دانلود پایان نامه درباره کار و کوشش، جهان خارج، اندرزنامه

زرتشت به سبب پر خردی و خیم و رفتار نیکو [به آن سخن] گوش فرا نداد و به آن فریب گنّامینوی (اهریمن) ملعون فریفته و گمراه نشد. و به اهریمن گفت که میشکنم، نابود میکنم و سرنگون میکنم تو را و کالبد شما دیوان و دروجان و جادوگران و پریان را با هوم و بَرسُم و با دین راستی بِه (بهدین) که آفریدگار اورمزد به من آموخت. اهریمن چون آن سخن شنید مبهوت و مغلوب شد و به دوزخ دوید و زمان درازی مبهوت بر جای ماند.
این نیز پیداست که اورمزد هنگامی که اهریمن را با همه آفریدگانش بر سر پیمان آورده بود، پس با هم? ایزدان و امشاسپندان انجمن کرد و از خرد خویش سپاس گزاری کرد و [سپاس] بر زبان آورد.
این نیز پیداست که در مدت نه هزار سال تا [زمان] فرشکرد و رستاخیز و تن پسین، هم? آفریدگان را خرد نگاه میدارد و اداره میکند.
این نیز پیداست که مرد نادان بدخیم اگر هم بسیار به احترام و توانگری و قدرت برسد، با این همه نباید برای آن نیکی و قدرت بدو احترام گذارد”222
تمامی آنچه در بالا آمد ناظر به وجود و یا عدم خرد در جهان خارج است. اما همانگونه که از این سخنان بر میآید، خرد اولین مخلوق اورمزد است. این سخن مشابه آن روایتی است که در آن آمده: اولین چیزی که خداوند خلق نمود عقل بود.223 اورمزد عالم را با خرد خویش خلق میکند و با خرد است که دیوان و اهریمنان از بین خواهند رفت. و اتفاقاً این وظیفه – وظیفه از بین بردن اهریمن- بر دوش انسان نهاده شده است، پس اورمزد باید او را به چنین سلاحی مجهز سازد. خرد به انسان کمک میکند تا خوب و بد را بشناسد و راه کرفه را پیش گرفته و از بدی بپرهیزد. خرد هدی? خداوند به انسان است که آنها را وا میدارد تا برای رشد خود سعی کنند که هرچه بیشتر دانش و معرفت بیاموزند. از این رو دین زرتشت، دو خرد را برای انسان به تصویر میکشد؛ یکی آسنخرد و دیگری گوشانسرود خرد. بسیاری از محققان آسنخرد را به خرد غریزی و یا فطری تعریف نمودهاند و در مقابل نیز گوشانسرود خرد را خرد اکتسابی دانستهاند. به هر میزان که گوشانسرود خرد رو به سوی آسنخرد کند، آبادانی و شهریای به کام و به وهومنه نزدیکتر گردد و به همان میزان نیز رامش بر بیم مسلط خواهد گردید224 اما این که وظایف این دو چگونهاند برخی متون اندرزی شرحی مختصر از خویشکاریهای این دو را بیان میدارند:
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU Narih Ud mAdagih was EwENag. EN-?z Narih Ud madagih asT AsN-xrad Ud goCOsrud-xrad. c? goCosrud-xrad pad Narih gAh kard EsTEd Ud AsN-xrad pad mAdagih gAh kard EsTEd. Ud AsN-xrad aNdar TaN-E harw caNd asT, Ud harw c? dANihEd pad AsN-xrad dANIhEd, Ud k? goCosrud-xrad abar N? rasEd Eg cIC-?z N? dANEd, Ud ka abar mad pas aNd caNd dANIhEd pad xEm Ud AsN-xrad dANihEd. Ud AsN-xrad k? goCosrud-xrad abAg NEsT EdoN ?z c?’oN mAdag k? gUCN abAg NEsT Ud abUsTaN N? bawEd Ud bar N? dahEd. Ud hAN k? gUCN N? padirEd, c? mAdag k? gUCN N? padirEd bar a’oN N? dahEd c?’oN ka pad bUN gUCN NEsT.
ایشان این نیز اینگونه گفتند که در نرینگی و مادینگی به آیینهای بسیار [است] و این آسنخرد و گوشانسرود خرد نیز [به سان] هر نیکی و مادینگی است؛ چه گوشانسرود خرد به سان نرینگی کرده شده است و آسنخرد به سان مادینگی کرده شده است، و آسنخرد اندر تن است و هرچه دانسته شود از راه آسنخرد دانسته شود و کسی به گوشانسرود خرد نرسد، پس چیزی نداند و هرچند بداند؛ از طریق خیم و آسنخرد که با گوشانسرود خرد [همراه] نباشد چونان زنی است که با او مردی نیست پس آبستن نشود و بَر ندهد و آن که آسنخرد [در او] کامل نیست به زنی ماننده است که مرد نپذیرد، آن چنان بَر ندهد”.225
یا در یادگار بزگمهر آمده است:
دادار هرمزد برای بازداشتن آن چند دروج [و نیز] برای یاری مردمان چند چیز نگاهدار مینو آفرید، آسنخرد (= خرد فطری) و گوشسرود خرد (= خرد اکتسابی) و خیم و امید و خرسندی و دین و همپرسگی دانا.
خویشکاری یکایک این مینو[ان] چیست؟
خویشکاری آسنخرد مواظبت تن از بیم ارتکاب گناه و پاییدن آن از رنج بیبر و فنای مال دنیا و فرجام تن مجسم داشتن و از توش? آخرت (= فرشکردی) خویش نکاستن و به بد کاری خویش نیفزودن است. خویشکاری گوشسرود خرد پند و روش نیک بشناختن و [برای انجام] آن همت گماشتن [به دیده عبرت] نگریدن به آنچه در گذشته انجام گرفته و آگاه بودن از آنچه که در آینده [انجام خواهد گرفت] است، چیزی که بودن را نشاید گراییدن را [نیز] نشاید (= نباید بدان دل بست) و کاری را که فرجامیدن را نشاید نباید [سر] گرفت ….. 226
همچنین در جای دیگر چنین آمده است:
Ud EN-?z paYdAg kU kIrbag kardaN Ud wINAh pAd?frAh haNgAm Ud zamaN haN w?h dANEd k? pad AsN-xrad Ud goCOsrud-xrad abar NIg?ridaN dANEd.
Ud EN-?z paYdAg kU harw k? pad AsN-xrad abar dANEd NIg?ridaN Eg hAN cIC i az abasTAg Ud zaNd paydAg w?h dANEd Ud harw c? pad goCOsrud-xrad paydAg w?h dANEd.
Ud EN-?z paYdAg kU k? harw 2 xrad dANEd NI?ridaN harw cIC i bud Ud bawEd w?h dANEd.
و این نیز پیدا [است] که کرفه کردن و گناه گاهگاه پادافره [را به دنبال دارد] و آن بهتر که به [یاری] آسنخرد و گوشانسرود خرد بنگرید و بشناسید. و این نیز پیدا [است] که هر کس به کمک آسنخرد بداند و بنگرد، پس آن چیز را از او ستاوزند بهتر پیدا کند، و هرکس به [کمک] گوشانسرود خرد بهتر پیدا کند و بشناسد. این نیز پیداست که کسی که به [کمک] هر دو خرد بشناسد و بنگرد، هر چیز را [که] بود و باشد بهتر داند.227
در اندرزها موارد بسیاری وجود دارد که به بهدینان توصیه شده است تا گوشانسرود خرد را در جهت آسنخرد به کار گیرند. با این حال در نظر حکمای پهلوی، برای آن که آسنخرد بیشتر در درون آدمی نهادینه شود در راستایی شکوفایی هرچه بیشتر آسنخرد، راهکارهایی از سوی بزرگان زرتشتی ارائه گردیده است.
hAd wIsp hUNarAN AsAN-xrad abzAr U-C mAdagwar EN sE haN-juxT ] Ud[ hUNar:
1. Ek bOwaNdag-mENICNih i pAk az aN-EwENG-MENICNih i-C brAdarod, pad ham-jUxTih.
2. Ud Ek TUxCAgih ] i[ pAk az Azwarih i-C brAdarod, hUNsANdih i pAk az ajgahANih i-C brAdarod pad ham-jUxTih.
3. Ud Ek xrad-doCagih pAk az waraNIG xwad-doCadih i-C brAdarod, Ud, abAz-pUrsidAr dANICNih i pak az halag-xwAhih i-C brAdarod pad ham-JUxTih.
Ud kE AsN-xrad pad abAgih i EN sE ham-jUxT ] Ud[ abzAr mad-EsTEd, abardar bUrdAr i AsN-xrad, padIC boxTagTar Ud bUrzINCNigTar aNdar mardOM.
هم? هنرهای [اخلاقی] ابزار خرد خدادای هستند و به گونهای اساسی، هنرها [ی اخلاقی] و لوازمشان این سهاند:
1. یعنی کامل اندیشی تهی از برادر دروغینش اندیشههای بیاساس است و همبایست? آن بیباکی تهی از همزاد دروجیاش، رهبری خشم است. 2. و کوشایی تهی از برادر دروغینش آزمندی است و ملازم آن خرسندی تهی از برادر دروغینش کاهلی است. 3. و یکی خرد دوستی تهی از برادر دروغینش خود دوستی دمدمانه است و ملازمش پی در پی پرسنده و جویند? دانش بودن تهی از برادر دروغینش حماقت خواهی است. زمانی که آسن خرد با این سه هنر [اخلاقی] و ملازمان آنها همراه (تجهیز) گردد باربردار (حامل) برترین [میزان از] آسن خرد خواهد بود و با این برتری مردم رستگارتر و برین پایهتر میشوند. 228
احتمالاً سابق? خلقت آسنخرد به پیش از برگزیده شدن انسان برای نبرد با اهریمن بر میگردد. در بندهش از خردی همه آگاه نام برده میشود که اورمزد آن را به مردمان عرضه میدارد و اختیار را به مردم میدهد تا آنها را به صورت مادی بیافریند و آنان به وسیله تن با دروج نبرد کنند و سپس آنها را به صورت بیمرگ درآورد یا آدمیان را جاویدان سازد که کاری به اهریمن نداشته باشند؟ مردم به وسیله این خرد همه آگاه، بدیهای اهریمن را که متوجه فروهرهای مردم میگردد مشاهده میکنند و تن پسین جاودانه را میبینند، انوشگی و درستی را نظاره میکنند و برای رفتن به جهان مادی همداستان میگردند.229
از آنجا که خرد، ماهیتی ایزدی دارد؛ ایزدان نیز چشم امیدشان بر انسانهاست؛ مگر آنکه او را خرد نیست. از این رو خرد با اندیشه نیک (ایزد وهومنه) ارتباط تنگاتنگی دارد؛ زیرا وهومنه سرچشم? رامش و سرچشم? خرد خدادادی (آسنخرد) است. در برابر نیز اکومن خاستگاه شهوتِ افزاینده و بیم است.230 به بهدینان توصیه شده تا به یاری نیروی بهمن در انبازی خرد کوشا باشند.231 در تن انسانی نیز خرد در دل جای دارد و بر سراسر تن حکم میراند:
ud ?y ? p?r mard?m k?hi?n ? ?? ud w?r r?y ?n ? pad xrad ab?y?d kardan kem w?n?d ud kem d?n?d. ud xrad pad fradom?h ? mazg ? angust ? dast ? mard?m?n gum?z?d, u+? pas ni??m ud ?sti?n ud g?h pad dil, u+? m?ni?t andar ham?g tan ?d?n baw?d ?iy?n p?y k?lbod andar m?zag.
مرد پیر به سبب کاهش هوش و حافظه آنچه را به خرد باید بکند کمتر میبیند و کمتر میداند و خرد نخست در مغز انگشت دست مردمان آمیخته میشود و بعد نشستگاه و جای و گاهش در دل و سپس جایگاهش در هم?تن است، همچون کالبد پای در کفش.232
اندرزنامهها در موارد بسیاری به بهدینان توصیه کردهاند که با یاری خرد بنگرند و بشناسند.233 انسان خردمند نسبت به آنچه هنوز نیامده غمگین نیست.234 گوهر خرد همچون آتش است، چون هرکجا که باشد از دور دیده شود و انسان را به سوی منزل راهنمایی میکند.235 خردمند کسی است که به گونهای از تن خود مواظبت مینماید که به روانش آسیب نرسد،236 این کار مستلزم شناخت خوب و بد است. پس برای این منظور، باید چند ابزار را بکار بست. یکی از این ابزارها نگاهداری و احترام به نیکان237 و همپرسگی با آنان است.238 در خیم و خرد فرخ مرد، گوینده پس از آنکه اعلام میدارد که به نواحی گوناگون سفر کرده و تجربیات بسیاری را فراهم نموده با بزرگان نشست و برخاست نمود چنین اظهار میدارد:
من انجمن بزرگان را در کلام، اندیشه و ویر و خرد دیدم، من دین- دستوران را پرسیدم که خواسته (ثروت) بهتر است یا خیم و خرد. آنان به اتفاق آموختند و گفتند که نامداری وابسته به نیروی خرد است. چه خواسته (ثروت ) و گنج بی شمار را خیم محافظت میکند و خرد آن را نگاه میدارد. برای مرد ثروتمندی خرد گرانبهاترین پیشه است چه خواسته، خیم فرو اندیش والاتر است.239
از دیگر ابزارهای خرد میتوان به دوستی با مردم،240 فرزانگی، جوانمردی، امید به فرشکرد،241 بردباری و نهادگی242 اشاره نمود.
در نقطه مقابل خرد اورمزدی که خردی تام است، اهریمن در دُش خردی کامل به سر میبرد. در عرص? انسانی، نیز می باید خرد با نیکی قرین گردد؛ زیرا نیکی که خرد با آن نباشد خرد نیست.243 پس بهدینان باید هدف از کار و کوشش خود را رسیدن به خرد بداند. زیرا هر که خرد دارد، هنر نیز دارد و هر که خرد دارد او را خواسته نیز هست؛ چون هر کار نیک را بن به خرد نهاده شود.244 در متون پهلوی واژه کاشتن خرد نامی آشناست.
خرد بهتر از هم? خواسته هایی است که در جهان است. پس همانند یک کشاورز باید آن را کاشت و آب داد و مواظبت نمود245
پرسید که کشتن خرد چه؟ او گفت که کشتن خرد آموختاری و آب آن نیوشداری و یار آن گزیداری و جای آن بهشت روشن همه آسانی. 246
به خاطر همین اهمیت متون پهلوی چند راه را برای بدست آوردن خرد توصیه نمودهاند. یکی از این
راهها همپرسگی و احترام به دانایان و نیکان است.247 یکی دیگر از راههای بدست آوردن خرد فرهنگ است؛ زیرا از فرهنگ نیک، خرد نیک میزاید و از خرد نیک، خوی نیک.248 تفکر و تأمل نیز از راههای کسب خرد شمرده شده است.249 همچنین شاگردی250 نیز یکی از مواردی است که اندرزهای پهلوی از

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه دربارهACT

Leave a Comment