پایان نامه ارشد رایگان حقوق : بیمارستان دولتی

دانلود پایان نامه

(ولیدی، 1380، 75) در واقع بارزترین مصداق رفتار در جرم قتل عمدی فعل است. به هر حال فعل مثبت یا ایجابی دارای اقسامی می‌باشد، یکی فعل مادی و دیگری فعل غیرمادی.
1- اقسام فعل

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فعل مثبت به نوبه خود به فعل مادی و غیرمادی به شرح ذیل تقسیم می‌گردد.
الف) فعل مادی
همچنانکه می‌دانیم فعل مادی به فعل مادی مثبت یا ایجابی معروف شده است و منظور از فعل؛ آن کرداریست که بر بدن مجنی‌علیه اثر گذاشته، و مرگ در نتیجه صدمه و آسیب وارده بر آن است. به عبارت دیگر، فعل ایجابی در رفتار، کردار و کارهای بیرونی مرتکب نمود می‌یابد. فعل مادی مثبت، ماهیتی مادی و محسوس دارد که در حرکت اعضای جسم مرتکب آن، برای تحقق آثار مادی معین، نمود می‌یابد. به عبارتی وقتی جانی نتیجه مجرمانه را که می‌خواهد بدان دست یابد، تصور می‌کند و هم زمان حرکت مادی‌ای که مقتضای تحقق آن است را به ذهن می‌آورد. این حرکت از طریق عضو در جسم خود انجام می‌دهد؛ برای نمونه، کسی که می‌خواهد دیگری را بکشد و وسیله‌ای را که به نتیجه می‌انجامد در شلیک گلوله به سوی وی تصور می‌کند، پس دستش را بر ماشه اسلحه می‌فشارد. بنابراین اهمیت حرکت جسمی در کیان فعل ایجابی به ویژه فعل مادی روشن است، زیرا بیان، از مادّیات جدا می‌شود و تصور نمی‌گردد نتیجه مجرمانه بر آن مترتب شود یا موجب تجاوز به حقوق مورد حمایت شود، از طرفی بایستگی حرکت جسمی که یکی از عناصر فعل ایجابی مادی است، نتایج مهمی ‌دارد. فعل ایجابی با اندیشه صرف در ذهن دارنده آن ایجاد نمی‌شود. حتی با قصد یا تصمیم تنها به تجاوز بر حقوق دیگری نیز پدیدار نمی‌شود، زیرا حرکت جسمی همراه ندارد. (نجیب‌حُسنی، 1386، 65و64) بنابراین، در جرائم مقید به نتیجه چنانچه میان فعل و نتیجه حاصله هیچ واسطه‌ای وجود نداشته باشد و نتیجه به صورت مستقیم به فعل انتساب یابد چنین فعلی را فعل مادی مستقیم و فعل بی‌واسطه و فاعل را مباشر می‌نامند. (صلحی، 1389، 14) از جمله مصادیق این اصطلاح که گاهی فعل اصابتی نیز گفته می‌شود. (آقایی‌نیا، 1386، 31) می‌توان به زنا، لواط و جنایت عمدی مشمول ماده 290 قانون مجازات اسلامی اشاره کرد. از طرفی، فعل مادی، آنگونه فعلی است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به بدن مجنی‌علیه اصابت کند و آثاری به طور محسوس یا نامحسوس ایجاد و در نتیجه مرگ ناشی از ورود صدمه و آسیب بر بدن مجنی‌علیه باشد. هرچند باید توجه داشت که اصولاً نه الزاماً همراه با اصابت فعل مادی بر بدن مجنی‌علیه آثار جراحت مشهود است در حالی که در فعل غیرمادی ممکن است با ایجاد رعب و هراسی که جانی با اوصاف چهارگانه ماده 290 ق.م.ا. بروز پیدا می‌کند و بطور مستقیم یا غیرمستقیم بر جسم و روح مجنی‌علیه تاثیر گذاشته و باعث ترس و وحشت وی گردد، در نتیجه، مرگ با آثار خارجی نظیر خونریزی همراه باشد. به عبارتی اصولاً آثار و صدمات محسوس همراه با فعل مادی تجلی می‌یابند نه با فعل غیرمادی، مثلاً؛ در کلاسه پرونده 85/71/46 پزشکی قانونی علت تام مرگ مجنی‌علیه را خونریزی خارجی در اثر بریدگی عروق اصلی گردن که ناشی از اصابت جسم برنده تعیین کرده است. یا در کلاسه پرونده 84/71/170 پزشکی قانونی وسیله و علت مرگ را اصابت چاقو به نقاط حساس بدن مقتول اعلام کرده است. یا کلاسه پرونده 84/71/7 پزشکی قانونی وسیله و علت قتل مقتول را خونریزی شدید ناشی از اصابت گلوله اسلحه کلت معرفی کرده است. (عزیزمحمدی، 1390، 356- 423) در واقع باید گفت، اصولاً نه الزاماً همراه با فعل مادی نه غیر مادی آثار جراحت مشهود است.
ب) فعل غیرمادی
اگرچه جنایت علیه نفس غالباً به صورت فعل مادی واقع می‌شود. ولی ممکن است که افعال غیرمادی و نامحسوس تحت شرایطی منتهی به جنایت شود و مرتکب به سبب عملش مورد مجازات واقع شود. در هر صورت جانی در اجرای نیت شوم خویش باید متوسل به ارتکاب فعلی شود که آن فعل صلاحیت انتساب قتل را به خود دارا باشد. (علامه حلی، شرح تبصره المتعلمین، 429) از طرفی، برخی معتقدند: فعل غیرمادی که به فعل معنوی، ایجابی و مثبت معروف است، به فعلی گفته می‌شود که بدون تماس جسمی جانی با مجنی‌علیه واقع شده و اثری بر روی جسم مجنی‌علیه باقی نمی‌گذارد و مجنی‌علیه صرفاً در اثر ترس و ارعاب ناشی از آن به قتل می‌رسد. (پوربافرانی، 1388، 21) بنابراین تفاوت فعل مادی با فعل غیرمادی منتهی به قتل آن است که در دومی، صدمه و آسیب بدنی بر مجنی‌علیه بطور مستقیم یا غیرمستقیم وارد نمی‌شود و مرگ ناشی از ضرب و جرح یا پارگی یا شکستگی عضوی از اعضاء نیست به همین دلیل گاهی فعل غیرمادی که به فعل غیراصابتی معروف است می‌تواند منتهی به مرگ شود. (آقایی‌نیا، 1386، 32) به عنوان مثال می‌توان به پوشیدن لباسهای وحشتناک در شب‌های ظلمانی زمستان و ظاهر شدن جلوی کسی یا ظاهر شدن جلوی کسی با شمشیر آخته یا الصاق آگهی ترحیم فرزند مادری که از سفر برگشته است، اشاره کرد. (پوربافرانی، 1388، 32) باید توجه داشت که فعل غیرمادی از حیث فقدان تأثیر مادی بر جسم مجنی‌علیه و از جهت قابلیت وجود رابطه علیت میان فعل غیرمادی با نتیجه مورد انتقاد قرار گرفته است. مع‌ذلک در این خصوص باید گفت، فعل غیرمادی در مواردی صلاحیت و شایستگی انتساب قتل و سایر صدمات را به خود داراء می‌باشد، به طوری که دیوان عالی کشور در رأی اصراری خود به شماره 25 مورخ 4/10/ 1375 علت مرگ مقتول را نه در اثر ضربات وارده به وی بلکه علت تامه مرگ را سکته قلبی اعلام و مقرر داشته است: «با توجه به این که متعاقب درگیری جانی با مجنی‌علیه و در اثر ضربات مشت وی به داخل جوی آب افتاده و با وجود این که علت مرگ وی سکته قلبی اعلام گردیده و طبق تشخیص پزشک قانونی گلاویزی و درگیری و هیجان و اضطراب ناشی از امور مزبور در بروز سکته قلبی موثر بوده و این تشخیص با اوضاع و احوال قضیه و واقعیات منعکس در پرونده نیز منطبق می‌باشد و با این ترتیب شبه عمد بودن قتل قابل تردید نیست و صدور رای برائت کلی بر خلاف مقررات و اعتراض تجدید نظر خواه وارد است.» همچنانکه می‌بینیم عوامل غیرمادی همچون درگیری لفظی یا فعل مادی مثبت همچون گلاویز شدن شدید به نحوی که به زد و خورد فیزیکی نینجامد می‌تواند اثرات روحی ایجاد و همین امر باعث بروز هیجان و اضطراب بر روح و روان مجنی‌علیه و در نتیجه سبب جنایات سالب و مادون نفس گردد.

از طرفی برخی فعل غیرمادی را برحسب مقدمه به دو دسته تقسیم کرده‌اند، از یک طرف به فعل غیرمادی که بدون تماس جانی با مجنی‌علیه سبب صدمه یا آسیب بر وی می‌گردد و به صورتی محقق می‌شود که سبب حادثه قابل لمس می‌باشد و با حواس حسی، همچون لامسه یا سامعه یا باصره قابل درک و شناسایی است، مانند؛ فریاد کشیدن، سگ پراندن، شلیک گلوله صدادار یا استفاده از پوشش‌های رعب‌آور یا امثال آن در شرایط زمانی یا مکانی که موجب صدمه یا آسیب بر مجنی‌علیه می‌گردد. از طرف دیگر، بعضی از موارد، فعل غیرمادی که موجب صدمه یا آسیب می‌گردد، به طوری که ارتکاب این فعل از طریق حواس پنج‌گانه قابل درک و شناسائی نیست به عنوان مثال می‌توان به سحر و جادو اشاره نمود. به طوری که شخص با استفاده از اوراد و اذکار خاص و ایجاد قدرت روانی ویژه در خویش به دیگری صدمه وارد کرده و سبب مرگ فرد می‌شود. در این فرض قدرت خاص ایجاد شده از طرف جانی قابل شناخت و شناسایی با حواس پنج‌گانه نمی‌باشد. (صلحی، 1389، 16و15) همچنانکه می‌بینیم فعل ایجابی خواه مادی خواه غیرمادی دارای ماهیتی محسوس می‌باشد و با حواسی همچون لمس کردن یا دیدن یا شنیدن قابل درک و شناسایی‌اند و در اثر حرکت اعضای بدن بطور مستقیم یا به سبب اعضاء بطور غیرمستقیم بر جسم و روح مجنی‌علیه تاثیر گذاشته و باعث جنایت بر وی می‌شود. به طور کلی رفتار انسان ممکن است به صورت فعل مادی و یا غیرمادی یا اجتماع هر دو باشد و ظهور و بروز این افعال یا بصورت کردار است یا گفتار. در واقع باید گفت، این تفکر که منحصراً فعل مادی فقط صلاحیت ایجاد جنایت را دارد، مردود است. چنانچه برخی گفته‌اند: «منحصر دانستن فعل موجب جنایت در «اعمال مادی» بلاوجه بوده و در صورت امکان رابط استناد، «افعال غیرمادی» نیز می‌توان عامل ایجاد جنایت باشد.» (صادقی، 1386، 73) در این صورت با احراز عنصر روانی و انطباق آن با تعریف جنایت عمدی می‌تواند رفتار مرتکب را مشمول یکی از بندهای چهارگانه ماده 290 قانون مجازات اسلامی‌ دانست و وی را به مجازات مقرر محکوم کرد.
گفتار دوم- ترک فعل
ترک فعل همچون فعل دارای اقسامی به شرح ذیل می‌باشد.

1- اقسام ترک فعل
در بعضی مواقع مقنن برای مردم تکالیفی مقرر می‌دارد و آنان را مجبور به انجام آن می‌نماید در این موارد اگر کسی از دستور مقنن خود‌داری کند به آن تکلیف عمل ننماید مرتکب جرم شده است. ترک فعل همان طور که از منطوق این اصطلاح مشهود است، ناظر به خود‌داری از انجام فعلی است که شخص مکلف به آن بوده است. ترک فعل در صورتی رفتار مجرمانه محسوب که تکلیف مبتنی بر قانون، قرار داد، پذیرش مسئوولیت مراقبت و امثال آن‌ها باشد، لذا صرف خودداری از انجام یک فعل کافی نخواهد بود. (آقایی‌نیا، 1386، 36) چنانچه برخی گفته‌اند: در کلیه موارد مسئوولیت کیفری ناشی از ترک فعل، فرد تارک باید وظیفه قانونی برای اقدام داشته باشد ولی به این وظیفه خود عمل نکرده باشد. (میرمحمدصادقی، 1385، 133) منشاء این وظیفه می‌تواند مختلف باشد نظیر قانون، قرارداد، وجود رابطه خاص، ایجاد خطر اولیه توسط خود شخص (ارتکاب فعل زیانبار) و حتی پذیرش داوطلبانه مراقبت از دیگری. (میرمحمدصادقی، 1386، 477) حتی بعضی‌ها رابطه عرفی و نه قانونی یا قراردادی را مبناء تحقق مسئوولیت کیفری دانسته‌اند. (آقایی‌نیا، 1391، 260) از مهمترین جرائمی که در این زمینه وجود دارد، جرم خودداری از کمک به مصدومین است. (محسنی، 1382، 352) بنابراین، آنچه در بادی امر به نظر می‌رسد این است که ترک فعل که از لحاظ فلسفی امر عدمی است نمی‌تواند علت موجبه یک امر وجودی مانند قتل به‌شمار آید. در واقع ترک فعل لاشیئی است و چیزی که حقیقت آن عدم و لاشیئی است، قابلیت ایجاد امر وجودی (حدوث قتل) را ندارد. اما اداره حقوقی قوه قضاییه در نظریه مشورتی آورده است: «همان‌گونه که قتل در اثر ارتکاب فعل مانند جرح و خفه کردن و نظایر اینها تحقق می‌یابد، ممکن است در اثر ترک فعل هم محقق شود مثلاً اگر مادری که تعهد شیر دادن فرزندش را کرده است به قصد کشتن طفلش به او شیر ندهد تا بمیرد قاتل محسوب است و … .» (نظریه مشورتی شماره 1098/7 مورخ 17/2/1375 اداره حقوقی قوه قضاییه) همچنانکه قانون‌گذار در ماده 295 مجازات اسلامی مصوب 1392 برای نخستین بار ترک فعل را به عنوان عنصر مادی جنایات از جمله جنایت قتل عمدی بیان، و مقرر می‌دارد: «هرگاه کسی فعلی که انجام آن را بر عهده گرفته یا وظیفه خاصی را که قانون بر عهده او گذشته است، ترک کند و به سبب آن، جنایتی واقع شود، چنانچه توانایی انجام فعل را داشته است جنایت حاصل به او مستند می‌شود و حسب مورد عمدی، شبه عمدی، یا خطای محض است، مانند این که مادر یا دایه‌ای که شیر دادن را بر عهده گرفته است، شیر ندهد یا پزشک یا پرستار وظیفه قانونی خود را ترک کند.» از طرفی ترک فعل همچون فعل می‌توان به ترک فعل مادی و غیرمادی تقسیم کرد.
الف) ترک فعل مادی
اصولاً در اکثر موارد افراد به موجب قانون یا قرارداد مکلف به انجام امور مادی و محسوس هستند مثل سوزنبان که موظف به کشیدن مانع جلوی ماشین‌های عبوری یا مادر که موظف به شیر دادن یا غذا دادن به فرزند یا پرستاری که موظف به تزریق آمپول به بیمار یا پزشک جراح که مکلف به جراحی بیمار است یا غریق نجات یا امثال آن.
ب) ترک فعل غیرمادی
اگرچه ترک فعل اصولاً به صورت ترک فعل مادی بروز پیدا می‌کند اما این امر مانع وجود و بروز امور غیرمادی به واسطه وظیفه قانونی یا قرار دادی بر عهده تارک نمی‌گردد، مثلأ طفل خردسال به هر دلیل (به غیر از وجود و دخالت یک عامل مستقل) دچار ترس و وحشت گردد و کودک به جای نیاز به غذا یا آب، محتاج به آرامش روحی و در آغوش کشیدن از طرف مادر یا حتی پدر باشد یا فردی که حسب قرار داد یا تکلیف عرفی موظف به خبر آوردن یا خبر دادن به فرد یا گروه خاصی است و از انجام تکالیف محوله امتناع نماید. در خصوص اینکه آیا ترک فعل می‌تواند به عنوان عنصر مادی جرائم عمدی مقید باشد نظرات متفاوت ابراز شده است، مع‌الوصف شرایطی را که لازم است ترک فعل داشته باشد تا بتوان آن را به عنوان رفتار مادی جنایت قتل عمدی تلقی کرد، را به مباحث آتی موکول می‌کنیم.
گفتار سوم- اجتماع فعل و ترک فعل
بین جرائم فعل و جرائم ترک فعل، دسته دیگری از جرائم وجود دارد که از جهتی به جرائم فعلی شبیه است و از جهت دیگر به جرائم ترک فعل مانند است. به همین جهت تئوری مربوط به جرایم فعل ناشی از ترک فعل مسائل و مشکلاتی را در حقوق جزا به وجود آورده است. از جمله آنها، می‌توان گفت که آیا این جرائم مشمول احکام و مقررات مربوط به فعل است یا ترک فعل یا خود مستقلاً یک تاسیس حقوقی به شمار می‌رود. به همین منظور در مورد فعل ناشی از ترک فعل گفته شده است، نتیجه‌ای که عموماً از یک واکنش ایجابی (فعل) حاصل می‌شود، ممکن است با ترک فعل نیز واقع گردد. (اردبیلی، 1386، 217) همان‌گونه که ملاحظه می‌شود جاعلین این اصطلاح در مقام بیان ترک فعل دارای نتیجه بوده و برای این مفهوم از اصطلاح «فعل ناشی از ترک فعل» استفاده نموده‌اند. (صلحی، 1389، 24) مع‌الوصف در مورد این اصطلاح ذکر مباحثی ضروری است که به آنها اشاره می‌گردد.
1- بررسی اصطلاح فعل ناشی از ترک فعل
در مقام بررسی این اصطلاح ذکر دو نکته ضروری است که در ذیل مورد اشاره قرار می‌گیرد.
الف) جنایت ارتکابی ناشی از فعل نیست
قطعاً جاعلین این اصطلاح در مقام بیان این معنا نبوده‌اند که جنایت ارتکابی را ناشی از فعل نه ترک فعل بدانند و در نتیجه، آسیب جزائی را مستند به فعل بدانند بلکه استفاده کنندگان از این اصطلاح در مقام بیان این معنا بوده‌اند که ترک فعل نیز همانند فعل مصداق یک رفتار است و فعل مصداق رفتار ایجابی و ترک فعل مصداق رفتار سلبی است. (صلحی، 1389، 24) در واقع ارتکاب جنایت یا ناشی از فعل یا ترک فعل یا اجتماع هر دو است.
ب) جنایت ارتکابی ناشی از ترک فعل است
استفاده کنندگان این اصطلاح بالاتفاق قائل به این امر هستند که جنایت ارتکابی و صدمه و آسیب جزائی ناشی از ترک فعل است و تارک فعل به عنوان مرتکب جرم مسئوول اعمال خویش می‌باشد. بنابراین استفاده کنندگان از این اصطلاح می‌خواهند بگویند: «گاه اتفاق می‌افتد برخی از رفتار‌های منفی و ترک فعل موجب پیدایش حوادثی می‌گردند که معمولاً آن حوادث باید از رفتار مثبت و فعل به وجود آیند.» (محسنی، 1382، 134) با وجود این برخی گفته‌اند: «نباید فعل توأم با ترک فعل را با ترک فعل صرف اشتباه کرد و نمی‌توان ترک فعل صرف را مصداق سبب دانست بلکه آنچه که مصداق تسبیت است، فعل توأم با ترک فعل است و نه صرف ترک فعل. برای فهم تفاوت میان این دو، دو حالت فرض را بر آن می‌گذاریم که پزشک که موظف به یاری رساندن به بیماران اورژانسی است و در بخش فوریت‌های پزشکی یک بیمارستان دولتی استخدام است، از حاضر شدن بر بالین یک بیمار و کمک رساندن به وی، خود‌‌داری می‌کند و بیمار نیز در اثر همان بیماری فوت می‌کند. در این مثال پزشک ترک فعل صرف کرده است؛ چرا که صرفاً از انجام وظیفه خودداری کرده است. ولی پزشکی دیگری را در نظر بگیرید که برای درمان بیماری کسی به وی داروی آمپی سیلین را بدون آزمایش حساسّیت بیمار تزریق نموده و در اثر همین امر بیمار فوت می‌کند. در این مثال پزشک مرتکب فعل توام با ترک فعل شده است و مرگ بیمار ناشی از فعل وی می‌باشد و به علاوه فعل ترک شده می‌توانست مانع تحقق مرگ گردد.» (طاهری‌نسب، 1388، 173و172) در این خصوص ذکر دو نکته ضروری می‌نماید اول اینکه اگرچه علت تامه مرگ تزریق آمپول بوده است اما همچنانکه می‌دانیم پزشک با رعایت مقررات مکلف به تزریق آمپول می‌باشد

Leave a Comment