دانلود پایان نامه درباره ACT، رفتار انسان، اندرزنامه

ه باشد مگر آنکه ششگونه رامش از آن پذیرفتم. نخست این که هرگاه مرا بدی فرا رسید به شادمانگی [آن را] پذیرفتم زیرا معتقد بودم [که] از این بدتر[نیز] شاید بودن. دیگر آنکه چون مرا بدی فراز آمد نه به روان بلکه به تن آمد چه به تن بهتر شاید گذراندن تا به روان … 159
در اندرزهای، پهلوی میان دین و روان ارتباط بسیار محکمی برقرار است. با دین یزدان میتوان روان را نجات داد. یک زرتشتی همواره باید به این فکر کند که عملی را که انجام میدهد در نهایت به نیایش یزدان منجر خواهد شد یا دیوان. از این رو در اندرزهای پهلوی به صورت پراکنده به ذکر اعمالی که روان را تقویت می نمایند اشاره گردیده است.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU xEm xrad aNdar NEsT Ud xrad xEM aNdar Ud dEN har dO aNdar xrad Ud xEM. Tis i mENog pad xEm wIrAsT dANihEd TaN pad xrad dArihEd, rUwAN pad hamih har do bozihEd.
ایشان این نیز اینگونه داشتند که در خیم خرد نیست و در خرد خیم [است] و اندر دین خیم و خرد هر دو [است]. چیز مینو به کمک خیم ویراسته شود و تن به کمک خرد نگاه داشته شود و روان همیشه به کمک هر دو نجات یابد.160
یکی دیگر از چیزهایی که میتوان روان را با آن نجات داد، اهلایی است. البته باید کرفهها برای نجات روان انجام پذیرند و نه برای دستیابی به مقاصد دیگر.161 در این راه یزش ایزدان نقش بهسزایی در نجات روان دارد؛ زیرا نمیتوان به خیر مردمانی که نیکیشان در گیتی آشکار نیست دل بست. چون این مردمان از ابزار یزش ایزدان استفاده نمینمایند، پس خیر مینوی نیز نخواهند داشت.162 دینکرد ششم درباره اهمیت انجام کار نیک و تأثیر آن بر روان میگوید:
EN-?z EdoN kU az bawaNdag-m?NICNih yazdAN-CNAsih baw?d, Ud az yazdAN-CNAsih MENog-warrawiCNih baw?d, Ud az mENog-warrawiCNih rUwAN-dosTih baw?d, Ud az rUwAN-dosTih hU-AmArih baw?d, Ud az hU-AmArih kIRbag kardaN baw?d, Ud az kIrbag-kardaN RUwAN BozIhEd.
این نیز چنین [است] که از کمالاندیشی یزدانشناسی باشد و از یزدانشناسی مینوگروشی باشد و از مینوگروشی رواندوستی باشد و از روان دوستی هوآماری باشد و از هوآماری کرفه کردن باشد و از کرفه کردن روان نجات یابد. 163
یک زرتشتی موظف است که کار را برای روان و مینو و تن و گیتی کند و چنانچه کسی برای تن کار کند و مینو را کنار بگذارد، گیتی نیز از او دور خواهد گردید.164 پس یک زرتشتی میباید همواره اعتدال میان مینو و گیتی، تن و روان را در نظر داشته باشد؛ زیرا اعتدال سهم مؤثری در رقم زدن روانی سالم دارد. پس شخص نباید آنقدر به روان اهمیت دهد که گیتی بر او تنگ گردد و نه آن قدر بدنبال گیتی باشد که خیر مینو را فراموش نماید.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU mardoMAN TuxCag bawICN kU Ta kAmag i TaN abAg rUwAN b? kUNEd, c? k? kAmag i TaN abAg rUwAN Eg dEN abAg TaN, Ud k? kAmag ]i rUwAN[ abAg TaN EG drUz abAg rUwAN.
ایشان نیز اینگونه گفتند که مردمان کوشا [اینگونهاند] تا تن را با روان همراه سازند؛ زیرا کام تن [که ] با روان [باشد] دین است با تن، و کام [همراه] با تن دروج با روان [است].165
در بخش دیگری به سه شاخص? اساسی دیگر انسان اشاره دارد که هر سه نشانی از اورمزد دارند. یکی از آنها روان است که جنبه اورمزدی دارد و دیگری خرد است. اورمزد جهان را بر پایه خرد آفرید و شاخصه سوم فره است که جایگاه آن در نزد اورمزد است.
EN-Ez EdoN kU rUwAN ziNdagih az xEm, Ud xrad ziNdagih az bUrdih, Ud xwar ziNdagih az rAsTih.
این نیز چنین [است] که زندگی روان از خیم و زندگی خرد از بردباری و زندگی فره از راستی [است]166
در نقط? مقابل اعمالی هستند که روان را تضعیف میکنند. پس باید برای رفع و دفع آنها تلاش نمود. انسان دروند دشمن روان167 خود است.168 چنین شخصی ابتدا بر روان خود شیون میکند و بعد از آن است که متوجه فریبی که خورده است خواهد شد.169 انسان گناه کار با دست خود ایزدان را از تن خود دور میسازد و زمانی که ایزدان در تن جای نگیرند، روان نیز جایی در گرودمان نخواهد داشت.170 خشم و آز و کینه و رشک و ظلم و گناهان دیگر همگی دشمنان روان آدمیاند.
از منظر دین، یکی از عرصههای روان، بهداشت جسمی و روحی است.171 از آنجا که در اخلاق زرتشتی تن سپر روان است172 پس چنانچه جسم آسیب بیند، روان نیز مورد تهدید واقع خواهد گردید؛ زیرا بیماری امری اهریمنی است. از این رو در اندرزهای پهلوی بر بهداشت جسمی و روانی تأکید بسیار گردیده است و بهدینان توصیه شدهاند تا به تن و روان به یک چشم بنگرند.173 تعادل میان روان و تن یکی از نقطه عطفهای جدی در اندرزنامهها هم هست؛ زیرا کسی که از شکم خود، انباری برای غذاهای گوناگون میسازد؛ مینو را آشفته میسازد.174 اما با این حال هموراه باید مصلحت روان مقدم بر تن فرض گردد.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU xrad i xradAN pahlOm hAN k? TawAN kU EN TaN EdoN dArEd kU rUwAN rAy CIC-?z aNAgIho TaN N? rasEd Ud rUwAN a’oN dArEd kU TaN rAy cIC aNagih o rUwAN N? rasEd. Ud ka jUTTar a’oN N? TawAN kardaN TaN hIlICN Ud rUwAN dArICN.
ایشان نیز اینگونه داشتند که خردِ خردان آن [است] که تا توانید تن را آنگونه نگه دارید که به خاطر روان، آسیبی به آن نرسد و روان (را) آنگونه نگه دارید که خاطر تن آسیبی به آن نرسد و آن هنگام که جز این نتوانید کرد تن را بهلید و روان را نگه دارید.175
یکی دیگر از عرصههای روان، مسئل? اجتماع و تأثیر آن بر انسانهاست. همنشینی با نیکان و بدان در رفتار انسان تأثیر میگذارد. پس انسان برای روان خود باید با نیکان همنشین گردد و با آنها دم خور شود. منزلت نیکان و پرهیزکاران در زندگی عملی زرتشتیان را از این نکته میتوان دریافت که پیوسته بهدینان به مشورت با دانایان و نیکان توصیه شدهاند. مشورت یا همپرسگی عملی است از سر دینداری که زرتشتیان در اقدام به آن همسنخی زرتشت با هرمزد را تقلید میکنند. اوستا و کل دین زرتشتی نتیجهای از همین همسنخیهای زرتشت و اورمزد است.176 در این سنت، دانایان، نیکان و روحانیون و اهلوان کسانی هستند که باید با آنان همراه گردید و از دروغگویان و پیمانشکنان، ابلهان و کینهتوزان باید دوری نمود.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU mardOm rUwAN o EN 3 gyAg abEr-Tar kUNICN, o dar i hU-dANAgAN Ud o dar i wEhAN Ud o dar i ATaCAN. o dar i dANAgAN pad EN kU TA dANAG-Tar Ud dEN pad TaN m?hmAN-Tar bawEd. Ud o dar i wEhAN pad EN kU TA pad w?Hih Ud waTTarih AgAh bawEd Ud waTTrih az-EC b? barEd. Ud o dar i ATaCAN pad EN kU TA dRUz i mENog az-?C b? ward?d.
ایشان نیز اینگونه گفتند که مردم روان[شان] را در سه جا برتر کنند به نزد نیک دانایان، به نزد نیکان، و در آتشگاه. به نزد دانایان برای آن که داناتر شوند و دین را بر تن میهمانتر کنند، به در نیکان برای این که به نیکی و بدی آگاه [شوند] و بدی را از خود ببرند، و بر در آتشگاه برای این که مینوی دروج را برگردانند.177
در سنت زتشتی منزلت نیکان به اندازه ایزدان است زیرا نیکان با ایزدان پیوسته اند و از دروجان جدا گشته178 از اینروست که متنی اندرزی بیان میدارد:
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU k? Edar abAg w?hAN aNoh abag w?hAN aNoh abAg yazdAN, Ud k? Edar abAg waTTarAN aNoh abAg aEwAN.
ایشان این نیز اینگونه گفتند که هر که در این جا با نیکان باشد آن جا با ایزدان خواهد بود و هرکه اینجا با بدان باشد آن جا با دیوان.179
از جنبههای مهم دیگر، مسئله اهمیت اجتماع و رشد یافتگی آن است. بنابر آموزههای این دین، یک زرتشتی هیچگاه نباید از آن غفلت بورزد بلکه هدایت دیگران یکی از وظایف بهدینان دانسته شده است.180
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU dosT-? hAN pahlOM-TOM k? rUwAN i xwEC pad dosTih kUNEd U-C hagr?z az dosTih b? N? hIlId N? pad frAxwih Ud N? pad TaNgih.
ایشان نیز اینگونه گفتند که دوست آن بهتر که روان خویش را برای دوستی به کار گیرد و هرگز از دوستی دست برندارد نه در فراخی و نه در تنگی.181
یکی از اشتباهات انسانها آن است که گیتی را دار بقا میدانند و یا به هر دلیلی به دنبال خیر گیتی هستند. این نوع نگاه در اندرزها مذمت گردیده و توصیه شده است که انسانها به دنبال نجات روان خویش و نه زندگی در گیتی باشند.182 اورمزد نیز آن هنگام که انسان را آفرید دستور داد تا به دنبال نجات روان باشد و خود خیر گیتی او را متکفل گردید.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU Ohrmazd i xwadAy ka-C fradOm mardOm kard Eg-?C framAN a’oN dAd kU pad EN TUxCAg bawEd kU rUwAN bozEd, Eg-TAN xir i TaN amah pad mIyaN kUNEm, c? rUwAN bUxTaN jUd az CmAh N? wIzirEd. Mardom a’oN wiyAbAN hENd kU xir i gETig xwad abar TUxCENd Ud xir i rUwAN abasTaN o yazdAN kUNENd.
ایشان نیز اینگونه گفتند که اهرمزد خدای که نخست مردم را آفرید آنها را اینگونه فرمان داد که بر این کوشا باشید تا روان[تان] رانجات دهید و من نیز خیر تن را بر شما در میان کنم چه نجات روان را جز از شما نشاید مردم آنگونه نیازمندند که برای خیر گیتی خود میکوشند و خیر روان را به یزدان وا میدارند.183
در جایی دیگری نیز موارد مشخصی را برای نجات روان ذکر نمودهاند:
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU rUwAN pad 4 ciC abEr CAyEd bUxTaN, EN-?z EdoN: pad s?pAsdArih Ud NIhAdagih Ud waraN-wACTArih Ud Ahog-ogArih.
با این چهار چیز میتوان روان را نجات داد: سپاسداری و سخن گویی (= گواهی) دین آوری و دوری از عیب.184
3. پیمان
الهیات زرتشتی معتقد به وجود دو روح اهورایی و اهریمنی است. روح اهورایی خیر محض است و از آن چیزی جز خیر صادر نمیگردد، در نقطه مقابل اهریمن نیز شر محض است. اورمزد منبع حیات است و اهریمن سرچشمه نابودی. نتیجه سادهای که از این نگاه پدید خواهد آمد آن است که هیچ شری را نباید به اهورامزدا نسبت داد و اهریمن را مسئول تمامی شرور در عالم دانست. اما به راستی خیر چیست؟ شر چیست؟ و حداقل در حوز? اعمال انسانی، با چه ملاکی میتوان به خیر یا شر بودن عملی پیبرد؟ متون اخلاق اندرزی اصلی به نام پیمان را فرا روی ما قرار میدهند، اصلی که در پرتو آن خیر و شر بودن، اهورایی و اهریمنی بودن تمام اعمال روشن خواهد گردید.
پیمان برگرفته از پیشوندpaTI همراه با ریش?mA اوستایی به معنی اندازه گرفتن است و در فارسی میانه، به صورت paymANضبط شده است و در ادبیات این دوره معانی “اندازه”، “دوره”، “عهد” و غیره آمده است185 و میتوان آن را مشترک لفظی دانست. اما در میان متون اخلاقی پهلوی، “اعتدال” بیشترین معنای اراده شده میباشد. در برابر پیمان، افراط frEbud و تفریط abEbudقرار دارد. در سنت زرتشتی هر آنچه مطابق پیمان صورت پذیرد، اهورایی است و آنچه به سوی دو کران? آن یعنی افراط و تفریط کشیده گردد، اهریمنی است؛ زیرا این دو کران حاوی نقصاند و شر از نقص پدید آید، پس ابیبودی و فریبودی از اهریمن بزاید.
همانگونه که اشاره شد پیمان یعنی اعتدال. متنهای اندرزی اساس اعمال بد را افراط و تفریط و اعمال خوب را میانه روی میدانند.186 هرچیزی اگر مطابق پیمان انجام شود، بیعیب خواهد بود و پیمان، پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است.187 پیمان در همه جا جاری است. اعتدال در خوردن و آشامیدن، برقراری روابط، سخن گفتن، حفظ تن و روان، نوع نگرش به مینو و گیتی و …. تنها بخشی از تأکیدهای متون اندرزی بر میانهروی است.
در اسطورههای زرتشتی برای پیمان جایگاه بسیار حساسی را میتوان مشاهده نمود، زیرا با فقدان پیمان افراط و تفریط رواج خواهد گرفت و افراط و تفریط هم یعنی تسلط دیوان بر جهان.

مطلب مشابه :  منابع مقاله درموردگردشگری شهری، مسابقات ورزشی، حمل و نقل

Leave a Comment