اعتدال در آراستگی:پایان نامه درمورد تجمل گرايي

ثروت و مکنت زياد و امکان هرگونه تصرف بي حد و مرزي چنين انسان هايي را به انسان هاي متکبر در باطن و مستکبر نسبت به ديگران تبديل مي کند[1]. احساس از مصونيت از عذاب الهي[2]  و روحيه تجاوزگري[3]  ، اعراض از حق و حقانيت[4] ، تفاخر[5] ،شادماني غرور آميز[6] ، از اخلاق چنين افرادي است.

خداوند توضيح مي دهد که چنين اخلاق زشت و نابهنجاري در مترفان موجب مي شود که ايشان رفتارهاي ضد اخلاقي و ضد هنجاري خويش را نيک و زيبا بانگارند و در چشم ديگران زشت را زيبا جلوه دهند[7]. اين گونه است که تباهي و رفتارهاي ضد اخلاقي و هنجاري را در جامعه گسترش داده و دامن مي زننند.

رفاه زدگي و اتراف در انسان ها موجب مي شود تا نه تنها خود اهل فساد و تباهي باشند بلکه ديگران را به فساد بکشانند و در زمين افساد و تباهي کنند.[8] اين گونه است که شيوه نادرست مصرف و تصرفات ايشان در اموال ، هر گونه پيشرفت و سازندگي را منع مي کند و زمينه تباهي و فساد جامعه را فراهم مي آورد. از اين روست که خداوند ، اين الگوي مصرف را نابهنجار و ضد اخلاقي و کمالي ارزيابي کرده و به شدت از آن منع مي کند؛ زيرا از نظر خداوند ، اين گونه تصرفات موجبات فروپاشي جامعه و عذاب الهي مي شود.[9]

رفاه‌طلبي، لذت‌جويي، هواپرستي، خوشگذراني و تجمل‌گرايي چنان انسان را سرمست مي‌کند که نه تنها براي مسائل انساني و اخلاقي ارزشي قائل نمي‌شود، بلکه در برابر کساني که مردم را به ارزش‌هاي انساني و اخلاقي دعوت مي‌کنند، به مخالفت برمي‌خيزد.

از اين‌رو، در همة دوران‌ها «مترفان (خوشگذران‌ها)» در صف مقدم مخالفان پيامبران الهي بودند: « وَ مَا أَرْسَلْنَا في قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُترَْفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَفِرُونَ وَ قَالُواْ نحَْنُ أَكْثرَُ أَمْوَالًا وَ أَوْلَادًا وَ مَا نحَْنُ بِمُعَذَّبِين:[10] و [ما] در هيچ شهري هشداردهنده‌اي نفرستاديم، جز آنکه خوشگذرانان آنها گفتند: «ما به آنچه شما بدان فرستاده شده‌ايد، کافريم» و گفتند: «ما دارايي و فرزندانمان از همه بيشتر است و ما عذاب نخواهيم شد»

«ابن فهد حلي» از علماي بزرگ شيعه مي نويسد:«همواره کساني كه در صدد انكار برآمدند و آفريننده جهان را انكار مي‌كردند ثروتمندان و اشراف متكبر بودند»[11].

با مروري اجمالي به تاريخ گذشتگان و بررسي عوامل انحطاط آنان اين حقيقت قرآني به خوبي آشکار مي گردد که چه بسيار تمدن ها و جوامعي که بر اثر رفاه زدگي و تجمل گرايي به گناه و معصيت گرفتار آمدند و بنياد بقايشان زايل گشت.

از اين‌رو، براي پيشگيري از خطري که مترفان در طول تاريخ، گرفتار آن شدند، دوري گزيدن از رفاه‌طلبي و تجمل‌گرايي ضروري است.

خداوند در قرآن، براي ما مثال مي زندتا ببينيم کساني که از مال و مکنت خود براي آخرتشان استفاده نکردند سرانجامشان چه شد:

قارون کسي بود که به قدري از گنج هاي فراوان در اختيارش قرار داده شده بود که عده اي پهلوان نيرومند بايد فقط کليدهاي گنج هايش را حمل مي کردند: «إِنَّ قَرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسي‏ فَبَغَي‏ عَلَيْهِمْ  وَ ءَاتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتحَِهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُوْلي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ  إِنَّ اللَّهَ لَا يحُِبُّ الْفَرِحِين؛[12] او تمام دارايي اش را در برابر قومش به نمايش گذاشت. عده اي از پيروان حضرت موسي (ع)با خود گفتند: اي کاش، ما هم از اين نعمت ها بهره اي داشتيم. کار خلافي نکردند مرتکب حرامي نشدند، فقط وقتي اين همه جواهرات و دارايي را ديدند به هوس افتادند; « قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا يَالَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتي‏َ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيم.»[13]

وقتي قارون از اطاعت حضرت موسي (ع)سرپيچي کرد و با عذاب خداوند، خودش و تمام دارايي اش در زمين فرو رفت، آن ها که آرزو مي کردند که دارايي او را داشته باشند، به خود آمدند و گفتند: عجب اشتباهي کرده بوديم، اگر ما هم اموالي مثل او داشتيم امروز به همين وضع مبتلا مي گشتيم; گويي خدا بر هر که بخواهد رزقش را گشاده مي گرداند و گويي خدا کافران را سعادتمند نمي کند; «وَ أَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْاْ مَكاَنَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ يَقْدِرُ  لَوْ لَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا  وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُون[14] ؛روز ديگر آن كسان كه ديروز آرزو مي‏كردند كه به جاي او مي‏بودند، مي‏گفتند: شگفتا كه خدا روزي هر كس را كه خواهد فراوان كند يا تنگ سازد. اگر خدا به ما نيز نعمت فراوان داده بود، ما را نيز در زمين فرو مي‏برد. نمي‏بيني كه كافران رستگار نمي‏شوند؟»

اين گونه داستان ها را قرآن مجيد براي اين نقل مي کند که ما تامل کنيم و بفهميم نعمت هايي را که خدا در اختيار ديگران قرار مي دهد چنان ارزش ندارد که بخواهيم به آن ها خيره شويم و دل ببنديم. بله، اگر انسان از راه صحيح مالي به دست آورد و در راه خدا هم مصرف کند خوب است. اما خود مال ارزش دل بستن ندارد، بلکه صرفا يک وسيله آزمايش است، يک برگ امتحان است. ارزش آن بستگي به اين دارد که در آن چه پاسخي بنويسيم.

گاهي انسان چون چشمش باز است، براي ديدن اطراف يا براي رفع حاجت بهره هايي را که ديگران در زندگي دارند مي بيند، اما اين نگاه گذراست، ولي گاهي انسان به چيزي خيره مي شود و تحت تاثير واقع مي گردد. خداوند در قرآن کريم مي فرمايد: « وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلي‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقي‏ [15]؛ و هرگز چشمان خود را به نعمتهاي مادّي، كه به گروه‏هايي از آنان داده‏ايم، ميفكن! اينها شكوفه‏هاي زندگي دنياست تا آنان را در آن بيازماييم و روزي پروردگارت بهتر و پايدارتر است! »

و در آيه ي ديگري مي فرمايد: « وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَي النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا وَ اسْتَمْتَعْتُمْ بِها فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ [16]؛آري شما غرق در لذات بوديد، و جز تمتع از مواهب مادي اين جهان چيزي نمي‏فهميديد، و به خاطر آزادي بي‏قيد و شرط در اين قسمت« معاد» را انكار كرديد تا دستتان كاملا باز باشد، و هر گونه ظلم و ستم براي بدست آوردن اين مواهب بر ديگران روا داشتيد، امروز كيفر آن همه هوسبازيها، و هواپرستيها، و استكبار و فسق خود را مي‏بينيد. »

جمله« أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ» به معني بهره‏گيري از لذائذ دنياست و تعبير به« اذهبتم» (برديد) به خاطر آن است كه اين لذائذ و مواهب با بهره‏گيري نابود مي‏شوند و از بين مي‏روند.

مسلما تمتع از مواهب الهي در اين جهان كار نكوهيده‏اي نيست، آنچه نكوهيده است غرق شدن در لذات مادي و فراموش كردن ياد خدا و قيامت، يا بهره‏گيري گناه آلود و بي‏قيد و شرط از اين لذات و غصب حقوق ديگران در اين رابطه است.

« طيبات» معني وسيع و گسترده‏اي دارد و همه مواهب دنيا را شامل مي‏شود هر چند بعضي از مفسران آن را فقط به معني نيروي جواني تفسير كرده‏اند ولي حق اين است كه جواني تنها يك مصداق مي‏تواند باشد.[17]

(وَ اسْتَمْتَعْتُمْ بِها) يعني: در لذّات دنيا فرو رفته از آنها بهره‏مند شديد، بعضي گفته‏اند: اين لذات كه از آن بهره برده‏اند رزقهاي نيكو است كه خداوند ميفرمايد: آن را در راه بر آوردن خواسته‏هاي نفساني و لذت هاي زودگذر دنيا صرف نموديد، و آن را در راه رضاي الهي صرف ننموديد.[18]

[1] ر.ک :  هود/ 10 و نيز  اسراء/ 83 و  کهف/ 32 و 34

[2]  سبا /34 و 35

[3]  شورا/ 27 و  قصص/ 76

[4]  سبا /15 و 16

[5]  هود/  10

[6]  انعام/ 44

[7]  يونس/ 12

[8]  قصص /76 تا 83

[9] ر.ک :  انعام/ 44 و  هود/ 116 و  فرقان/ 18 و آيات  ديگر

[10]  سبا /34 و 35

[11]  ابن فهد حلي ،عده الداعي ، چاپ اول ، قم : دارالکتاب الاسلامي ، 1407ق، ص 111

[12] قصص/۷۶

[13] همان ،/۷۹

[14] همان/۸۲

[15]  طه/131

[16]  احقاف،/20

[17] ناصر مکارم شيرازي، پيشين، ج‏21، ص: 346

[18] محمد حسين طباطبايي، پيشين، ج‏18، ص: 314

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي