مقاله رایگان با موضوع حقوق کیفری ایران

دانلود پایان نامه

مختلف جامعه است. در این باره ابویوسف نقل کرده است: که قاسم بن عبدالرحمن از پدرش نقل کرده که نزد حضرت علی(ع) بودم، مردی نزد ایشان آمدند و گفتند من سرقت کردهام، حضرت او را طرد کردند و در بار دوم که مرد بازگشت و اعتراف کرد که من سرقت کردهام حضرت فرمودند: شهادت کاملی علیه خود دادی و ایشان به قطع دست آن مرد فرمان دادند ومن دست او را آویزان بر گردنش دیدم (قاضی ابی یوسف، بیتا: 169).
آنچه روشن است اینکه در اسلام در کنار هدف بازدارندگی مجازات به اصلاح مجرم نیز توجه شده و چنان مجازاتهایی در مورد مجرم اعمال میشده که بتواند در او احساس ندامت و پشیمانی ایجاد کند. در اجرای حدود الهی به این امر تاکید شده است. تاکید بر اجرای حدودی چون تازیانه در حضور گروهی از موُمنین به روشنی بیانگر این است که از جمله اهداف وضع این مجازات بازدارندگی عمومی است ولی در این باره نیز نباید افراط کرد چرا که در عین بازدارندگی ممکن است زمینهی اصلاح را در بزهکار از بین ببرد. امیرالمومنین از اینکه جمع کثیری از مردم برای اجرای مراسم حدّ حاضر شوند ابراز ناخرسندی میکردند (نوبهار، 1379: 156). این تدبیر به منظور جلوگیری از جریتر شدن مجرم و ایجاد زمینهی تنبَه و پشیمانی در اوست.
پیامبر اکرم(ص) در موارد متعدّدی کسانی را که محکومین را تحقیر میکردند و به آنها ناسزا میگفتند، سرزنش میکردند. ایشان در موارد بسیاری، مجرمان را مورد عفو قرار میدادند و توبهی آنها را میپذیرفتند و علاوه بر آن اجازه نمیدادند مجازاتی که در ملأعام اجرا میشد وسیلهای شود که مردم به مجرم توهین کنند و حیثیتش را لکّه دار کنند. نقل شده است(بخاری، بیتا: 48) که مردی به نام عبدالله نزد پیامبر اکرم (ص) آورده شد و به دلیل ارتکاب جرمی مورد حد قرار گرفت، در حین اجرای حد فردی از میان جمعیت گفت: خدایا او را لعن کن، چه قدر گناه میکند و چه قدر او را برای حد میآورند. پیغمبر فرمود او را لعنت نکنید به خدا قسم من فقط همین را دربارهی این مرد میدانم که خدا و پیامبرش او را دوست میدارند.
در مجموع، آنچه در نظام اسلام به هنگام اجرای مجازات اهمیت دارد حفظ حرمت و شخصیت فرد مجرم به عنوان یک انسان است و در این نظام مجازاتها به گونهای اجرا میشدهاند که فرد را متنبه سازد و از تکرار جرم او جلوگیری کند ودر ضمن، ازچنان قطعیتی برخوردار بوده است که باعث میشده دیگران نیز تحت تاثیر قرار گیرند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اجرای مجازات در ملأعام در طول تاریخ ایران و سایر کشورها

در این مبحث، به سابقهی اجرای مجازات در ملأعام در حقوق کیفری ایران و برخی کشورها پرداخته میشود و خواهیم دید که در چه مورد و چه جرایمی لازم بوده است که مجازات در ملأعام اجرا شود. در قسمت اول که مربوط به حقوق ایران خواهد بود به اجرای مجازات در ملأعام در دورههای مختلف اشاره شده و در قسمت بعدی نیز، این مجازات در معدودی از کشورها مورد بررسی قرار میگیرد:
در این قسمت، به ذکر مواردی از اجرای مجازات در ملأعام و در انظار عمومی و به نمایش گذاردن مجرم در میان مردم، در دوران گذشته و نحوهی برخورد حکّام و سلاطین ایرانی در این مورد، میپردازیم. براین اساس، به سابقه این موضوع در برخی از دورانهای پادشاهی و همچنین در ایران پس از اسلام پرداخته میشود.
دورهی هخامنشیان
مجازاتهایی که در این دوره نسبت به مجرمین اعمال میشده است، بسیار سبعانه و شدید بوده است و تناسب میان مجازات و جرایم رعایت نمیشده است. در مورد این دوره، نقل شده است که شاه حق تعیین مجازات، نوع آن و نحوهی اجرای آن را داشته و خود او شدّت و ضعف مجازاتها را تعیین میکرده است. علاوه براین، او اختیار داشته است که بنا به مصالح و مقتضیاتی مجازات را به نوع دیگری تبدیل کند. به طور کلی، تعیین مجازات و نحوهی اجرای آن به شخص اول مملکت واگذار شده و او اختیارات تاّم داشته است(حجتیکرمانی، 1369: 68).

در مورد اجرای مجازاتهای ترذّیلی در این دوره باید گفت که اینگونه مجازاتها لازم بوده است در انظار عمومی اجرا شود چرا که هدف از آن، رسوایی مجرم در نزد همگان بوده است. در این خصوص، پلوتارک نقل میکند (احمدی، 1346: 61). که اردشیر دوّم در مورد فرار ارباس از ارتش در موقع جنگ که مجازات اعدام داشته است، نوعی اعتدال به خرج داده و مجازات او را چنین معین کرده که او باید زن فاحشهای را برهنه بر دوشهای خود بنشاند و در تمام روز در میادین شهر و معابر به گردش در آورد. در مورد جرمی چون خیانت به شاه و کشور که از جمله جرایم مهم بوده و تهدیدی خطرناک برای نظام اجتماعی محسوب میگردید باید گفت: از جمله مجازاتهایی که در مورد مرتکبین چنین جرایمی به کار میرفت اجرای مجازات در ملأعام و گرداندن در میان مردم شهر بود.
در همین باره، مطلبی ذکر شده است که به آن اشاره میشود: ” در چنین مواردی مقصّر را به پایتخت میآوردند و گوش و بینی او را میبریدند و بعد از گرداندن او در میان مردم، او را به محّل ارتکاب جرم میبردند و اعدامش میکردند”(محسنی، 1375: 145).
به نظر میرسد که هدف از اجرای مجازات در ملأعام و علن، آن هم به صورت گرداندن مجرم در شهر و انگشت نما کردن او در میان مردم، ارعاب و تحذیر افراد جامعه بوده است. البتّه لازم به ذکر است اهداف مهمتری چون حفظ نظم اجتماعی و در نهایت محکمتر کردن اساس سلطنت نیز مدّنظر بوده است.
دورهی ساسانیان
در این دوره نیز همانند دورهی هخامنشیان، مجازاتها نسبتا شدید و خشن بوده است؛ از جمله مجازاتهای این دوره میتوان به اعدام، نقص عضو، قطع گوش و بینی مجرم و غیره اشاره کرد.
مجازاتهای ترذیلی و خوار کننده نیز در زمرهی مجازاتهای این دوره قرار داشته است. علت اجرای چنین مجازاتهایی این بوده است که سلاطین معتقد بودند که شدت مجازاتها، مجرمان بالقوه یا احتمالی به ویژه خائنان به مملکت را وادار میکند تا از ترس مجازات و شکنجههای همراه آن، از ارتکاب جرم خودداری نمایند. به همین سبب، علاوه بر اجرای مجازات مقرر نسبت به مجرم، او را برای مدتهای طولانی در معرض تماشای مردم قرار میدادند (همان، 146). پس، با اجرای چنین مجازاتهایی تحقیر مجرم مورد نظر بوده است چرا که سبب شرمساری و خجلت او در میان همکاران شده و از طرفی موجب عبرتآموزی برای ناظرین بوده است.
لازم به ذکر است که در این دوره مجازاتهایی مثل تراشیدن موی سر، تراشیدن ریش، نصب یک قطعه چوب بر گردن مجرم برای چندین ماه یا چندین فصل در مورد برخی از جرایم کوچک معمول بوده است (کرمی، 1380: 106). ملاحظه میگردد این موارد از مصادیق اجرای مجازات در ملأعام است. در ادامهی بحث به برخی از موارد اجرای مجازات در ملأعام پرداخته می شود:
در بند سی و سوم از فصل سی و هشت ماتیکان هزار دستان به عنوان یکی از مدارک دورهی ساسانیان اینگونه آمده است: ” باید به گردن متهّم به جادوگری، طوقی آویخت تا همه کس او را بشناسند”(واحدی نوایی، 1380: 51).
همین طور در مورد سرقت ذکر شده است که سارقی را که در حین ارتکاب جرم دستگیر میکردند، به محکمه میکشاندند و شئی مسروقه را به گردنش میآویختند و وی را در غل و زنجیر میکردند(حجتیکرمانی،1369: 83).
بنابراین، آنچه از اجرای چنین مجازاتی نسبت به سارق، استنباط میگردد این است که علاوه بر شناساندن چنین مجرمی به مردم، از بزهدیدگی افراد دیگر جلوگیری شده و هم چنین زمینه ی ارتکاب تکرار جرم از سوی سارق از بین میرود. علاوه بر این موارد، در کتیبههای ساسانیان آمده است که هنگام دستگیری شورشیان و مدّعیان سلطنت، به گردن آنها طوقی میآویختند و دستهایشان را از عقب میبستند (واحدی نوایی،1380: 52).
به طور کلی، باید گفت در این دوره اجرای مجازات در ملأعام از طرقی چون تراشیدن سر، آویختن طوق به گردن مجرم و غیره اجرا میشد و علی رغم ذکر این مجازات در برخی جرایم، به نظر حکّام و سلاطین واگذار شده است.
1-2-5-3 دورهی صفویان
از مطالعهی منابع مربوط به این دوره میتوان پیبرد که در این دوره نیز همانند دورههای قبل، مجازاتهای سختی وجود داشته است. مجازاتهایی ترذیلی نیز در زمرهی مجازاتها قرار داشته است. از جمله مجازاتهای این دوره میتوان به لای دیوار گذاشتن مجرم، فلک کردن و از پا به جهاز شتر آویختن اشاره کرد. به نقل از سفرنامهی تاورنیه (آشوری،77: 10)، مجازات از پا به جهاز شتر آویختن در مورد مجرمینی اعمال میشد که در شهر مرتکب دزدی میشدند. روش اجرای این مجازات بدین گونه بوده که آنها را به جهاز شتر آویزان میکردند و شکمشان را پاره میکردند و سپس در کوچهها به گردش در میآوردند و جار میزدند که این شخص به علت ارتکاب فلان جرم، به حکم شاه این چنین مجازات میشود. لازم به ذکر است که اجرای چنین مجازاتهایی توسط فرّاشان و میرغضبان انجام میشد و تابع قاعدهی خاصّی نبوده است. دستگاه حاکم در این باره، اختیارات وسیعی داشته است و به هر طریقی که میخواست مجرمان را مجازات میکرد (تاج زمان، 1351: 57).
یکی از افراد هیئت نمایندگان سیاسی انگلستان که در عهد شاه عباس به ایران آمده بودند، ضمن وقایع نوامبر 1628 به کیفرهای معمول در آن دوران اشاره میکند، مینویسد: امروز اعدام مردی را دیدم، شنیدم که در همین روز شش یا هفت نفر دیگر را نیز اعدام کردند که یکی را به جرم دزدی، با قمه شکم دریده بودند. متوجه شدم که مردم شهر به آن منظره زننده با همان وصفی نگاه میکردند که گویی سگی را دار زده باشند و در حقیقت از نظاره آن لذت میبردند و تماشا میکردند؛ جلاد بعد از انجام دادن کارش، از مردم که به تماشا ایستاده بودند پول خواست و با اصرار میگرفت (راوندی، 1368: 234).
مجازاتهای که از عهد شاه اسماعیل اول در ایران متداول گردیده بود، یا به همان صورت اصلی و یا به شکل کاملتری در مورد مجرمین این عصر به کار میرفت. در مورد اعمال خلافی، کیفر برحسب درجه و مقام اجتماعی گناهکار فرق میکرد. مثلا اگر یکی از علمای دین یا قضات یا کلانتران مرتکب خلافی میگردید، ممکن بود ریشش را بسوزانند و اگر ریش نداشت، او را وارونه به خر سوار میکردند و در میدان و بازار شهر میگردانیدند. گاه گرانفروشان و کسبه متقلب را به مجازات تخته کلاه محکوم میکردند؛ یعنی تخته مدوری را که میانش بقدر گردن آدمی سوراخ داشت و دوتکه میشد بر روی گردن گناهکار میگذاشتند و دو تکه را به هم قفل میکردند و وی را به این نحو در میان کوی و بازار حرکت میدادند، و در این قبیل موارد مشتی از اراذل و اوباش با دادن دشنامهای رکیک او را دنبال میکردند (همان، 231).
تاورنیه جهانگرد فرانسوی مینویسد: از عادات شاه عباس این بود که میخواست از همه چیز و همه جا آگاه باشد، و چون به گزارشهای وزیران خود اطمینان نداشت با تبدیل لباس به گردش میرفت و از دکانها خرید میکرد تا مطمئن شود که کمفروشی و تقلب در وزن نمیکنند، از آن جمله شبی به لباس روستائیان از دیوانخانه خارج شد و به بازار رفت، از یک دکان نانوایی نانی خرید و از دکان کبابی گوشت کباب شدهای گرفت و به کاخ شاهی بازگشت، در دیوانخانه امر کرد تا ترازو آوردند و نان و گوشت را در حضور وی کشیدند، از نان پنجاه و هفت درهم و از گوشت چهل و سه درهم کم بود. شاه عباس به چند تن از حاضران که در کار نظم شهر و نرخ اجناس مسئول بودند، مخصوصاً به داروغه اصفهان خشمگین شد، به طوری که میخواست شکمهای ایشان را پاره کند، اما به شفاعت جمعی از بزرگان از گناه ایشان جشم پوشید. سپس فرمان داد تا در میدان اصفهان شبانه تنوری ساختند و سیخی بلند فراهم کردند، بامداد روز دیگر، نانوا و کبابی را به دستور وی گرفتند و گرد شهر گردانیدند، کسی پبشاپیش ایشان فریاد میکشید که این نانوا و کبابی امروز به جرم کمفروشی در میدان شهر پخته و کباب خواهند شد.
پس از آن، خباز را در تنور افکندند و کبابی را به سیخ کشیدند و آوازه این سیاست در تمام ایران منعکس شد. و همچنان از سیاست شاه عباس به هراس افتادند که از آن پس دیگر کسی با احکام او جرات مخالفت نداشت (همان، 231).
بعد از صفویه تا انقلاب مشروطه
در این دوره دست قضات در صدور حکم به هر مجازاتی تحت عنوان تعزیر باز بوده و از این نظر حمایت کامل حکّام را داشتند. ازآنجا که مجازات به عنوان تعزیر صورت میگرفت، قضات تابع هیچ قاعده و اصلی نبودند و طبق احساسات و اعتقادات و منافع شخصی خود رای میدادند (صانعی،1372: 97) .در خصوص نحوهی اجرای تعزیر ذکر شده است که مجرم را برهنه میکردند و در ملأعام میآوردند و گناهش را جار میزدند. در این مورد باید گفت اجرای مجازات در ملأعام و به این طریق یکی از غیر انسانیترین شیوههای اجرای مجازات بوده است چرا که باعث نقض کرامت و شأن انسانی مجرم شده و آبروی او را در میان مردم زیر سوال میبرد. در مورد شیوهی اجرای مجازاتها در این دوره نقل شده است که حدّی که برای سیاست لازم میبینند بایستی در ملأعام و در حضور همهی مردم اجرا کنند. و قاضی مکلف بود آن را اجرا کند. به نظر میرسد این امر برای جلوگیری از تکرار جرم توسط مجرم، ارعاب و ایجاد وحشت در میان مردم و مهمتر از همه، حفظ قدرت حاکمه بوده است(راوندی، 1368: 88).
پروفسور جاکسون که در سال 1905 در ایران بوده است، نقل میکند که مجازاتها در این کشور به طور وحشیانهای صورت میگیرد. او که خود در یکی از مراسم اجرای مجازات حضور داشته نقل میکند: “همین که محکوم را به میدان آوردند، شگرد میرغضب چنگالهای آهنین در منخرین وی فرو برد و با سختی سر او را به طرف عقب کشید، همان میرغضب با یک ضربه شمشیر سر او را از بدن جدا کرده و برای اینکه زودتر جان بدهد، جسد او را چندین دفعه محکم به زمین کوبید و عجب اینکه جمعیت تماشاچی از این عمل تاثری بروز نداد. همچنین در شیراز به حکم والی، زبانهای سه نفر نانوا را که نان را قدری گرانتر از نرخ معمول فروخته بودند، از بیخ بریدند. این نوع مجازاتهای سخت، کمتر صورت میگیرد و آنچه بیشتر رواج دارد چوب و فلک است”(راوندی، 1368: 234).
به طور کلی، آنچه مسلم است اینکه وضع جرایم و مجازاتها در ایران قبل از مشروطه تابع قاعدهی خاصّی نبوده و قضات تحت عنوان تعزیر، مجازاتهای مختلفی را بر محکوم بار میکردند و در این باره نیز از توسّل به شیوههای غیر انسانی بیمی نداشتند و اجرای مجازات عمومأ در ملأعام اجرا میشدند و مخاطب این نمایش افراد غیر مجرم بودهاند تا از اجرای مجازات عبرت بگیرند.
پس از مشروطیّت تا انقلاب سال 1357
با تصویب قانون مجازات عمـومی در سال 1304 که از قانون 1810 فرانسه اقتباس شده بود، واضعین آن کوشیدند تا اجرای مجازاتها هم وسیلهی تامین منافع اجتماعی شود و هم با عدالت تطبیق نماید(صانعی، 1372: 108). در این قانون و قوانین متفرقهی دیگر به طور پراکنده از اجرای مجازات در ملأعام یا به طور علنی سخن به میان آمده است. برای مثال، در مورد نحوهی اجرای شلاق طبق تبصرهی مادهی 173 قانون اصلاحی کیفر عمومی مصّوب 1322، دادگاه مقرّر میداشت که در صورت اقتضاء، کیفر شلاق در ملأعام اجرا شود. دار زدن نیز در این دوره تا سال 1334 در انظار عمومی در میادین مرکز شهر صورت میگرفت و با اصلاح آیین نامهی کیفر اعدام در سال 1343، این کیفر در زندان در محّل مخصوصی اجرا میشد. ماده17 قانون اقدامات تامینی و تربیتی مصوب 21/2/1339 نیز مقرر داشته است:”هرگاه منافع عمومی یا منافع مدعی خصوصی ایجاب نماید دادگاه صادر کننده حکم دستور انتشار حکم را پس از قطعیت به هزینه محکومعلیه صادر مینماید”.
دورهی استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به مادهی 485 الحاقی به قانون آیین دادرسی کیفری 1351 که مقنّن اجرای حکم در ملأعام را ممنوع اعلام نکرده بود، عموم محکومان به اعدام را در میادین حلق آویز میکردند. مرتکبان قاچاق مواّد مخدر به صورت مسلحانه نیز در صورت مصلحت، طبق نظر دادگاه در محّل زندگیشان در ملأعام اعدام میشدند (طبق مادهی 11 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدّر1367).
با این حال، به نظر میرسد یکی از مصادیق اجرای مجازات در ملأعام در قانون مجازات اسلامی در بخش حدود، مادّهی 87 میباشد. طبق این ماده” مرد متاهلی

Leave a Comment