دانلود پایان نامه درباره اندرزنامه، ACT، ظلم و ستم

پادشاهی نیک وظیفه دارد تا از جهان اورمزدی دفاع کند. زمانی که شهریاری به شاهی نیک رسد، نتیجهاش رامش و آسایشی است که به برکت آن شاه پدید خواهد آمد. چنین شاهی رستگاری و شکوهمندی برای همگان را به ارمغان خواهد آورد. در متنی پهلوی پادشاه، مسئول تن و روان انسانها دانسته شده؛ زیرا به سبب نیکویی شهریار تن مردم پاییده میشود و به سبب نیککامی شهریار، روان مردم رستگار میگردد. برآیند چنین پادشاهی راهبری درست جهان و آبادانی آن خواهد بود. در نقطه مقابل، از بد نهادی شهریار، تن مردم تباه میشود و از بد نهادی روان او نیز روان مردم به تباهی کشیده خواهند شد و نتیج? آن چیزی جز تباهی جهان مادی نخواهد بود.378 این بدان علت است که آیین ایزدی نگاه داشته نخواهد شد و ظلم و ستم ارزانی جامعه خواهد گردید. پس چنین شهریاری به عروسک خیمه شب بازی میماند که ادارهاش به دستان اهریمنان است. از همین جاست که اندرزهای پهلوی نیز بر مسئل? شهریاری نیک بسیار تأکید دارند تا آنجا که اندرزبُدان را به درون دربار شاهی وارد ساخته و قرار را بر آن گذاشته که شاهان همواره از مواعظ آنان بهره جویند.
با جستجو در اندرزنامهها خواهیم دید که از اخلاق شهریاری در سه حوزه سخن به میان آمده است. یکی ارتباط شهریار با خود و صفاتی که باید در درون شهریار موجود باشد و دیگری ارتباط شهریار با رعایا و حوزه سوم اخلاق جنگ و صلح است. که امروزه غالباً این حوزه جدای از حوزههای دیگر مورد بررسی قرار میگیرد. در این نوشتار ما نیز سنت متأخر را پذیرفته و آن را جداگانه مطرح خواهیم نمود.
1.2. اخلاق شخصی شهریار
یکی از ویژگیهایی که یک شهریار باید واجد آن بوده و برای آن تلاش کند، خرد است. در گاهان، اورمزد با نام اهورهمزدا شناخته شده است که ترکیبی از دو واژه اهوره و مزدا به معنای سرور دانایی است. از این رو لازم? شهریاری نیک نیز، خردمندی و خردورزی است. زیرا شهریار در مقام ایزدی است و صلاح و فساد او سرنوشت اقلیمی را عوض خواهد نمود. اورمزد با خرد خویش عالم را خلق میکند، پس شهریار نیز در تلاشهای خود برای آبادی جهان نیز باید سلاح خرد را به دست گیرد. اساساً حضور مشاوری خردمند در کنار یک پادشاه نیز که امری اساسی مینموده، بر همین موضوع تاکید داشته است.
شهریاری از زاوی? دید اندرزنامهها موهبتی الهی است که نزد شهریاران نیک به ودیعت گذارده شده است. شهریاری امری گیتوی است که با انجام کار نیک می توان روان را نجات داد و مینو را خرید. پس شاهنشاه همیشه باید در خاطر داشته باشد که هر کار او در عالم اثر خواهد گذراد.
یکی دیگر یاد کردنِ همیشگیِ شهریاری نپاینده است؛ زیرا به سبب یادآوردِ [همیشگی] شاهنشاه به نپایندگی شهریاری است که کشوربانان دانا [بی]بهره بودن شهریاری نپاینده را در برابر از آنِ خویش کردن روانِ پاینده هرگز فراموش نخواهند کرد(a-moCICNih) [از آنِ خویش کردنیای که با] فراهم آوردن آبادانی فراخ، [یعنی] خرسندی همهگیر و سترگ بر جهانیان [زیر فرمان] شاهنشاه (oy dahIB?d) شدنی است.379
در متنی دیگر گفته شده که:
این نیز چنین [است] که در پادشاهی و توانگری مست نباش چه همیشه نیک[ی] دگرگون شود و گزند و نیازمندی بیشتر به کسی رسد که در پادشاهی و توانگری مست شود.380
در مینوی خرد نیز آمده است: “به قدرت اعتماد مکن چه سرانجام بیقدرت بایدت بودن”.381
شهریاران باید از خاندانهای نجیب باشند تا بتوانند مورد پسند جامعه شوند. در شهریاری نژاد اصلی بسیار مهم قلمداد شده که البته امری وراثتی و نه اکتسابی است.382 در اندرزها گفته شده که اصالت جوهر? شهریاری است،383 اما با این حال پادشاهی نیک از دین جدا نیست و پادشاه باید یکی از معتقدان به دین باشد. برای نمونه در اندرزنامهها، فردی برای پادشاهی مناسب دانسته شده که دشمنی با زرتشت نداشته باشد 384و دیندار و دینیار باشد.
برخی صفات دیگر که اندرزها برای پادشاهان بر شمردهاند از این قرار میباشد. پادشاه اصل مشورت را فهمیده و خود را ملزم به آن بداند. نیک فرمانی او موجب نیک بهرهایاش است385 از نشانههای چنین شخصی آن است که خود را ملزم به مصاحبت و همنشینی با نیکان میداند.386 او در هنگام گماردن مأموران باید ویژگیهای اخلاقی را لحاظ کند. به عنوان نمونه برای پیغام رسانی باید راستگویی لحاظ گردد.387 یا برای منصب رییس زندان، بزرگِ مردم و مردی هوشیار را انتخاب باید کرد و از برگزیدن انسان بیرحم را برای زندانبانی اجتناب نماید.388 پادشاه نباید عجول باشد، مخصوصاً در پادافره مجرمان.389 شهریار شخصی مدیر است پس او را تدبیر شاید.390 از رذائل اخلاقی همچون کبر و غرور،391 خشم،392 بی رحمی و استبداد،393 افراط و تفریط،394 آز، خشونت به دور است.395
عیب نظامیان ستم و آزار و پیمانشکنی و نابخشایندگی و خشونت و تکبر و تحقیر دیگران است.396
یا در جای دیگر آمده است:
گفته شده است که اندر پادشاهی خشم را بزنید و اندر ناپادشاهی غم اندر تن جای گیرد. چه وهومن اندر تن جای نگیرد. پس روان اندر گرودمان جای نگیرد، از آزار کردن کسان بپرهیزید همچنان که از زن مردمان؛ چه کثافت به تن رسد و شستن و پاک کردن تن آسانتر است از [آن]که به روان رسد زیرا در توبه درد و رنج زیاد باشد و شستن و پاکیزه کردن نیست.397
2.2. اخلاق اجتماعی
با نگاه کلی به اندرزها میتوان خصوصیات و اخلاق شهریار را ذیل عناوین زیر یافت. شهریار میباید مردمدار باشد و با مردم آن کند که با خود میکند. او باید بتواند با ایجاد انگیزش در مردم، مردم را در اداره کشور و نگاهداری از آن در برابر دشمنان شریک سازد. یکی از اصول اساسی در شهریاری مسئل? عدالت است. ارسطو میگفت که فضیلت یعنی عدالت. زیرا کسی که عدالت دارد نه تنها آن را برای خود بلکه بخاطر دیگران هم به عدالت رفتار میکند.398 در اندیش? اخلاقی اندرزنامهها، شهریار نظامی عادلانه دارد و دادپیشه است. و چون در عرص? جامعه عدالت تنظیم کننده روابط میان انسانها است و پادشاه حاکم بر آن است، این وظیفه بیش از هرکس بر دوش او سنگینی خواهد کرد. از سوی دیگر هم میتوان گفت که عدالت بیجامعه معنا ندارد. او باید برای برقراری عدل تلاش نموده و گاهی از میان خوبها بهترین را برگزیند. زیرا داور یعنی کسی که میان دو یا چند چیز بهتر را انتخاب کند و پیش از انتخابش باید مقایسهای را صورت دهد. زمانی امری را عادلانه است که عامل از میان چند چیز دست به انتخاب حق زند. پس رواست اگر بگوییم عدالت در اجتماع بنیان دارد و اجتماع نیز به عدالت محتاج. در اندیش? مزدیسنی علت برپایی حکومت عدالت نیست و شهریار مشروعیت خود را نه از مردم و جامعه که از جانب اورمزد دریافت می دارد. این جنب? الهی با خون و نژاد او درآمیخته و هر کسی را شایست? سالاری بر مردم نیست. در اینجاست که برای تقویت چنین ایدهای پای دین، به عنوان نیرویی تأثیرگذار بر مردم، به میان خواهد آمد. زیرا پادشاه برای به دست آوردن حمایت ایزدان به دین محتاج است. در مقابل دین نیز به او احتیاج دارد زیرا:
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU k? ka mard dAd?sTAN b? wIrAyEd pad kardaN Ud aNdar o kAr kUNEd Eg hAN drUz k? pEC wINhAd kard az TaN I aw? Mard EsTEd Ud b? barEd Ud b? o drUz i mENog dwArEd Ud pEC i drUz i mENog fro EsTEd, Ud az aNoh abar mard k? az TaN b? dwArIsT warded Ud xwANEd Ud wANg kUNEd Ud EN NImAyEd kU pad hAN i-T kard abaxC bAC Ud az NuN frAz ma kUN c? drozaNihA ]kardaN abAyEd[, ayAb a’oN NImAyEd kU c?’oN hAN i-T kard kUN. Ud agar pad hAN I kard Ud hAN-?z i kAmEd kardaN mard az-?C abaxC bawEd, Eg drUz abAz o TaN dwArEd Ud pas hAN TaN abar-Tar wINAhEd Ud waTTAr kUNEd c?’oN hAN i pEC. Ud agar kA xwANEd pas-?z mard az xir i yazdaN b? N? EsTEd, Eg hAN drUz pad ham drUz i mENog girIhEd Ud CkasT Ud waNE Ud apaydAg bawEd.
ایشان این نیز اینگونه گفتند که مردی که عدالت پیشه سازد و در عمل آن را به کار بندد، پس مینوی دروج به پیش بگریزد و فرو ایستد و از آنجا که از تن گریخت بر بالای سر آن مرد بگردد و بانگ برآورد و این را بنماید که [از] هر آنچه کردهای پشیمان باش و از حالا [به بعد آن را] انجام نده یا از روی دروغ آنگونه به مرد مینماید که آنچه را که [من میگویم] انجام بده. اگر بخواهد [آنچه را میگوید] انجام دهد و پشیمان شود، پس دروج دوباره به تن بدود و او بیشتر و بدتر گناه کند. همانند گذشته و اگر مرد از خیر یزدان باز نایستد، پس آن مینوی دروج گرید و شکسته و نابود و ناپدید باشد.399
در متنهای پهلوی طبقات جامعه به انسانی تشبیه شدهاند که سر آن طبقه روحانیون، دستها طبقه ارتشتاران، شکم طبق? کشاورز و پاها را طبقه پیشهوران تشکیل میدهند.400 در این نگاه، پادشاه علاوه بر آن که باید سعی کند که داد را در میان جامعه بگستراند، همچنین وظیفه دارد تا از طبقات اجتماع نیز محافظت کند. از دیگر شواهد وجود چنین اندیشهای رسوب آن در اخلاقنامههای بعد از اسلام است که به وضوح بر این اندیشه تأکید شده است. افضل الدین کرمانی در قرن ششم هجری در معنی عدالت گوید که عدالت آن است که پادشاه، هم? طبقات مردم از ابناء ملک و شرف و ارباب انساب و اصحاب احساب و علما و اهل فضل و عباد و اهل سلاح و دهاقین و ارباب ضیاع و تجار و محترفه هر یکی را در مرتبت خویش و منزلت لایق به وی بدارد و اگر از محل و حرمت اهل شرف و بیوتات و اهل علم بار کم کند … این معنی را ظلمی صریح شناسند.401 در اندرزنامههای پهلوی عدالت پادشاه آن است که سعی کند به هرکس آنچیزی را عطا کند که از آنِ اوست نه یک ذره بیشتر و نه کمتر. پادشاه باید خصوصیت ایزدی داشته باشد که هرکدام میزانی برای شهریار است:
dAd i Ohrmazd mardOm-dosTih, dAd i wahmaN ACT-xwAhih, dAd i aCawahICT rAsTih, dAd i Cahr?war xwECAwaNd dArih, dAd i spaNdArmad bawaNdag-maNICNih Ud Er-TaNih, dAd i xUrdad rAdih Ud hU-spAdih, dAd i amUrdAd ham-pUrsagih Ud paymANagih.
داد اورمزد مردم دوستی، داد بهمن صلح خواهی، داد اردیبهشت راستی، داد شهریور خویشاوندداری، داد سپندارمذ احترام و تواضع، داد خرداد رادی و سپاس، داد مرداد مشورت و میانهروی است.402
شهریار باید دارای ارتباط قوی باشد. چیزی که به آن فرهمندی میگویند. ارتباط قوی باعث نفوذ محبت پادشاه در قلبهای مردم خواه تودههای عوام یا خواص میشود که به این وسیله کار دیار راحتتر سامان پذیرد. پادشاه نیک آن است که نه تنها برای خود بلکه برای هر آفریدهای آسایش را بخواهد403 و در سراسر قلمرو خود آسودگی و ایمنی را حاکم سازد.404 برای چنین کاری شهریار باید با مردم مهربان باشد و به آیین عمل کند. دو متن زیر به روشنی بازگو کننده چگونگی اخلاق سالاری بر مردمان است.
کدام پادشاه و سالار بهتر است. آنکه مردم دوستتر و زمانه سنجتر و در نیکی به مردمان کردن به آیینتر باشد.405
همچنین آمده است که:
و دربار? قدرت گفتهاند کسی که در دهی حکمران نیک است بهتر است از کسی که در اقلیمی حکمران بد است. چه آفریدگار اورمزد برای حمایت از آفریدگان حکومت نیک را آفرید و اهرمن بد کار قدرت بد را به مخالفت با قدرت نیک آفریده است. قدرت نیک آن است که کسی کشور را آبادان و درویشان را آسوده از ستم و داد و آیین درست را نگاه دارد و فرماید و داد و آیین نادرست را دور دارد. و آب و آتش را خوب و به آیین و پرستش ایزدان و کار نیک را رایج دارد و درویشان را یاری و حمایت کند و برای بهدین مزدیسنان تن و حتی جان خویش را بسپارد ( فدا کند) و اگر کسی است که از راه یزدان منحرف است، برای تهذیب او دستور دهد و او را گرفتار کند و به راه یزدان باز آورد و از خواستهای که دارد

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد درموردامیرالمومنین، جامعه اسلامی، ابن تیمیه

Leave a Comment