دانلود تحقیق با موضوع مدیریت استراتژیک

ا استفاده از یک مدل مبتنی بر SRPها
5- پیشنهاد الگوی ارتباط بین انواع مختلف استراتژی‌های سازمانی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی و تکنولوژی سازمانی با استفاده از یک مدل مبتنی بر SRPها

1-6- فرضیه‌ها (سوالات) تحقیق
1- هماهنگی استراتژی سازمانی و فرهنگ سازمانی موجب موفقیت سازمان و بهبود عملکرد آن می‌شود.

2- هماهنگی استراتژی سازمانی و ساختار سازمانی موجب موفقیت سازمان و بهبود عملکرد آن می‌شود.
3- هماهنگی استراتژی سازمانی و تکنولوژی سازمانی موجب موفقیت سازمان و بهبود عملکرد آن می‌شود.

1-7- روش تحقیق
این تحقیق از نوع ”تحقیق کیفی، تبیینی، کاربردی“ می‌باشد.
تحقیق کیفی: از آنجایی که داده‌های تحقیق از نوع عدد و رقم و به صورت کمّی نمی‌باشد، تحقیق از حیث داده‌ها یک تحقیق کیفی می‌باشد.
تحقیق کاربردی: از آنجایی که تحقیق تلاش می‌کند به یک الگو (مدل) برای تبیین ارتباط بین عناصر سازمانی بپردازد، از حیث هدف یک تحقیق کاربردی محسوب می‌شود.
تحقیق تبیینی:‌ از آنجایی که تحقیق به دنبال یافتن روابط موجود و تفسیر موضوع و علت‌یابی آن می‌باشد، از حیث روش تحقیق یک تحقیق تبیینی می‌باشد.

1-8- قلمروی تحقیق
این تحقیق با اخذ نظرات خبرگان علم مدیریت (اساتید گروه‌های مدیریت بازرگانی، صنعتی و دولتی دانشکده مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی) انجام شده است.

1-9- روش گردآوری داده‌ها
1- مطالعات کتابخانه‌ای: جهت بررسی و تهیه ادبیات موضوع
2- جستجوی اینترنتی: جهت بررسی و تهیه ادبیات موضوع
3- پرسشنامه: بهمنظور بیان چگونگی ارتباط بین پارامترهای فوق‌الذکر و تدوین دقیق فروض و اثبات نظری و کاربردی مدل با اخذ نظرات خبرگان علممدیریت
4- مصاحبه: جهت ایجاد و آزمون نظری مدل، از نظرات خبرگان علم مدیریت بهصورت موردی و بهشکل مصاحبه مستقیم استفاده شده است.

1-10- محدودیت‌های تحقیق
1- در دسترس نبودن اطلاعات علمی مرتبط با موضوع (مطالعات کتابخانه‌ای)
2- ناهمگونی نظرات خبرگان در بیان ارتباط بین پارامترها
3- عدم تکمیل به موقع و کامل پرسشنامه‌ها از سوی خبرگان علم مدیریت
1-11- واژگان تحقیق

1-11-1- استراتژی
استراتژی عبارت است از هماهنگی بین توانمندی‌های و مزیت رقابتی سازمان (منابع انسانی، فرآیندها، محصولات یا کالاها، دانش فنی و اثربخشی سازمانی) با فرصت‌های بازار به منظور تأمین اهداف سازمانی.
(www.market-impact.com )
استراتژی‌ها ابزاری هستند که شرکت می‌تواند بدان وسیله به هدف‌های بلندمدت خود دست یابد. استراتژی‌های شرکت می‌توانند بصورت گسترش دادن فعالیت در سطح جغرافیایی، تنوع بخشیدن به فعالیتها، خرید شرکتهای دیگر، توید و عرضه محصول، رسوخ در بازار، کاهش هزینه‌ها، فروش اقلامی از دارایی‌ها، تعویض بسیاری از اختیارات و تشکیل مشارکتهای خصوصی باشند. (دیوید، 1379، 38)
از دید کاپلان و نورتون استراتژی مجموعهای از مفروضات است که جهتگیری یک شرکت یا مؤسسه را برای تأمین چشم‌انداز و حداکثر کردن امکان موفقیت در آینده نشان می‌دهد. با بیان دیگر استراتژی عبارت از شیوه منحصر بفرد و پایداری است که سازمان بدان وسیله ارزش می‌آفریند. استراتژی پاسخ به این سئوال است که” آیا ما کار درستی را انجام می‌دهیم ؟”
)www.balancedscorecard.org/basics/definitions.html (
استراتژی عبارتست از برنامه یا جهت‌گیری کلان برای رسیدن به اهداف.
(www.w0ipl.com/ecom/icsterns.htm )
استراتژی یک رویکرد است که جهت‌گیری کلی سازمان را شکل می‌دهد و محیط آینده سازمان را تعیینمی کند.
(it.csumb.edu/departments/data/glossary.html)
استراتژی طرح کلی شرکت برای توسعه است. استراتژی عموماً بصورت عبارتی بیان می‌شود که اقدامات لازم برای اطمینان از پیشرفت شرکت مبتنی بر چشم‌انداز، ارزش‌ها و مأموریت را تبیینمی کند.
(strategis.ic.gc.ca/epic/internet/instco-levc.nsf/en/h_qw00037e.html)
آلفرد چندلر که برای اولین بار واژه استراتژی را به‌صورت رسمی در مدیریت مطرح کرد، آن را بدین صورت تعریف نمود: “استراتژی به معنای تعیین هدف‌های بلندمدت یک سازمان و گزینش مجموعه اقدامات و تخصیص منابع لازم برای دستیابی به این اهداف است (چندلر، 1362، 13).
کویین استراتژی را “الگو یا طرحی که هدف‌ها، سیاست‌ها و زنجیره‌های عملیاتی یک سازمان را درقالب یک کلِّ به هم پیوسته با یکدیگر ترکیب می‌کند” معرفیمی کند (کویین و مینتزبرگ، 1382، 5).
فرد دیوید در تعریف استراتژی می‌گوید:” استراتژی‌ها ابزاری هستند که شرکت می‌تواند بدان وسیله به هدف‌های بلند مدت خود دست یابد” (دیوید، 1379، 38).
پیتر دراکر تصمیمات استراتژیک را ” کلیه تصمیم‌های مربوط به اهداف شرکت و راه‌های رسیدن به آنها.” می‌داند (آرمسترانگ، 1381، 46)
مایکل آرامسترانگ در تعریف استراتژی می‌گوید: “استراتژی را می‌توان به عنوان ابراز صریح این موارد دانست: آنچه که سازمان می‌خواهد بشود (مقصود سازمان)، آن جا که سازمان می‌خواهد برود (مقصد سازمان) و به طور کلی آن طوری که سازمان می‌خواهد به مقصود و مقصد خود برسد(روش کار سازمان). در ابتدایی‌ترین شکل خود، استراتژی در یک شرکت تجاری به پرسش‌های زیر پاسخ میدهد: ما داریم چه می‌کنیم؟ و چطور می‌خواهیم از راه انجام این کار پول بدست بیاوریم؟ استراتژی جهتی را که شرکت دارد به آن طرف و با توجه به محیطش حرکت می‌کند تا به برتری رقابتی پایدار دست یابد، نشان می‌دهد.” (آرمسترانک، 1381، 48)
دیوید‌ هانگر استراتژی را این‌گونه تعریفمی کند: “یک استراتژی عبارت است از طرح جامع و مادر شرکت که نشان می‌دهد شرکت چگونه به مأموریت و اهداف دست می‌یابد.” (هانگر، 1381، 24)
ریجارد دفت در باب تعریف استراتژی می‌نویسد: “استراتژی عبارت است از یک برنامه عملی که به موجب آن شیوه تخصیص منابع و فعالیت‌های شرکت در رابطه با محیط و در راه نیل به هدف‌هایش تعیین می‌گردد.” (دفت ، 1378، 23)
چایلد (1972) نیز استراتژی را “مجموعهای از انتخابهای بنیادی یا حساس درباره نتایج یک فعالیت و ابزار انجام آن فعالیت” میداند (آرمسترانگ، 1381، 47).
همچنین فاولکنر و جانسون (1992) نیز در باب استراتژی مینویسند: “استراتژی به حرکت و مسیر حرکت بلندمدت و همچنین گستره فعالیتهای یک سازمان اطلاق میگردد. همچنین به این مهم میپردازد که چگونه سازمان جایگاه خود را با توجه به محیط و بهویژه با توجه به رقبایش تعیین میکند… استراتژی به چگونگی ایجاد مزیت رقابتی، که در طول زمان و به شکلی ایدهآل پایدار بماند و با کمک حرکت‌های تکنیکی و توجه به اهداف بلندمدت، میپردازد” (آرمسترانگ، 1381، 47).
از دید جانسون و شولز (1993)، “استراتژی عبارتاست از جهت حرکت و گستره فعالیتهای یک سازمان در بلندمدت با توجه به منابع موجود و محیط درحال تغییر سازمان، بهویژه باتوجه به بازارها، مشتریان و کارفرمایانش، باتوجه به انتظاراتگروه های ذینفع” (آرمسترانگ، 1381، 47).
پژوهشگر دیگری با نام کی (1999) میگوید: “استراتژی کسبوکار به هماهنگی بین قابلیتهای نهفته شرکت با محیط بیرونیاش میپردازد” (آرمسترانگ، 1381، 47).
ریچاردسون و تامپسون (1999) هم دراینباره میگویند: “یک استراتژی، چه استراتژی منابع انسانی باشد با نوع دیگری از مدیریت، باید دارای دو عنصر کلیدی باشد: باید اهداف استراتژیک وجود داشته باشد (یعنی آن چیزهایی که استراتژی قرار است بهدست آورد) و باید یک طرح عملی وجود داشته باشد (یعنی ابزاری که بهوسیله آن میتوان اهداف مشخصشده را بهدست آورد” (آرمسترانگ، 1381، 47).

1-11-2- مدیریت استراتژیک
مدیریت استراتژیک عبارتست از اِعمال برنامه‌های گسترده مدیریتی سیستماتیک در سطح سازمان شامل تدوین،‌ارزیابی و بازنگری برنامه‌های کسب و کار، طرح‌های استراتژیک، برنامه‌های کاری و … و سایر استراتژی‌های بلندمدت سازمانی و همچنین تدوین مأموریت و اهداف سازمانی، ‌بهبود مستمر فرآیندهای کاری، تضمین کیفیت و تنظیم قوانین و مقررات پایهای سازمان.
(metadata.curtin.edu.au/manual/classification.html)
مدیریت استراتژیک یک وظیفه کل‌ّسازمانی (مرتبط با تمام سطوح سازمان) است که تدوین و اجرای استراتژی را در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر توان هدایت سازمان بعنوان یک کل، برای تغییرات استراتژیک تحت شرایط عدم اطمینان و پیچیدگی زیاد می‌باشد.
(wps.prenhall.com/wps/media/objects/213/218150/glossary.html)
واژه مدیریت استراتژیک به فرآیند مدیریتی تنظیم چشم‌انداز استراتژیک، تدوین اهداف و استراتژی، اجرا و اداره استراتژی و ایجاد اصلاحات در چشم انداز، اهداف، استراتژی و شیوه اداره در طول زمان بر می‌گردد.
(highred.mcgraw-hill.com/sites/0072443715/student_view0/glossary.html)
مدیریت استراتژیک عبارتست ازفرآیند تعیین اهداف سازمان، تدوین سیاستها و برنامه‌ها برای حصول اهداف و تخصیصی منابع جهت اجرای برنامه‌ها،‌که بالاترین سطح فعالیت‌های مدیریتی محسوب شده و عموماً توسط مدیریت ارشد سازمان و تیم اجرایی جهت تعیین جهت‌گیری کلی سازمان انجام می‌شود. استراتژی سازمان به اقتضای منابع، ‌شرایط و اهدافش تعیین می‌گردد.
(en.wikipedia.org/wiki/Strategic_management)
دیوید مدیریت استراتژیک را بدین‌گونه تعریف می‌کند: هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی با تصمیمات وظیفه‌ای چندگانه که سازمان را قادر می‌سازد به هدف‌های بلندمدت خود دست یابد (دیوید، 1379، 24) او مدیریت استراتژیک را شامل سه مرحله تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژی می‌داند.
پیِرس و رابینسون (1988) مدیریت استراتژیک را مجموعه‌ای از تصمیم‌ها و اعمال می‌دانند که منجر به طراحی و اجرای استراتژی‌هایی می‌شود که برای حصول به اهداف یک سازمان مورد استفاده قرار می‌گیرند (آرمسترانگ، 1381، 57).

1-11-3- تدوین (برنامه‌ریزی) استراتژیک
برنامه‌ریزی استراتژیک عبارتست از تنظیم طرح‌های بلندمدت برمبنای اهداف کلی سازمان. برنامه‌های استراتژیک که عموماً 5 یا 10 ساله و یا حتی بیشتر هستند، از سناریو‌ها یا سایر شیوه‌های برنامه‌ریزی برای تشخیص فرضیات،‌ ریسک‌ها و عوامل محیطی استفاده می‌کنند.
)www.mc2consulting.com/riskdef.htm (
برنامه‌ریزی استراتژیک مجموعه اقدامات منظمی است که برای اتخاذ تصمیمات و فعالیت‌های کلیدی انجام می‌شود و به این سئوالات پاسخ می‌دهد که سازمان برای چه وجود دارد، چه می‌کند و چرا این کار را می‌کند. برنامه‌ریزی استراتژیک جمع‌آوری گسترده اطلاعات، تعیین گزینه‌های ممکن و تأکید بر نتایج آتی تصمیمات فعلی را در بر می‌گیرد، ‌اطلاع‌رسانی، ارتباطات و مشارکت را تسهیل می‌کند، سلیقه‌ها و ارزش‌های گوناگون را با هم هماهنگ می‌کند و تصمیم گیری منظم و اجرای موفقیت‌آمیز را ترویجمی کند.
(mapp.naccho.org/mapp_glossary.asp)
طراحی استراتژی شرکت را می‌توان به عنوان فرایند خلقِ جهت و راستای حرکت تعریف کرد. اغلب آن را به عنوان امری منطقی و اقدامی گام‌به‌گام توصیف کرده‌اند که نتیجه آن بیانیه‌ای مکتوب و رسمی است که راهنمایی مشخص و دقیق به سمت اهداف بلندمدت سازمان می‌باشد. (آرمسترانگ، 1381، 53).
تدوین استراتژی که اغلب به آن برنامه‌ریزی بلندمدت استراتژیک نیز می‌گویند عبارت است از طراحی ماموریت، اهداف و سیاست‌های شرکت. تدوین استراتژی با تجزیه‌وتحلیل موقعیت شروع می‌شود (هانگر، 1381، 126).

1-11-4- اجرای استراتژی
اجرای استراتژی به معنای مجموعه اَعمال مدیریتی است که برای تحقق استراتژی‌های منتخب انجام می‌شوند.
(highred.mcgraw-hill.com/sites/0072443715/student_view0/glossary.html)
اجرای استراتژی عبارتست از شیوه‌هایی که استراتژی‌ها در سازمان عملیاتی یا اجرایی می‌شوند و بر فرآیندهایی که استراتژی را محقق می‌کنند تمرکز می‌نمایند.

(college.hmco.com/business/griffin/management/7e/students/glossary/ch08.html)
اجرای استراتژیک به معنای پذیرش گزینه‌های استراتژیک توسط ذی نفعین و قابلیت اجرای آنها با توجه به منابع و توانمندیهایی که شرکت دارا می‌باشد،‌اطمینان از شفافیت اهداف مورد نظر شرکت و صحت تخصیص منابع و مسئولیت‌هاست. ممکن است برای تحقق اهداف لازم باشد رفتار، باورها و مفروضات کارکنان تغییر کند.
(fa.gateway.bg/htmls/en/glossary.htm)
از دید هانگر، اجرای استراتژی عبارت است از مجموع فعالیت‌ها و انتخاب‌هایی که برای اجرای یک طرح استراتژیک لازم و ضروری است. اجرای استراتژی فرایندی است که بر اساس آن سیاست‌ها و استراتژی‌ها با بهره‌گیری از برنامه‌ها، بودجه و رویه‌ها به اجرا در می‌آیند و عملی می‌شوند. (هانگر، 1381، 209).
1-11-5- نقاط مرجع استراتژیک
نقطه مرجع عبارتست از نقطه‌ای روی محور مختصات با ابعاد مشخص که ارزش و میزان تغییرات را تعیین می‌کند.
(archive.stsci.edu/fits/fits_standard/node11.html)
نقطه مرجع، محل یا نقطه‌ای است که تمام اندازه‌گیری‌ها با آن و به نسبت آن سنجیده می‌شود.
)www.spwla.org/library_info/glossary/reference/glossr/glossr.htm (
مفهوم نقاط مرجع استراتژیک در سال 1996 توسط اوی فیگنباوم، استیوارت هارت و دن شندل در مقاله “تئوری نقاط مرجع استراتژیک” به رشته تحریر درآمده و در شماره ماه مارس مجله مدیریت استراتژیک برای اولین بار به جهان معرفی شد. این پژوهشگران، نقاط مرجع استراتژیک را اینگونه تعریف میکنند: “مجموعهای از عوامل در سه سطح قابلیت داخلی، شرایط محیطی و زمان، که برای تعیین میزان ریسکپذیری و ریسکگریزی، رفتار انتخابی استراتژیک و عملکرد سازمان و بهمنظور توانمندسازی سازمان جهت کسب مزیت رقابتی پایدار به کار میرود” (فیگنباوم و دیگران، 1996).

1-11-6- سازمان

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سازمان یعنی گروهی رسمی از افراد با یک یا چند هدف مشترک.
(en.wikipedia.org/wiki/organization)
سازمان به معنای ساختاری است که افراد به شیوه‌ای سیستماتیک برای هدایت کسب‌وکار در آن با یکدیگر همکاری می‌کنند.
)www.rolemodeling.com/glossary.htm (
به گفته اتزیونی (1964) سازمان یک واحد اجتماعی (گروه‌هایی از انسان‌ها) است، که به‌صورت آگاهانه شالوده‌ریزی می‌شود و برای دستیابی به هدف‌های ویژه تجدید ساختار می‌شود. (هال، 1376، 50)
اسکات (1964) چیزهای دیگری به این تعریف می‌افزاید: باید این نکته روشن شود که سازمان ویژگی‌های خاص خود را دارد و این علاوه بر دستیابی به یک هدف خاص و استمرار در این کار است. این ویژگی خاص عبارت است از وجود مرزهای تقریباً ثابت، یک سلسله‌مراتب اداری و نوعی نظم و یا ترتیب مدبرانه یک سیستم ارتباطات و سیستم انگیزشی که موجب می‌گردد افرادی در سایه

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *