دانلود پایان نامه درباره اندرزنامه، اوشنر دانا، داستان کوتاه

اندرزها هم به پادشاهان ساسانی اختصاص دارد. غیر از پادشاهان برخی دیگر همچون بزرگمهر و اوشنر دانا که وزیری خردمند است نیز به ایراد اندرز پرداختهاند و البته قسمت دیگری از اندرزهای موجود که بخش مهمی از ادبیات اندرزی پهلوی را تشکیل میدهند، حاصل خرد و تجربه بزرگان دینی است که در بسیاری از موارد در لابلای اندرزها به موضوعات دینی نیز پرداختهاند.9
سنت اندرز و اندرزنویسی پس از اسلام نه تنها متوقف نگردید، بلکه از سوی مسلمانان، همت بیشتری در بال و پر دادن به این روش تربیتی نیز صورت پذیرفت. در این دوران اندرزهای پهلوی به زبان عربی برگردانیده شدند و چه به صورت مستقیم، در کتابهایی چون جاویدان خرد یا به صورت غیر مستقیم در نوشتههایی چون قابوسنامه و نصیحه الملوک مورد استفاده قرار گرفتند. پس از اسلام اندرزنویسی با شتاب بیشتری دنبال شد و مفاهیم اخلاقی، فلسفی و دینی که از آیات قرآن و احادیث در اندرزنامهها که اینک تنها به نثر نبودند و به اشکال نظمی هم درآمده بودند در اندرزها به کار گرفته شدند. همچنین اولین کسی که پس از اسلام مفاهیم عرفانی را در قالب اندرزی درآورد، سنایی غزنوی بود.10 در این دوران معانی حِکمی و عرفانی‏ با اندرز و موعظه و نصیحت مخلوط گردید و شاعران با قدرتی کم‏نظیر اندرزها را در قصیده‏ها و قطعات و مثنویهای‏ خود(مثل حدیقه الحقیقه) به کار میبردند.11 پس از سنایی غزنوی نیز بزرگان و شاعران بسیاری سنت اندرز را ادامه دادند.12
دوران ساسانی را میتوان عصر طلایی حضور موبدان و روحانیون در سیستم حکومتی دانست. در این دوره بسیاری از اندرزها نیز توسط روحانیون بیان میشد. از آذربادمَهرَسپَندان،13 موبدان موبد شاپور ساسانی، بیشترین تعداد متن اندرزی وجود دارد که سه مجموع? اندرز و چند قطعه اندرز را به او نسبت دادهاند. بجز او دینکرد ششم به نام روحانیون دیگری مانند آذر نرسه14، آذر مهر،15 بهداد آذر اورمزد،16 آذربوزید،17 اورمزد سگزی18 و غیره اشاره دارد و اندرزهایی را از آنان نقل میکند.
2. ویژگیهای متون اندرزی
بیشک شکلگیری و پدیدآمدن اندرزها، برآمده از درخت فرهنگی است که سراسر تاریخ و فرهنگ ایران زمین در شکل گیری و نضج آن دخالت داشتهاند. اندرزهایی که توسط افراد گوناگون ایراد شده و فضاهای مختلف در چرایی و چگونگی نگارش آنها بیتأثیر نبودهاند. هرچند اندرزهای پهلوی، غالباً لحنی آمرانه دارند و و وجه امری آنها بسیار مشهود است اما هیچگاه نباید از صداقت، شفقت و عطوفتی که در آنها به کار رفته غلفت کرد.19
اندرزها گاهی مترادف با تعلیم و تربیت دانسته شدهاند؛ به همین دلیل، از اندرز به فرهنگ تعبیر شده است. از آنجا که بسیاری از اندرزها به نوعی وصیت هم بودهاند و آخرین سخنان ضبط شده بزرگان و شاهان محسوب میگردد -همانند اندرز خسرو قبادان- گاهی اندرز را وصیت هم خواندهاند. بسیاری از اندرزها عنوان خاصی ندارند و چون برخی از اندرزها به صورت نامه نگارش شدهاند، نام نامه نیز به آنها اطلاق شده، همانند پندنام? بزرگمهر یا پندنام? انوشیروان. به دلیل آنکه نوعی خیرخواهی در اندرز وجود دارد، اندرزها همانند پیشکشهایی تصور شدهاند که صاحب اندرز آن را به شنونده تقدیم نموده است و اینگونه از اندرزها تحفه نام دارند. همانند تحفه الملوک یا تحفه الوزرا. نکته دیگر آن است که همه اندرزنامهها – بجز دینکرد و مینوی خرد- بسیار کوتاهاند و نوعاً حجمشان میان چند سطر تا پنج – شش صفحه متغیر است.
از همه اینها که بگذریم، اندرز و اندرزگویی یک ویژگی خاص دارد و آن ارتباطش با سنت شفاهی است. در اندرزنامهها قرار بر رشد انسانی است که مخاطب واقع شده. قرار است انسانی رشد کند و از سطح دانش به سطح انسانِ فضیلتمند ارتقا یابد. از همین رو در مراجعه به این متون هیچگاه نباید توقع زیاد از حد داشت که به عنوان مثال چرا این اندرزها ساده و مختصر بیان شدهاند. آری سادهاند چون باید مورد درک مخاطب قرار گیرند و مخاطب آن را فهم کند. از دیگر سو، این مطلب هرگز به معنی بیمحتوایی یا کمارزشی اندرز نیست. برعکس آنچه جذابیت اندرزها را چندین برابر کرده است، سادگی و در عین حال پختگی سخنانی است که از سوی حکیم یا پادشاه و یا موبدی بیان شدهاند. سخنانی که برای فهم دقیق آنها گاه ساعتها مطالعه و مباحثه و تحقیق را لازم دارد. به عنوان مثال در دینکرد آمده: “ایشان نیز این گونه گفتند که اهرمزد بر هیچ چیز ناتوان نبود و نیست ایشان نیز این گونه گفتند که اهریمن نبود و نیست”.20 این سخن در عین سادگی و اختصار در بر دارند? نگاههای دقیق حکمی و فلسفی است. اندرزها موجز و مختصرند چون قرار نیست کتابی شکیل با جلدی زیبا شده و در درون کتابخانهای غنی برای خاک خوردن گذارده شوند؛ بلکه کوتاهاند چون باید آنها را به حافظه سپرد و به کار بست. همین دو عنصر باعث گردیده که اندرزی گاه از چند کلمه نیز فراتر نرود. در اندرزهای پیشینیان آمده است: “دانایی را تای نیست. حسد را نام نیست. گیتی را پایش نیست. جوانی را نازش نیست. خواسته را برز نیست. زندگی را رامش نیست. زمان را دارو نیست. مرگ را چاره نیست. زنان را خرد نیست”.21 از آنجا که اندرزها با سنت شفاهی ارتباط دارند، در بیشتر اندرزنامهها نمیتوان به نویسنده یا نویسندگان مشخصی رسید و تعیین مؤلف و زمان تألیف آنها به سختی و در بسیاری از موارد محال است.22
چون اندرزها باید به حافظهها سپرده شوند، تلاش بر این بوده تا از قالبهایی استفاده گردد که از بَر نمودن آن راحتتر باشد. یکی از این قالبها به نظم درآوردن پندهای اخلاقی است. برخی دیگر از اندرزها به صورت پرسش و پاسخ درآمدهاند، همانند مینوی خرد یا آنچه که مسکویه در کتاب حکمت خالده خود تحت عنوان “حکم تؤثر عن انوشروان”23 آورده است.24 از دیگر موارد میتوان به جملات کوتاه اشاره داشت. برخی از این اندرزها به صورت کوتاه و پشت سر هم آمدهاند که همین امر از بر نمودن آن را راحتتر میکند. از همین رو برخی معتقدند که احتمالاً می توان برای این دسته از اندرزها اصل کهنتری، آن هم به نظم را در نظر داشت.25
بخشی از اندرزها برگرفته از اوستا و بر پایه متون گم شده آن همچون بَرش نَسک26 شکل یافتهاند. همچنین میتوان برخی از اندرزگویان همچون اوشنر دانا را در اوستا نیز یافت که نشان از وجود سنت اندرزی در تاریخ این مرز و بوم دارد. با تمام این اوصاف، در کتابهای دیگر زرتشتی همانند کتابهای حقوقی و یا فقهی و کلامی، هرجا که نامی از خوبی و بدی به میان آمده است، گاهگاهی ادبیات اندرزی را نیز به نوعی میتوان در آنها مشاهده نمود. مثلاً در شایست ناشایست که متنی به زبان پهلوی و به نوعی آن را باید در زمره کتابهای فقهی زرتشتی دانست، بیان میدارد که: “کرف? بزرگ کردن از رادی است اما باید بسیار پرهیز کرد از بخشش ناگزیده (= نابجا)”27
گاهی در اندرزنامهها از داستان کوتاه نیز در رساندن مطلب استفاده میگردد، همانند داستان رهی و خسرو یا رنج سپتوز در دینکرد ششم28. اندرزها گاهی هم شکل مناظره و مجادله را به خود میگیرند همانند سین آموزگار که در دینکرد ششم آمده است. گاهی اندرز کنندگان یک نفرند و گاهی گروهی اندرز دادهاند. مانند اندرز پوریوتکیشان یا اندرز دانایان به مزدیسنان. در باره مخاطب هم باید اذعان داشت که گاهی خطاب اندرزها به عموم مردم است و گاهی هم به اشخاصی خاصی چون فرزندان، ندیمان، شاگردان و یا کودکان. اندرزها از نقطه نظرهای طبقاتی نیز وارد شده و پندهایی را به طبقات گوناگون از جمله ارتشتاران، آسرونان و دهقانان دارد؛ همانند پنج خیم آسرونان.
اندرزها را میتوان به اعتبارات مختلفی تقسیم کرد. مرحوم تفضلی اندرزها را به نصایح دینی یا حِکَم عملی و تجربی تقسیم میکند.29 در برابر، شاکد اندرزها را به سه دست? عملی، دینی عامیانه و دینی ویژه تقسیم مینماید. او بر این باور است که دست? اول متونی خِرَدیاند که در محافل درباری ایراد میشدند. دسته دوم روح خاص و زهد عامیانه و ملایمی را به درون جامعه تزریق میکرده است ودست? سوم کمی ویژهتر بوده و حاوی اشارات مبهم و غامضی است که ظاهراً مخاطب آنها روحانیون دینی با سطح دانایی بالا بوده است.30 اما بویس در تقسیمبندی خود نگاهی ارزشگذارانه به اندرز دارد او اندرزها را در سه دسته جای میدهد. دستهای از پندها را گفتههایی بدون تأمل و تفکراند؛ دسته دوم پندهای عاقلانه و مصلحت اندیشانه هستند و دسته سوم پندهایی اخلاقی است.31
3. معرفی مهمترین اندرزنامهها
به منظور فهم بیشتر از موضوع اندرز و اندرزنویسی سعی میگردد تا چند اندرز از اندرزنامههای مهم معرفی گردد. در اینجا باید اشاره کرد که هر چند مرحوم تفضلی در کتاب تاریخ ادبیات پیش از اسلام خود سنگ تمام گذاشته و پیرامون اندرزنامهها به صورت کافی بحث نموده است که به نظر نویسنده، مطالعه آن کتاب تا حدود زیادی میتواند نیازهای مخاطب را برآورده سازد، اما معرفی دوباره این متون و قرارگیری در جوّ اندرزی آنها در این نوشتار نیز بیجا نخواهد بود.
1.3. دینکرد
دینکرد32 به صورت تحت اللفظی به معنای “تألیف دینی” است. دین در اینجا به معنی روایات و
کتابهای اوستا و زند است، از این رو نامگذاری این کتاب بیانگر آن است که دینکرد کتابی مبتنی بر اوستا و تفسیرهای آن بوده است. برخی نیز از این کتاب به “دانشنامه مزدیسنی” تعبیر کردهاند.33
این اثر بزرگ شامل نُه کتاب بوده که کتابهای یک، دو و همچنین قسمتی از جلد سوم آن از بین رفته است. دینکرد را همانند بندهش، باید نوعی تألیف به شمار آورد که محصول تعلیمات سالیان دراز است. دینکرد در نهایت توسط آذر فرنبغ فرخزادان گردآوری و سپس توسط آذر باد امیدان تکمیل شده است و او این کتاب را برخاسته از الهام دین مزدیسنی میداند.
دربار? سرگذشت تألیف این کتاب هم باید گفت که پس از بر افتادن ساسانیان، آذرفرنبغ فرخزادان34 که در زمان مأمون عباسی میزیسته است، این کتاب را جمعآوری نمود؛ اما اندکی بعد، کتاب دچار آشفتگی و پراکندگی شد و در نهایت آذرباد امیدان35 آن را جمعآوری کرد و نام دینکرد هزار فصل را بر آن نهاد. نویسنده، سرگذشت تدوین کتاب را درست همانند تدوین اوستا میداند و میگوید که این کتاب الهام ایزدی به زرتشت است که نسل به نسل و سینه به سینه با وجود فشارها و مصائب مختلف به وی رسیده است.36 محققین بسیاری بر این عقیدهاند که تدوین نهائی این کتاب در قرن چهارم هجری/ دهم میلادی صورت پذیرفته است. برخی نیز معتقدند که کتابهای سوم و چهارم و پنجم دینکرد که جنب? جدلی و فلسفی کلامی آنها بیشتر است، توسط آذرفرنبغ فرخزادان تألیف شده و آذربادامیدان آنها را ویرایش نهائی کرده و نام خود را در آخر کتاب سوم آورده است.37 اما برخی دیگر دینکرد را میراثی از چندین مؤلف میدانند.38 این کتاب در تلاش است تا رابطهای را میان دین و دولت و مردم ترسیم نموده تا از این راه هم به زرتشتیانی که تحت سیطره قرار گرفته بودند، ایدئولوژی بدهد و هم در مقابل صاحبان ادیان و مذاهب دیگری نظیر اسلام، مسیحیت، یهودیت و فرقههای دیگری همچون مانی و مزدک ایستادگی نماید. برخی نیز معتقدند که میتوان رگههایی از زروانیت را در این کتاب پیدا نمود. بیشتر اندرزهای اخلاقی دینکرد در کتاب ششم آمده است از این رو جا دارد که کمی بیشتر با این کتاب آشنا شویم.
کتاب ششم: این اثر بزرگ را باید نوعی اندرزنامه پهلوی به شمار آورد که در ضمن بزرگترین اندرزنام? پهلوی نیز میباشد و حدوداً از 3500 واژه و 470 بند تشکیل شده است. این کتاب را باید تألیفی دانست که فاقد نویسنده واحدی بوده و همگی به دانایان پیشین منسوباند. دینکرد ششم یکی از
مهمترین منابع اندرزی است که هر بند آن با عباراتی چون”ایشان این نیز گفتهاند”، “این را نی

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد درموردامیرالمومنین، ابن تیمیه، ابوالعباس

Leave a Comment