تاریخی های خوشمزه: داستان ساندویچ

باورتون می شه که آمریکاییا روزانه بیشتر از ۳۰۰ میلیون ساندویچ می خورن؟ بله تعداد ساندویچای مصرفی در این کشور از تعداد شهروندان اونم بیشتره.

اما ایراد کار کجاس؟ ساندویچ غذایی کامله، خیلی راحت حمل می شه و هرچیزی رو میشه در اون قرار داد. ساندویچ گذشته ای طولانی داره و هیچ وقت جایگاه امروزی اش رو در میان مردم آمریکا نداشت. شاید باورش براتون سخت باشه اما ساندویچ وقتی به عنوان نمادی از گذشته استعمار شده ای میشناختنش که خیلی از آمریکاییای وطن پرست، ترجیح می دونن فراموشش کنن.

ساندویچی که ما می شناسیم اولین بار در سال ۱۷۶۲ میلادی به وسیله John Montagu، کُنت چهارم ساندویچ (شهری تاریخی در جنوب شرقی انگلستان) در انگلستان به محبوبیت رسید. اونطور که در تاریخ اومده و مورخان روی اون اتفاق نظر دارن Montagu که در طول سالای حیاتش پستای جور واجور سیاسی و نظامی رو در اختیار گرفت فردی قمار باز بود و ساعتای طولانی رو صرف شرط بندی می کرد.

اون در جریان یکی از دور همیای طولانی اش از آشپزِ خونه درخواست کرد غذایی براش بیاره که بتونه بدون بلند شدن از جاش اونو بخوره و از اونجا بود که ساندویچ به دنیا اومد.

Montagu اونقدر از وعده غذایی گوشت و نانی که براش آماده کرده بودن لذت برد که مرتبا همون رو از سرآشپز طلب می کرد و هرچه این غذا در جامعه لندن به معروفیت بیشتری می رسید نام کنت هم بیشتر بر سر زبانا می افتاد.

البته لازمه اضافه کنیم که جون مونتاگ یا آشپز نامعلوم اش اولین آدمایی نبودن که مخلفات جور واجور رو میان دو تیکه نون قرار دادن و این ایده اولین بار در جای دیگری به سر اون زد.

اون قبلا سفری به مدیترانه داشت و در اونجا سینیای مزه ترکی و یونانی رو امتحان کرده بود. یکی از غذاها ساندویچ بود که در واقع تشکیل شده از گوشت، پنیر و مخلفات دیگه بود که درون لایه هایی از نون قرار داده می شدن و احتمال میره که مونتاگ هم ایده خود رو از اونا گرفته باشه.

اما طولی نکشید که ایده مونتاگ با استقبال پررنگی روبرو شد. تنها چند ماه بعد، مردی به نام ادوارد گیبون در دفترچه خاطراتش اینطور نوشت که حدودا بیست یا سی مرد انگلیسی رو در سفرش دیده که در رستورانا «ساندویچ» می خوردند.

تا شروع جنگ انقلاب آمریکا ساندویچ در انگلستان به معروفیت خوبی رسید و حتی دیده می شد که استعمارگران آمریکایی هم به خوردن این غذا علاقه نشون می دادن اما هیچ تاریخ دقیقی از زمان ورود ساندویچ به این کشور در دست نیس و اولین تاریخ به سال ۱۸۱۵ برمیگرده که دستور جفت و جور ساندویچ تو یه کتاب آشپزی آمریکایی رویت شد.

اما اگه می خواین بدونین که به چه دلیل اینجور ابداعی واسه یه مدت طولانی مطرح نشد، آشپزهای آمریکایی تمایلشان این بود که از هرگونه گرایشات آشپزی واسه دولتای حاکم قبلی دوری کنن.

خود کلمه ساندویچ هم از یه جور سیستم اعیانی بریتانیایی میاد و این چیزیه که بیشتر آمریکاییا دوست داشتن فراموشش کنن. اما بعد از اینکه خاطرات تلخ گذشته کم رنگ شد و ساندویچ کرد پیدا کرد، محبوب ترین نوع اون نه همبرگر بود و نه بوقلمون بلکه ساندویچ زبون بود که توجه بسیاری رو به خود جلب کرد.

البته امروزه بیشتر آمریکاییا تمایلی به خوردن ساندویچ زبون ندارن و از اون زمان تا کنون ایده های تازه ای در مورد این خوراکی خوشمزه به ذهنشون خطور کرده. واسه نمونه در نیواورلئان آمریکا یه جور از ساندویچ به نام Po’ Boy می شناسنش که در جریان بحران اقتصادی بزرگ جهانی و شورش کارگران به خیابونای آمریکا زاده شد.

داستان از این قراره که دو داداش که قبلا از اپراتورهای اتوبوسای برقی بودن یه مغازه ساندویچ فروشی در نزدیکی منطقه شورش داشتن و به کارگرانی که در اون تضاهرات شرکت می کردن ساندویچ رایگان می دادن.

وقتی یکی از کارگران به داخل رستوران می اومد، اونا داد می زدن، یه po’ boy (به معنی Poor boy یا پسرک فقیر) دیگه اومد و ساندویچی به اون می دادن و از اونجا بود که این نام معروفیت پیدا کرد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *