دانلود رایگان پایان نامه مدیریت در مورد اختلالات روانی

دانلود پایان نامه

نموده و از حدود این سن به بعد هم اقدام به خودکشی و هم خودکشی افزایش پیدا میکند (کاپلان و سادوک، 1379).
___________________________________
1-Shnaydman
2-Kaplan
3-Sadock
4-Lewis
2-8 علل خودکشی در ایران
در ایران مطالعهی دقیقی در مورد خودکشی صورت نگرفته است زیرا آمار پزشکی قانونی گویا نیست وبسیاری از افراد خودکشی افراد خانوادهی خود را ننگ وبی آبرویی تلقی کرده و از افشای آن خودکشی می کنند. درکشور آمارهایی وجود دارد که حاکی از آن است که سالیانه 5 تا 7 هزار نفرازطریق خودکشی جان خود را می گیرند که نیمی از آن ها در شهرهای بزرگ، یک چهارم در شهرها کوچک و متوسط و بقیه در روستاها اتفاق می افتد. دکتر قرایی مقدم معتقد است که نگاه سنتی خانواده ها به مسأله خودکشی که درکشورما وجود دارد موجب گردیده است تا به آماردقیق و صحیح دسترسی نداشته باشیم زیرا دربسیاری ازشهرها خودکشی هر یک ازافراد خانواده موجب بی حیثتی و بی آبرویی خانواده می شود همین دلیل به مخفی کردن نوع مرگ می انجامد ( ریئس دانا ، 1380). به طور کلی در رابطه با خودکشی در ایران دلایل زیر ذکر شده است:
1. اختلافات زناشویی ،عشق و تمایلات شدید عاطفی وعلل ناموسی؛
2. ناراحتی های روانی ،شکست در عشق و اختلالات روانی و شخصیتی؛
3. مشکلات ناشی از شکست های تحصیلی واسترس ها وفشار های روانی و روحی ناشی از آنها(فشار های عاطفی، فشار های تحصیلی مانند کنکور، نقایص جسمی و فیزیکی در نسل جوان)و احساس پوچی وبی هدفی وافسردگی؛
4. فقر و تنگدستی،بیکاری ،اخراج از کار و شرایط نامساعد اقتصادی؛
5. مسائل و معضلات زندگی شهری و وضعیت نا به سامان زندگی؛
6. ازهم پاشیدگی گروه های اجتماعی مانند خانواده ، شغلی ، خویشاوندی ، دوستی و..
7.اعتیاد به مواد مخدر ، الکل و داروهای توهم زا؛
8. ضعیف شدن اعتقادات مذهبی؛
9. عدم استقلال واجبار در پیروی از مقررات سنتی؛
10. بر ملا شدن اسرار و حقایق خصوصی زندگی فرد. (ستوده، 1374)
2- نظریههای خودکشی
در نتیجه توجه به مشکل خودکشی، مدلها و نظریههای متعددی ارائه شده است که هر کدام به گونهای خاص سعی در توجیه و تبیین این پدیده و شناسایی علل و عوامل زیربنایی آن نمودهاند.
نظریههای روان تحلیلگری
در مکتب روانکاوی میتوان دو نظریه متفاوت یافت. بر اساس نظریه اول شخصی که دست به خودکشی میزند، قربانی مرگ پرخاشگرانهای است که به جای متمایل شدن به خارج به سوی خود شخص متوجه میشود. نظریه دوم که اختصاص به فروید1 دارد مبتنی بر غریزه مرگ است، دیدگاه فروید درباره خودکشی به دو فرض اصلی بر میگردد:
به نظر فروید خودکشی و افسردگی ارتباط نزدیکی با هم داشته و خودکشی نوعی قتل محسوب می شود. بدین صورت وقتی که فردی مهم از دست می رود، نوعی احساس دوسوگرایانه که وی درباره فرد از دست رفته داشته و این احساس درون فکنی نیز شده است، پرخاشگری متوجه درون میگردد. اگر این احساسها به اندازه کافی قوی باشند، خودکشی رخ میدهد.
نظر دیگر فروید در باب خودکشی به غریزه مرگ مربوط میشود یعنی ضربه ناقوسی میتواند متوجه درون شخص شده و منجر به خودکشی شود و این در واقع نوعی قتل است که قاتل و قربانی آن خود فرد است (محسنی، 1366).

یونگ2 از جمله روان تحلیلگرانی است که درباره خودکشی بحث نموده است. وی اشاره مینماید که عامل سوق دهنده فرد به سمت خودکشی بوجود آمدن جدایی بین من و خود واقعی فرد است. از نظر یونگ من به عنوان عامل مرکزی کشش های آگاهانه شخصیت برای ادامه حیات، ناگزیر از تقابل با خود میباشد. اگر این واکنش متقابل به وجود نیاید اجساس گناه و بیهودگی و پوچی در فرد بوجود آمده و در نتیجه مرگ پاسخی است که ارگانیزم برای روبرویی با سختیها و ناملایمات زندگی انتخاب میکند (حسنپور، 1358).

___________________________________
1-Freud
2-Yong
2-9-2 نظریه رفتاری
از نظر مکتب رفتارگرایی، هر رفتاری باید با توجه به زمینه و خزانه رفتاری فرد در نظر گرفته شود. اگر در خزانه رفتاری فرد سابقه اقدام به خودکشی، تهدید به خودکشی، خودکشی اطرافیان و افراد مهم زندگی فرد وجود داشته باشد احتمال خودکشی در او نیز بالا میرود. در این زمینه نقش افراد و شناخت فرد نیز اهمیت مییابد. افکار تقویتکنندهای از قبیل انتقام گرفتن، سعی در ملاقات با شخص از دست رفته نیز می تواند در میزان گرایش فرد به خودکشی اثر بگذارد.
در این دیدگاه محرکهای آزاردهنده محیط که فرد مایل به گریز از آنها است بصورت تقویت کنندهای منفی عمل کرده و میل به خودکشی را افزایش میدهند. همچنین تقویتکنندههای مثبت متعاقب اقدام به خودکشی، مثل جلب توجه و حمایت از محیط یا حل موقت بعضی از مشکلات، بروز رفتار خودکشی را تحتتأثیر قرار میدهد. در زمینه رفتار خودکشی وجود افسردگی و کاهش تقویت کننده های مثبت محیطی و عدم موفقیت در حل مسأله، رفتارهای افراطی و ناتوانی در مهارتهای اجتماعی و سبک بین فردی و نهایتاً عوامل شناختی مثل تکانهای بودن و عدم انعطافپذیری ذهنی نیز قابل اشاره میباشند (محسنی ،1366).
نظریه شناختی
اگر چه جدا کردن دقیق ابعاد رفتاری و شناختی خودکشی به علت تعاملهای پیچیده و مقابل آنها آسان نیست، لیکن به نظر تعدادی از صاحبنظران، به بعد شناختی باید توجه ویژه نمود. اهمیت ابعاد شناختی خودکشی از طرف تمامی محققین، حتی صاحبنظراندیدگاه های اجتماعی مثل دورکیم مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجایی که خودکشی به عنوان عملی تعریف می شود که فرد بصورت عمدی و با آگاهی از نتیجه احتمالی خود، جهت صدمه زدن به خود انجام میدهد. بنابراین تواناییهای شناختی فرد در به انجام رسیدن این موضوع نقش مستقیم دارند. به عقیدهی تعدادی از پژوهشگران خودکشی منجر به فوت در یک محور تداومی از افکار خودکشی و تکرار آن، اقدام به خودکشی و خودکشی قرار دارد. بنابر این اطلاع از عوامل شناختی دخیل در مرحله اول و دوم، می تواند در پیشگیری و درمان خودکشی مؤثر باشد. البته تعدادی از محققین نیز عقیده ای با تداوم حتمی این مراحل و وقوع خودکشی بصورت زنجیره اجباری ندارند (محسنی ، 1366).

مطلب مشابه :  رشته مدیریت-دانلود پایان نامه دربارهتحلیل پوششی داده ها

نظریه یادگیری
این نظریه به رفتار انتحاری در گنجینه واکنشهای فرد تأکید می نماید. بروز رفتار خودکشی یا تهدید به خودکشی در گذشته، در میان اشخاص مهم در محیط زندگی فرد همگی احتمال خودکشی را افزایش میدهد. اندیشههای تقویتکننده، از جمله انتقام، پیوستن دوباره به همسر یا یک دوست، یا دستیابی به آرامش مطلق نیز ممکن است دست اندرکار باشد (آزاد، 1372).
نظریه جامعه شناختی
پدیده خودکشی از دیدگاه دانشمندان علوم اجتماعی بویژه جامعه شناختی مورد توجه بسیار بوده است و اولین فرمول بندی تبییینی از خودکشی توسط دورکیم1 در سال 1897 صورت پذیرفته است. این دیدگاه به قدری با نفوذ و مفید بوده که در اغلب کتب جدید نیز ضمن اشاره تاریخی به آن مورد توجه قرار می گیرد.
در دیدگاه جامعه شناختی، خودکشی در ارتباط با شرایط اجتماعی و زندگی فرد در اجتماع مورد توجه قرار می گیرد.
در دیدگاه جامعهشناختی، خودکشی در ارتباط با شرایط اجتماعی و زندگی فرد در اجتماع مورد توجه قرار می گیرد. آشفتگی های اجتماعی، بی نظمی ها و بی قاعدگی ها و عوامل گروهی از قبیل تعصبات نژادی و جنسیتی که بر افزایش و یا کاهش پیوندها اثر می گذارند، فشارهای سیاسی و اقتصادی دوره های بیکاری و رقابت های گروهی مثل کار و تحصیل از جمله عوامل مؤثر در این دیدگاه شناخته میشوند. به هر حال به نظر می رسد که فرد به فشارهای خارج از تحمل خود، بصورت خودکشی جواب می دهد.
دورکیم پس از بررسی و تحلیل گزارش های مربوط به خودکشی در جوامع و دوره های مختلف در دوره های مختلف خودکشی را به عنوان یک پدیده اجتماعی تلقی کرده و سه نوع آن را مشخص نمود:

________________________________
1-Dorkhiem
الف: خودکشی خودخواهانه
هنگامی رخ می دهد که پیوندهای اجتماعی فرد کاهش یافته و احساس جدا افتادگی و از دست دادن حمایت اجتماعی به فرد دست داده است.
ب: خودکشی دیگرخواهانه
بر خلاف نوع قبلی، این خودکش در پاسخ به درخواستهای اجتماعی رخ میدهد. یعنی فرد در این حالت احساس فردیت را در مقایسه با تعلق به گروه کمتر حس کرده و خود را برای بهبود جامعه اش می کشد. از نمونه این خودکشی ها می توان خودکشی راه بودایی در اعتراض به جنگ و کشتار در ویتنام اشاره نمود. خودکشی مخصوص ژاپنیها که نوعی دفاع از شرافت خانوادگی و گروهی محسوب میشود، در این طبقه جای میگیرد.
ج: خودکشی ناشی از بی هنجاری
در شرایطی رخ می دهد که تغییرات سریعی در اجتماع و ارتباطات اجتماعی رخ میدهد. برای مثال ورشکستگی مالی و بحرانهای خاص در این نوع از خودکشی مؤثرند. البته واضح است که این دیدگاه تبیین کننده تمام خودکشی ها نیست. چه بسا افرادی که شرایط فوق برای آن ها رخ می دهد ولی خودکشی نمی کنند. دورکیم1 در این باره به روحیات فرد و تعامل با این عوامل اجتماعی اشاره نموده است (کدیور و زاهدی، 1385).
تحقیقات نشان داده است که شخصیت در بسیاری از رفتارها بسیار نقش مهم و قابل توجه دارد. خصوصیات شخصیتی در حقیقت، به عنوان محرکههای خلق و خو، برای دستیابی به هدف، تلقی میشوند. به این معنا که این خصوصیات انسان را مستعد انجام رفتارهای مختلف در موقعیتهای خاص مینماید. بنابر این در ادامه به بررسی شخصیت به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در خودکشی خواهیم پرداخت.

_________________________________
1-Dorkheim
شخصیت
مفهوم شخصیت در روانشناسی یک مفهوم رایج و معمول و در عین حال فوقالعاده غامض و پیچیده است. کاربرد عامیانۀ شخصیت در حد یک مفهوم مطلوب در دیدگاه فردی تنزل یافته است. در حالیکه مفهوم علمی آن به صورت کلی مورد مناقشه است (گروسی فرشی،1380). کلمه شخصیت که در زبان لاتین (Personalite)1 و در زبان انگلوساکسون (Persenality)2 خوانده می‌شود، ریشه در کلمه لاتین (Persona)3 دارد. این کلمه به نقاب یا ماسکی گفته می‌شود که بازیگران تئاتر در یونان قدیم به صورت می‌زدند. به مرور معنای آن گسترده‌تر شد و نقشی را که بازیگر ایفا می‌کرد را نیز در برگرفت.
بنابر این مفهوم اصلی و اولیه شخصیت، تصویری صوری و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می‌کند، ترسیم می‌شود. یعنی فرد در واقع به اجتماع خود شخصیتی ارائه می‌دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابیمی کند (شاملو، 1377). هر انسانی آمیزه‌ای از سه ویژگی نوعی، فرهنگی و فردی را در خود دارد و مجموعاً کلیت منحصر به فردی را تشکیل می‌دهد که مورد توجه و امعان نظر روان‌شناسی شخصیت است. کلیت مفهوم، و به همین لحاظ پیچیدگی آن موجب شده است که واژه شخصیت به شیوه‌های مختلفی تعریف شود.
نظری اجمالی به تعاریف شخصیت نشان می دهد که تمامی معانی شخصیت را نمی توان در یک نظریه خاص یافت زیرا روان شناسان در مورد تعریف دقیق شخصیت اتفاق نظر ندارند (اتکینسون4 و هیلگارد5 ، 1381). بلکه در حقیقت تعریف شخصیت به نوع نظریه هر دانشمند بستگی دارد. برای مثال، کارل راجرز6 شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته دائمی می داند که محور تمام تجربه های وجودی است (شاملو، 1377).
_________________________________________
1- Personalite
2- Persenality
3- Persona
4-Atkinson
5-Hilgard
6-Rajers
آلپورت1 در این باره به گردآوری و ذکر پنجاه تعریف متفاوت پرداخته است. برخی به جنبه‌های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی شخصیت، برخی به عکس‌العمل‌های رفتاری و رفتارهای مشهود، برخی به فرایندهای ناهشیار رفتار آدمی و برخی به ارتباط‌های متقابل افراد با یکدیگر و نقش‌هایی که در جامعه بازی می‌کنند توجه نموده و شخصیت را بر همان مبنا تعریف کرده‌اند. بنابراین دامنه تعاریف از فرایندهای درونی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد، در نوسان است (گروسی، 1380).

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گروهی از روانشناسان شخصیت به افراد و رفتار آن ها توجه میکنند؛ بعضی دیگر شخصیت را با توجه به ویژگیهایی چون، فرایندهای ناهشیار تعریف میکنند که به طور مستقیم قابل مشاهده نیست و باید از رفتار استنباط شود و سرانجام بعضی از روانشناسان، شخصیت را تنها از طریق ارتباطهای متقابل افراد با یکدیگر و نقشهایی که در جامعه بازی میکنند، تعریف کردهاند (پروین2 و جان3 ،1381). اما شخصیت در مفهوم کلی خود باید شامل: قواعد مربوط به کنش‌های منحصر به فرد افراد و قواعد مشترک بین آنها، جنبه‌های پایدار و تغییرناپذیر کنش انسان و جنبه‌های ناپایدار و تغییرپذیر آن، جنبه‌های شناختی (فرایندهای تفکر) جنبه‌های عاطفی (هیجانات) و جنبه‌های رفتاری فرد باشد (گروسی، 1380).
شلدون4 پویا بودن شخصیت را در تعریف خود مطرح نموده و چنین عنوان می‌کند: «سازمان‌یافتگی پویشی جنبه‌های ادراکی، عاطفی، انگیزش و بدنی فرد را شخصیت گویند (سیاسی، 1376).
کتل5 شخصیت را این چنین تعریف می‌کند: شخصیت چیزی است که به ما اجازه می‌دهد پیش‌بینی کنیم که شخص در یک موقعیت معین چه خواهد کرد، یعنی چه عملی از او ناشی خواهد شد. هیلگارد در تعریف خود، از کلیت شخصیت فاصله گرفته و نوعی برگشت به قوای ذهنی را در تعریف خود نشان داده است. او شخصیت را چنین تعریف می‌کند: «شخصیت الگوهای معینی از رفتار و شیوه‌های تفکر است که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند( کریمی، 1374).
__________________________________
1-Alport
2-Pervin
3-Jhon
4-Sheldon
5-Cattell
اصطلاحات معادل شخصیت
مزاج: از قدیمی‌ترین الفاظ بکار رفته به جای شخصیت است که به عنوان میل سرشتی شخص برای واکنش به محیط به گونه‌ای خاص و وسیله‌ای در تعیین ساختمان شخصیتی فرد در نظر گرفته می‌شود. مزاج نوعی استعداد ارثی قلمداد می‌شود و مفهومی پایدارتر نسبت به منش است. واژه مزاج مترادف خلق و خوی قلمداد می‌شود (پورافکاری، 1373).
منش: در کشورهای اروپایی منش را مترادف شخصیت به کار می‌برند اما در میان اختلالات از واژه شخصیت استفاده می‌کنند و آن را اختلالات شخصیتی می‌نامند. در تعریف منش گفته می‌شود: «هر نوع علامت، کیفیت، خاصیت وصفتی که چیزی یا شخصی یا جریانی را از چیزها و اشخاص و حوادث دیگر جدا می‌کند» (پورافکاری، 1373).
هرکسی دارای منش است ولی این منش به اعتبار خصوصیتی که در هر فردی پیدا می‌کند، به او وضع و حالی مخصوص می‌دهد و از دیگران ممتازش می‌سازد که آن را منش یا شخصیت اختصاصی می‌نامند (گروسی، 1380).
خلق: حالت هیجانی پایدار را گویند که بر تجربه کلی شخص تأثیر می‌گذارد. اما عاطفه به حالت‌های ناپایدار و واکنش‌های کوتاه مدت گفته می‌شود)پورافکاری، 1373)
علمالنفس: در علوم و فرهنگ اسلامی علم‌النفس در مفهومی معادل شخصیت بکار رفته، منتها در این زمینه دو خط حرکت وجود داشته است: یکی خط وابسته به منابع اصیل مذهبی چون قرآن و دیگری آراء و عقاید دانشمندان اسلامی. گرچه گفته می‌شود در روانشناسی شخصیت از دیدگاه اسلام فطرت و عقل جایگاه خاصی دارد، اما در روانشناسی نیز تا آنجا که شخصیت به مفهوم کلی مطرح باشد نمی‌تواند مستقل از جهات عقلی و ذاتی انسان باشد. در قرآن کریم کلمه نفس و شقوق آن به صور مختلف آورده شده است. در یک مورد برای نفس در قرآن 9 معنی شمرده شده است (گروسی، 1380). ابن سینا در کتاب شفای خود به سه مرتبت از نفس اشاره دارد که عبارتند از: نفس نباتی، نفس حیوانی و نفس ناطقه. جهات عاطفی شخصیت در علم‌النفس با لفظ «هوی» توصیف شده است. هوای نفس ناظر است بر کسب لذائذ و فرار از الم که در هر دو حال انسان به دنبال کسب راحتی و لذت است(گروسی ،1380).
دیدگاه‌هایی درباره شخصیت
نظریه‌های گوناگون شخصیت که در طول سالها تکامل یافته‌اند به نظر می‌رسد که بطور طبیعی در هفت گروه قرار می‌گیرند. هر یک از این گروه‌ها با دیدگاه‌های عمومی در این مورد که چگونه به بهترین نحو می‌توان درباره طبیعت انسان فکر کرد، مشخص

Leave a Comment