منابع پایان نامه ارشد با موضوع افراد مبتلا، ناخودآگاه

.
الگوی نشانه ها
وسواسها و اجبارها در بزرگسالان و نیز در کودکان و نوجوانان به اشکال مختلفی تظاهر می یابد علایم یک بیمار واحد نیز ممکن است در طول زمان تغییر کند همپوشانیهایی پیدا کند ولی در هر حال علایم اختلال وسواسی ـ اجباری ،‌چهار الگوی عمده دارد .
آلودگی
شایعترین الگوی آن است که وسواس آلودگی و به دنبالش شست وشو یا اجتناب اجبارگونه از شیئی که فرد گمان می کند آلوده است وجود داشته باشد . فرد اغلب از شیء اجتناب ناپذیر ( مثل مدفوع ، ادرار ،‌گردوغبار و یا میکروب ) می ترسد . بیمار مکن است دستهایش را به افراط بشوید در واقع بساید و بخراشد ،‌یا از ترس میکروب حتی قادر به ترک خانه اش هم نباشد . اضطراب شایعترین واکنش هیجانی در برابر شیئی است که فرد از آن می ترسد . منتهی شرم و نفرت وسواسی گونه هم احساسات شایعی است . بیمارانی که وسواس آلودگی دارند ، معمولاً معتقدند با کوچکترین تماس از شیئی دیگر و از فردی به فرد دیگر منتقل می شود .
تردد مرضی
دومین الگوی شایع وسواسی تردید است که به دنبالش اجبار به صورت وارسی روی می دهد . این وسواس اغلب متضمن نوعی احساس خطر از انجام عملی خشونتبار است . (مثلاً فرد می ترسد مبادا اجاق را خاموش یا در را قفل نکرده باشد ) وارسی هم اغلب به این صورت است که ببیند اجاق را خاموش کرده یانه . این بیماران تردید وسواس گونه ای درباره خود دارند ، به طوری که همیشه به خاطر فراموش کردن چیزی یا انجام چیزی ،‌احساس گناه می کنند .
افار مزاحم
سومین الگوی شایع اختلال وسواسی – اجباری آن است که فرد صرفاً افکار وسواسی مزاحمی بدون هیچگونه عمل اجبارگونه ای داشته باشد این گونه وسواسها معمولاً افکار تکراری درباره نوعی عمل جنسی یا پرخاشگرانه است که به نظر خود شرم آور است .
تارن
چهارمین الگوی شایع این اختلال ، لزوم رعایت مقارن با دقت است به طوری که ممکن است موجب شود فرد دچار کندی اجبار گونه گردد . بیمار واقعاً ساعتها وقت لازم دارد تا یک وعده غذا بخورد .
سیر الگوهای علایم
وسواسهای مذهبی ، و صرفه جویی اجبارگونه هم در بیماران وسواسی ـ اجباری شایع است . موچینشگری (تریکوتیلومانیا) یعنی کندن اجبارگونه موها و ناخن جوی هم ممکن است اجبارهایی از نوع اختلال وسواسی ـ اجباری باشد ( رفیعی ـ رضاعی 1378 )‌ .
افراد مبتلا به این اختلال اغلب ازدواج نمی کنند . شاید به دلیل ترس وسواسی خود از آلودگی و کثافت و یا به خاطر شرمساری از بایت رفتارهایی که خود را مجبور به انجام آنها می بینند و آنها را از برقراریتماسهای اجتماعی برحذر می دراند . ( ترنر ،‌بی دل و ناتان 1985 )‌.
اکثر افراد وسواس در یکی ازچهار طبقه زیر قرار می گیرند : شمارش ، وارسی ، پاکیزگی ، و اجتناب . برای نمونه ممکن است افراد مدام به وارسی پنجره ها و قفل ها بپردازند تا مطمئن شوند که آنها باز نمانده اند .
راهنمای تشخیص
برای تشخیص علایم وسواس فکری یا عملی یا هر دو باید در اکثر روزها حداقل در دو هفته پیاپی وجود داشته باشد و باعث اختلال و یا تداخل در فعالیت های روزمره شوند .
افراد وسواس باید خصوصیات ذیل را داشته باشند :
الف )‌بیمار علایم را به عنوان افکار و تکانه های متعلق به خود تلقی می کند .
ب)‌حداقل باید یک فکر یا یک عمل وجود داشته باشد که هنوز بیمار به طور ناموفق در برابر آن مقاومت کند اگر چه سایر افکار و اعمال وسواسی ممکن است وجود داشته باشند که بیمار در بابرشان مقاومت نمی کند .
ج)‌فکر دست زدن به عمل وسواسی به خودی خود نباید برای فرد لذت بخش باشد . افکار ،‌تصورات و تکانه ها باید به طرز ناخوشایندی تکراری باشند .
درمان
شیوع درمان بر اساس شخصیت و وضعیت زندگی بیمار انتخاب می شود از جمله موارد مهم مراجعه آنان به نزد روانپزشک می باشد ، البته گاهی هم مراجعه آنها به روانپزشک برای یاری طلبیدن در تصمیم گیری است . همچون بسیاری از بیمارانی که اختلال شخصیت دارند ، این بیماران هم تنها با روانکاوی می توان تغییر عمده ای به وجود آورد ، اما بیشتر این بیماران انگیزه کافی برای پذیرش روانکاوی ندارند به هر حال ، روانکاوی تنها برای تعداد کمی قابل اجراست .
فوبیا 8‌
فوبی عبارتند از : ترس شدید ، مستمر و نامتناسب از اشیا ء یا موقعیتها ، ترسی که غالباً بیمار از غیر واقعی بودن آگاه است و با وجود این ،‌ باز هم شدیداً می ترسد و در حالات و رفتار او به علایم همجوار با حملات اضطرابی دیده می شود . یک حالت فوبی معمولاً در برگیرنده چند عامل یا چند عنصر شناخته شد است :
الف)‌فرد همواره در انتظار پیش آمدن وضعی خطرناک و وحشت کردن از آن است .
ب)‌درصدد دوری گزیدن از آن وضع است .
ج) وحشت شدید هنگام روبه رو شدن با آن وضع یا عامل ترس آور شدیداً وحشت می کند .
بیمار مبتلا به فوبی ، زحمت و مشقت بسیاری را تحمل می کند تا زندگی و فعالیتش را محدود نماید و در نتیجه از عامل ترسناک دوری نماید . فوبی غالباً با احساس ناتوانی و وابستگی شدید همراه است . مثلاً بیماری که از بلندی می ترسد ،‌ممکن است از نردبان یا پلکان بلند پایین آید مشروط بر اینکه فرد مطمئن او را همراهی کند گرایش دیگر بیمار و مبتلا به فوبی ، تمایل به تعمیم است . برای مثال کسی که از وجود سگ می ترسد به تدریج از صدا و قیافه و حتی حیواناتی که شبیه سگ می باشند نیز به هراس می افتد .
علل ایجاد فوبی متنوع است یکی تجربه ترس آور در گذشته . ممکن است اساسی ترین فعلی مشخص باشد . مثلاً شخصی که در کودکی مورد حمله سگ قرار گرفته و به شدت ترسیده است امکان دارد در بزرگسالی نیز با دیدن سگ بترسد و از او دوری کند . علت دیگر فوبی از نظر روان پویایی ، ترس فرد از تمایلات درونی خود است . در این رابطه ، شخص ترس خود را سرکوب می کند و توسط مکانیسم دفاعی جابه جایی ترس خود را از درون خود به شیء یا موقعیتی بیرون از خود منتقل میک ند . مثلاً ترس کودک از تمایلات پرخاشگرانه نسبت به اولیا و در نتیجه ترس از خشم آنها ،‌اگر به صورت واقعی نمایان گردد ممکن است جابه جا شده و در نتیجه ، سبب ایجاد ترس از اسلحه و اشیاء برنده گردد . ترس از تمایلات جنسی ممکن است به صورت ترس مزمن مرضی از بیمارشدن درآید . این گونه ترس ها فرد را از آگاه شدن تمایلات واقعیتش محافظت می کند . در این وضع ، شخص ترس خود را هیچ گونه انگیزه و علتی نمی یابد ،‌بلکه عامل و علت آن را بیرون از خود جستجو می کند و گاهی نیز سرنوشت را مسئول آن می داند معنای سمبولیک فوبی مانند معنا و مفهوم هیستری ، بستگی به تاریخچه زندگی فرد دارد . مثلاً ترس از بلندی در اشخاص مختلف علل متفاوت دارد ممکن است در اولی ترس ناخودآگاه از طردشدن و در دومی ترس از جاه طلبی و در سومی ترس از امیال جنسی و چهارمی ترس ا ز تمایلات پرخاشگرانه و یا ترس از خودکشی باشد ،‌معمولاً در فوبی علا اصلی سرکوب شده به همین علت غالباً پیدا نمودن علت اصلی بوجود آورنده دشوار است . (شاملو 1373 )‌ .
انواع هراس ها
اختلال هراس سه نوع عمده دارد : هراس ساده1 ، هراس اجتماعی2 و بیرون هراسی3 .
هراس ساده به یک شیء یا یک موقعیت ترسناک محدود می شود ( مانند ترس از عنکبوت ، ترس از بلندی )‌هراس های اجتماعی پیچیده ترند ،‌ چون بر حول محوری از رویداهای غیر قابل مشاهده مانند ارزیابی منفی ،‌انتقاد یا تردشدن از جانب دیگران می چرنند . هراس های اجتماعی ممکن است متوجه جنبه های خاص از تعامل های اجتماعی از قبیل سخن گفتن ، غذا خوردن ،‌در حضور جمع گردند . در این صورت مشابه هراس های ساده به نظر می رسند و در هراس های اجتماعی افکار ناراحت کننده مخصوصاً نقش مهمی دارند . در بیرون هراسی اضطراب بر اثر دوری از خاستگاه ایمنی و نیز نزدیکی به محرک هراس انگیز می شود . از آن میان موفقیت هایی که بیش از همه ذکر می شوند عبارتند از : ترس از ورود به مکانهای شلوغ که ترس از مکانهای محدود را در بر می گیرد . نظامهای تشخیصی از قبیل کتاب راهنمای تشخیصی و آماری ، ویرایش سوم ( انجمت روانپزشکی آمریکا 1980 )‌دو نوع بیرون هراسی تشخیص می دهند : بیرون هراسی با حملات آسیمگی و بیرون هراسی بدون حملات آسیمگی ، با این همه روشن نیست که آیا آنها دو اختلال جداگانه ای هستند که هر یک روش درمانی خاص خود را دارد و یا یک اختلال واحدی هستند که شدت تظاهرات بالینی آنها فرق می کند (قاسم زاده ).
بسامد هراسی ها
برآورد بسامد هراسها در جمعیت بصورت کلی کار دشواری است . چون بین ” ترسهای بهنجار ” و هراسها تمایز بارز و مشخصی نمی توان قایل شد و نیز مردم سعی دارند هراس های خود را پنهان نگه دارند . با وجود این به نظر می رسد هراسهای خفیف ،‌بسیار شایع باشند و یک نهم افراد بالغ را در برگیرند این ترسها مخصوصاً در دوران اولیه کودکی بسیار شایع اند ، اگر چه بیشتر آنها تا سن 6 سالگی از بین می روند . در دوران بزرگسالی هراس ها در زنان اندکی بیشتر از مردان دیده می سود حدود 80% بیرون هراسی زنان هستند ، در حالی که این نسبت در مورد هراس اجتماعی 50% است . حدود 60% بیماران هراسی که به طور سرپایی به درمانگاه مراجعه می کنند بیرون هراسی دراند . بیماران هراس اجتماعی دومین گروه را تشکیل می دهند (قاسم زاده ) .
خصومت ( پرخاشگری )9
وقتی انسانها کنش های متفاوتی را یک تحت عنوان کلی بکار می برند به این معناست که فرض کرده اند آن کنشها تابع انگیزه ها ، حرفهاو نیات نیز مشترکی هستند .اما مدرکی عملی در دست نیست که نشان دهد این رفتارها تابع مبانی و هدفها و نیات مشترکی هستند . از این رو باید این تمایزات در مفهوم خشونت بررسی گردد . تعریف ما بسیار ساده است ، پرخاشگری یعنی عملی که به آسیب رسانی عمدی به دیگران منتهی گردد . البته ممکن است این نوع آسیب رسانی به حالتهای گوناگون انجام گردیده و حتی آزارههای روانی نظیر تحقیر و توهین و فحاشی را نیز به همراه داشته باشد . اما در هر حال مفهوم آسیب به تعارض رفتارها بر می گردد . از این رو خشونت تنها یکی از ابزار پرخاشگری محسوب می گردد . بدین لحاظ خشونت را کاری عمدی که هدف آن ایجاد آسیب های جسمانی به دیگران باشد تلقی می کنیم . افکار فروید و لورنز از دیدگاههای مختلف نظری و تجربی بوسیله رفتارشناسان حیوانی و متخصصان اجتماعی کاملاً مورد آزمون و بررسی قرار گرفته است . اما بیشترین پژوهش ها مبانی ذاتی پرخاشگری کنشی را در ارتباط با سیستم نوروزها مورد تردید قرار داده و تأکید نموده اند که تمایل درونی به آسیب رسانی عمدتاً تابع واکنشی به شرایط محیط است انسان های مستعد پرخاشگری متولد شده و از طریق اکتساب می توانند این زمینه را رشد داده و یا رفع کنند .
علل پرخاشگری
1- ناکامی
‌پذیرش وسیع این دیدگاه از نظریه پرخاشگری ناکامی جان دالر مایه می گیرد . این نظریه در فرم ابتدایی خود حاکی از این است که ناکامی همیشه منجر به پرخاشگری می گردد و پرخاشگری همیشه از ناکامی ناشی می شود .
2- تحریک مستقیم
بد رفتاری و اهانت دیگران غالباً عامل عمده ای است در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در شخص دارد .
3- عوامل محیطی آلودگی هوا
قرار گرفتن در معرض بوهای مضر نظیر بوهایی که از کارخانه های سازنده مواد شیمیایی یا سایر مراکز صنعتی خارج می شود ممکن است موجب تحریک پذیری و پرخاشگری فرد شود .
4- عوامل موقعیتی ( بالا بودن سطح فیزیولوژیک )‌
برخی پژوهش های سنگین و مشاهده فیلم های تحریک کننده موجب افزایش پرخاشگری می شود .
کنترل پرخاشگری
تنبیه
شواهد موجود تأثیر تنبیه ها را به عنوان شیوه ای مطمئن جهت کنترل پرخاشگری رد
می کند ، پژوهشها نشان می دهد که هدایت

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه دربارهافراد مبتلا، اختلال اضطراب منتشر، کاهش اضطراب

Leave a Comment