پایان نامه ارشد درباره کمال مطلق، امام علی (ع)، نهج البلاغه، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه

گاهی به صورت توبیخ و گاهی هم به صورت معرفی الگوهایی از شاکرین مانند پیامبران و… این نشان دهندهی اهمیت مسألهی شکر میباشد.15
3-1-10-3-نمودارکردن اثر نعمت:
(وَ لْیُرَ عَلَیْکَ أَثَرُ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیْکَ؛ و چنان باش که خدا آثار نعمت‏هاى خود را در تو آشکارا بنگرد).
یکی از اقسام شکرگزاری از نعمتهای بیپایان الهی نمودار کردن اثر نعمتالهی است، یعنی از نعمتها بهطور شایسته و به جا استفاده کردن، نه آنکه آنها را از دید دیگران به هر دلیلی مخفیکردن یا خود را به هر دلیلی بیبهره و بدبخت و بیچاره نشاندادن.
نعمتهای الهی که در اختیار ما قرار گرفته است، نشانهای از رحمت و لطف خداوند هستی است. وظیفه انسان در قبال این نعمتها در وحلهی اوّل، استفاده تام و صحیح برای زندگی خود است؛ یعنی باید از نعمتهایی که به او ارزانی شده است، طوری استفاده کند که خداوند اثر آن نعمتها را در زندگی انسان ببیند. سپس از این نعمتها به بندگان خداوند نیز ببخشد. فرصتها و امکاناتی که به خواست خداوند در اختیار هر یک از ما قرار میگیرد، چندان بیشمار است که اگر بخواهیم شماره کنیم، ممکن نخواهد بود. امّا اعطای این نعمتها از سوی خداوند مهربان، ممکن است ابتدایی و بدون استحقاق ما باشد ولی ماندن آنها بیدلیل نیست؛ ماندن یا از دست رفتن نعمتها و فرصتها دقیقاً به دست خود ما و بسته به عملکرد ما میباشد. در فرهنگِ ما، نعمت مانند موجود زندهای است که باید حرمت حضورش را پاس داشت که در این صورت میماند. امّا اگر معرفت یا شکر نبیند، باز خواهد گشت. مال فراوان، آبروی اجتماعی، موقعیتهای اداری، بدن توانا، اندیشه پویا و… از جمله فرصتها و نعمتهایی است که به ما بخشیده شده است، تا به بندگان خدمت کنیم، اگر چنین نمیکنیم دست کم به آنها خیانت نکنیم و گرنه فرار نعمتها حتمی است(اسماعیلی،1381،ج2،صص28-27).
خداوند به یقین زیباآفرین است وزیبایى و آراستگى را دوست مى‏دارد. و بدحالى و بدبختنمایى را ( خود را بدبخت و نادار و بیچاره و ضعیف نشان دادن) زشت مى‏دارد؛ زیرا هنگامى که خداوند به بنده‏اى نعمتى داد، دوست دارد اثر آن نعمت را در زندگى او ببیند. پس می‌توان گفت هر چیزی که زیبا باشد، محبوب خداوند است. پیامبر گرامی اسلام(ص) در این باره می‌فرماید: «ان الله تعالی جمیل یحب الجمال و یحب ان یری اثر نعمته علی عبده؛ خداوند متعال زیباست و زیبایی را دوست دارد و خواستار آن است که اثر نعمت خود را در بنده‌اش ببیند»(محمدی ریشهری،1367،ج2،ص2463)
از این‌رو خداوند خودآرایی به معنای زیبا کردن خود را با اموری چون نظافت و آرایش با آرایه‌های زیبا، چون لباس زیبا و زیورآلات دوست می‌دارد. امام صادق(ع) نیز در این‌باره می‌فرماید: «خداوند زیبایی و خودآرایی را دوست دارد و از فقر و تظاهر به فقر بیزار است. هرگاه خداوند به بنده‌ای نعمتی بدهد، دوست دارد اثر آن را در او ببیند. عرض شد: چگونه؟ فرمودند: لباس تمیز بپوشد، خود را خوشبو کند، خانه‌اش را گچکاری کند، جلوی در حیاط خود را جارو کند، حتی روشن کردن چراغ قبل از غروب خورشید فقر را می‌برد و روزی را زیاد می‌کند».
بنابراین امام علی (ع) درزمینه اخلاق فردی به حارث چنین توصیه میکنند: (وَ لْیُرَ عَلَیْکَ أَثَرُ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیْکَ؛ و چنان باش که خدا آثار نعمت‏هاى خود را در تو آشکارا بنگرد)(طوسی،1414، ص275).
فیضالاسلام در شرح این قسمت چنین میگوید: «باید نشانه آنچه را که خدا به تو عطا فرموده، دیده شود (مثلاً دانش خود را به نادان بیاموزى، جامهی نیکویت را بپوشى، از مال و دارائی خود به مستمندان ببخشى، در خانه فراخِ خود، مؤمنین را به میهمانى بخواهى و همچنین از هر نعمتى که خدا به تو داده، نشانه‏اى به مردم بنمائى»(شریفرضی، 1412،ج5،ص1069).
این به معنای آن است که علاوه بر این که باید از نعمتهای خدا برای خود استفاده کرد، آن را به دیگران نیز اظهار کرد و نباید آن را پنهان کرد بلکه باید دیگران نیز از آن نعمتها برخوردار کرد.
مکارمشیرازی چنین اضافه میکند: «آثار نعمت خداوند باید بر تو ظاهر باشد که این خود، نوعی سپاسگزاری است؛ نه مانند ثروتمندانی که لباس کهنه میپوشند و همهجا اظهار فقر میکنند که مبادا کسی از آنها چیزی بخواهد»(مکارمشیرازی،1389،ج11،ص344).
آیات زیادی از قرآن16مبنای این فراز از نامه میباشد که در اینجا به یک آیه اشاره میشود:
﴿وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ؛ و نعمتهاى پروردگارت را بازگو کن!﴾(ضحی/11).
کلمه “تحدیث” که مصدر فعل امر “حدث” است، وقتى درباره نعمت به کار رود به این معنا است: «تحدیثِ نعمت، به معناى ذکر و یادآورى و نشاندادن آن است، حال یا به زبان و یا به عمل، و این عمل شکرنعمت است. نعمت او را سپاس گوى، همه جا نعمتش را یادآور شو و از مردم پنهانش مدار. نشان دادن نعمت، دستور به همهی مردم است، هر چند که خطاب متوجه به شخص رسول خدا (ص) شده است».(طباطبایی،1364،ج20،ص525).
پس نه تنها وظیفه کارگزاران بلکه هر انسانیکه خداوند به او نعمتهایش را ارزانی کرده است، این است که علاوه بر شکرگزاری و کفراننکردن آن، اثر آن نعمتها اظهار کند.
در تفسیر آسان چنین آمده: «این عمل باعث میشود که مسلمانان بیش از پیش، متوجه ذات مقدس پروردگارشان گردند و خدا هم نعمت‏هاى بیشترى به آنان ارزانى کند»(نجفی خمینی،1398،ج18،ص309).
در تفسیر اثناعشری این جمله اضافه شده است: «یعنى آن را به بندگان من اعلام کن و اف
شاى آن نما که حدیث به نعم شکرمنعم است و اخفاى آن، مظنّه کفراننعمت باشد»(حسینی شاه‏عبدالعظیمی،1363،ج14،ص259).
از مطالب بالا میتوان به این نتیجه رسید که وانمود کردن اثر نعمت یعنی استفادهی صحیح از آن، گفتن، اظهارکردن و مخفینکردن آن از دیگران، نوعی شکرگزاری است.
از نظر قرآن، هرگونه پرهیز از پلیدی و زشتی در هر شکلی، لازم است و انسان همان‌گونه که از زشتی‌های باطنی چون ظلم و ستم و کفر و شرک و مانند آن می‌بایست پرهیز کند، باید از زشتی‌ها و پلیدی‌های ظاهری هم به دور باشد. از این رو نظافت و طهارت در اسلام واجب شده است. همچنین خداوند، خواهان بهره‌گیری مؤمنان از همهی خوبی‌ها و پاکی‌ها و زیبایی‌های مادی و معنوی است؛ لذا هرگونه تحریم چیزهای خوب و پاک و زیبا را ناروا دانسته و در مقام سرزنش می‌فرماید: (قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق؛ ای‏پیامبر! بگو چه کسی زینت‌های الهی را که برای بندگانش آفریده و همچنین مواهب و روزی‌های پاک و پاکیزه را تحریم کرده است((اعراف/32). این بدان معناست که پرهیز از خودآرایی و تجمل به معنای کفران نعمت و ناسپاسی است؛ چرا که وقتی شخصی به دیگری چیزی می‌دهد، دوست دارد که ببیند آن شخص از آن بهره می‌برد و استفاده می‌کند و اگر این کار را نکند، گویی کفران نعمت کرده است. خداوند چیزی را که به انسان می‌دهد، دوست دارد که مورد استفاده قرار گیرد و همین استفاده درست است که به معنای شکرگزاری و سپاس است. البته گاه سخن گفتن از نعمت نیز نشان دهنده این مطلب است(ضحی/11). ولی نشان دادن در عمل مهمتر وگویاتر از این معنا است. پس خداوند دوست دارد که از نعمت‌های الهی به درستی استفاده شود که از آن جمله آراسته شدن به آرایه‌هایی است که انسان یا محیط‌زیستِ او را، زیباتر می‌کند. با نگاهی به سیره عملی پیامبر گرامی اسلام(ص) و امامان معصوم(ع)، در برخورد با دیگران درمی‌یابیم که در عین ساده‌زیستن و پرهیز از اسراف و تجمل‌گرایی موارد زیر را رعایت می‌کردند و دیگران را نیز به آن سفارش می‌نمودند: 1- عطرزدن و خوشبو کردن خویش؛ 2- شانه‌زدن موها؛ 3- گاهی رنگین نمودن موی خود؛ 4- لباس تمیز و پاکیزه پوشیدن؛ 5- مرتب نمودن سر و وضع ظاهری در ملاقات با دیگران(دایرۀالمعارف تشیع،1387، ج4،ص129).
3-1-11-اطاعت از خدا:
(وَ أَطِعِ اللَّهَ فِی جُمَلِ أُمُورِکَ فَإِنَّ طَاعَهَ اللَّهِ فَاضِلَهٌ عَلَى مَا سِوَاهَا؛ در همه کارهایت خدا را اطاعت کن، که اطاعت خدا از همه چیز برتر است).
این مسأله برای ما کاملاً روشن است. چرا که هدف از آفرینش انسان خلافت و جانشینی خداوند است. منظور از جانشینی خدا این است که خداوند، پرتویی از صفات خود را در درون انسان به ودیعه نهاده است که اگر این صفات و استعدادها به فعلیت برسند، انسان به والاترین مرتبه کمال خواهد رسید. بنابراین هدف از خلق انسان کامل است. انسان باید در تمام مراحل زندگی بندگی کند، تا به کمال برسد. یعنی باید تن به بندگی و عبودیت و اطاعت خداوند دهد و جز او در برابر هیچکس سر فرود نیاورد(نصری،1390،صص84-83).
به یقین، انسانی به کمال مطلق، خواهد رسید که در تمامی امور زندگی خود، فقط بندگی و اطاعت محض خدا را بکند. چرا که در سوره ذاریات آیه 56 آمده، هدف از خلقت انسان عبادت و بندگی خداوند است. منظور از بندگی نیز چیزی جز این نیست که انسان به تصفیه و تزکیه درون پرداخته و با انتخابها و گزینشهای خویش، مراحل کمال را طی کرده و به سوی کمال مطلق گام بردارد(همان،87).
رسیدن به کمال مطلق با انتخابها و گزینشهای خود انسان، زمانی میسّر است که انسان در این انتخابها، ملاکی جز بندگی و اطاعت خدا نداشته باشد و باید در نظر داشت که تنها راهی انسان را به کمال می رساند، اطاعت مطلق از دستورات خدا و حرکت در صراط مستقیم است.
حضرت علی(ع) در قسمتهای زیادی از نهج البلاغه به مسأله اطاعت خداوند، اشاره کرده است: از جمله در نامه به حارثهمدانی، اطاعت محض خدا را در تمامی امور به او توصیه میکند و این اطاعت را برتر بر همهچیز و مایهی برتری، معرفی میکند.
مکارمشیرازی در شرح این قسمت چنین میگوید: «این دستور جامعی است که همه مسائل زندگی انسان را فرا میگیرد و دلیلی که امام (ع) برای آن ذکر کردهاست، دلیل بسیار روشنی است؛ زیرا وظیفه اصلی ما اطاعت خداوند است و تمام اطاعتهای دیگر، مانند اطاعت از پیامبر(ص) و اولو الامر و در مواردی اطاعت والدین، همه به اطاعت خدا برمیگردد و اینکه امام (ع) میفرماید: “از هرچیزی برتر است.” برای این است که سبب سعادت انسان در دنیا و آخرت و سامان یافتن تمام امور زندگی میگردد»(مکارم شیرازی،1389،ج11،ص355).
خداوند در قرآنکریم اطاعت از خودش و پیامبر را (باید در نظر داشت که اطاعت پیامبر همان اطاعت خدا است؛ چرا که پیامبر (ص)، همان را میگوید و انجام میدهد که خداوند میگوید و میخواهد). مایه رستگاری و عاقبت به خیری معرفی میکند: ﴿ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظیماً؛ هر کس اطاعت خدا و رسولش کند، به رستگارى (و پیروزى) عظیمى دست یافته است!﴾(بقره/95-94).
علامه طباطبایی، مفهوم اطاعت از خدا را در این آیه چنین توضیح میدهد: «این جمله، وعده‏اى است جمیل به کسانى که همه اعمال صالح را بجا آورند و از همه گناهان اجتناب کنند، چون فوز عظیم را مترتب بر طاعت خدا و رسول کرده؛ چون مسأله اطاعت خدا و رسول، کلام جامعى است که همهی احکام سابق از واجبات و محرمات را شامل مى‏شود»(طباطبایی،1374
،ج16،صص524-532).
در تفسیر جوامعالجامع درباره اطاعت خدا چنین آمده: «خداوند، دست یافتن به فوز عظیم را منوط به اطاعت از خود و رسولش کرده است»(طبرسی،1377،ج5،ص158).
پس، با توجه به آیات قرآن و دستورات امام علی (ع)،کارگزار باید اطاعت خدا را سر لوحه زندگی خود کند و آن را بر همه امور خود برتری دهد.
3-1-12-پرهیز از دوستی با کمخردان:
(وَ احْذَرْ صَحَابَهَ مَنْ یَفِیلُ رَأْیُه؛ از دوستی با بیخردان و خلافکاران بپرهیز).
دوستی و محبت از غرایز طبیعی انسان است و نوعی دیگرخواهی است. این نیازی است که در وجود تمامی انسانها است. اما مسأله قابل توجه در محبت این است که محبت انسان نسبت به دیگران باید، متناسب با شایستگی آنها باشد. یعنی نمیتوان با هر کسی دوست بود و به او محبت کرد؛ چرا که دوستی و «محبت سرمایه با ارزشی است که نمیتوان آن را بیهوده به این و آن بخشید، بلکه با توجه به نقش محبت در سوق

Leave a Comment