منبع پایان نامه با موضوع کاهش اضطراب، اختلال اضطراب منتشر، اختلال مصرف مواد

2 سالگی شروع شود. افراد مجرد بیشتر از افراد متأهل به اختلال وسواسی جبری مبتلا می‌شوند، هر چند این یافته‌ احتمالاً بازتاب مشکل بیماران مبتلا به اختلال وسواسی – جبری در حفظ روابط است. اختلال وسواسی – جبری بین سیاهپوستان کمتر از سفیدپوستان شایع است، هر چند تفاوت دسترسی به مراقبت بهداشتی می‌تواند قسمت عمده این اختلاف را توجیه کند تا تفاوت شیوع بین نژادها(14).
1-2-1-2- توأم شدن با بیماریهای دیگر
افراد مبتلا به OCD معمولاً به اختلالات روانی دیگر مبتلا می‌گردند. احتمال شیوع اختلال افسردگی اساسی در طول عمر در مبتلایان به OCD حدود 67 درصد و برای فوبی اجتماعی 25 درصد است. تشخیص‌های توأم روانپزشکی شایع در مبتلایان به OCD مشتملند بر اختلال سوء مصرف الکل، اختلال اضطراب منتشر، فوبی‌ خاص، اختلال هراس، اختلالات خوردن و اختلالات شخصیت. OCD شباهت‌های سطحی با اختلال شخصیت وسواسی جبری، که با نگرانی وسواسگونه با جزئیات، کمال طلبی و صفات شخصیت و مشابه آن همراه است دارد. میزان بروز اختلال توره در مبتلایان به OCD 5 تا 7 درصد است و 20 تا 30 درصد مبتلایان به OCD سابقه تیک دارند(14).
1-2-1-3- وسواسهای فکری
– ترس آلودگی از کثافت، جرمها، ویروسها، ترشحات جسمانی یا مواد زاید، موادشیمیایی، مواد چسبنده و یا مواد خطرناک
– شک و تردید در مورد وقوع رویدادهای خطرناک(از قبیل عدم اطمینان از قفل بودن دربها وعدم اطمینان به قفل دربها
– نگرانی افراطی در مورد عدم صحت، نظم،آراستگی و هماهنگی
– داشتن وسواس نسبت به بدن ویا علائم ونشانه های جسمانی
– داشتن افکار کفر آمیز، توهین به مقدسات در مورد ادیان
– داشتن تصورات و افکار جنسی (از قبیل لواط یا بچه بازی ویا همجنس گرا بودن
داشتن افکار مربوط به جمع کردن ،حتی اصرار در جمع کردن چیزهای بی مصرف (اگر چه هیچ وقت این نوع چیزهای جمع آوری شده ،در رابطه با فرد جمع کننده نمی باشد
– داشتن تصورات وافکار خشونت آمیز ویا پرخاشگری (از قبیل چاقو زدن به بدن خود)
– داشتن افکار مزاحم ویا افکار مربوط به موسیقی در ذهن
1-2-1-4- وسواس عملی
در اختلال وسواس فکری-عملی وسواسهای عملی، اعمالی هستند که شخص بارها و بارها در پاسخ به یک وسواس فکری انجام می‌دهد. هدف وسواسهای عملی ،کاهش احتمال آسیب زدن و آزار رساندن می‌باشد تا اینکه بدین وسیله وی احساس آرامش کرده و همه چیز را خوب بپندارید وسواسهای عملی می‌توانند به صورت اعمالی باشند که به وسیله دیگران قابل مشاهده باشند (از قبیل. کنترل کردن تا جایی که احساس آرامش بکنید )،یا به صورت اعمال ذهنی است که بوسیله دیگران قابل مشاهده نمی باشد (از قبیل گفتن عبارات خاصی در ذهن خود). وسواسهای ذهنی معمولاًبسیار پیچیده هستند وممکن است دوباره وبه طور ممتد قابل تکرار نباشند.به عنوان مثال در مورد وسواس گفتن عبارت به خصوصی که می تواند از مرگ فرد مورد علاقه جلوگیری نماید.
وسواسهای عملی شایع در اختلال وسواس فکری- عملی :
-کنترل کردن (از قبیل کنترل کردن فلکه گاز ،شیرهای آب)
– تکرار کردن اعمال
– اعمال تشریفاتی ذهنی (از قبیل تکرار کردن کلمات ویا عبارات خاصی با روش وآهنگی بخصوص)
– انجام دادن اعمال با نظم وترتیب خاص
– احتکار وجمع آوری کردن
– شمردن
1-2-1-5- شیوع اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)
وسواس بیش از آنچه که تصور می شود،شایع می باشد .در واقع از نظر شایع بودن چهارمین بیماری روانی است .یعنی بعد از افسردگی ،دائم الخمر بودن وهراس اجتماعی،وسواس قرار دارد. ولی به هر حال می توان گفت که یک در صد از جمعیت بزرگسال دنیا از طریق اختلال وسواس فکری-عملی افسرده وناتوان شده اند واز هر دویست نفر کودک ونوجوان در دنیا یک نفر مبتلا به وسواس است.
میزان شیوع وسواس در مردان وزنان علیرغم اینکه علایم ونشانه های آنها متفاوت می باشد ، یکسان است.به عنوان مثال زنان بیشتر از مردان به وسواس شستن مبتلا هستند ،در عوض مردان بیشتر وسواس مربوط به شماره ها،وسواس جنسی ویا وسواس عملی مربوط به کند بودن وآهسته بودن را دارا هستند.زنان مخصوصاًدر دوران حاملگی ویا دوران بعد از زایمان ،در معرض خطر ابتلا به وسواس قرار دارند،چرا که احتمالاًمیزان مسئولیت آنها افزایش می یابد.در کودکان پسر میزان وسواس حتماًدو برابر دختران می باشد.
1-2-1-6- سن شروع اختلال وسواس فکری- عملی
افراد مختلف در سنین مختلفی مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی می شوند.گروهی هستند که اختلال وسواس فکری-عملی را از همان سنین اولیه یعنی شش سالگی آغاز می کنند .گروه دیگری از افراد هستند که اختلال وسواس فکری- عملی را از دوره نوجوانی آغاز می کنند.ولی به هر حال به طور متوسط سن ابتلا به وسواس ،اوائل دهه بیست سالگی است.البته در مردان تا حدودی زودتر ،یعنی در اواخر دوره ده سالگی است.وزنان تا حدودی دیرتر ،یعنی در اواسط دهه بیست سالگی به آن مبتلا می شوند. به عبارت دیگر می توان گفت که ممکن است فرد در همان دوران کودکی ،یعنی از سه سالگی ویا در دوران پیری به آن مبتلا شود.
1-2-1-7- علل اختلال وسواس فکری-عملی
بدلیل اینکه انواع مختلفی از آن وجود دارد بسیار مشکل می باشد.به عنوان مثال، عواملی که باعث به وجود آمدن علایم ونشانه های جمع آوری اشیا در فرد می‌شوند با عواملی که ترس از آلودگی را به وجود می آورند متفاوت هستند.
وسواس همانند سایر بیماریهای روانی نتیجه ترکیب عوامل مختلف زیستی، روانی و اجتماعی می‌باشد. با این حال، افراد مختلف با علائم ونشانه های متفاوت می‌توانند ترکیب گوناگونی از عوامل را داشته باشند و همین امر، شناخت و مشخص کردن علت بیماری را بسیار پیچیده می کند.
1-2-1-7-1- مدل ژنتیکی
تحقیقات نشان داده‌اند که پنج درصد افراد بسیار نزدیک به فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی در مراحلی از زندگی دارای علائم ونشانه های وسواس بوده اند. در واقع می‌توان گفت که علایم ونشانه های وسواسهای فکری -عملی (نه بیماری وسواس فکری- عملی). تنها در ده تا پانزده در صد افراد بسیار نزدیک فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی دیده می شود. بنابراین می توانیم بگوییم که در این زمینه عوامل ژنتیکی بیش از عوامل اجتماعی دخالت دارند. حتی اگر افرادی به طور ژنتیکی مستعد مبتلا شدن به اختلال وسواس فکری-عملی باشند ،باید این استعداد به وسیله عوامل اجتماعی جرقه زده باشد واگر شرایط زندگی اجتماعی خوب باشد ممکن است فرد هرگز به وسواس مبتلا نشود.
1-2-1-7-2- نظریه روانکاوی درباره ی اختلال وسواس فکری-عملی
بر طبق این نظریه،نوروز وسواس فکری-عملی در مرحله مقعدی رشد که طی آن آموزش تخلیه صورت می گیرد آغاز می شود.شخص مبتلا به اختلال وسواسی فکری-عملی حتماً در این مرحله مشکلاتی داشته که بعداً منجر به خصوصیات خشکی،کنترل افراطی،برنامه ریزی و دیگر صفات یا رفتارهای وسواسی فکری-عملی بررسی کردند،در سه مطالعه تجربی که مشکلات آموزشی تخلیه را در کودکان مبتلا به وسواس فکری-عملی بررسی کردند،در17 مورد از 18 مورد هیچگونه شواهدی مبنی بر آموزش تخلیه سخت گیرانه به دست نیامد( دی،1957،جود،1965،تسنگ،1973)
1-2-1-7-3- نظریه یادگیری و مدلهای شرطی سازی
نظریه های یادگیری زیادی وجود دارد(بولز،1979) که از برخی از آنها برای تبیین اختلال وسواسی فکری عملی استفاده شده است.،اما به نظر می رسد که نظریه یادگیری دو عاملی (ماورر،1960)بیش از همه مورد استفاده بوده است .در این نظریه فرض بر آن است که افکار وسواسی به این دلیل ایجاد اضطراب می کنند که در تجربه فرد آن افکار با محرکهای اضطراب بر انگیز غیر شرطی همراه بوده اند .لذا افکار وسواسی ایجاد اضطراب شرطی می‌کنند، که کاهش آن برای فرد تقویت کننده است .اعمال وسواسی به این دلیل ایجاد و نگهداری می‌شوند که موجب کاهش اضطراب می شوند .این اعمال وسواسی از طریق زنجیره‌ای کردن پاسخ ،ساخت می یابند.بنابراین عامل اول شرطی سازی کلاسیک پاسخ اضطرابی است و عامل دوم شرطی سازی ابزاری رفتار وسواسی است که از طریق کاهش اضطراب تقویت می شود (یعنی تقویت منفی)
1-2-1-8- ویژگی‌های بالینی
بیماران مبتلا به اختلال وسواسی – جبری معمولاً به اطباء غیر روانپزشک مراجعه می‌کنند. بیماران مبتلا به فکر و عمل وسواسی حداقل 75 درصد بیماران مبتلا را تشکیل می‌دهند. بعضی از پژوهشگران معتقدند اگر بیماران علاوه بر compulsion رفتاری دقیقاً از نظر compulsion ذهنی هم ارزیابی شوند ممکن است این رقم به 100 درصد نزدیک شود.
مثلاً یک فکر وسواسی در مورد آسیب زدن به کودک ممکن است با یک عمل وسواسی ذهنی بصورت تکرار دعائی خاص به دفعات خاص دنبال شود. معهذا، بعضی از پژوهشگران و پزشکان معتقدند که عده‌ای از بیماران فقط افکار وسواسی دارند و اعمال وسواسی ندارند. چنین بیمارانی ممکن است افکار تکراری در مورد یک عمل جنسی یا پرخاشگری داشته باشند که برای خود بیمار قابل سرزنش است. برای تسهیل بهتر است obsession را یک فکر و compulsion را یک رفتار تلقی کنیم(15).
جدول 1-1 : ملاک‌های تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال وسواسی – جبری
A : وجود فکر وسواسی (obsession) یا عمل وسواسی (compulsion) : فکر وسواسی، بطوری که با (1)، (2) ، (3) و (4) تعیین می‌شوند :
(1) افکار، تکانه‌ها یا تصاویر ذهنی تکراری و مقاوم به زمانی در طول اختلال برای شخص، مزاحم و نامتناسب شمرده می‌شوند و اضطراب و ناراحتی بارز به وجود می‌آورند.
(2) افکار، تکانه‌ها و تصاویر ذهنی فقط نگرانی ساده در مورد مسائل زندگی واقعی نمی‌باشند.
(3) شخص می‌کوشد این افکار یا تکانه‌ها را نادیده گرفته یا از ذهن خود کنار بزند یا آنها را با عمل یا فکری دیگر خنثی نماید.
(4) شخص واقف است که افکار، تکانه‌ها یا تصاویر ذهنی وسواسی حاصل ذهن خود او هستند (مثل تزریق افکار از خارج تحمیل نمی‌شوند)
اعمال وسواسی، بطوری که با (1) و (2) تعیین می‌شوند :
1) رفتارها (مثل شستن دستها، منظم کردن و وارسی) و اعمال ذهنی (مثل دعا، شمارش، تکرار کلمات به آرامی) تکراری که شخص احساس می‌کند در پاسخ به افکار وسواسی، یا مطابقت با اصولی که فرد ناگزیر از انجام دقیق آنها است ، مجبور است آنها را انجام دهد.
2) رفتارها یا اعمال ذهنی برای خنثی سازی یا پیشگیری از ناراحتی یا وقوع یک اتفاق یا رویداد ترسناک طرحریزی می‌شود؛ معهذا این رفتارها یا اعمال ذهنی رابطه‌ای واقعگرایانه با آنچه قرار داشت خنثی شده یا پیشگیری شود ندارند، یا آشکارا افراطی هستند.
B : زمانی در طول اختلال، شخص به افراطی یا غیر منطقی بودن افکار و اعمال وسواسی وقوف پیدا کرده است. توجه : این موضوع در مورد کودکان ممکن است صدق نکند.
C : افکار و اعمال وسواسی ناراحتی شدید ایجاد می‌کنند ؛ وقتگیر هستند یا بطور قابل ملاحظه در برنامه‌های معمول، عملکرد شغلی یا فعالیت‌های اجتماعی و روابط با دیگران تداخل می‌نمایند.
D : اگر یک اختلال محور I دیگر وجود داشته باشد، محتوی افکار و اعمال وسواسی محدود به آن نیست (مثل اشتغال ذهنی با غذا در اختلال خوردن، کندن مو در تریکو تیلومانیا، نگرانی در مورد ظاهر در اختلال بدریختی بدن؛ اشتغال ذهنی با داروها در اختلال مصرف مواد ؛ اشتغال ذهنی با ابتلا به یک بیماری جدی در خودبیمار انگاری؛ اشتغال ذهنی با انگیزه‌ها و تخیلات جنسی در زمینه یک پارافیلیا یا نشخوار ذهنی با احساس گناه در صورت وجود اختلال افسردگی اساسی)
E : ناشی از تأثیر مستقیم یک ماده (مثل داروهای نسخه شده یا مورد سوء مصرف) یا یک اختلال طبی عمومی نمی‌باشد.
افکار و اعمال وسواسی ویژگی‌های اساسی OCD هستند. یک

مطلب مشابه :  منابع مقاله درموردگردشگری شهری، استان قزوین، توسعه گردشگری

Leave a Comment