تحقیق با موضوع اجرای مجازات، تعیین مجازات، تفویض اختیار، امام خمینی (ره)

<![CDATA[ شرایط احسان در آن فرد جمع است فرمود «برو پس از وضع حمل بیا» پس از وضع حمل آمد و مجدداً درخواست خود را تکرار کرد وآن حضرت فرمود برو فرزندت را شیر بده پس از دو سال کامل بار سوم آمد و مجدداً اقرار و درخواست خود را تکرار کرد آن حضرت فرمودند: کودک تو دوساله است وقدرت حفظ خود را ندار برو او را بزرگ کن تا حدی که بتواند خودش را تغذیه کند واز بلندی پرت نشود و در چاه نیفتد زن در حالی که گریه می کرد جلسه را ترک نمود
برای چهارمین بار که جریان تکرا شد آن حضرت تصمیم به اجرای حد گرفتند و دستور دادند که فرداد همه با صورت بسته اجتماع کنند و سپس فرمود ای مردم همانا خدای تبارک و تعالی با پیامبرش عهدی فرمودند که محمد (ص) نیز همان عهد را با من نموده مبنی بر اینکه نباید حد شرعی را کسی که حد به گردن اوست اجرا کند پس کسی که حد شرعی بر گردن دارد بر این زن حد نزند» نکته مهم : برای دانلود متن کامل فایل پایان نامه ها به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
پس از این جملات بلافاصله تمام حاضرین صحنه را ترک کردند و کسی نماند جز حضرت علی (ع) و امام حسن وامام حسیین (ع)۱۷۳بنابراین نمی توان گفت که روایات ر خصوص اجرا کننده حدود مطلق است بلکه طبق یکی از احکام حدود کسی که حدی بر گردن دارد نباید اقدام به اجرای حد نماید. به این ترتیب می توان گفت که دیگر نگرانی در این خصوص نمی ماند که مبادا روزی فساق اجرای حدود را در دست گیرند چرا که کسی که حد بر گردن دارد از اجرای آن منع شده است.
گفتار چهارم : تعزیرات
تعزیر یکی دیگر از مجازات های اسلامی می باشد که از مصدر باب تفعیل و از ریشه «عزر» می باشد که در زبان فارسی هم وارد شده است.
تعزیر به معنی نکوهش کردن، ملامت کردن، سرزنش کردن،ادب کردن، چوب زدن،ع زیر کردن و توانا کردن آمده است.۱۷۴
همچنین در فرهنگ معین تعزیر به معنی نکوهیدن، مالیدن، مالش دادن، گوشمال و ادب کردن، تأدیب مادون حد و تکریم نمودن آمده است.۱۷۵
بنابراین با توجه به معانی تعزیر می توان دریافت این کلمه از اضداد محسوب گشته علاوه بر معانی سرزنش و ملامت کردن واجد معانی چون یاری دادن، توانا کردن و گران بار کردن دستور نیز آمده است.
در فرهنگ های عربی نیز برای تعزیر معانی گوناگون ذکر گردیده است که به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود در لسان العرب آمده: «…ا صل التعزیر التأدیب و لهذا یسمی الضرب دون الحخد تعزیراً» در ادامه می گوید: «لهذا قیل للتادیب الذی هو دون الحد تعزیرا لانه یمنع الجانی ان بعاد و الذنب»۱۷۶
راغب اصفهانی در المفردات تعزیر را به معنای «نصرت و یاری نمودن» بیان نموده است۱۷۷ در النهایه نیز آمده است که تعزیر در اصل به معنای جلوگیری و بازداشتن است لذا تأدیبی که به صورت کمتر از حد باشد تعزیر نامیده می شود زیرا سبب جلوگیری از تکرار جرم می شود.۱۷۸
تعزیر در اصطلاح مطابق تعریف اکثر فقها عقوبتی غیرمعین می باشد که پایین تر از حد بوده است و برای تأدیب مجرمو منع وی از ارتکاب مجدد عمل اعمال می گردد.با ملاحظه و دقت در تعاریفی که فرهنگ های لغت از تعزیر ارائه داده اند آنچه که در تعزیر ملاک است تأدیب و منع خاطی بوده است و در هیچ جایی به تحمیل رنج و عذاب به مجرم تعریف نشده است و همچنین در قرآن کریم نیزدر جایی از تعزیر به معنای عقوبت و مجازات یاد نشده است و کلاً در سه مورد آیات قرآن به تعزیر اشاره شده که در آنها نیز معانی تعظیم و احترام مدنظر بوده است.۱۷۹ (سوره اعراف آیه ۱۵۷ سوره فتح آیه ۹۹
همانطورکه دیدیم یکی از معانی تزیر نصرت و یاری نمودن است که با معنای تأدیب هم ارتباط کامل دارد چرا که تعزیرگر درمقام کمک به بزهکار است و او را از آنچه که به زیان اوست دور می سازد و یا اینکه او را از زیان رساندن به دیگران بازمیدارد.۱۸۰
فقها نیز به تعریف تعزیر به عنوان بخشی از مجازتهای شرعی پرداخته اند که به مهمترین آنها اشاره می شود: محقق حلی در شرایع اسلام تعزیر را چنین تعریف می کند کل ما له عقوبه مقدر یسمی حدا و ما لیس کذلک یسمی تعزیرا هر فعلی که مجازات معینی داشته باشد حد و آنکه این طور نباشد تعزیراست.۱۸۱
شهید ثانی در مسالک الافهام در شرح بر شرایع اسلام دو ایراد مهم به تعریف محقق حلی وارد نموده است اولاً این تعریف مجازاتهای تعزیری که از طرف شارع تعیین شده است را در برنمی گیرد ثانیا ً این تعریف کامل نمی باشد به عبارتی منطقی جامع افراد و مانع اغیار نمی باشد سپس شهید ثانی تعزیر را اینگونه تعریف می کند: «اما التعزیر لغه التادیب و شرعاً عقوبه او اهانه لا تقدیر لها باصل الشرع غالبا….۱۸۲ و لکن قد وردت المرویات به تقدیر بعض افراده و ذلک فی خمسه مواضع…»۱۸۳
صاحب جواهر تعزیر را عبارت از مجازات غیرمعینی می داند که در برابر ارتکاب فعل حرامی که مستوجب حد نباشد واجب می گردد.۱۸۴
ایت الله خویی در مبانی تکمله المنهاج در تعریف تعزیر آن را مجازاتی می داند که بنا بر تشخیص حاکم به اندازه ای که مصلحت باشد در برابر ارتکاب فعل حرام و ترک واجب الهی تحمیل می گردد.۱۸۵
امام خمینی (ره) در تعریف تعزیر آن را مجازاتی می داند که پایین تر از حد بوده و تعیین مقدار آن با حاکم است.۱۸۶
فقهای اهل سنت نیز تقریبا همین معنی را از تعزیر بیان نموده اند. الجزیری در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه تعزیر را اینگونه تعریف می کند: «اما التعزیر فهو التادیب بما یراه الحاکم و زاجراً لمن یفعل فعلا محرما عن العود الی هذا الفعل تعزیر عبارتست از تأدیب به آنچه که حاکم مصلحت ببیند به منظور اینکه مرتکب عمل حرام را از تکرار ارتکاب عمل ممنوع باز دارد۱۸۷
الجزیری در جای دیگر می گوید
: «التعزیر مصدر عزر و هو الرد و السمع منه قوله تعالی « و تعزروه» ای تدفعوا العدو عنه و تمنعوه و فی الشرع تادیب علی ذبنب لاحد فیه ولا کفاره»۱۸۸ تعزیر مصدر عزر است که به معنای بازداشتن و جلوگیری است نظیر کلام خداوند و «تعزروه» یعنی دشمن را از وی دفع می کند اما در شرع به معنای تادیب نسبت به جرمی است که حد و کفاره ندارد.
ماوردی در احکام السلطانیه و الولایات الدینیه تعزیر را اینگونه بیان می کند: «التعزیر تأدیب علی ذنوب لم تشرع فیها لحدود یتخلف حکمه باختلاف حاله ای حال الذنب حال فعله۱۸۹ تعزیر تادیبی است که در برابرگناهانی که در شرع حد خاصی ندارد با توجه به نوع مجرم ووضعیت فاعل اعمال می گردد»
بنابراین باتوجه به تعریف تعزیر به نظر می رسد که هدف اصلی از تعزیر اصلاح و بازسازی مجرم و باز گرداندن وی به ادامه زندگی سالم در جامعه و همچنین جلوگیری از ارتکاب جنایات دیگری از سوی مرتکب در آینده م یباشد تا علاوه بر اینکه مجرم تطهیر گردد جامعه نیز از تجاوز و تعدی وی مصون باشد.
در نهایت می توان تعزیر را اینگونه تعریف نمود تعزیر یکی از انواع ضمانت اجراهای کیفری است که از سوی شارع مقدس در نظر گرفته شده است و مقابل حد و قصاص دیه قرا ردارد و در برابر ترک واجب وارتکاب فعل حرام با هدف اصلاح و بازپروری با ضابطه پایین تر از حد بودن.
بند اول: فلسفه تعزیرات
اصولاً کشف فلسفه هر حکمی زمانی مفید می باشد که هرگاه در مورد مسئله ای مستحدث دچار شک و شبهه شدیم و با مراجعه به قرآن و سنت نتوانستیم مشکل را حل کنیم در این صورت چنانچه به هدف و فلسفه تشریع آن از روی عقل ومنطق پی برده باشیم می توانیم با استفاده از ملاک آن حکم مساله مشکوک را روشن نماییم.
با توجه به تعاریفی که از سوی فقها ارائه شده به نظر می رسد که هدف اصلی از تعزیر در درجه اول تأدیب و اصلاح مجرم است همانطور که دیدیم که اکثریت قریب به اتفاق فقها در تعریف تعزیر با واژه تادیب یاد نموده اند که بیانگر هدف اصلاحی و تربیتی تعزیر می باشد و از طرف دیگر نیز نامعین بودن میزان تعزیر هم مزید بر علت می باشد درحالیکه در حدود قصاص و دیات، شارع مقدس با تعیین میزان مجازات دست قاضی را بسته است لکن در تعزیرات میزان آن را «بما یراه الحاکم»در نظر گرفته است تا حاکم (قانونگذار) با ملاحظه وضعیت مرتکب و عوامل موثر در ارتکاب بزه از سوی وی میزان مجازات را به نحوی تعیین کند تا علاوه براینکه تامین کننده هدف اصلی مجازاتهای تعزیری یعنی اصلاح و تربیت مرتکب باشد منجر به حفظ و حراست جامعه از خطرات مرتکب نیز گردد بنابراین در تعزیرات بیش از همه شخص بزهکار محور اصلی احکام جزایی به شمار آمده و اصلاح و تربیت او مدنظر شارع بوده است.۱۹۰
در تحلیلی از فلسفه تعزیر چنین آمده است «که تعزیر همان معنای رافت و شفقت را در بردارد و مقصود از آن رحمت است و هرگز معنای تعذیب نیست و هدف عقوبت اسلامی پاک شدن جامعه از آلودگی هاست که از نقطه ی رحمت الهی سرچشمه می گیرد»۱۹۱
از طرف دیگر با ملاحظه در موارد تعزیر درمی یابیم که جرایم تعزیری نسب به جرایم معین و مقرر نظیر حدود و قصاص از لحاظ شدت در مرتبه نازل تری قرار دارد و به همین جهت است که در حدود و قصاص شارع مقدس بدون کوچکترین تفویض اختیار به حاکم میزان آن را تعیین نموده است زیرا این گونه جرایم اثرات بسیار مخرب در اجتماع دارد ا رتکاب چنین جرایمی از ناحیه مرتکب نشان دهنده ذات خبیث واصلاح ناپذیر او می باشد در حالیکه در تعزیرات جرایم ارتکابی اگرچه مخل نظم و اجتماع هستند اما به آن درجه حاد نمی باشند و ارتکاب آن تهدید جدی علیه مصالح و منافع جامعه محسوب نمی شود بلکه نشان از انحراف مرتکب آنها از ارزش های جامعه در حدی خفیف دارد ک با اندکی ارشاد موعظه به سر اصل خویش برم می گردد به همین دلایل است که در اینگونه جرایم حاکم حق عفو وگذشت دارد و با احراز شرایط می تواند از مجازات مجرم صرف نظر کند وانواع اقدامات را در جهت عدم اجرای مجازات بکار بندد به عنوان مثال چنانچه قاضی احراز کند که مرتکب با صرف حضور در محکمه متنبه شده و نیاز به اجرای مجازاتدر خصوص وی نیست یا اینکه احراز کند که اجرای مجازات در خصوص مجرمی به لحاظوضعیت و مرتبه اجتماعی وی اثراتی به مراتب مخرب تر داشته باشد به کمک تعلیق، تعقیب یا اجرای مجازات می تواند از مجازات وی صرف نظر کند.
از طرف دیگر بسیاری از فقها و حقوقدانان اسلامی بارها تأکید نموده اند که هدف از وضع تشریع مجازاتهای تعزیری به صورت نامعین، مطابق نمودن احکام و مقررات اسلامی با مقتضیات زمانی ومکانی می باشد.۱۹۲ به طوری که اگر چنین نمی بود چون امکان پیش بینی تمام جرایم و افعال مضر به حال جامعه و عکس العمل های متناسب در برابر آن در زمان امام معصوم و پیامبر بزرگوار اسلام (ص) ممکن نبود احتمال داشت گرد کهنگی بر روی احکام اسلام بنشیند این برای شریعتی که می خواهد جهانی و همگانی و همیشگی باشد نقص به شمرا می رفت لذا اسلام با وضع جرایم و مجازاتهای نامعین تعزیری امکان هماهنگ نمودن قواعد خود را با اصول و مقرراتی که در زمان و مکان خاص مطرح می گردد فراهم نموده که این یکی از رموز جاودانی آیین اسلام است زیرا دست قضات را برای مجازات مجرمین با توجه به شرایط و و یژگی های زمان باز گذارده و اختیارات نسبتاً سنگینی به آنها داده است تا بتوانند نیازهای هر زمان را به وسیله انها برطرف سازند و گرد اتهام «عدم قابلیت اجرا» بر دامان قواعد اسلامی ننشیند همیشه تازه و زنده باشد.۱۹۳
الجزیری از
فقهای اهل سنت در باب علت تشریع تعزیر چنین می گوید: «تشریع تعزیر چنان دقیق و زیبات سکه نشان از این دارد که از جانب شارعی «علیم» و «خبیر» است چرا که بی تردید اوضاع مردم بنابراختلاف ازمنه و امکنه متفاوتاست کیفری که برای گروهی از مردم با وضعیتی ویژه تناسب دراد برای جماعتی دیگر که در عادات و کیفیات برخلاف آن هستند متناسب نیست پس جعل و وضع عقوبتی مشخص که بتوان آن را بر همه ی بزهکاران اعمال کرد ممکن نیست خداوند دانای به حال بندگان و اگاه از مقتضیات طبایع ایشان امر تعیین مجازات را در جرایم تعزیری به اولی الامر (زمامداران) واگذاشته است.۱۹۴ بنابراین چنانچه قایل باشیم که تعزیر منحصر در موارد معاصی منصوص شرعی و تنها به شکل اجرایی ضرب دون الحد باشد بخش قابل توجهی از فلسفه تشریع این نوع کیفر در فقه جزایی از دسترس خارج شده است زیرا این منظر اولاً موارد تعزیر و شکل اجرای آن احکام لایتغیر لاتی شرعی دانسته شده ثانیاً تحولات و تغییرات]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *