دانلود پایان نامه درباره ACT

دینکرد سوم به شرح داستانی میپردازد که طی آن دیوان پیمان را از انسانها میدزدند و به قعر دوزخ میبرند. جمشید، شاه آرمانی و باستانی ایران، به دوزخ میرود و مدت 13 سال را با دیوان سر میکند و چگونگی چیرگی بر آنان را فرا میگیرد و از آنچه در طی این مدت آموخته است بر علیه آنان استفاده کرده و پیمان را از چنگال دیوان رها کرده و آن را به انسان باز میگرداند.188 ظاهراً این اتفاق در ماه فروردین و روز خرداد اتفاق افتاده است و گفته شده که در این روز جم پیمان را از دوزخ بیرون آورد و در جهان به پیدایی آمد.189
به هر روی در کتاب های پهلوی میانهروی یکی از اصول بسیار مهم قلمداد گردیده است. نجات پیمان تنها بر عهد? جمشید نیست، بلکه هر انسانی در هر کجای گیتی و هر زمان باید از این داد? الهی محافظت نماید. پیمان موضوعی بسیار مهم در متون پهلوی به شمار می اید در متنی چنین آمده که:
چکیده ای درباره کار دین مزدیسنایی از شرح دین بهی.
خلاص? کار دین مزدیسنایی آن است که افراط و تفریطهایی را که از تازش اهریمن در آفریدگان پدید آمده است به حالت مینوانه باز گرداند تا رستگاری و آرامش کل آفریدگان فراهم گردد.
بدینسان، دادار اورمزد دین مزدیسنانی را برای چیرگی بر آن تازش و بازگرداندن آسایش به آفریدگان فرستاد. سپس آنچه را که برای پیروزی بر تازش، و پالایش آفریدگان لازم است واگذاشت. خرد همه آگاه او [مبتنی است] بر به راه راست آوردن تکتک آفریدگان اورمزد. خلاصه آنکه، یک قدرت وجود دارد و آن پیمان است.
تباهی آفریدگان با تازش به وسیل? دو چیز انجام میگیرد که شامل هم? قدرت دروج در آن است. یکی افراط و دیگری تفریط. یکی [شامل] فراتر رفتن از میانه است و دیگری [شامل] جلوگیری کردن از خوراک و تعداد است که مطابق با اعتدال در آفرینش اورمزد است. چون آفرینش از حالت افراط به حالت میانه و از تفریط به حالت میانه باز آید، دین مزدیسنایی با خرد، هم? کنشها را رهایی بخشد و آنها را به نیکی فراگیر و داد تمام میآورد. از این رو به راستی، آموزگاران نخستین از تعلیم دین بهی گفتهاند: دین اورمزد تنها یک کلمه، و آن، میانهروی است و دین اهریمن دو کلمه و آن افراط و تفریط است.190
دین در نزد زرتشتیان موهبتی الهی است که از هر گونه نقص و نقضی پیراسته گردیده است. دین منجی روان آدمی است191 و از این رو باید در جایگاه صوابی واقع گردد که به سوی هیچ یک از افراط و تفریط کشیده نگردد. از همینجا مشخص میگردد که اهمیت میانهروی در دین زرتشتی تا بدانجاست که در دینکرد ششم دین معادل پیمان دانسته شده است.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU dEN paymAN.
UCAN ENIz a’oN dACT kU harw cIC aN-Ahoih paymAN. Ud az EN dEN a’oN paydAg kU mahIsT paymAN kIRbag. Ud paymAN EN hUmAT hUxT hUwarCT.
ایشان نیز اینگونه داشتند که دین پیمان [است] ایشان نیز اینگونه داشتند که ریش? گناه فریبودی و آبیبودی است و اساس کرفه، میانهروی است. ایشان نیز اینگونه داشتند که دین، میانهروی (است).ایشان نیز اینگونه داشتند که بیعیبی هر چیزی از پیمان است و از این دین آنگونه که پیداست که بزرگترین پیمان کرفه است و پیمان پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک است.192
از آنجا که گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک، یکی از اساسیترین باورهای زرتشتیان را تشکیل میدهد پس باید در این سه اعتدال را رعایت نمود. در اندرزی دیگر این سخن به صورت خاصتری آورده شده است بدین صورت که:
?? humat ud h?xt ud huwar?t {!} ud ?? du?mat ud du?-h?xt ud du?xwar?t. … du?mat, freh-b?d meni?n?h ud du?-h?xt dr?zan?h ud du?xwar?t pen?h.
چه اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک و چه اندیشه بد و گفتار بد و کردار بد؟ اندیش? نیک اعتدال در اندیشه و گفتار نیک راستی و کردار نیک رادی است. اندیش? بد افراط در اندیشه و گفتار بد دروغزنی و کردار بد بخل است.193
باید بدانیم که هرگاه نامی از خلقت اورمزد در سنت زرتشتی به میان میآید، میباید به دید? خیر بدان نگریست و بابت آن هیچ شکی به دل راه نداد. در این سنت اورمزد چون دارای خرد و آگاه بر همه چیز است، پیمان را خلق میکند؛ اما بلافاصله اهریمن نیز برای مقابله با این مخلوق اورمزد دست به خلقت افراط و تفریط میزند. در این میان انسان که رزمگاه میان این دو است نیز با برگزیدن میانهروی، راه ترسیم شده اورمزد را در پیش خواهد گرفت. راهی که بهشت را برایش به ارمغان خواهد آورد.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU rAh i o grodmAN dEN paymAN. Ud ka Ohrmazd hAN rAH wIRasT, EG-?C ahr?maN 2 rah abAg frAz NIhAd, Ewag frEhbud Ud Ewag abEbud.
ایشان نیز اینگونه گفتند که دین راه به گروتمان است که همان پیمان است. هنگامی که اورمزد آن را ویراست، اهریمن نیز پس از آن دو راه را فراز نهاد یکی فرهبود و دیگری ابیبود.194
از آنجا که پیمان امری ایزدی و افراط و تفریط امری اهریمنی است، میتوان اثرات پیمان و دشمنان آن را در دو حوزه مینو- گیتی، تن و روان مشاهده نمود. در عرص? گیتی عدم میانهروی باعث به هم ریختگی و بیقاعدهگی عالم خواهد گردید. در مینو نیز دو مخلوق اهریمن برای مقابله با پیمانی است که اورمزد آن را خلق نموده است. در عرص? انسانی و در بُعد تنی او عدم میان?روی باعث بیماری خواهد گردید و در عرص? روان نیز، پیمان شامل فضائلی اخلاقی است که افراط و تفریط باعث تباهی و ناکارآمدی آن است. برآیند سخنان فوق آن است که پیمان قانونی است که در سراسر عالم مینوی و گیتوی جریان دارد.
پیمان خورش باشید (در خوردن اعتدال را رعایت کنید) تا دیرپای (دارای عمر طولانی) شوید. چه پیمان خورشی برای تن نیکو است و پیمان گویشی برای روان. و او که کم خواستهترین مرد است اگر دارای خیم معتدل باشد توانگر است؛ اندازه (اعتدال) را [نسبت] به روان بیشتر [رعایت] کنید تا به شکم. چه مرد شکم انبار (کسی که شکم خود را به صورت انبار غذاهای گوناگون در می آورد) بیشتر آشفته- مینو شود.195
اندیش? میانهروی با فهرستی از فضیلتها و رذیلتها سر و کار دارد. بخشندگی و خست، ظلم و عدل، خوشرویی و بد استقبالی، اندیشه خوب و اندیشه بد و موارد بسیار دیگر همه فضیلتهایی هستند که نه تنها ما را در رسیدن به اهلایی یاری میدهند، بلکه ما را نیز قادر میسازند تا درکی مناسب از خود و جهان را به دست آوریم. پس حیات نیک، ارمغانی از میانهروی است که جستجوگر زرتشتی تلاش دارد تا از راه آن به این حیات دست یابد. طُرفه آن که جای تعجب نخواهد بود در اخلاق زرتشتی میانهروی با دین یکی انگاشته شوند و به مؤمنان این دین توصیه گردد که عمل به دین حیات سعاتمندانه را هم به همراه خواهد داشت.
Had! ,dEN mAzdEsN dANAgih hasTih, ـ az Iz iC p?TyArag fr?h-bud Ud abE-bud ــ xwad asT I paymAN, I dEN xwadih. Ham?sTar [i] dAnAgih, fr?h-bud [i-C] barAdarodig, Ud abE-bud hamEsTArig p?TyArag. Az-Iz AN w?h-dEN wAspUhragAN [Ud] hU-dANAgih m?hmANTarAN w?h-dEN abErTar wUrroyICN Ud dANAgih hamAg az dEN mAzdEsN hasTIh.
“هستش دانایی دین مزدایی- از آنجایی که پتیارههایش افراط و تفریط است- در گوهر خود میانهروی است؛ زیرا [میانهروی، برسازنده] ذات دین مزدایی است. همستیزند? با دانایی [دین مزدایی] افراط است که همزاد دروغین دین است و پتیار? [دین مزدایی] تفریط است. بر پایه آنچه از ویژگان بهدینی و پایبندان به دانایی نیکو به دست میآید زیربنیادیترین باور دین بهی و ویژهترین گونه دانایی، سرتاسر ریشه در هستش دین مزدایی دارد”.196
سیستم اخلاقی زرتشتی، نظامی مبتنی بر نقشآفرینی فردی صرف نیست؛ بلکه در این نظام گاهی اندرزهایی مخصوص کاستها و طبقات نیز دیده میشود. باید خاطر نشان نمود که برخی متون اندرزی از غنای بیشتری نسبت به برخی دیگر برخوردارند که ظاهراً نشانی از مخاطبان خاصتر دارند. این اندرزها گاهی با معانی غامض و پیچیدهای همراه هستند که درک آنها برای تودههای عوام میسور نبوده و ظاهراً تنها عده خاصی از روحانیون آنها را درک میکرده اند. بیشک برخی از اندرزهای دینکرد ششم و سوم را باید در این گروه قرار داد. پس جای تعجب نیست که روحانیون و حکمرانان را مخاطب بسیاری از این اندرزها بدانیم. کافی است اندرزبدی را تصور کنید که در مجلس وعظ در حضور شاه و کشورداران و روحانیون به اندرزگویی پرداخته باشد آنگاه از زبان او خواهید شنید که فره بودی و ساستاری دشمن دهبدان و اببودی و اهرموگی دشمن آسرونان است.197
از آنجا که دین یعنی میانهروی، شکند گمانیک ویچار دین را همانند یک درخت تصور کرده که تن? این درخت میانهروی است.198 این متن سپس چهار طبق? جامعه را همانند یک انسان به تصویر میکشد که سر آن طبقه روحانیون، دستها طبقه ارتشتاران، شکم طبق? کشاورز و پاها را طبقه پیشهوران تشکیل میدهند. سپس متن اشاره دارد که
همینطور چهار خصلتی که در انسان هست یعنی میانهروی، شکیبایی، خردورزی، کوشایی [با چهار طبقه اجتماعی] تطبیق میکند دینیاری با میانهروی زیرا میانهروی برترین خویشکاری دینیاران است چه به وسیل? آن از بیم و شرم، گناه نمیورزند طبقه ارتشتار با بردباری مطابقت دارد، چه بردباری برترین زیور مرد رزمیار و ارتشتار است و در توضیح آن گفتهاند که بردباری مردانگی ذاتی است. خرد با طبق? کشاورز منطبق است زیرا ورزیدن خرد همچون ورز دادن زمین است و پیش راندن تحولی پیوسته به سوی فرشکرت است. کوشایی با طبق? پیشهور تطبیق میکند چه بزرگترین انگیز? هنرِ پیشهوران کوشایی است. هم? این خویشکاریهای مختلف بر تن? راستی و میانهروی استوارند و در تقابل با دروغ و اندامهای آن که متضاد آنها هستند قرار دارند.199
میانهروی در حقیقت چکیده اخلاق زرتشت است. نا پیمانی راه افراط و تفریط را هموار میسازد، پس هر دو آهو (گناه) هستند. از اینجاست که در بسیاری از کتابهای زرتشتی همچون دینکرد سوم، پنجم، ششم، و هشتم، مینوی خرد، اندرز پوریوتکیشان و … فهرستهایی از هنرها و آهو ها ذکر گردیده است. با تمام این توصیفات به نظر میرسد که مفهوم میانهروی در فضای ایرانی آن امری کاملاً شناخته شده بوده است. به عنوان مثال در دینکرد چهارم چنین آمده است:
ایران همیشه میانهروی را امر و افراط و تفریط را نهی کرده است. فلاسف? بیزانس، دانایان در هند و هر جای دیگر و آگاهان، بالاتر از هرچیزی مهارت در گفتار را ستودهاند. فرزانگان ایران پیمان را پسندیدهاند.200
با این حال همانگونه که برخی از محققین به درستی به آن اشاره داشتهاند،201 این اصل متأثر از فضای ارسطویی است. بنابر نظر ارسطو در هم? کارها حد وسطی وجود دارد که شایسته مدح و ستایش است و حدودی (دو حد افراط و تفریط) که نه تنها مصاب و ممدوح نیست، بلکه ناصواب و مستحق سرزنش است.202 به عنوان مثال ارسطو حد افراطیِ شجاعت را تهور و حد تفریطیِ آن را ترس میداند. یا بخل و تبذیر را دوحد ناصواب بخشش معرفی میکند. دلائل چندی را میتوان یافت که این اندیشه بازتعریفی از حد میانه ارسطو است. زیرا از یک سو هیچ یک از فضائل و رذائلی که محور اصلی نظام سنتی اخلاقی است از اوستا اخذ نگردیده است. از سوی دیگر میتوان ردپای برخی از اندرزها را در گفتار یونانیان جست. به عنوان مثال – همانطور که شاکد خاطر نشان کرده است – ابن مسکویه در تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق رسالهای گم شده را به جالینوس نسبت میدهد که همانندی نیز در آپولیوس مادورایی دارد. در این رساله، جالینوس مردم را سه گروه میداند: آنها که بنا به سرشت خود نیکاند، آنها که سرشتشان بدی است و آنها که در میانه هستند. کسانی که سرشتشان بد یا نیک است با تعلیم و تربیت قادر به تغییر خود نیستند اما آنها که در میانه قرار دارند ممکن است تحت تأثیر جامعه

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد درمورداسوه حسنه، سیر تکاملی، عالم محسوس

Leave a Comment