندنی و عمل ها، از متغیر سن، جنس، تحصیلات، قومیت، درآمد، اعتماد به نفس و پشتیبانی اجتماعی بطور مستقیم و غیر مستقیم تاثیر می پذیرن.

اعتماد به نفس

ناهمسازی های قابل امتحان پیرو عمل انسانی و شرایط هستن.( میکالوس۱۹۸۵،به نقل از آقا پور ۱۳۸۷).

 

۲-۲-۶-۳-نظریه برابری

براساس این تئوری اگه یه فرد از طبقات پایین جامعه بر این باور باشه که در جامعه عدالت طوری برقراره که می تونه پایگاه اجتماعی خود رو پیشرفت دهد یعنی جنب و جوش داشته باشه، از نظر روانی تو یه شرایط مثبت قرار می گیرد که برآیند اینجور برداشته هایی در جامعه شک نداشته باشینً منتهی به بروز استعدادها و لیاقت های افراد در جامعه می شه و کاملا معلومه جامعه ای که بتونه از استعدادها و لیاقتهای تموم مردم بهره مند شه می تونه به آینده و اصلاح خود در جهت رفاه بهتر هم امیدوار بشه. پس آثار احساسی عدالت در افراد و در میدون های جور واجور زندگی اجتماعی مثل سطوح خرد و کلان دارای جنبه مثبت و سازنده میشه ضمن اینکه که احساس رضایت در بعد سیاسی به گفته وبر می تونه واسه نظام سیاسی قانون آفرین باشه( توسلی، ۱۳۶۹؛۲۰).

 

۲-۲-۶-۴-نظریه هورنکوئیست

هورنکوئیست[۲] (۱۹۹۶) کیفیت زندگی رو براساس تحقیقات خود و یافته های بقیه به عنوان رضایت فرد تو یه تعداد از ابعاد اصلی زندگی، با تمرکز خالص بر احساس خوب بودن تعریف می کنه. به نظر ایشون اندازه گیری کیفیت زندگی بوسیله بررسی ابعاد زیر از زندگی افراد امکان پذیره:

۱- قلمرو فیزیکی: شامل سلامت بدنی ودر نقطه مقابل، فشار به وجود اومده توسط مریضی خاص.

۲- قلمرو روانی و عاطفی: شامل احساس رضایت از زندگی، احساس خوب بودن و کارکرد فکری و عقلانی و هم اینجور اعتقادات شخص.

۳- قلمرو اجتماعی: شامل تماس اجتماعی و رابطه مناسب با بقیه بطور عموم و خونواده و همسر بطور خاص.

۴- قلمور مالی: شامل وضعیت اقتصادی و مالی فرد( لطیفی، ۱۳۹۰؛ ۹۷-۹۶).

اقتصادی

 

۲-۲-۶-۵-نظریه ادراکی فرانس

فرانس[۳] در مدل ادراکی خود واسه کیفیت زندگی چهار عامل اصلی خونواده، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، وضعیت روحی و روانی و وضعیت جسمی رو موثر می دونه.

اقتصاد

این چهار متغیر اصلی می تونه جداً یا توأم با هم روی کیفیت زندگی اثر گذار باشن. البته درک فرد از کیفیت زندگی هم می تونه بر هر کدوم از متغیرهای نامبرده تاثیر داشته باشه. اگه درک فرد از کیفیت زندگی اش کم بشه می تونه بر توانایی ایشون در محیط کاری و شغلی اش تاثیر گذاشته و موجب نقصان شرایط اقتصادی و اجتماعی می شه. برخورداری از کیفیت زندگی ضعیف می تونه روی ارتباطات خانوادگی هم تاثیر بگذاد. کیفیت زندگی ضعیف هم می تونه موجب استفاده عملکرد های مقابله و سازگاری ناموقر در افراد شده ومتعاقباً موجب تنش در اونا شه و افزایش تنش های خود در رابطه مستقیم با عوامل فیزیکی و جمعی بوده و می تونه شدت مریضی رو در فرد زیاد کنه. بنابر این مشاهده می شه که کیفیت زندگی یه معنی وساختار چند بعدی و پیچیده س که باید از جنبه های جور واجور آزمایش شه (آقامولائی،۷۳:۱۳۸۴).

 

 

 

وضعیت اجتماعی و اقتصادی

 

خونواده

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۲-۴-مدل کیفیت زندگی فرانس

 

 

۲-۲-۶-۶– راه و روش ویلکینسون به کیفیت زندگی

ویلکینسون( ۱۹۹۲) کیفیت زندگی، سلامتی و امید به زندگی رو در جوامع پیشرفته به وجود اومده توسط عوامل روانی و اجتماعی می دونه نه عوامل مادی. ایشون عقیده داره که جوامع برابر حساسیت بیشتری نسبت به اخلاق اجتماعی و زندگی گروهی دارن، از شبکه های اجتماعی کیفی تری بهره مند هستن و پشتیبانی بیشتری از اعضایشان می کنن که این عوامل سطح بالاتری از رفاه ذهنی، اعتماد به نفس و کم شدن اندازه استرس و در نتیجه کم شدن اندازه های مریضی ومرگ و میر رو بدنبال دارن. ایشون هم اینجور عقیده داره که بالا بودن اندازه مرگ ومیر در میان شهروندان فقیر در جوامع نابرابر نه از سوء تغذیه، از دست دادن پول یا مسکن ناجور بلکه از محرومیت های نسبی و شرایط روانی اجتماعی چون افسردگی، ناخوشایندی، ناامیدی و بیهودگی، آسیب پذیری، احساسی بی ارزش و… ناشی می شه ( نوبخت،۱۳۸۹؛۵۹).
استرس

۲-۲-۶-۷-راه و روش ماسام به کیفیت زندگی

ماسام(۲۰۰۲) کیفیت زندگی رو نتیجه کنشی می دونه که نیازمند ثبات و برابری اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی می باشه و در صورتی افزایش می یابد که شهروندان بطور آزادنه، آگاهانه و فعالانه در امور مشارکت داده شده باشن ودولت در تنظیم ها و پروسه ها و کارکرد های جمعی به شهروندان نزدیک باشه. از این رو اون طور که ماسام نشون می دهددولتهامی بایست پنج اصل رادربرنامه ریزی های اجتماعی با هدف بهبود کیفیت زندگی مهم بدوننش. این پنج اصل که شرایط لازم و کافی رو واسه ایجاد جامعه ای کل، که در اون کیفیت زندگی واسه همه تضمین شده رو شامل می شن عبارتند از:

۱- امنیت

۲- وابستگی وتقابل: اعضاء جماعت این رو قبول کنن که اعتماد به بقیه یه تعهد اجتماعیه.

۳-انصاف و برابری:روابط اجتماعی و اقتصادی باید بوسیله اصولی که به کارآیی و موثر هم توجه دارن هدایت شن.

۴- مشارکت و همکاری: استفاده روش هایی واسه هویت سازی و ایجاد احساس تعلق از راه فرصت دادن به شهروندان واسه اجرا نقش معنا دار در پروسه تصمیم گیری.

۵- فراوونی:احترام به فرق ها موجب ارتقا جماعت می شه و به اون منزلت می بخشه ( بلیکمور، به نقل از نوبخت، ۱۳۸۹؛۵۸).

۲-۲-۶-۸-نظریه فلاناگان

ایشون عقیده داره که اعضای یه جامعه از این نظر که کیفیت زندگی تا چه حد بر اونا اثر میذاره متفاوت هستن. این اختلاف توجه به خصوص در میان گروه های سنی وجنسی میشه دید. چون ادما از این نظر که کدوم بعد اهمیت بیشتری در کیفیت زندگی اونا داره متفاوت هستن اون پنج بخش رو در گروه بندی زندگی مطرح می کنه:

۱- خوب بودن فیزیکی و مادی شامل رفاه مادی و تامین مالی و بهداشتی و شخصی

۲- رابطه با بقیه مثل رابطه با همسر و داشتن و اضافه کردن بچه و رابطه با والدین و آشنایان

۳- فعالیت های جمعی و اجتماعی مثل کمک به مردم

۴- تکامل فردی و رو سازی شخصیت مثل تکامل عقلانی

۵- اجتماعی شدن مثل فعالیت های سرگرم کننده( مختاری، ۱۳۸۹؛ ۱۲۰).

۲-۲-۶-۹-نظریه براون

براون کیفیت زندگی رو از یه نظر با در نظر گرفتن دو سطح خرد( فردی و ذهنی) و کلان( اجتماعی و عینی) تعریف می کنه. بعد واسه هر کدوم از این سطوح شاخص هایی رو بر می شمرد که بدین طرح  می باشه:

-شاخص های کلان تاثیرگذاربرکیفیت زندگی عبارتنداز: درآمد، اشتغال، مسکن، آموزش و پرورش و بقیه شرایط زندگی ومحیطی.

-شاخص های خرد موثر روی کیفیت زندگی عبارتند از: ادراکات کلی کیفیت زندگی، تجارب وارزشهای فرد و معرف های در رابطه مثل: رفاه، خوشبختی و رضایت از زندگی( فرخی، ۱۳۸۶؛ ۱۳).

 

۲-۲-۶-۱۰-نظریه سازمان بهداشت جهانی

بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی، کیفیت زندگی عبارتست از « درک ادما از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ و سیستم ارزشی ای که در اون زندگی می کنن، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت هاشون، پس به طور کاملً فردی بوده و به وسیله بقیه قابل دیدن نیس و بر درک ادما از جنبه های جورواجور زندگی شون استواره»( نجات، ۱۳۸۵،؛۲).سازمان بهداشت جهانی چهار بعد رو واسه امتحان کیفیت زندگی در نظر می گیرد :

– سلامت فیزیکی؛ شامل توانایی انجام فعالیت ها روزمره زندگی، اندازه وابستگی به درمان های پزشکی، قدرت و خستگی، جنب و جوش و چابکی، درد و ناراحتی، خواب و استراحت، ظرفیت و توانایی واسه کار و فعالیت می باشه.

– سلامت روانی: شامل رضایت و تصور شخص از خود و ظاهر بدنی اش، احساسات مثبت و منفی فرد، اعتماد به نفس، اعتقادات روحی، مذهبی، شخصی و تفکر، یادگیری ، حافظه و تمرکزه .

-روابط اجتماعی:شامل ارتباطات شخصی،پشتیبانی عاطفی و فعالیتهای جنسیه.

– سلامت محیط: شامل منابع مادی و مالی، آزادی، ایمنی، اندازه در دسترس بودن و کیفیت  مراقبت های بهداشتی، درمانی و اجتماعی ، فرصت های پیش رو واسه کسب و به دست آوردن اطلاعات و مهارت های جدید، امکان فعالیت های تفریحی، سلامت محله ای که شخص در اون زندگی می کنه و امکانات اون و سلامت محیط خونه می باشه ( همون؛۱۱).

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل۲-۵-ابعادکیفیت زندگی از دید سازمان جهانی بهداشت

۲-۲-۶-۱۱-نظریه کیفیت زندگی دیوب

دیوب بیان می داره که همیشه شکاف معینی میان اون چیزی که مطلوب بوده وآنچه که برآورده شده، وجود داشته و تلاش همه نظام های اجتماعی پل زدن بین اونا بوده؛ بعضی موفق شده و یه سری های دیگه شکست خورده ان، ، بعضی از تمدن ها موفق به ایجاد تعادل و هماهنگی میان مردم، طبیعت و جامعه شده ان، اما بعضی در جستجوی کیفیت زندگی عالی شرایطی رو ساختن که در آخر به تلاش و نابودی اونا منجر شده.

به نظر دیوب واسه معنی دار ساختن هرگونه توجهی به کیفیت زندگی، باید مسئله لذت و کامروایی فردی و نیازای اجتماعی، هر دو مورد توجه قرار گیرند و به حساب آیند. تاکید زیادتر از اندازه بر ارضاء شخصی، نظم اجتماعی رو غیر قابل مواظبت و دفاع ناپذیر می سازه و در جامعه نبود تعادل بوجود می آورد که ممکنه اداره اون سخت باشه، اما به طور مسلم در هر گونه توجهی به مسئله کیفیت زندگی، افراد رو نمی توان ندیده گرفت، نیازای افراد  و تامین و ارضای اون ها مهمه اما باید گفت که نیازای افراد تا حد زیادی مخلوق فرهنگ شون می باشه و تامین و ارضای اونا رو هیچوقت نمی توان از اهداف و وسایل نظم اجتماعی که تحقق اونا رو ممکن  می سازدجدا کرد. در عین حال توجه تموم به کیفیت محیط فیزیکی هم مهمه، چون تا اندازه زیادی تعیین کننده شرایط عینی و هم اینکه تامین و ارضای داخلی و ذهنی فرده.اون طور که دیوب می گوید هر تعریف راضی کننده ای از کیفیت زندگی باید شامل سه مجموعه جور واجور از معیارها و تعامل پویایشان باشه: معیارهای خاص گرایانه که به طور فرهنگی تعیین می شن، معیارهای عام گرایانه که به طور علمی تعیین می شن و معیارهایی که از یه طرف به بهره کشی زیادتر از اندازه و تخریب زیست محیطی و از طرف دیگه به ارتقای زیست محیطی توجه دارن. در تحلیل پایانی هم کیفیت زندگی به عنوان تعادلی در تامین و ارضای نیازای زیست شناختی، ثانوی یا فرعی و کامل ساز مردم در میدون ها و موقعیت های اجتماعی شون تعریف می شه.

در آخر دیوب به معرفی مهم ترین نیازها و ملزومات برجسته کیفیت زندگی می پردازه و اون ها رو در دو سطح فردی و جمعی نشون می دهد، این نیازها و ملزومات عبارتند از:

– باقی موندن( نیازای حیاتی)

– نیازای اجتماعی

– نیازای فرهنگی و روانی

– رفاه( نیازای رفاهی)

– نیازای انطباقی و سازش بخش

– نیازای مترقی

رفاه( نیازای رفاهی) در دوسطح فردی واجتماعی بدین قرار می باشن:

در سطح فردی:

– توانایی غلبه پیدا کردن بر محرومیت ها و تبعیضات ساخته دست بشر.

– توانایی رهبری زندگی به درد بخور، با وجود مشکل و ناتوانی طبیعی یا تصادفی

در سطح اجتماعی

– کهنه و بی اعتبار کردن روش های بی عدالتی آمیز بر اساس جنسیت، نژاد، مذهب، با توجه خاص به گروه های تحقیر شده و فرومانده و از نظر فرهنگی محروم.

– طرح و برنامه های خاص واسه معلولین ذهنی و بدنی

– اقدام مثبت واسه دو نکته بالا.

دیوب بیان می داره که واسه معنی سازی و اداراک کیفیت زندگی واسه مردم فقیر جهان به طور عموم و واسه بیشترین تعداد اون در جهان سوم به طور خاص، مسئله اساسی امر باقی موندن هستش، اما انسانی زیستن چیزی بیشتر از باقی موندن فیزیکی رو می طلبد، به خاطر همین این قانون توجه به باقی موندن هم اینکه دست کمی از سطوحی که اون طرف نیازای زیست شناختی هستندو آدما رو از حیوانات جدا میسازن،رو لازم می دونه.(لطیفی،۱۰۲:۱۳۹۰-۱۰۰).

[۱] -Multiple Discrepancies Theory

[۲] – Horn quist

[۳] – France

[۴] -Flanagan

[۵]- Brown

[۶]-Shyam  charan  Dube

علمی