پایان نامه با کلید واژه های رفتار پرخاشگرانه، اختلال سلوک، کمبود توجه، مصرف مواد

بلکه با سنین متوسط و جوانی ارتباط داشت (به نقل از جعفری ، 1384 )

2-3- پرخاشگری
پرخاشگری و تهاجم مساله ای است که طی حیات انسان در طول تاریخ وجود داشته است . نگاهی کوتاه به جهان اطراف به ما نشان خواهد داد که همان گونه که بکی از علمای اجتماعی معاصر گفته است : ” عصر ما ، عصر پرخاشگری است ” . بخش عمده اخبار رادیو و تلویزیون شرح و نمایش خشونتهایی است که در نقاط مختلف جهان از سوی انسان ها نسبت به انسان های دیگر اعمال می شود . کشتارهای دسته جمعی ، قتلهای انفرادی ، تجاوز ، تبعیض ، محروم کردن از حقوق اولیه ، همه و همه گویای چهره خشن و زشت انسان نسبت به همنوعان خود است و جای تعجب نیست که عالم اجتماعی دیگری گفته است : ” ما رفتارهای خشن انسانها را نسبت به یکدیگر حیوانی می خوانیم ولی بررسی خشونتهای انسان نسبت به انسان نشان می دهد که به کاربردن صفت حیوانی در مورد این گونه رفتارها در واقع توهین به حیوانات است ” . در حقیقت هم هیچ حیوانی نسبت به هم نوع خود تا این اندازه بی رحم و تا این اندازه خشن نیست ( کریمی ، 1377 ).
جنگلها و نزاع های بی شماری که در طول قرون و اعصار برای بشر اتفاق افتاده عموماً معلول انگیزه درونی خصمانه انسان می باشد . پرخاشگری به صور گوناگون تجلی و بروز می کند . از شکل ساده تهاجمات لفظی یک فرد گرفته تا مخرب ترین آن یعنی جنگ که میلیونها نفر قربانی در طی جنگلهای متعدد از نسل بشر را گرفته همه مظاهر و جلوه های مختلف پرخاشگری این انگیزه ذاتی بشر می باشد . آنچه مسلم است این که انسان تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، تربیتی ، اقتصادی و سیاسی بدین پایه از رفتارهای ناهنجار می رسد به طوری که عوامل مذکور به کنترل درآیند از شدت و میزان آنها تا حد زیادی کاسته خواهد شد . مسلماً تربیت و آموزش افراد در دوران نوجوانی و قبل از آن عامل موثری در بروز یا عدم بروز واکنشهای خصمانه خواهد بود . به طوریکه اگر فرد از شرایط تربیتی و آموزشی سالمی در محیط خانه ، مدرسه و اجتماع بر خوردار باشد ، چنین رفتارهای ناهنجاری از خود بروز نخواهد داد . لذا توجه به امر تعلیم و تربیت ، انگیزه ها و عواطف و جهت دادن درست به رفتارهای آنان در دوران کودکی و نوجوانی موضوع حائز اهمیت می باشد . بدیهی است زمانی می توان گام موثر و سازنده ای در جهت کنترل چنین رفتارهای ناهنجاری برداشت که به توان شناخت دقیق و جامعی از فرآیند تشکیل رفتار پرخاشگرانه و علل به وجود آورنده آن به دست آورد و این شناخت زمانی حاصل می شود که بررسیهای علمی و دقیق در ابعاد مختلف مساله صورت گرفته باشد ( مرادی ، 1365 ) .

2-3-1- تعریف پرخاشگری
ارائه تعریفی قابل قبول از پرخاشگری به لحاظ موضع گیری های نظری متفاوت دشوار است . ناظر ( 1372 ) تجلی کشاننده مرگ در رفتار هشیارانه را پرخاشگری تلقی کرده است .
صادقی ( 1380 ) هر رفتار ناشی از ناکامی را پرخاشگری می دانند .
بارون ( 1977 ) پرخاشگری را هر رفتاری که هدف آن آسیب یا صدمه به موجود زنده دیگری که برای اجتناب از چنین عملی انگیخته شده است ، قلمداد می کنند.
عارفی ( 1378 ) پرخاشگری را صرفاً به منزله هر رفتاری که به دیگران آسیب برساند ، تعریف می کند و آن را بر حسب فعال – فعل پذیر ، مستقیم – غیر مستقیم ، همچنین کلامی – جسمانی تقسیم کرده است .
راستی فر ( 1371 ) پرخاشگری را کوششی در جهت وارد کردن آسیب بدنی به دیگران می داند.
دل وکیو والیری ( 2003 ) پرخاشگری را رفتار قابل مشاهده و به قصد آسیب رسانی اطلاق می کنند .
طبق اظهارات چارلز اشپیل برگر روان شناس و متخصص در مطالعه خشم ، خشم حالت هیجانی است که از نظر شدت متغیر است . خشم همانند سایر هیجانات با تغییرات فیزیکی و زیستی همراه است . رخدادهای درونی و رخدادهای بیرونی ، هر دو می تواند باعث خشم گردند ( انجمن روان شناسی آمریکا ، 2003 ) .
روان شناسان انسانی نگر مزلو ( 1968 ) بین پرخاشگری طبیعی یا مثبت که هدفش عمدتاً دفاع از خویشتن یا مبارزه با پیش داوری و دیگر بی عدالتی های جامعه است و پرخاشگری مرضی یا خشونت که وقتی طبیعت فطری ما دچار دشواری یا ناکامی می گردد حاصل می شود ، تمایز قائل شده اند(به نقل از سبحانی ، 1375 ).
رافضی ( 1383 ) پرخاشگری را به عنوان یک رفتار آشکار درگیر شدن و آسیب رسانده به دیگران مطرح نموده است . اسپلبرگ ، جکوبس ، راسل و ایوانز ( 1983 ) در تعریف دیگر پرخاشگری وارد کردن آسیب آشکار یا رفتارهای تنبیهی مستقیم به سایر افراد یا اشیاء می باشد (به نقل از زاهدی فر ، 1375 ) .
از دیدگاه اتکینسون و همکاران ( 1381 ) پرخاشگری معمولا به رفتاری اطلاق می شود که قصد از آن صدمه رساندن ( جسمانی یا زبانی ) به فرد یا نابود کردن دارایی افراد است . واژه اصلی در این ” قصد ” است . البته ممکن است این آسیب رسانی در انواع شیوه ها پیاده شده و حتی متضمن آزارهای روانی نظیر تحقیر ، توهین و فحاشی نیز می شود (زاهدی فر ، 1375 ) .

مطلب مشابه :  مقاله رایگان درموردکارمندان بانک، آموزش کارکنان

2-3-2- عوامل پیش بینی کننده پرخاشگری
عوامل پیش بینی کننده شایع مورد استفاده در ایجاد خطر برای دیگران :
1 ) قصد شدید برای آسیب رساندن به دیگری
2 ) وجود قربانی
3 ) تهدید های مکرر و آشکار
4 ) طرح عینی
5 ) دسترسی به ابزار اعمال خشونت
6 ) سابقه از دست دادن کنترل
7 ) لذت بردن از تماشا یا ایجاد جراحت
8 ) فقدان ترحم
9 ) خود را قربانی شمردن
10 ) نفرت از صاحبان قدرت
11 ) محرومیت یا خشونت دیدن در دوران کودکی
12 ) کاهش محبت و صمیمیت در خانه
13 ) از دست داد
ن زود هنگام والدین
14 ) آتش افروزی ، شب ادراری ، بی رحمی نسبت به حیوانات
15 ) سابقه اعمال خشن
16 ) رانندگی بدون احتیاط
اکثر افراد بالغ که مرتکب اعمال خشن می گردند ، چه اختلال روانی داشته باشند و چه نه بیشتر احتمال دارد که خشونت خود را متوجه افراد آشنا ، معمولاً اعضای خانواده ، سازند . به طور کلی ، احتمال رفتار خشن یا پس رفت روان شناختی فزاینده و شاید شروع حاد بیماری روانی بالا می رود از سایر لحاظ اطلاعات در مورد سیر بیماری و خشونت اندک است . فروپاشی دوره ای در کسانی که مقدار زیادی الکل مصرف کرده اند ممکن است روی دهد . بیش از 50 درصد کسانی که موجب دیگر کشی جنائی می شوند رفتار تهاجمی نشان می دهند و گزارش شده است که بلافاصله قبل از اقدام مقدار زیادی الکل مصرف کرده بوده اند . اخیراً علاقه فزاینده ای به تفاوتهای جنسی در استعداد برای ارتکاب خشونت ابراز شده است . برای خشونت های طبقه بندی شده به عنوان قتل ، ضرب و جرح یا تجاوز به عنف ، میزان شیوع به وضوح برای مردها بیشتر از زن ها است . در خشونت های خانوادگی ، که یکی از طرفین ازدواج به آزار دیگری می پردازد ، شیوع برای دو جنس تقریباً برابر است . کاپلان( 1983 ) مطالعه بر روی کسانی که مدتهای طولانی در مراکز روان پزشکی بستری بوده اند نشان می دهد که شیوع خشونت در مرد و زن تقریباً مشابه است (به نقل از پور افکاری ، 1379 ) .

2-3-3- اختلالات مرتبط با پرخاشگری
پرخاشگری و خشونت ممکن است در بسیاری از موقعیتهای بالینی مشاهده شود . گفته می شود خشونت زمانی روی می دهد که تعادل بین تکانه ها و کنترل درونی درهم می شکند . شخص ممکن است افکار یا تخیلات خشونت داشته باشد اما تا زمانی که کنترل خود را از دست ندهد ، افکار تبدیل به عمل نمی گردند . هر گونه شرایطی که افزایش تکانه های پرخاشگری را در زمینه کاهش کنترل فراهم نماید ممکن است به بروز خشونت منجر شود . موقعیتهایی که در آنها ترکیبی از عوامل ممکن است مشاهده شود مشتمل است بر حالات عضوی ، ناتوانائیهای رشدی ، روان پریشی آشکار ، اختلال سلوک و استرسهای شکننده روان شناختی و محیطی . در ادامه به برخی از اختلالات ذکر شده در چهارمین ویراست راهنمایی تشخیصی و آماری اختلالات روانی که با خشونت و رفتار پرخاشگرانه ربط داده شده اند اشاره می شود .
1 ) عقب ماندگی ذهنی
2 ) اختلال کمبود توجه و بیش فعالی
3 ) اختلال سلوک
4 ) اختلالات شناختی
5 ) دلیریوم
6 ) دمانس
7 ) اختلالات پسیکوتیک
8 ) اسکیزوفرنی
9 ) اختلالات خلقی
10 ) اختلال خلقی ناشی از یک اختلال طبی کلی
11 ) اختلال خلقی ناشی از مصرف مواد
12 ) اختلال انفجاری متناوب
13 ) اختلال انطباق با آشفتگی سلوک
14 ) اختلالات شخصیتی
15 ) اختلال شخصیت پارانوئید
16 ) اختلال شخصیت ضد اجتماعی
17 ) اختلال شخصیت مرزی
18 ) اختلال شخصیت خود شیفته
19 ) رفتار ضد اجتماعی کودکی ، نوجوانی و بزرگسالی .
کاپلان ( 1983 ) در یک زمینه یابی ملی بین دانش آموزان دبیرستانی معلوم شد که 28 درصد پسرها و 7 درصد دخترها در یک ماه قبل از نزاع فیزیکی درگیر بوده اند . تقریباً 35 درصد افراد مورد تحقیق گزارش کردند که حداقل در یک مورد نزاع فیزیکی به جراحات مستلزم توجه طبی منجر شده است (به نقل از پور افکاری ، 1379 ) .

2-3-4- علل پرخاشگری
اکنون با توجه به این که پرخاشگری خود جزو عوامل ناکام کننده می باشد و به طور مستقیم بر روابط زناشویی اثر می گذارد به بررسی عواملی که منشاء پرخاشگری شناخته شده اند می پردازیم :
1 ) ناکامی :
تنها عامل بسیار مهم که افراد بشر را به پرخاشگری وا می دارد ، ناکامی است . پذیرش وسیع این دیدگاه از نظریه ناکامی – پرخاشگری جان دالرد مایه می گیرد . این نظریه در فرم ابتدائی خود حاکی بود که ناکامی همیشه منجر به پرخاشگری می گردد و پرخاشگری همیشه ناشی از ناکامی است . معهذا اینکه معلوم شده است که افراد ناکام همیشه با افکار ، کلمات و اعمال پرخاشگرانه به ناکامی خود واکنش نشان نمی دهند . در واقع ممکن است واکنش های گوناگونی نشان دهند از کناره گیری ، افسردگی و درماندگی گرفته تا تلاش برای تسلط بر منبع ناکامی ، همچنین آشکار شده است که تمام پرخاشگری ها از ناکامی ناشی نمی گردد . کاپلان ( 1983 ) مردم ( مثل بوکس بازها و فوتبالیست ها ) به دلایل مختلف و در واکنش به محرکهای گوناگون رفتار پرخاشگرانه نشان می دهند (به نقل از پور افکاری ، 1379 ) .
2 ) تحریک مستقیم :
کاپلان ( 1983 ) قرائن موجود حاکی است که بدرفتاری و اهانت کلامی دیگران غالباً عامل عمده ای در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در شخص است . وقتی پرخاشگرانه شروع شد ، معمولاً الگویی فزاینده پیدا می کند ، و در نتیجه حتی ضربه ای خفیف و کلامی بی اهمیت ممکن است موجب شروع فرآیندی گردد که در آن تحریکاتی قویتر مبادله شوند (به نقل از پور افکاری ، 1379 ) .
3 ) وسائل ارتباط جمعی :
رابطه بین پرخاشگری و قرار گرفتن در معرض خشونت های تلویزیونی مورد توجه قرار گرفته است . کاپلان ( 1983 ) هر چه کودکان فیلم های خشن تری را در تلویزیون تماشا کنند ، خشونت بیشتری نسبت به دیگران نشان خواهند داد . به نظر می رسد با گذشت زمان این رابطه عمیق تر می گردد ، که حاکی از تأثیر تراکمی خشونت و وسائل ارتباط جمعی است (به نقل از پور افکاری ، 1379 ) .
4 ) عوامل محیطی آلودگی هوا :
کاپلان ( 1983 ) گزارش شده است که قرار گرفتن در معرض بوهای مضر ، نظیر بوهایی که از کارخانه های سازنده مواد شیمیایی
یا سایر مراکز صنعتی خارج می شود ، ممکن است موجب تحریک پذیری افراد و نتیجتاً پرخاشگری گردد . این اثر احتمالاً تا حدودی قابل قبول است . اگر بوهای مورد نظر واقعاً نامطبوع باشد ، پرخاشگری افزایش می یابد (به نقل از پور افکاری ، 1379 ) .
5 ) سر و صدا :
کاپلان ( 1983 ) در چندین مطالعه گزارش شده است افرادی که در معرض صداهای بلند و تحریک کننده قرار می گیرند ، خشونت مستقیم شدیدتری نسبت به افرادی که در معرض اینگونه شرایط محیطی نیستند ، از خود نشان می دهند (به نقل از پور افکاری ، 1379 ) .
6 ) تراکم :
کاپلان ( 1983 ) بعضی از مطالعات حاکی است که تراکم بیش از حد ممکن است پرخاشگری را بالا ببرد ، در مطالعاتی دیگر چنین رابطه ای به ثبت نرسیده است . در موقعیت هایی که واکنش های تیپیک منفی ( مثلاً ، مزاحمت ، تحریک و ناکامی ) است ، تراکم جمعیت ممکن است احتمال انفجارهای پرخاشگرانه را تشدید نماید (به نقل از پور افکاری ، 1379 ) .
7 ) هورمون ها و داروها :
کاپلان ( 1983 ) پرخاشگری را در حیوانات با تستسترون ، پروژسترون، رنین ، بتا اندرفین ، پرولاکتین ، ملانونین ، نوراپی نفرین ، دوپامین ، اپی نفرین ، سروتونین و فنیل استیک اسید و بسیاری از عوامل دیگر مربوط دانسته اند (به نقل از پور افکاری ، 1379).
8) تاثیرات کرومزومی :
کاپلان ( 1983 ) پژوهش رفتاری مربوط به تاثیرکرموزوم ها به طورعمده برناهنجاری کروموزم های x و y متمرکزبوده اند.به خصوص سندرم 47-Xyy . مطالعات اولیه حاکی بودکه افرادمبتلا به این سندرم باقدبلندوهوش پایین ترازحدمتوسط مشخص هستند و بیشتراحتمال داردکه به دلیل اقدام به رفتارهای جنائی زندانی شده باشند . مطالعات بعدی نشان داد که سندرم 47-Xyy حداکثر ، در معدودی از مبتلایان در حصول رفتار خشونت آمیز سهمی داشته است . مطالعات مربوط به خصوصیات آندروژنی و گونادوتروفینی مبتلایان به سندرم 47-Xyy نیز به نتایجی قطعی نرسیده و آنی پیک بودن بیوشیمیایی این افراد را نشان نداده است . گزارش شده است که برخی از اختلالات متابولیک ذاتی ، که ریشه ارثی دارند (به نقل از پور افکاری ، 1379 ) .
9) نوجوانی و خشم
معمولاً نوجوانان احساس خشم را تجربه می کنند . و همه آنها می دانند که دلیل احساس ناراحتی آنها ظاهراً درست نمی باشد ، این برای نوجوانان طبیعی است که نسبت به دوستان و اعضای خانواده خود احساس خشم کنند .نوجوانان زمانی دچار نا امیدی می شود که درک نشود ، و در حقیقت لازم است یک نوجوان اقدام به شناساندن هیجان های خود کند . اما ، همان طور که می دانیم ، جهان صرفاً قابلیت تحمل میزان معینی از خشم را دارد و زمانی فرا خواهد رسید که خشم نه تنها غیر ضروری می گردد ، بلکه مخرب نیز می گردد ( کارتر ، 1995 ) .
نوجوانی که کنترل کمی بر خشم خود دارد از آسیبی که می تواند به خانواده و همسالان

Leave a Comment