منبع پایان نامه با موضوع مصرف مواد، سوء مصرف مواد، سوءمصرف مواد

سر, پیچش دادن به بدن, گاز گرفتن خود ) .برخلاف وسواس عملی تیک ها , حرکات کلیشه ای معمولا پیچیدگی کمتری دارند برای خنثی سازی وسواس های فکری طراحی نمی شوند .
5- اختلال شخصیت وسواسی – جبری : مشکل دیگری که با اختلال وسواس -اجباری اشتباه می شود ,اختلال شخصیت وسواسی است .صفت وسواس اغلب برای توصیف اشخاص وقت شناس ومنظم به کار برده می شود. اما میان افرادی که وسواسی نامیده می شوند و آنهایی که اختلال وسواس -اجبار مبتلا هستند تفاوت وجود دارد از جمله ویژگی های شخصیت وسواسی -اجباری : 1-وجود کمال گرایی که در انجام تکالیف به این صورت که ممکن است شخص به این دلیل کار مهمی را به تعویق می اندازد که افکار مربوط به کامل بودن هر چیز قدرت عمل را از او گرفته است 2- اشتغال ذهنی با جزئیات یا قواعد ( شخص زمان زیادی را صرف جزئیات بی اهمیت می کند به طوری که از اصل موضوع رافراموش می کنند 3- اصرار به اینکه که دیگران در انجام کارها از روش او تبعیت کنند 4-وقف کردن خود برای کار 5- ناتوانی در تصمیم گیری 6- وظیفه شناسی بیش از حد وانعطاف نداشتن درباره مسائل اخلاقی 7- محدودیت در ابراز عواطف 8- فقدان سخاوت 9- ناتوانی در دور انداختن اشیای بی ارزش
اما تنها در صورتی تشخیص اختلال شخصیت وسواسی اجباری در فرد صدق می کند که حداقل 5 مورد از این ویژگی ها را دارا باشند (بائر, محمدی , 1382).
6- افسردگی : شاید بیش از هر اختلال اضطرابی دیگر OCD با افسردگی همراه باشد (استکتی , توزنده جانی , 1377) در افسردگی شدید غمگینی, بروز تغییراتی در خواب واشتها , احساس گناه , گریه و افکار خود کشی از نشانه های عمده هستند (بائر, محمدی ,1382 .) .در دوره افسردکی عمده , اشتغال ذهنی مستمر درباره موقعیت های بالقوه ناخوشایند درباره اعمال احتمالی دیگر شایع است ویک جنبه همخوان با خلق افسردگی در نظر گرفته می شود تا یک وسواس فکری (استکتی ,توزنده جانی ,1377.)
7- بی بندوبار ی جنسی، سوء مصرف مواد وقمار بازی مرضی : مشکلاتی همچون بی بند وباری جنسی ,سوءمصرف مواد وقمار باز ی اغلب بااختلال وسواس اجبار ی اشتباه گرفته می شوند .معمولا افراد دارای این مشکلات از روی اجبار دست به عمل می زنند اما این افراد از پرداختن به فعالیت های اجباری لذت می برند در مقابل ,اجبار های مرتبط به اختلال وسواس هرگز احساس خوشایندی را به همراه ندارند . اگرچه پرداختن به این خواسته ها ممکن است موجب کاهش احساس های ناخوشایند شود ,اما افراد مبتلا به اختلال وسواس همیشه از انجام این فعالیت ها احساس تنفر می کنند ( بائر , محمدی , 1382.)
8- اختلال توره : یکی از تفاوت های بین اختلال وسواس واختلال توره در این است که بیماران مبتلا به وسواس اگرچه مایلند کلمات زشت وقبیح بر زبان بیاورند یا به دیگران دشنام دهند ولی هرگز این کار را انجام نمی دهند ,در صورتی که مبتلایان به اختلال توره اغلب این امیال را به عمل می آورند ,از دیگر تفاوت های اساسی بین اختلال وسواس واختلال توره این است که بیماران مبتلا به وسواس معمولا می توانند توضیحی برای علت انجام برخی از آداب خود ارائه دهند .اگر از آنان سؤال شود چرا این کار را انجام دادی ممکن است پاسخ دهند برای اینکه خانه ام مورد سرقت قرار نگیرد ,قفل در را بررسی کردم .در صورتی که بیمار مبتلا به اختلال توره نمی توانند توضیح دهند که چرا به طور مکرر سینه خود را صاف می کند.(بائر, محمدی , 1382)
1-2-1-14- درمان
با توجه به فرآیند فزاینده حاکی از اینکه اختلال وسواسی – جبری عمدتاً تحت تأثیر عوامل زیست شناختی است، نظریه روانکاوی کلاسیک از اهمیت افتاده است. به علاوه چون علائم اختلال وسواسی – جبری نسبت به روان درمانی پویشی و روانکاوی مقاوم هستند، درمان‌های دارویی و رفتاری رایج شده‌اند. معهذا، عوامل روان پویشی ممکن است در فهم عوامل تسریع کننده دوره‌های شدت اختلال و درمان انواع مختلف مقاومت در مقابل درمان، نظیر عدم همکاری در مصرف دارو مزایای قابل ملاحظه‌ داشته باشد.
بسیاری از بیماران مبتلا به اختلال وسواسی – جبری در مقابل درمان مقاومت می‌کنند. ممکن است از خوردن دارو امتناع کرده و در مقابل انجام تکالیف خانگی و سایر فعالیت‌های تجویز شده توسط متخصص رفتار درمانی مقاومت نشان دهند. خود علائم وسواسی – جبری بدون ارتباط با این که تا چه حد اساس زیست شناختی دارند، ممکن است معنی روانشناختی مهمی داشته باشند که بیمار را در ترک آنها دچار دودلی سازند. تفتیش روان پویشی مقاومت بیمار در مقابل درمان ممکن است به بهبود همکاری با درمان منجر شود.
مطالعات بخوبی کنترل شده به این نتیجه رسیده‌اند که درمان دارویی یا رفتار درمانی یا ترکیب آن دو در کاهش قابل ملاحظه علائم بیماران مبتلا به اختلال وسواسی جبری مؤثرند. تصمیم در مورد اینکه از کدام درمان استفاده شود تابع قضاوت و تجربه پزشک و قبول روش‌های مختلف از جانب بیمار است(14).
1-2-1-14-1- درمان دارویی
تأثیر دارو درمانی در اختلال وسواسی – جبری در بسیاری از آزمایش‌های بالینی به ثبوت رسیده است. تأثیر دارو با توجه به اینکه مطالعات نشان داده‌اند پاسخ به دارونما حدود 5 درصد است بیشتر تأیید می‌شود.
داروهایی را که برخی از آنها برای درمان اختلالات افسردگی یا سایر اختلالات روانی مورد استفاده قرار می‌گیرند، می‌توان با دوزهای معمول آنها تجویز نمود. اثرات اولیه معمولاً 4 تا 6 هفته پس از شروع درمان ظاهر می‌شود، هر چند باری کسب حداکثر اثرات درمانی بطور معمول 8 تا 16 هفته وقت لازم است. هر چند درمان با داروهای ضد افسردگی هنوز بحث انگیز است، در نسبت قابل ملاحظه‌ای از بیماران مبتلا به اختلال وسواسی – جبری که به درمان به داروهای ضد افسردگی پاسخ می‌دهند با قطع درمان دارویی علائم اختلال عود می‌کند(14).
روش استاندارد این است که درمان را با یک داروی SSRIs یا کلومیپرامین شروع کرده و در صورت مؤثر نبودن این داروهای مختص به سروتونین سایر روش‌های درمانی مورد آزمایش قرار گیرد. داروهای سروتونرژیک درصد بیماران مبتلا به اختلال وسواسی – جبری که احتمالاً به درمان پاسخ خواهند داد به حدود 50 تا 70 درصد افزایش داده‌‌اند(14).
– مهار کننده‌های اختصاصی جذب مجدد سروتونین : هر یک از داروهای SSRI قابل وصول در ایالات متحده فلئوکزتین (Prozac) ، فلووکسامین (Luvox)، پاروکستین (Paxil) سرترالین (Zoloft) توسط FDA برای درمان اختلال وسواسی جبری پذیرفته شده‌اند. برای تأثیر مفید دوزهای بالاتری، نظیر 80 میلیگرم فلئوکزتین، غالباً ضرورت دارد. هر چند SSRIs با بیقراری، سردرد، بیخوابی، تهوع و اسهال و اضطراب همراهند، این اثرات نامطلوب غالباً موقتی هستند و معمولاً کمتر از اثرات جانبی سه حلقه‌ای‌ها، نظیر کلومیپرامین موجب ناراحتی می‌شوند. بهترین نتایج بالینی زمانی بدست می‌آید که SSRIs با رفتار درمانی توأماً مصرف شود(14).
– کلومیپرامین : بین تمام داروهای سه حلقه‌ای و چهار حلقه‌ای کلومیپرامین برای بازجذب سروتونین در مقابل باز جذب نوراپینفین انتخابی‌تر است و فقط SSRIs از این نظر بر این دارو برتری دارد. قدرت کلومیپرامین در بازجذب سروتونین فقط از سرترالین و پاروکستین کمتر است(14).
کلومیپرامین اولین دارویی بود که توسط FDA برای درمان اختلال وسواسی جبری پذیرفته شد. برای اجتناب از اثرات نامطلوب معدی، روده‌ای و هیپوتانسیون اورتواستاتیک دوز کلومیپرامین باید ضمن 2 تا 3 هفته افزایش یابد؛ مثل سایر داروهای سه حلقه‌ای این دارو اثر تسکینی و آنتی‌کولینرژیک قابل ملاحظه‌، از جمله خشکی دهان و یبوست دارد. مثل SSRIs بهترین نتایج از ترکیب دارو درمانی و رفتار درمانی حاضل می‌شود.
– سایر داروها : اگر درمان با کلومیپرامین یا یک SSRI ناموفق باشد، بسیاری از درمانگران داروی اول را با لیتیوم، والپروئیت یا کاربامازپین تقویت می‌کنند. از داروهای دیگری که در درمان اختلال وسواسی – جبری می‌توان آنها را آزمایش کرد ونلافکسین (Effexor) و مهار کننده‌های مونوآمین اکیداز (MAOIs) بخصوص فنلزین (Nardil) را می‌توان نام برد. داروهای دیگری که در درمان بیماران مقاوم مورد مطالعه قرار گرفته‌اند مستملند بر باسپیرون (BuSpar) 5 – هیدروکسی ترپیتامین، ال تریپتوفان و کلونازپام در بعضی موارد افزودن یک ضد جنون مثل ریسپریدون کمک کننده بوده است(14).
1-2-1-14-2- روان درمانی
در غیاب مطالعات کافی روان درمانی بینش گرا در درمان اختلال وسواسی – جبری هر گونه تصمیم معتبر در مورد تأثیر آن دشوار است، هر چند گزارش‌های روایتی از تأثیر آن در دست است. برخی از روانکاوان تغییرات مثبت بارز و پایا در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی گزارش نموده‌اند، بخصوص اگر بتوانند با تکانه‌های پرخاشگرانه‌ای که پشت صفات شخصیتی آنها پنهان است کنار بیایند. همینطور روانکاوان و روانپزشکان پویایی گرا بهبود علامتی قابل ملاحظه‌ در بیماران خود در جریان روانکاوی یا روان درمانی دراز مدت بینش گرا مشاهده نموده‌اند(14).
روان درمانی حمایتی بدون تردید جای خود را دارد، بخصوص برای گروه بیماران وسواسی، که علیرغم علائم خفیف یا شدید خود قادر به کار و تطابق اجتماعی هستند. تماس منظم و مستمر با یک متخصص علاقه مند، دلسوز و تشویق کننده ممکن است به بیمار کمک کند که به اتکاء او به عملکرد عادی خود ادامه دهد در حالی که بدون چنین کمکی کاملاً مغلوب علائم خود خواهد گردید. ندرتاً وقتی آداب وسواسی و اضطراب به سطح غیر قابل تحمل می‌رسد، باید بیمار را بستری نمود تا محیط بیمارستان و دوری از استرس علائم بیماری را به سطح قابل تحمل کاهش دهد(14).
خانواده بیمار نیز غالباً تحت تأثیر رفتار بیمار به مرز درماندگی رسیده است. هر گونه تلاش رواندرمانی باید شامل توجه به اعضاء خانواده بیمار نیز از طریق تقویت روحی، اطمینان بخشی، توضیح دادن و اندرز در مورد مدارا با بیمار بوده باشد(14).
1-2-1-14-2-1- رفتار درمانی
هر چند مقایسه‌های ماده – به – ماده معدودی به عمل آمده است، رفتار درمانی در درمان اختلال وسواسی – جبری به اندازه دارو درمانی مؤثر است و بعضی داده‌ها حاکی است که اثرات مفید با رفتار درمانی طولانی‌تر است. لذا بسیاری از متخصصین آن را درمان انتخابی اختلال وسواسی جبری می‌دانند. رفتار درمانی هم بطور سرپایی و هم بستری قابل اجرا است. روش‌های رفتاری اصلی در اختلال وسواسی جبری عبارتند از مدل سازی و پیشگیری از پاسخ. حساسیت زدایی تدریجی، بازداری اندیشه، غرقه سازی، درمان با غرقه سازی تجسمی و شرطی سازی با ایجاد بیزاری نیز در درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواسی – جبری بکار رفته‌اند. در رفتار درمانی تعهد واقعی بیمار برای کسب بهبود شرط حتمی است(14).
درمان رفتاری معمولاً از دو مدل خاص اختلال وسواس فکری-عملی مشتق می‌شود. نخست، نظراتی که رفتارهای وسواس فکری-عملی را از دید مدل کاهش کشش می‌نگرند، که درآن افکار وسواسی و رفتار تشریفاتی،اضطراب را کاهش می دهند.درمانهای بوجود آمده از این مدل بر کاهش شناختها وتشریفات مزاحم ازطریق کاهش برانگیختگی در مقابل موقعیتهایی که اضطراب ایجاد میکنند تاکید دارند.دوم،مدل شرطی سازی کنشگر که اصلاح پیامدهای افکار و رفتاروسواسی را مهم می داند.نمونه های تنبیه و خاموشی از این مدل بدست می‌آیند.تکنیکهایی که منعکس کننده مدل کاهش اضطراب هستند،شامل حساسیت زدایی منظم،انواع سرمشق دهی،و مواجهه و پیشگیری از پاسخ می شوند.ارائه موقعیتها ممکن است واقعی یا خیالی باشد.تکنیکهای سرمشق دهی،که از نظر روش کار شبیه نمونه های مواجهه هستند نیز در اختلال وسواس

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه دربارهاندرزنامه، ACT، ظلم و ستم

Leave a Comment