دانلود پایان نامه درباره گیتی، مینو، i

برشمارنده وظایف کودکان و چگونگی تعلیم یافتن آنها است. رساله روزها که پیرامون اعمالی است که باید در هر یک از روزهای ماه انجام داد. اندرز خوبی کنم به شما کودکان106 که این اندرز هم درباره چگونگی تعلیم یافتن کودکان است. آراء دین به مزدیسنان که اندرزهای اخلاقی را مد نظر دارد و در برخی موارد با اندرزهایی که در کتاب ششم دینکرد آمده مشابهتهایی دارد.107 البته اندرزهای دیگری همچون عهد اردشیر، وصیت هوشنگ و … نیز وجود دارد که در منابع اسلامی به آنها اشاره شده است که ما در اینجا متذکر آنها نمیگردیم.
1. مینو و گیتی
جهان اندیش? ایرانی، جهانی ثنوی است که در آن سعی گردیده تا بسیاری از چیزها، با نگاهی ثنوی تبیین و تفسیر گردند. ثنویت اورمزد و اهریمن، گیتی و مینو، تن و روان، جبر و اختیار، ایرانی و انیرانی و … همگی نمونههایی بر این مدعا هستند. چنین برداشتی از جهان تنها به دین زرتشتی اختصاص ندارد و ما میتوانیم چنین نگاهی را – البته با در نظر داشتن تفاوتهایی – در بسیاری از مناطق مشاهده نماییم. هندوایرانیان برای هر موجودی نیرویی در نظر میگرفتند و به آن مینو میگفتند. واژهای که از ریش? man (= اندیشه کردن) مشتق شده است.108 با این حال در ایران قبل از اسلام یکی از این موارد ثنوی، مفهوم مینو و گیتی است. در دین زرتشتی مینو و گیتی باید برای یک هدف دیده شوند؛ هدفی که در نهایت به از بین بردن اهریمن منجر خواهد شد.
در دین زرتشتی انسان مخلوقی است که میباید به جنگ با شرور برود. جنگی که اختیار سلاح آن است و این اختیار هرقدر که با خیم و خردی نیکو همراه شوند، کار سازتر و بُرندهتر خواهد بود. آنچه از مجموع دادههای متون دین زرتشتی دریافت میگردد، آن است که نگاه زرتشتی به گیتی نگاهی مثبت است. این یعنی عکس آن چیزی که کیشهای ریاضتی بدان اعتقاد دارند و نگاهی توام با سوءظن به مقوله گیتی و ماده را اختیار نمودهاند. شدیدترین این اعتقاد را میتوان در آموزههای کلبیان و ارفئیان یونانی در غرب و همچنین در آموزههای جَینه در شرق دید. در گستر? جغرافیای ادیان ایران زمین نیز میتوان از آیین مانی نام برد که معتقد بود، بدن مادی انسان محصول خلقت اهریمن است. اهریمن بخشی از نور الهی را بین مخلوقاتش پخش نموده و به این صورت نور الهی را به بند کشیده است. در باور مانوی ماده به خودی خود تجسمی از اهریمن است.109 که شخص باید سعی کند تا از بند آن رها گردد.
در دین زرتشتی گیتی و مینو هرکدام خصوصیتی متمایز از یکدیگر دارند که باعث میشود از اهمیتی برابر برخوردار باشند. به بیان دیگر حتی میتوان گفت که از جهت خلقتی نیز میشود گیتی را بر مینو ترجیح داد. زیرا گیتی مخلوق اورمزد است و اهریمن خلقت گیتیانه ندارد، در حالی که اهریمن و اورمزد هردو خلقت مینویانه دارند.
گیتی و مینو (در پهلوی به صورت gETig و اوستایی آن gaE?yaاست. مینو نیزکه در پهلوی به صورتmENog و اوستاییmaINyava ) دو مفهوم اساسی در دین زرتشتی به حساب میآیند. گیتی به معنای مادی و زمینی و قابل درک با حواس است و مینو نیز به معنای فرامادی، معنوی و محسوس است. بنابر دین بهی، اورمزد خود اولین مینو است؛ گوهری که قدرت انجام هم? کارهای نیک از اوست.
abar Ohrmazd xwad, xwadIh, U-C mENog Ud gETig Nam, Ud paydAgih, Ud aN? jUd, Ud az-?C. az NIgEz i w?h-dEN.
(1). hAd Ohrmazd xwad abzoNig mENog wIsp-w?hih NErog sTi.
(2). U-C xwahih passazag. xwad-E harw mENogig Ud gETigig w?h, w?hih az?Cih.
(3). U-C mENog aNdar az?Cih i harw a-wENICNig a-girICig cIC i w?h. pad hamAg mENog, mENog TOmih i mENog m?NENd.
(4). U-C GETig aNdar az?Cih i harw wENICNig gIrICN cIC i w?H. pad hamAg gETigIg i w?h, gETig-TOmih i gETigaN xwad-E.
(5). U-C mENog-gETig aNdar azECIh i harw wENICNig a-girICNig, girICNig a-]wENICNig[ cIC i w?h. pad hamAg mENog-gETigih i w?h, mENog-GETigAN mENog-GETig.
درباره خود اورمزد، خودی (حقیقت) او، نام مینو و گیتی او، پیدایی (تجلی) او که با محصول او تفاوت دارد بنابر شرح دین بهی
1. خود اورمزد مینویی فزونی بخش است، گوهری است که قدرت انجام همه کارهای نیک از آن اوست.
2. هر مینو و گیتی با حقیقت خودِ فردی او مطابقت دارد. نیکی محصول اوست.
3. جنب? مینوی او در محصول هر چیز نادیدنی و ناگرفتنی (ناملموس) [یافت می شود]. در تمام [جهان] مینوی، او مینوترین مینو را دارد.
4. جنبه گیتیای او در محصول هرچیز نیک دیدنی و گرفتنی (ملموس) [یافت می شود]. در تمام [جهان] گیتیای او گیتیایترین چیزهای گیتی را دارد.
5. [ترکیب] مینوی – گیتیای او در محصول هر چیز نیک دیدنی و ناگرفتنی [یا] گرفتنی و [نادیدنی یافت میشود]. در تمام ترکیب وجودی مینوی – گیتی ای، مینو -گیتی او از جمله بهترین مینو- گیتی هاست.110
از آنجا که اورمزد جنب? مینوی و گیتوی دارد، پس میباید مخلوقات او را نیز از همین زاویه دید و از این روست که متون زرتشتی خود تعریفهایی را از مینو و گیتی ارائه دادهاند. دینکرد سوم در تعریف گیتی میگوید:
AsT sTi i pad TaNomaNdih: wENICNig Ud girICNomaNd. hAd! gETig .
] چبودی و چیستی[ گیتی، ] از بنیاد[ هستندگی ] – ِ هستی[ در سامانِ تنانی است: دیدنی و بسودنی.111
متون زرتشتی مینو را مقابل گیتی دانسته و از آن به نامحسوس و نادیدنی و امر معنوی تعبیر نمودهاند. مینو بر گیتی سروری دارد و گیتی از آن گرفته شده است دینکرد سوم چنین عنوان میدارد که:
abar dAm mENogig AfUrdaN, az mENogih o gETigih rasidaN paydAgih. Az NIgEz i w?h-dEN.
1. hAd mENog AfUriCN baw?CN asT i ahambUd wAspUhragANIh asT i a-wENICNig a-girICNIG, Ud bUN asT i gETig.
2. Ud gETig dahICN ham-bawIcnig i bawECN i mENog, Ud dahig Ud paydAgih asT i mENog, U-C wAspUhragANih asT i wENICNig girICNomaNd.
3. Ud Ed paydag kU MENog bUN i gETig. EN-?z paydAgih ka gETig cIC az ham-bawICNih cIC wiCAYIHEd abAz o bawECN mENog rasEd i-C asT BUN.
4. Ud mENog bawICN Ewag asT i a-bahr. oh-?z mENog, dAdAr fradOm az?C afUrICN i xwANIHEd bawICN.
5. Ud gETig ham-bawENICNih dahICN *asT* i dAdAr az fradOm az?Cig AfUrICN bAwICN ham-bawENid.
6. Ud dAm fradOm pad mENog dAd, az mENOgih gETigih AwUrd. w?h-dEN EN-?z paydAgih.
درباره آفرینش مینوی آفریدگان، از مینو به گیتی پیدا شدن. از نگاه دین بهی.
1. آفرینش مینوی بوشن(bawICN: خلقت و تکوین) است بیهماورد و کیفیت ویژهای دارد: نادیدنی و ناگرفتنی و بُنِ گیتی است.
2. دهش گیتی، همبودگی (ham-bawICNig) بوشن مینو است. آن فراورده و تجلی مینو است و صفت ویژه آن دیدنی و گرفتنی است.
3. و چنین پیداست که مینو بن گیتی است. این نیز پیداست که وقتی یک چیز گیتیای، از چیزِ همبود رها میشود، به “بوشن”، به مینو، که بن آن است باز میگردد.
4. مینو یعنی بوشن، یک است و تقسیم ناپذیر. حتی وقتی مینو است، نخستین آفرید? برخاسته از آفریدگار “بوشن” نامیده میشود.
5. و گیتی دهشی است به همبودی (پیدایی) آمده که دادار از نخستین آفرینش، یعنی “بوشن” به همبودی رساند.
6. او آفریدگان را نخست از مینو پدید آورد و سپس از مینوی به گیتیای درآورد از دین بهی نیز این پیداست.112
اصطلاح مینو‌ در میان آثار پهلوی یکی از واژگان پُر بسامد است که دسته کم دارای سه مفهوم متفاوت است. 1-اندیش? انتزاعی برجسته مانند راستی، دروغ، خرد، بخشندگی؛2- خصوصیت یا انگیزه‌ای روان‌شناسانه که در خود فرد عمل می‌کند؛ همانند‌ مثال‌های راستگویی، حیله‌گری، خرد و بخشندگی را می‌توان برای نشان دادن مفهوم‌ ذهنی و ذاتی آنها به کار برد؛ 3- سرانجام وجود متشخصی که به عنوان نیروی خیر یا شر در نظر گرفته می‌شود که هم در انسان و هم در سطح کیهان فعال است.113
گیتی را میتوان دارِ تزاحمها و تضادها دانست که حاصل نقص در گیتی است. هرچند تمام رنجها در گیتی اتفاق میافتد اما این رنجها واقعیت نداشته و از بیرون به آن تزریق میگردد.114 در حالی که مینو پیراسته از نقص و تضاد است؛ زیرا حافظان آن که اورمزد و امشاسپندان باشند، از هرگونه کاستی و نقص مبرّا هستند. در کتاب مینوی خرد آمده است که دانا از مینوی خرد میپرسد که چرا چیزهای مینو چنین درست و چیزهای گیتی چنین نادرستاند. مینوی خرد پاسخ میدهد که چیزهای گیتی در ابتدا همانند چیزهای مینو درست و راست قسمت شده بود؛ اما اهریمن و سپاهش هر نیکی را که از جانب اورمزد به آفریدگان بخشیده میشود؛ میربایند و به دیوان و دروجان میدهند. در حالی که اورمزد و امشاسپندان همگی مبرّای از آسیب و نقصاند.115
مطابق روایت بندهش در ابتدا اورمزد و اهریمن در بیکرانگی بودند، اورمزد در نور بیکران و اهریمن در تاریکی بیکران- منظور از بیکران به سمت بالا و پایین است که اورمزد از سمت بالا در نور بیکران است و اهریمن در سمت پایین در تاریکی بیکران- قرار داشتند و میان آنها نیز تهیگی است. اورمزد چون به حمل? اهریمن علم داشت، دست به خلقتی مینویانه میزند. اهریمن به محوط? روشنایی حملهور شده اما اورمزد و دیگر موجودات مینوی را مشاهده میکند به همین دلیل به تاریکی بازگشته و او نیز دست به خلقت دیوان میزند. اورمزد برای آنکه جاودانگی اهریمن را از بین برد، باید او را در حصار زمان کرانهمند محصور سازد از همینرو، زمان کرانهمند را از زمان بیکران میآفریند. سپس اورمزد و اهریمن پیمانی میبندند و در آن، طول زمان کارزار را مشخص میکنند. اورمزد آفرینش را – چه در شکل مینوی یا گیتوی- با شکل مینوی آغاز میکند و سپس آفرینش گیتی را نیز از شکل مینوی آن میگیرد و سرانجام امشاسپندان را میآفریند. شرح این ماجرا از زبان بندهش چنین است:
او نخست امشاسپندان را آفرید به شش بن؛ سپس دیگر، آن هفتمین خود هرمزد است. از جمله آفریدگان مادی که به مینویی آفرید نخست شش تا بودند و آن هفتمین خود هرمزد بود؛ زیرا هرمزد هر دو است: نخست مینو و سپس مادی. پس از آفرینش وای درنگ خدای، از امشاسپندان نخست بهمن را فراز آفرید که رواج یافتن آفریدگان هرمزد از او بود. او نخست بهمن را از روش نیک و روش مادی فراز آفرید. این که گویند بهدین مزدیسنان با او بود این است که آنچه را تا فرشکرد بر آفریدگان رسد او میدانست.
سپس اردیبهشت، سپس شهریور، سپس سپندارمذ، سپس خرداد و امرداد را آفرید هفتم خود اهرمزد و هشتم راستگویی، نهم سروش پرهیزگار، دهم ماراسپند، یازدهم نریوسنگ، دوازدهم رَدِ بلند، رتوبرزیت، سیزدهم رشن راست، چهاردهم مهرِ فراخ چراگاه، پانزدهم اَهرِشوَنگ نیکو، شانزدهم پارَند، هفدهم خواب، هیجدهم باد، نوزدهم دادمندی، بیستم پیکار: دادخواهی و دفاع، آشتی و افزونگری.
از آفرینش مادی نخست آسمان، دیگر آب، سدیگر زمین، چهارم گیاه، پنجم گوسفند، ششم مردم، هفتم خود هرمزد بود. او آفرینش را به یاری وای درنگ خدای فراز آفرید، زیرا هنگامی که او وایِ درنگ خدای را فراز آفرید آن وای نیز افزاری شد که وی را برای آفرینش دربایست.116
1.1. دلبستگی و عدم دلبستگی
همانگونه که اورمزد شش امشاسپند را میآفریند و خود را هفتمین از آنها مینامد، در گیتی نیز شش مخلوق خلق میشوند و انسان هفتمین آنها است. در این دیدگاه انسان نمایند? خدا در گیتی و خدا نماینده انسان در مینو است.117 در دین زرتشتی هدف از خلقت موجودات، از میان بردن اهریمن و یاران اوست. در این دیدگاه یک بهدین باید همواره دغدغ? از بین بردن اهریمن را در سر داشته باشد. او خلق شده تا به مینوان یاری رساند، نه این که اسیر گیتی گردد. اندرزهای پهلوی در موارد بسیاری

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه دربارهاخلاق کار، اندرزنامه، فرهنگ و تمدن

Leave a Comment