منابع مقاله درمورد استان قزوین، متغیر وابسته، عوامل فرهنگی

1-4-1 هدف اصلی
بررسی تاثیر شاخص های گردشگری بر عملکرد گردشگری در استان قزوین
1-4-2 اهداف فرعی
بررسی تاثیر عوامل فرهنگی اجتماعی بر عملکرد گردشگری در استان قزوین
بررسی تاثیر عوامل اقتصادی بر عملکرد گردشگری در استان قزوین
بررسی تاثیر عوامل مدیریتی بر عملکرد گردشگری در استان قزوین
بررسی تاثیر عوامل طبیعی بر عملکرد گردشگری در استان قزوین
1-5- سوالات تحقیق
سوال اصلی تحقیق :
آیا شاخص های گردشگری بر عملکرد گردشگری تاثیر دارد ؟
سوالات فرعی :
آیا عوامل فرهنگی اجتماعی بر عملکرد گردشگری تاثیر دارد ؟
آیا عوامل اقتصادی بر عملکرد گردشگری تاثیر دارد ؟
آیا عوامل مدیریتی بر عملکرد گردشگری تاثیر دارد ؟
آیا عوامل طبیعی بر عملکرد گردشگری تاثیر دارد ؟
1-6- فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی تحقیق :
شاخص های گردشگری بر عملکرد گردشگری تاثیر دارد .
فرضیه فرعی اول :
عوامل فرهنگی اجتماعی بر عملکرد گردشگری تاثیر دارد.
فرضیه فرعی دوم :
عوامل اقتصادی بر عملکرد گردشگری تاثیر دارد.
فرضیه فرعی سوم :
عوامل مدیریتی بر عملکرد گردشگری تاثیر دارد.
فرضیه فرعی چهارم :
عوامل طبیعی بر عملکرد گردشگری تاثیر دارد .
1-9- قلمرو تحقیق
الف) قلمرو موضوعی: در این تحقیق، به بررسی تاثیر شاخص های گردشگری برعملکرد صنعت گردشگری پرداخته خواهد شد.
ب) قلمرو زمانی : قلمرو زمانی در این تحقیق سال 1393 میباشد
ج) قلمرو مکانی قلمرو مکانی در تحقیق حاضر، استان قزوین میباشد.
1-10- روش گردآوری اطلاعات
روش گردآوری این پژوهش(کتابخانه ای (اسنادی)و میدانی) می باشد.اطلاعات و آمار مورد نیاز این پژوهش به طور عمده و اصلی از منابع ذیل گردآوری شده است:
– منابع کتابخانهای مراکز علمی همچون دانشگاهها،سازمانها،مؤسسات و مراکز تحقیقاتی
– شبکهها و پایگاههای اطلاعرسانی
– آمارنامهها،سرشماریها و اطلاعات رسمی ادارات و سازمانهای ذیربط
– نقشه ،جدول ها، و نمودارها
– تهیه پرسشنامه
-مشاهده
1-12- متغیر های تحقیق
1-12-1 متغیر وابسته
متغیر وابسته متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش بینی تغییرپذیری در آن است، به عبارت دیگر، آن یک متغیر اصلی است که به صورت یک مسئله حیاتی مورد بررسی قرار می گیرد. با تجزیه و تحلیل متغیر وابسته و شناسایی عوامل موثر بر آن، می توان پاسخ ها یا راه حل هایی را برای مسئله شناخت. محقق به تعیین مقدار و اندازه گیری این متغیر و متغیر های دیگری که روی این متغیر اثر می گذارند، علاقه مند است(خاکی، 1378) متغیر وابسته در این تحقیق عبارت است از عملکرد صنعت گردشگری می باشد.
1-12-2- متغیرهای مستقل
متغیرهای مستقل متغیر مستقل، متغیری است که روی متغیر وابسته به صورت مثبت یا منفی تأثیر می گذارد. یعنی هنگامی که متغیر مستقل وجود داشته باشد متغیر وابسته نیز وجود دارد. به بیان دیگر تغییرات در متغیر وابسته را باید در متغیر مستقل جستجو کرد(خاکی،1378).
متغیر های مستقل در این تحقیق عبارتند از: عوامل فرهنگی اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل مدیریتی، عوامل طبیعی
1-13- مشکلات و تنگناهای تحقیق
1- نبود آمار یا وجود آمارهای مختلف از یک موضوع و عدم همگونی این آمارها در ارتباط با گردشگری.
3- گستردگی موضوع با توجه به اهمیت آن .
4 عدم همکاری برخی ارگان های دولتی ازارایه آمار.
خلاصه فصل
در این فصل طرح کلی تحقیق ارائه شد. بدین منظور ابتدا موضوع تحقیق تشریح گردید و سپس ضرورت انجام تحقیق مطرح گردید. پس از آن اهداف، سوالات و فرضیه های تحقیق بیان شد و در نهایت متغیرها بیان و مشکلات و تنگناها مطرح گردید.
2-1- مقدمه
امروزه در عصر حاضر گردشگری به صورت یک مسأله و فعالیتی مهم در مدیریت شهری و توسعه محلی پایدار شهرها درآمده است، این فعالیت شهری تغییرات فضایی و کاربری های گسترده ای را برای شهرها بوجود آورده است .و هر گونه بی توجهی و عدم بهره برداری صحیح از این ابزار، نه تنها عدم موفقیت را در پی داشته، بلکه موجبات عقب ماندن از رقابت ها و سبقت‌های بازار یابی جهانگردی ودر نهایت شکست و ورشکستگی در دنیای بازاریابی صحیح و اصولی در عرصه بین المللی را در پی خواهد داشت. لذا با توجه به اینکه هر موضوع یا پژوهش بسته به درجه پیچیدگی آن با یک یا چند دیدگاه گشودنی می باشد، مثلاً مدیریت شهری،گردشگری، جغرافیایی شهرهای بزرگ و متوسط کشور را به ویژه اگر قدیمی هم باشند، معمولاً نمی توان با یک دیدگاه کاملاً بررسی کرد، بلکه بر حسب گذار شهرها از مراحل تاریخی و با توجه به پیچیدگی کنونی آنها باید به کمک چند دیدگاه بیان شوند. پس تلفیق و ترکیب دیدگاه ها برای رسیدن به یک پاسخ جامع ضروری است (مؤمنی،1377 :80).دراین فصل به ادبیات موضوع پرداخته ایم، که ارتباط نزدیکی به طور خاص به موضوع دارند ،و مبانی نظری پژوهش شامل سه دیدگاه توسعه پایدار ، نظریه سیستمی و پسامدرنیته پرداخته شده و به منظور دست یابی به یک چهارچوب نظری جامع که بتواند راهنمای پژوهش ها قرار گیرد،ابتدا به شناخت ادبیات موضوع پرداخته شده ودر مرحله بعد سعی شده ، خاستگاه و مبانی نظری مربوط به موضوع پژوهش تا حد امکان بررسی شود. در این پژوهش با توجه به دستاوردهای مطالعات گرددشگری (برنامه ریزی گردشگری، جغرافیای گردشگری، جامعه شناسی گردشگری، اقتصاد گردشگری و…) می توان دیدگاه های زیر را در رابطه با موضوع این پژوهش تشخیص داد، این دیدگاه ها عبارتند از:
عوامل فرهنگی
در گردشگری از همان برخورد اول تعاملات فرهنگی میهمانان و میزبانان آغاز می شود. دو طرف دارای ارزش ها و الگوهای متفاوتی هستند و مسئله تماس و برخورد طرفین و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی آن ها بر یکدیگر دارای اهمیت ویژه ای است تفاوت رفتاری اجتماعی و فرهنگی بین گردشگران و بومی ها بازخوردهای متفاوتی را به همراه دارد. گردشگری می تواند سبب ارتباط هایی برای تماس های فرهنگی شود یعنی بوجود آوردن شرایطی که گردشگران بتوانند خود، فرهنگ بومی را از نزدیک لمس کنند.
اثرات گردشگری بر فرهنگ و اجتماع غیرملموس و در روندی طولانی و به آرامی و ممکن است به صورت ناخواسته و ناخودآگاه صورت می گیرد. گردشگری دارای آثار فرهنگی و اجتماعی  متعددی است که بی توجهی به آن می تواند پیامدهای نامطلوبی در پی داشته باشد. منظور از اثرات اجتماعی گردشگری تغییراتی است که در زندگی مردم جامعه ی میزبان به وجود می آید و این تغییر به دلیل تماس مستقیم میزبانان و گردشگران با یکدیگر است و منظور از اثرات فرهنگی تغییراتی است که در هنر ، آداب و رسوم و معماری و سایر ابعاد فرهنگ مردم ساکن در جامعه میزبان رخ می دهد.
اوقات فراغت به عنوان حوزه ای زمانی درک می شود که انتقال و تداوم فرهنگی و آموزش فرهنگی- اجتماعی هم می تواند در آن انجام گیرد و می توان از اوقات فراغت برای تقویت، تداوم و تنوع فرهنگی استفاده کرد. در عین حال به خطراتی که در واقع این حوزه زمانی و مکانی برای تخریب و یورش بردن به فرهنگ ها و از بین بردن تنوع فرهنگی و به وجود آوردن رفتارهای فرهنگی غیرمناسب در جامعه دارد، باید بسیار توجه کرد و می توان گفت این حوزه از لحاظ فرهنگی، هم پتانسیلی بسیار قدرتمند دارد که بشود از آن برای پیشبرد فرهنگ استفاده کرد، و هم حوزه ای خطرناک است که فرهنگ را تخریب می کند.
گردشگری تعاملاتی بین جامعه میزبان و میهمان پدید می آورد که پیامد طبیعی آن بروز تغییر و تحول در کیفیت و سطح زندگی، کار، الگوهای فرهنگی- رفتاری و نظام ارزشی، زبان، روابط خانوادگی، نگرش ها، آداب و سنن، ساختار جامعه و به طور کلی تأثیر بر فرهنگ ساکنان محلی و یا گردشگران است.
نکته مهم در بررسی اثرات گردشگری توجه به تمام متغیرها و عواملی چون نوع گردشگر، میزان و تفاوت کمی جمعیت میزبان و گردشگر، نگرش های گردشگران و میزبانان نسبت به یکدیگر، نوع تعامل بین گردشگران و میزبان، تفاوت فرهنگی بین توریست و میزبان، بافت فرهنگی و اجتماعی دو طرف، موقعیت اقتصادی نسبی میزبان و میهمان، نوع سوژه مورد علاقه گردشگران، میزان ماندگاری در محل و … می باشد که میزان و کیفیت اثرگذاری را مشخص می کند.
گردشگر ، هم می تواند بر مقصد تاثیر بگذارد هم می تواند از آن تاثیر بگیرد اما در تحقیق حاضر اثرات مثبت و منفی گردشگری بر فرهنگ و اجتماع میزبان مدنظر است چرا که به خاطر ویژگی های گردشگری این اثرات بر میزبان قابل توجه است. ظواهر، رفتارها، برخوردها و تقاضاهای گردشگران تأثیراتی بر جامعه میزبان می گذارد که  با رهیافتی سیستمی در دو دسته اثرات مثبت و منفی فرهنگی و اجتماعی بر فرهنگ و اجتماع میزبان، مورد بررسی و تحلیل قرار می دهیم.
2-2- اثرات مثبت فرهنگی و اجتماعی گردشگری
در کنار منافع اقتصادی، گردشگری برای مناطق گردشگرپذیر به صورت مستقیم و غیر مستقیم اثراتی مثبت در دو عرصه داخلی و خارجی دارد.
بی اهمیتی به گردشگری باعث بیزاری انسان ها از یکدیگر و بیگانه تر شدن آن ها با هم است که به دنبال آن بدگمانی و کینه ورزی در میان ایشان رخ می نماید و سرانجام آن دشمنی و درگیری است. اما گردشگری الگوهای ایجاد شده غیرواقعی و افکار کلیشه ای را تغییر داده و با ایجاد تعاملات مستقیم، واقعیات درونی یک اجتماع را عیان می کند. ورود گردشگران خارجی، فرصت مناسبی را در زمینه شناخت واقعیت های جامعه میزبان فراهم می کند. در بعد روابط بین المللی به عنوان نیرویی کمکی در کاهش و از بین بردن خصومت ها بین دولت هاست بی تردید شناخت بیشتر افراد یک کشور یا کشورهای مختلف از یکدیگر، تأثیر بسیار مطلوبی در استحکام روابط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و… دولت های آنان دارد و از طرفی تضادهای فرهنگی میان جامعه میزبان و مبدأ را کاهش می دهد و با بالابردن ظرفیت تحمل انسان های با فرهنگ های متفاوت، تعصب فرهنگی و “قوم مداری” (ethnocenterism) را تبدیل به “نسبی گرایی فرهنگی” (cultural relativism) می کند. این حقیقت که باید در تماس با طبیعت و انسان های آن زندگی کرد، تفاهم، شناخت و درک متقابل در رابطه با آداب و برداشت ها فرهنگ های دیگر را آسان تر می کند و به گردشگران می آموزد تا وجوه تمایز و اختلاف و تفاوت های میان خود و دیگران را به عنوان یک ارزش وجودی بشناسند. بعد از مسافرت، حالت ها و برداشت های فرد در رابطه با مکان ها و محیط می تواند تغییر پیدا کند. گردشگری به عنوان یک نیاز منطقی در جهت برآورده ساختن خواسته های مادی و فطری انسان ها جهت ایجاد تفاهم و گسترش فرهنگ و انسجام اجتماعی در همه ی جهان می باشد. بنابراین در یک نتیجه گیری می توان گفت، گردشگری در ایجاد ارتباط بین فرهنگ های جوامع مؤثر است. هیچ فرهنگی را نمی توان بدون شناخت هسته اصلی ارزش ها و پیش فرض های منطقی شناخت. انسان ها نمایندگان فرهنگ های گوناگون اند و تماس رودرروی این نمایندگان، تماس رودرروی فرهنگ هاست. با این نگرش می توان گفت که مسافرت صرفاً به معنای “دیدن” نیست بلکه “تجربه کردن” است.
در داخل یک کشور، گردشگری داخلی باعث ایجاد مفاهیم فرهنگی مشترک می شود و این زمینه همدلی ملی و انسجام فرهنگ های متفاوت را فراهم می کند. خاستگاه های اقتصادی متفاوت در داخل یک کشور، خواه نا خواه قشرهای متفاوت فرهنگی جدا از یکدیگر پدید می آورد، شغل ها و سطح های درآمدی متفاوت باعث گسستگی اجتماعی است این جدایی فرهنگی در ساختار سیاسی کشور انعکاس پیدا می کند و توان پیشرفت جامعه را می فرساید برای جلوگیری از این فرسایش هیچ ابزاری کارآمدتر از تماس های رودررو نیست. نقاط دوردست باید همدیگر را بپذیرند و دارای حس روانی و عاطفی

مطلب مشابه :  منابع مقاله درموردکسب مزیت رقابتی، آمیخته بازاریابی، بازاریابی

Leave a Comment