دانلود پایان نامه درباره ترس از خدا، اهورامزدا

ز گفتند”، “گفته شده که”، “این نیز پیداست که” و غیره آغاز میشود. جنبههای فلسفی و عقلانی این متن نسبت به متون دیگر اندرزی همچون اندرزهای بزرگمهر، اندرز آذرباد ماراسپندان، اندرزهای پیشینیان و اندرزهای پوریوتکیشان بسیار بیشتر و نظاممندتر است.
دینکرد ششم به لحاظ نوشتاری سادهترین کتاب از مجموعه دینکرد است و شامل اندرزهایی است که به دانایان کهن نسبت داده شده است.39 احتمالاً این کتاب شرحی بر یکی از بخشهای اوستا به نام بَرِش نَسک است که خلاصهای از آن نیز در کتاب هشتم آمده است. دینکرد ششم را میتوان به شش بخش تقسیم نمود. بخش اول در بردارنده موضوعات دینی با تأکید بر پرهیزکاری و تعبد در برابر ایزدان است. بخش دوم به موضوعاتی چون آفرینش اهورامزدا و اهریمن، خرد، دانائی، اعتدال، افراط و تفریط میپردازد. برخی معتقدند که منبع این بخش، اخلاقیات ارسطو بوده است.40 بخش سوم همان موضوعات بخش دوم را دنبال میکند اما تکیه آن بر اخلاق عملی است. بخش چهارم پیرامون صفات و اعمال مختلف میباشد. بخش پنجم در بر دارند? نام نویسندگان و همچنین حکایاتی اخلاقی است و بخش ششم نیز حاوی جملات قصار با درونمایههای گوناگون دینی است. در میان کسانی که از آنها در این کتاب نام برده شده، اندرزهای اشخاصی همچون آذرباد مهرسپندان، خسرو انوشیروان و بخت آفرید برای ما شناخته شدهتر هستند.
کتاب ششم دینکرد به نسبت، کمتر از کتابهای دیگر، به مسائل اعتقادی نظر دارد و بیشتر تکی? خود را بر اخلاق نظری و عملی گذارده است؛ با این حال به مناسبت سعی نموده تا مسائل مختلف را به موضوعات دینی پیوند زند که در این میان به رفتار و سلوک انسان نیز مفصل پرداخته است. لذا میتوان این کتاب را از جمله کتابهای اخلاقی – عرفانی دین زرتشتی به شمار آورد. مطالبی نظیر لزوم شناخت مبداء و معاد، شناخت دین که منجر به معرفت میگردد تا جائی که جهان از حضور دیوان خالی شود، بخشهایی از این کتاباند. نویسنده مسائل دیگری چون استحکام نظام خانواده، مشورت و همنشینی با نیکان را پیگیری میکند.41 همچنین آمده است که شخص برای نیل به پرهیزکاری باید فرائض دینی را انجام داده و همیشه سه حکم پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را مد نظر قرار دهد. راه تحقق سعادت، آگاهی و از برخوانی متون مقدس است. در این کتاب همچنین از مسئل? سرنوشت نیز سخنی به میان آمده است. شاکد بر این باور است که در این کتاب به نوعی عرفان توجه داده شده است اما این عرفان از سنخ عرفانهای به اصطلاح ریاضتی نیست و تکیه بر اعتدال و میانهروی دارد. در دینکرد ششم برکسب ثروت و دارائی تأکید شده اما حدی برای آن گذارده شده و آن نیک نامی و ملاحظه دیگران است، با این حال فقر – و نه بیچارگی- قابل ستایش بوده و دارای قداست خاصی است.42
2.3. مینوی خرد
مینوی خرد با نام کامل دادستان مینوی خرد43 به معنی “احکام روح خرد” به عنوان یکی از مهمترین کتابهای اندرزی و بلکه پهلوی شمار میرود. این کتاب از یک مقدمه و 62 بند تشکیل شده است. همانند غالب کتابهایی که بر اساس سنت شفاهی نگارش یافتهاند، نویسنده این کتاب هم ناشناس است. مینوی خرد به دوران ساسانی تعلق دارد و تفضلی معتقد است که احتمالاً این کتاب در اواخر دوران ساسانی تالیف شده، زیرا در آن کوچکترین اشارهای به اعراب یا اسلام نگردیده است و این در حالی است که از جنگ و خونریزی ترکان و رومیان با ایران سخن به میان آمده.44 به نظر میرسد که هرچند تدوین کتاب در دوران ساسانی صورت گرفته است اما میتوان تاریخ طولانی تری را برای آن در نظر گرفت.45
سبک نوشتاری این کتاب سخن با شخصیتی خیالی به نام مینوی خرد است. روایت این کتاب از شخصی است که دانا نام دارد و در هر بند از این کتاب سؤالهایی را از مینوی خرد میپرسد. در مقدم? کتاب آمده است که دانا به سرزمینهای گوناگونی سفر میکند و علمای بسیاری، چه زرتشتی و یا غیر آن، را درک مینماید. تا آنکه سرانجام خرد را بر میگزیند و از اینجاست که خرد بر او متجلّی شده و خود را به او مینمایاند و او نیز پرسشهایی را از مینوی خرد میپرسد.
مینوی خرد همانند دینکرد ششم که وجه غالب آن به اندرز اختصاص دارد نیست و در آن مباحث دیگری همچون الهیات، بهشت و دوزخ، جبر و اختیار، چگونگی کوهها و دریاها، خوراک مردمان، چگونگی پرستش ایزدان و … پرسش و پاسخهایی مطرح گردیده است. همانطور که تفضلی گفته است، هرچند این کتاب از تقدیر سخن به میان آورده اما هیچگاه نباید آن را برگرفته از فضای زروانی دانست. زیرا اولاً در این کتاب بجز تقدیر از هیچ مشخصه زروانی دیگر همچون داشتن مصدری واحد برای اورمزد و اهریمن سخنی به میان نیامده است؛ و ثانیاً تأکید بر تقدیر در چند متن دیگر اندرزی نیز وجود دارد که خود نشانگر ویژگی خاص این نوع سبک است.46
در مینوی خرد موارد مشابهی با دینکرد را میتوان یافت که احتمال میرود منبع این دو کتاب در اصل یکی بوده است. مثلا در دینکرد ششم آمده که اورمزد از مردمان میخواهد که مرا بشناسید، زیرا اگر کسی مرا بشناسد در پی من باشد و اهریمن این را میخواهد که مرا نشناسید چرا که هر که من را شناخت در پی من نخواهد آمد.47 که مشابه آن را نیز می توان در مینوی خرد یافت.48
3.3. یادگار بزرگمهر
یادگار بزرگمهر یکی از بلندترین اندرزهایی است که به زبان پهلوی نگارش یافته است. این اندرز 246 بند دارد که به بزرگمهر بختگان وزیر خسرو انوشیروان منسوب است. حضور بزرگمهر در کنار انوشیروان نشان از ترکیب پادشاه- وزیری خردمند و دانش دوست دارد. بنابر شاهنامه اولین دیدار شاه با بزرگمهر به منظور تعبیر خواب پادشاه بوده است.
بزرگمهر به سبب لیاقتهایی که از خود نشان داد توانست تا سدههای دیگر نیز به عنوان خردمندترین وزیر شناخته شود به عنوان مثال در تحفه الملوک بیست و یک بار از او نام برده شده است.49 مسعودی در شرح حال او می نویسد:
یک روز انوشروان با حکیمان نشست که از آرای آنان بهره گیرد و چون به ترتیب در مجلس وی نشستند گفت: مرا به حکمتی رهبری کنید که هم برای من و هم برای رعیت سودمند باشد. هر یک رأی خویش بگفتند و انوشیروان سر فرو برده بود و در گفتارشان اندیشه میکرد. چون نوبت سخن به بزرگمهر پسر بختگان رسید گفت: ای پادشاه من همه مطلب را در دوازده کلمه برای تو خلاصه میکنم گفت بگو. گفت نخست ترس از خدا در شهوت و رغبت و ترس خشم و هوس و میباید در همه این موارد خدا نه خلق را منظور داشته باشی. دوم راستی در گفتار و کردار و وفاء به عهد و پیمان، سوم مشورت با علما در حادثات امور. چهارم احترام علما و اشراف و مرز داران و سرداران و دبیران و بندگان هریک به قدر مراتبشان. پنجم مراقبت قضات و تفتیش کار عمال به اقتضای عدالت و پاداش درستکار و کیفر بدکار. ششم مراقبت زندانیان که روزها در کارشان بنگری و از وضع بدکار مطمئن شوی و بیگناه را رها کنی. هفتم مراقبت راهها و بازارها و نرخها و داد و ستدها. هشتم حسن تأدیب رعایای مجرم و اجرای مجازاتها. نهم فراهم کردن سلاح و لوازم جنگ. دهم احترام فرزندان و کسان و خویشاوندان و تأمل در مصالح آنها. یازدهم گماشتن مراقبان به دربندها تا حوادث بیمانگیز را پیشبینی کنند و پیش از وقوع علاج آن توان کرد. دوازدهم مراقبت وزیران و بندگان و تعویض آنها که نادرست و ناتواناند. انوشیروان فرمان داد تا این سخنان را با طلا نوشتند و گفت همه تدبیر و سیاستهای شاهانه در این گفتار جمعاند.50
امروزه بسیاری اندرزنام? بزرگمهر را با نام ایادگار بزرگمهر میشناسند. بزرگمهر در آغاز خود را معرفی نموده و دلیل ایراد چنین اندرزی را فرمان شاهنشاهی اعلام میکند. از بند پنجم به بعد متن حالت پرسش و پاسخ به خود میگیرد. بزرگمهر در مقدمه اشاره دارد که این اندرزها قرار است موجب بهتر شدن فرهنگ کسانی باشد که رو به سوی کارهای نیک دارند و از آنجا که هدف تربیت است در پرسش و پاسخها سعی شده اختصار رعایت شود تا از بَر کردن آن راحتتر باشد. مسکویه در جاویدان خرد بخش زیادی از این اندرز را تحت عنوان “ما اخترته من آداب بزرجمهر51″ آورده است. مسکویه متنی دیگر را هم تحت عنوان ” و قال بزرجمهر52″ میآورد که نشان دهند? وجود اندرزهایی دیگری از بزرگمهر در آن زمان بوده است.53
قدیمیترین نسخه از اندرزهای بزرگمهر به زبان پهلوی در مجموعه متون پهلوی جاماسب آسانا بوده که ظاهراً بخش مهمی از آن مفقود شده است اما از آنجا که از روی متنهای پهلوی استنساخی صورت پذیرفته بود، دستور پشوتن جی آن را در سال 1885 منتشر نمود.
4.3. اندرزهای انوشیروان
در میان شاهان ساسانی شاید انوشیروان را بتوان دانشدوستترین شاه ساسانی دانست. تا آنجا که شخصیتی همچون عبدالرحمن بدوی درباره او میگوید: حتی میتوان چنین گفت که به استثنای حضرت علی علیه السلام او بزرگترین شخصیت در جهان عرب است.54 مورخان بسیاری کتاب سیر? انوشیروان را میشناختند و در میان نویسندگان و ادبیان و وزیران؛ این کتاب همپای کتابهایی چون کلیله و دمنه و نظائر آن قرار داشت.55 در اخبار الطوال آمده است که در میان پادشاهان ایران هیچکس از انوشیروان بیشتر در طلب علم کوشا نبود و خود جامع فنون و حکمت بود، ادبیان و حکیمان را به خود نزدیک میساخت، با آنان مشورت مینمود و قدر و منزلتشان را میشناخت.56
اندرزهایی از انوشیروان در کتابهای پهلوی مثل دینکرد57 وجود دارد اما درباره شخصیت اخلاقی و حکمی انوشیروان داستانها به حدی است که در بسیای از کتابهایی که به نوعی به تاریخ ایران قبل از اسلام پرداختهاند، سعی شده تا از این شخصیت غافل نمانند. نقل است که انوشیروان خوان بزرگی از طلای مرصع داشت که با اقسام جواهر زینت شده بود. بر اطراف این خوان نوشته بود: هر که غذا از حلال خورد و مازاد آن به حاجتمند دهد نوشش باد. هر چه را به اشتها خوری تو آن را میخوری و هر چه را بیاشتها خوری ترا میخورد.58
کتابهای عربی زیادی سخنان انوشیروان را نقل نمودهاند که برخی از این سخنان فرمانهای دولتی و برخی دیگر فرمانهای سیاسی او هستند. در این نوشتار سعی میگردد تا مروری کوتاه به کتابهایی که در زبان عرب از انوشیروان نقل شده است به صورت مختصر شود.
الف. تاج نامهها: این کتابها حاوی تعلیماتی درباره چگونگی سلطنت، دربار شاهی، فنون شهریاری و شرححال شاهان یا انعکاس سخنان آنان بوده است. چون این کتابها گردآوری سخنان پادشاه بوده نام این کتابها را تاجنامه نهادهاند و این احتمال وجود دارد که گذشته از مطالبی که توسط پادشاهان ایراد میشده این مطالب توسط کاتبان با خطی خوش نگارش گردیده و سپس با نقش و نگار خاصی برای نگهداری به کتابخانه شاهی فرستاده میشدند و احتمالاً شکل تاج شاهان ساسانی را هم بر جلد آنها حک میکردهاند تا از کتابهای معمولی دیگر بازشناخته شوند.59
ب. راحه الانسان: این کتاب، جُنگی از سخنان اخلاقی است که نظم خاصی در ارائه مطالب آن وجود ندارد.
ج. پندهایی که بر مقبره انوشیروان حک گردیدهاند. ظاهراً در مقبره او پندهایی نوشته شده بوده که مأمون برای دیدن آنها به مقبره انوشیروان پای گذارده است. میتوان این اندرزها را به دو بخش تقسیم نمود: بخشی از آنها واپسین دستورهای انوشیروان قبل از مردن است و بخش دوم هم تعدادی اندرز کوتاه است.60
5.3. اندرزهای آذربادمهرسپندان
دوره ساسانیان طلاییترین دوره درخشش و حضور دین زرتشتی در حکومت است. مؤسس این سلسله اردشیر فرزند بابک و نواد? ساسان، موبد معبد آناهیتا در استخر فارس بوده است. همین ریش? دینی در این سلسله، موجب حضور موبدان زرتشتی در رأس هرم قدرت گردید. یکی از این موبدان که نامش حتی در ظرف یک حکومت باقی نماند و از آن زمان تا کنون مورد احترام زرتشیان واقع گردید، آذرباد مهرسپندان61 است که برخی او را

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد درموردامیرالمومنین، ابن تیمیه، ابوالعباس

Leave a Comment