دانلود پایان نامه مدیریت در مورد مشارکت فرهنگی

ساخت.
در اوج قدرت و در زمان پیروزی و تسلّط، عفو و عطوفت و بخشش و محبت را با این جمله به نمایش گذاشت: (انتُم الطُلَقاء) همه شما مردم مکه آزادید.
با آیه شریفه (ن وَ الْقَلَمِ وَ مایَسْطُرُونَ ‏) ارزش علم را معرفی فرمود و بر مبنای ( یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَه ) نظام تعلیم و تربیت جامع انسانی را به وجود آورد و در درون این نظام انسان‌های بزرگی را پرورش داد.
اگر معجزه‌ حضرت موسی‌7 این بود که عصایش اژدهای بزرگ می‌شد یا حضرت عیسی‌7 به اذن پروردگار مرده را زنده می‌کردند، معجزه پیامبر اکرم‌6 این بود که امتی را زنده ساخت:
« هل تطلبون من المختار معجزه کفاه شعبا من الاجداث احیاه»
«آیا از پیامبر برگزیده معجزه ای را می‌طلبید؟ همین که امتی را زنده کرد برای داشتن معجزه، او را کفایت می‌کند.»
«جامعه محمد 6 نیز یک جامعه‌ چند بُعدی است، مدینه را با شهرهای بنام تاریخ بسنجید تا ابعاد آن پدیدار گردد: آتن، اسپارت، اسکندریه، رم، هلیوپولیس، بنارس، اینها همه شهرهایی‌اند با یک دروازه، از دروازه‌ رم، هگمتانه، اسپارت مردانی بیرون می‌آیند با اندام‌های ورزیده، چهره‌های خشن و سراپا غرق سلاح که شیهه‌ اسبان جنگی و نعره پهلوانان و جنگاورانش همواره در گوش تاریخ می‌پیچید، اما از دروازه‌ آتن، هلیوپولیس، بنارس، اسکندریه، مردانی به سراغ تاریخ بیرون می‌آیند، سر در گریبان اندیشه‌های عمیق، غرقه در امواج ناپیدای روح، سرمایه داران بزرگ حکمت و فرهنگ و معرفت: سقراط، افلاطون، ارسطو ملوطین و بودا.»
اما یثرب – مدینه محمد- شهری است با دو دروازه باز بر روی جهان از یکی «فوج کبود» بیرون می‌آید و مردانی که گویی جز به «قتال نمی‌اندیشند…» و از دروازه دیگر چهره های آرام و مهربانی که پرتو عشق به خدا و مردم از آن ساطع است، پیشانی‌هایی که از ایمان و یقین موج می زند، دامن‌هایی پاک و آراسته با تقوا، چشم بر زمین دوخته و دل‌ها در آسمان، گویی حواریون مسیح اند، پیاده یا سواره بر شتری نرم خوی راه صحراهای مخوف و آتش خیز «نفوذ» و «ربع الخالی» و «نجد» را دسته دسته در پیش می‌گیرند و پیام آشتی و دوستی و عشق خداوند را به قبایل وحشی صحرا می‌برند و شب تیره و وحشت‌زای جاهلیت را با شعله‌های ایمان و روشنایی، بینایی و برادری از همه جا می‌رانند.
مسجد مدینه را بنگرید و آن را با «سنای روم» و «آکادمی‌های آتن» و «معبد زرتشت» بسنجید.
«اهل صفه» مردانی که سازندگان بزرگ‌ترین حادثه تاریخ بشرند و ویران کنندگان بزرگ‌ترین امپراتوری‌های نظامی عالم! اینان را در صحنه جنگ‌ها از سربازان رومی و پارتی نمی‌توان بازشان شناخت و بر روی صفه از راهبان هندی و یاران بودا و مسیح، کسانی که از هر چه در زندگی هست صفه مسجدی را برگزیده‌اند، شب‌ها و روزها غرق در جذبه‌های عاشقانه روح مشتعل خویش، گویی سوختگان خلوت انزوای عرفانند و سودایی عشق خدا، سرگرم بحث و تفکر و تحقیق، گویی شاگردان «باغ افلاطونند» و آموختگان «حکمت مشاء آتن»، دست بر قبضه شمشیرهایی که ده سال است همچون صاحبانشان به خانه نرفته‌اند و در بستر نخفته‌اند، بی تاب خون، چشم در چشم جهاد و گوش به فرمان محمد 6 گویی جنگ‌جویان سزارند.»
نوع دیگر مدیریت فرهنگی، مدیریت منفی است، که بر محور نفسیّات شخص مدیر شکل می‌گیرد. فرهنگ در تفکّر چنین مدیریتی چیزی جز بازیچه و ابزار برای ارضای خواهش‌های نفسانی نیست، لذا در حوزه این گونه مدیران، ریا، تزویر، نفاق، چاپلوسی، شخصیت شکنی و امثال این گونه خصلت‌های پست اخلاقی و رفتاری به وفور جلوه می‌کند.
مدیریت منفی، از شیوه تفرقه انداختن و حکومت کردن بهره می‌برد و آن چه برای او بی مقدار و بی‌ارزش می‌نمایاند قدر و منزلت انسان است. هر گاه مدیر خدمتی انجام بدهد منّت می‌گذارد. منافع و مصالح سازمانی و مردمی را به پای خواسته‌های خویش به سادگی قربانی می‌کند، و در نهایت همه این رفتارها و روش‌های ضد فرهنگ را به صورت جریانی فرهنگی در درون جامعه وارد می‌سازد و عاقبت مردم را به فرطه سقوط و انحطاط اخلاقی و رفتاری، سوق می‌دهد.
معمولاً مدیریت فرهنگی را دو قشر تاثیرگذار، بر عهده دارند: عالمان و حاکمان، که هر گاه در جهت منفی و تخریب باورهای اصیل فرهنگی قدم بردارند فاجعه‌ای بزرگ در زندگی انسانی به وجود خواهند آورد.
علی 7 در مورد نقش عالمان فرمود:
«زِلَّه العالِم تُفسدُ العَوالِم»
«لغزش عالم، فساد و تباهی جامعه را به دنبال دارد.»

پیامبر اکرم 6 درباره تاثیر رفتارهای مثبت و منفی زمامداران بر اوضاع و شرایط جامعه، می‌فرماید:
«اِذا تغَیر السُلطان تغیر الزَمان»
«هنگامی که در اخلاق و رفتار فرمانروای جامعه دگرگونی به وجود آید زمان دگرگون می شود.»
مدیریت فرهنگی، از نوع منفی و تخریبی آن، در طول تاریخ، خسارت های فراوانی بر باورها و اعتقادهای مردم وارد کرده است؛ به ویژه در عصر ما، تخریب فرهنگ نه از موضع تحجر و نا آگاهی، بلکه از موضع روشنفکری و آگاهی، با هدف تسلط بر منابع مادی و معنوی توسط استعمارگران خارجی، یا عوامل و جریان های وابسته داخلی انجام گرفته است.
«دشمنان خارجی، پیش از هر کار کوشیدند تا راه را برای نفوذ خویش به وسیله تصرف در فرهنگ، اقتصاد، سیاست ملی و سنت های اسلامی و تغییر و تحریف آنها به سود خود، هموار سازند. بیشتر این مقصود را به دست عوامل خائن داخلی که به سر کار می‌آوردند، عملی ساختند. اشخاص پست را به قدرت می‌رساندند؛ به این شرط که همه چیز را به سود نفوذ آنان دگرگون سازند، حتی طرز لباس پوشیدن و آداب معاشرت را و گروهی روشنفکر خریده شده را وا می‌داشتند تا در جهت تخطئه مقاومت مردم و متهم ساختن مقاومت به کهنه پرستی و امثال آن راه را برای خواسته‌های قلدری‌های دست نشانده هموار کنند. از این راه بود که به ابطال هویت ملی و نقض شخصیت اسلامی مردم و پوچ ساختن اندیشه‌ها و رام ساختن غرورها و درهم ریختن معیارها دست زدند.»
رهبر معظم انقلاب آیه الله خامنه‌ای در این باره می‌فرماید:
«خصوصیاتی که ما امروز کمبود آنها را در میان ملت خود احساس می‌کنیم، ریشه در گذشته تاریخ ما دارد. متأسفانه آن روزی که در داخل کشور ما حرکت روشنفکری به وجود آمد و عده‌ای احساس کردند که باید رو به غرب کنند و از آنها یاد بگیرند نقاط مثبت آنها را یاد نگرفتند.
مکرّر گفته‌ام که روشنفکری در ایران از اول بیمار متولد شد. هنوز هم گریبان روشنفکران ما، در قبضه همان بیماری است. متأسفانه هنوز هم آثار و تبعاتش وجود دارد. به جای آن که خُلقیات مثبت را از آنها یاد بگیرند و ترویج کنند، چیزهای مظاهری و کم ارزش و مضر و یا آزادی جنسی و اختلاط زن و مرد و بی اعتنایی به معنویت و حذف دین و بدگویی به روحانیت را ترویج می‌کنند و به مسائلی مثل لباس و میز و صندلی و این قبیل چیزها که یا خیلی کم اهمیت است و یا اصلا اهمیت ندارد و یا حتی مضر است، دامن می‌زنند»

حضرت امام خمینی; توطئه فرهنگی اجانب را این گونه بر ملا می‌سازد:
«اجانب خصوصاً آمریکا در نیم قرن اخیر کوشش داشتند و دارند، فرهنگ و برنامه های فرهنگی و علمی و ادبی ما را از محتوای اسلامی، انسانی- ملی خود خالی و به جای آن فرهنگ استعماری و استبدادی بنشانند. فرهنگ زمان طاغوت، کشور را تا لب پرتگاه کشاند و خداوند تبارک و تعالی به داد این کشور اسلامی رسید، ولی بدون تغییرات صحیح بنیادی و تحول فرهنگی و علمی، امکان تحول فکری و روحی نیست.»
خسارت‌هایی که مدیریت‌های فرهنگی منفی و نالایق، به ویژه در دوران سیاه قاجاریه و پهلوی، به میراث فرهنگی ملت ایران وارد ساختند از چنان هجمی و عمقی برخوردار است که قابل محاسبه نیست ولی با همه این بی لیاقتی‌ها و تخریب‌ها، پاسداران مرزهای فکر و فرهنگ دینی و ملی، به ویژه عالمان آگاه، تربیت یافتگان حوزه های علمیه، مراجع عالی قدر و مبلغان روشنگر دین و دیانت، در حد توان خویش از هویت فرهنگی این ملت دفاع کردند و با شهامت رو به روی تهاجم فرهنگی دشمنان ایستادند و در این پیکار شور آفرین، رسالت فرهنگی خود را با مقاومت و مداومت انجام دادند.
1-7. نقش مدیریت فرهنگی در جامعه اسلامی
باید گفت کسی که بر مسند مدیریت فرهنگی جامعه تکیه می‌زند باید توانایی های فکری و بینشی خاصی داشته تا بتواند به اهداف فرهنگی مورد نظر، در سطوح مختلف، اعم از جهانی، منطقه ای، ملی و محلی دست پیدا کند.
مدیر فرهنگی، علاوه بر توانایی‌های علمی و فکری که باید در عرصه تجزیه و تحلیل سیاست گذاری، تعیین خط مشی‌ها و تبیین راهبردهای فرهنگی داشته باشد باید در صحنه‌های عملیاتی مانند برنامه ریزی های فرهنگی، همکاری‌های فرهنگی مشارکت فرهنگی، آموزش‌ها و اطلاع رسانی فرهنگی، اقتصاد و سرمایه گذاری‌های فرهنگی، پژوهش‌های فرهنگی و حقوق فرهنگی نیز که به توسعه فرهنگی خواهد انجامید توانایی‌های مناسب را دارا باشد.
مدیر فرهنگی باید بیش از هر چیز به مبانی و اصول فرهنگی، که رسالت ترویج، تبلیغ و تعلیم آن را بر عهده می‌گیرد شناخت کامل داشته باشد. البته تنها شناخت کافی نیست بلکه باید تعهد و اعتقاد به آن فرهنگ را نیز دارا باشد و از عمق جان به آن مبانی عشق بورزد.
از دیگر پیش شرط‌های مدیریت فرهنگی «نیاز شناسی فرهنگی» است، یعنی مدیر فرهنگی باید به نیازهای متنوع فرهنگی جامعه واقف باشد تا امکانات موجود را در جهت رفع نیازها به کار بگیرد و از این طریق به نیازمندان فرهنگی پاسخ بگوید.
در ذیل به چند نمونه از تأثیرات مدیریت فرهنگی در جامعه اشاره می‌شود:
1. پذیرفتن سنت های نیک جامعه
چون جریان های فرهنگی ریشه دار، جزیی از شخصیت افراد جامعه به شمار می‌آیند حرمت و منزلت والایی دارند؛ به گونه‌ای که برخورد با یکی از این نوع جریان‌ها، برخورد با عقاید عمومی و شخصیت جمعی، و گاهی شخصیت ملی یک جامعه به حساب می‌آید لذا باید در نوع برخورد با سنت‌ها که بخش قابل توجهی از فرهنگ ملت ها را تشکیل می‌دهند کمال درایت را رعایت کرد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«سنت» از نظر اهل لغت به معنای راه، روش، رفتار، عادت و… می‌باشد و در اصطلاح فقها و اهل حدیث عبارت از «قول» و «فعل» و «تقریر» پیشوایان معصوم 3 است.
از دیدگاه جامعه شناسی، سنت به آن «رسم های ریشه دار عمومی که به اقتضای کهنگی، خود از حرمت اجتماعی برخوردارند» گفته می‌شود.
هر ملتی در فرهنگ عمومی خود سنت‌هایی دارد که برای آن ملت قابل احترام می‌باشد. معمولاً ملت ها با این سنت‌ها زندگی را آغاز و تمام می‌کنند. ازدواج، مسافرت، تربیت فرزند، آداب اجتماعی محبت و کینه و بالاخره خانواده و جامعه‌شان متأثر از این سنت‌هاست.
سنت‌ها را می‌توان با دید اسلامی به دو نوع تقسیم کرد: «سنن حسنه» و «سنن سیئه» که هر یک از این دو به تناسب مقبولیت و منفوریت خود آثار زشت و زیبایی بر فکر و فرهنگ جامعه خواهند گذاشت.
اسلام در میان هر ملتی و مملکتی که وارد می‌شد، منطق استوار و سعهی صدر خویش را در برخورد با سنت‌ها نشان می‌داد؛ یعنی هرگز با سنت‌های مردمی آن جامعه برخوردی یک طرفه و متعصّبانه نداشت، «سنن حسنه» ملت‌ها را که موجبات پیوستگی و شکوفایی، محبت، اندیشه، درخشش فطرت و تعالی انسانیت را فراهم می‌آورد و تقویت می‌کرد و با «سنن سیئه» که ریشه در جهل و جاهلیت داشت و باعث سقوط انسان و انسانیت می‌شد، مبارزه می‌نمود.
پیامبر اسلام 6، هنگام اعزام « معاذ بن جبل» به سرزمین «یمن» به این نکته ظریف اشاره کرد و در دستور العملی به او فرمود:
« وَ أَمِتْ أَمْرَ الْجَاهِلِیَّهِ إِلَّا مَا سَنَّهُ الْإِسْلَام‏»
«سنت‌های دوران جاهلیت را از میان ببر مگر آن چه را که اسلام امضا کرده است.»
از دیدگاه اسلام احترام به سنت های نیک یک ملت، احترام به شخصیت آن ملت می‌باشد و در مقابل، نادیده انگاشتن آداب و عادات پسندیده و بی توجهی به رسم‌های ریشه دار و مفید و سازنده، بی اعتنایی به منزلت آن ملت قلمداد می‌گردد، و لذا مدیر اسلامی باید در چارچوب کار تشکیلاتی خود، رعایت این اصل اخلاقی را بنماید و به خاطر حفظ حرمت افکار ملی و عقاید عمومی، سنت های حسنه و آداب زیبای آنها را گرامی بدارد.
حضرت علی 7 در دستور العمل معروف خود به مالک اشتر، به عنوان شخصیتی که باید بر مسند مدیریت و فرمانروایی سرزمین پهناور مصر تکیه بزند فرمان می‌دهد که:
« وَ لَا تَنْقُضْ‏ سُنَّهً صَالِحَهً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هَذِهِ الْأُمَّهِ وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الْأُلْفَهُ وَ صَلَحَتْ عَلَیْهَا الرَّعِیَّهُ وَ لَا تُحْدِثَنَّ سُنَّهً تَضُرُّ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ مَاضِی تِلْکَ السُّنَنِ فَیَکُونَ الْأَجْرُ لِمَنْ سَنَّهَا وَ الْوِزْرُ عَلَیْکَ بِمَا نَقَضْتَ مِنْهَا»
«ای مالک! سنت نیکی را که بزرگان این امت با عمل خود امضا نموده‌اند و موجبات الفت را در میان مردم فراهم ساخته و مردم بر محور آن به صلاح و سعادت رسیده‌اند مشکن، و مبادا سنت تازه ای را رواج دهی که به سنت‌های نیک گذشته زیان وارد کند، پس آگاه باش که پاداش عمل به سنت‌های نیک، برای بنیان گذارش می‌باشد و گناه شکست آن بر تو خواهد بود.»
2. ارتقاء باورهای دینی
در نظام اسلامی، مدیریت فرهنگی، تلاش دارد تا در بستر کار و کوشش، انگیزه ها را تقویت کند و از این طریق، جامعه را برای دست یابی به گوهر ارزشمند دین رهنمون سازد و آن گاه با پاسخ گویی به نیازهای مادی و معنوی، و ایجاد فضای عادلانه، انسان‌ها را در جهت «کمال مطلق» راهنمایی نماید.
«میل و انگیزه از دیدگاه فلسفی نوعی کشش به سوی نقطه کمال هر موجود است. مِیل اساساً موتور محرک در افعال ارادی حیوان و انسان است. اگر تمایل در انسان نباشد صرف آگاهی به کمال و خوبی هیچ گونه تحریک و تشویقی به سوی اقدام عملی ندارد».
«اهداف همواره بر اساس «امیال» شکل می‌گیرد. میل است که هدف را می‌سازد. تا میل به علم نباشد، تحصیل علم هدف قرار نمی‌گیرد».
اگر مردم و مسئولان در حیطه وظایف خود انگیزه و تمایلی قوی نداشته باشند نمی‌توانند در انجام آن وظایف، رسالت خود را انجام بدهند.
مدیر فرهنگی هرگز نباید در ترویج و تقویت مقولات فرهنگی از روش های زور مدارانه، تهدیدآمیز و یا اجبار و اکراه استفاده کند، زیرا این گونه روش‌ها نه تنها هیچ اثر تربیتی ندارد بلکه آثار منفی فراوانی را بر روح و روان مخاطب می‌گذارد. چنان که مولای متقیان علی 7 در مقابل نافرمانی کوفیان، در سخت ترین شرایط سیاسی، که حاضر نشدند به ندای دردمندانه آن حضرت پاسخ بگویند از قدرت و زور، برای حمایت از ارزش‌ها بهره نگرفت و فرمود:
« وَ لَیْسَ لِی أَنْ أَحْمِلَکُمْ عَلَى مَا تَکْرَهُون‏»
«و من نمی‌توانم شما را به راهی که دوست ندارید اجبار کنم.»
تقویت شوق درونی و تلاش برای رشد انگیزه

]]>