دانلود پایان نامه درباره افراد مبتلا، اختلال درد، درد مزمن

این موضوع محققان را به این اندیشه واداشت که ممکن است اسکیزوفرنی محدوده متفاوتی از ومغز زنان و مردان را فرا بگیرد و همین امر موجب ویژگیهای متفاوت در دوجنس می شود .
شیوع اسکیزوفرنی
شیوع بیماری اسکیزوفرنی در طول عمر 1 تا 5/1 درصد می باشد . حداکثر شیوع آن در مردان 25-15 سالگی و در زنان بین سنین 35-25 سالگی و همچنین 90 درصد مبتلایان بین سنین 55-15 سالگی قرار دارند . شیوع بیماری قبل از 10 سالگی و بعد از 50 سالگی نادر است . نسبت مرد به زن از نظر ابتلا یکسان است . احتمال ابتلا به اسکیزوفرنی وقتی یکی از اعضای خانواده مبتلا باشد بالاتر است . شیوع اسکیزوفرنی با تراکم جمعیت به خصوص یک میلیون نفر به بالا رابطه دارد . اما این رابطه در شهرهای با جمعین کمتر از 10000 نفر مطرح نیست . از سایر علل مرتبط با اپیدمیولوژی اسکیزوفرنی می توان بر مهاجرت ، صنعتی شدن ، تولد در ماههای زمستان و اوایل بهار و زندگی در ممالک جهان سومی که بیشتر با کشورهای پیشرفته در ارتباطند اشاره کرد .
سه چهارم اسکیزوفرنیها سیگاری اند و از طرفی در 50-30 درصد بیماران اسکیزوفرنیک معیارهای سوء مصرف الکل یا سایر مواد اعتیادزا یافت می شود . بیماری اسکیزوفرنی در پاره ای از مناطق جغرافیایی شیوع بیشتری دارد که فرضیه دخالت عوامل میکروبی ( خصوصاً ویروسها) در پیدایش بیماری را مطرح و تقویت می کند .
ب) اختلالات عاطفی (خلقی)
خلق ، به حالت هیجانی درونی فرد و عاطفه به تجلی محتوای هیجانی فرد گفته می شود خلق و عاطفه حالت بیمارگونه ای دراند که به بیماری خلقی یا عاطفی معروف هستند در این نوع اختلالات ، به افکار شخصی اختلال وارد می شود عواطف به کلی از بین می رود ،‌شخص ادراک غیرعادی از محیط بدست می آورد . و نمی تواند به درستی حقایق زندگی را تفسیر نماید . این اختلالات همیشه منجر به اختلال در عملکرد شغلی ، روابط اجتماعی و بین فردی می گردد .
3ـ روان پریشی مانیک
اختلال غمزدگی و ناخوشی متضاد با دوره های “مانیا” (شادی بی دلیل ) همراه است . بیماران مانیا دارای انرژی بی پایان – هم از نظر روحی و هم از نظر جسمانی می باشند . و در زمانی که هر دو نباشند در حالت افسردگی فرو می روند بیمار احسای برفراز جهان قرار داشتن کرده و ممکن است توهم های بی اساسی داشته باشد . چنین بیمارانی معمولاً خود را ثروتمند و معروف می دانند ، انرژی زیادی داشته و خوشبین و شتابزده هستند ، و در جهتی مخالف ممکن است در حالت گیجی غوطه ور و گاه به عمق افسردگی فرو روند (فرجاد، 1374).
تعریف خود بیمار انگاری1
در Dsw-IV خود بیمارانگاری چنین تعریف شده است ، اشتغال ذهنی با ترسی از بیمار شدن یا اعتقاد وی مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی ، این ترس یا اعتقاد هنگامی ایجاد می شود که بیمار نشانه ها یا کارکردهای بدنی اشتباه تغییر کند .
اصطلاح خود بیمار انگاری از اصطلاح طبی قدیمی هیپوکوندریوم مشتق شده است که به معنای زیردنده هاست . و نشان دهنده شکایات شکمی شایع در بسیاری از بیماران مبتلا به این اختلال است . خود بیمار انگاری ناشی از تعابیر غیر واقع گرایانه یا نادرست بیمار از نشانه ها یا احساس جسمی است ،‌ر چند علل طبی شناخته شده ای برای آنها نمی توان یافت . اشتغال ذهنی بیمار سبب ناراحتی قابل ملاحظه وی و اختلال توانایی عملکرد در نقشهای اجتماعی بیمار می شود ( رفیعی ، رضاعی ، 1378).
اختلال خود بیمار انگاری
مشخصه اصلی این اختلال این است که بیماران دائماً فکر می کنند که به یک اختلال جسمی پیش رونده شدید و یا چندین نوع از این اختلالها مبتلا هستند آنان شکایات جسمانی و اشتغال ذهنی دائمی به وضعیت جسمی را نشان می دهند ، تظاهرات و احساسهای طبیعی و ناچیز غالباً از سوی بیمار غیر طبیعی و پریشان کننده تفسیر می شوند و معمولاً توجه بیمار در یک یا دو عنصر از اندامهای بدنش متمرکز می گردد . ممکن است بیمار بدشکلی یا اختلال جسمی اضطراب آور را پیش بکشد ،‌اما حتی در صورت صحت چنین چیزی میزان اعتقاد بیمار در مورد وجود این علائم و تأکید او بر هر یک از علائم در جلسات دیگری افزون بر اختلالی که پیش از آن مطرح گردیده وجود داشته باشد می پذیرد .
اضطراب و افسردگی بارز غالباً وجود دارد و ممکن است یک تشخیص اضافه را ایجاب کند . این اختلالها برای اولین بار به ندرت بعد از 50 سالگی بروز می کنند و سیر هردو علایم ناتوانی معمولاً مزمن و دارای نوسان است . هذیانهای ثابت در مورد کارکرد اندامهای بدن و شکل اندامها نباید وجود داشته باشند . ترس وجود یک یا چند بیماری ( بیمار هراسی) باید در اینجا طبقه بندی شود این سندرم در مردها و نیز زنها بروز میک ند و خصوصیات خانوادگی خاصی در اینجا وجود ندارد . اکثر بیماردان افرادی که به انواع خفیف تر اختلال مبتلا هستند فقط برای استفاده از مراقبتهای اولیه یا خدمات طبی غیر روانی مراجعه می کنند .
غالباً بیمار از مراجعه به روانپزشک امتناع می کند مگر اینکه در بدو امر تشریک مساعی بسیاری میان پزشک متخصص و روانپزشک وجود داشته باشد . میزان ناتوانی همراه با اختلال بسیار متغییر است . برخی از بیماران چون شبکه خانواده و روابط اجتماعی را عامل بیماری خود می دانند ، در انجام وظایف خانوادگی یا روابط اجتماعی خویش به حیله و ترفند متوسل می شوند ، برخلاف اقلیتی از آنها که تقریباً طبیعی طبیعی زندگی می کنند .(توزنده جانی، 1375 )‌.
یک مطالعه جدید شیوع شش ماهه اختلال خود بیمار انگاری را در جمعیت مراجعین مطبهای پزشکی عمومی 6-4 درصد گزارش کرده است . مردان و زنان به نسبت یکسان مبتلا می شوند . گرچه نشانه ها از هر سنی ممکن است شروع شوند ولی این اختلال اغلب در افراد بین 30-20 ساله دیده می شود . برخی قرائن حاکی از آن است که این تشخیص در سیاهان شایعتر است . ولی به نظر نمی رسد موقعیت اجتماعی ،‌سطح تحصیلات و وضعیت زناشویی تأثیری بر تشخیص داشته باشد .
سبب شناسی خود بیمار انگاری
در ملاکهای تشخیصی خود بیمار انگاری در Dsw-IV ذکر شده است که نشانه های بازتاب سوء تعبیر علایم بدنی است . مجموعه های قابل ملاحظه ای از داده ها حاکی از آن است که افراد مبتلا به خود بیمار انگاری احساس های جسمی خود را تشدید و تقویت می کنند . آنها آستانه پایین تر و کمتری نسبت به ناراحتی های جسمانی دارند . برای مثال چیزی که شخص عادی آن را فشار شکمی احساس می کند ، فرد مبتلا بخ خودانگاری به صورت درد شکمی درک می کند . این افراد ممکن است روی احساسهای بدنی تمرکز کنند . و آنها را سوء تعبیر کنند و به دلیل طرح شناختی غلط انها را هشداری تلقی کنند .
نظریه دوم این است که خود بیمار انگاری در چارچوب مدل یادگیری اجتماعی قابل فهم است نشانه های خود بیمار انگاری در واقع درخواستی برای پذیرش نقش بیمار را از جانب کسی تلقی می شود که خود را با مسائل لاینحل و غلبه ناپذیر مواجه می بیند . نقش بیمار راه گریزی برای بیمار است که به او امکان می دهد از تعهدات مزاحم اجتناب کند و چالشهای نامطلوب را به تعویق بیاندازد و از تکالیف و تعهدات معمول خود صاف شود . نظریه سوم درباره خود بیمار انگاری این است که این اختلال شکل دیگری از سایر اختلالات روانی است و بیش از همه با اختلالات افسردگی و اضطراب ارتباط دارد . حدود 80 درصد بیماران مبتلا به خود انگاری ممکن است به طور همزمان دچار اختلالات افسردگی یا اضطرابی باشند . بیمارانی که واجد ملاکهای تشخیص خود بیمارانگاری هستند ، ممکن است مبتلا به زیرگروهی جسمانی کنند از اختلالات روانی دیگر باشند . چهارمین مکتب فکری در مورد خود بیمار انگاری ، مکتب روان پریشی است که بر طبق آن امیال پرخاشگرانه نسبت به دیگران از طریقواپس زدن و جابجایی به شکایات جسمی تبدیل می شوند ، خشم بیماران خود بیمار انگاری در ناکامی های گذشته ،‌طرد شدن ها و فقدان ها ریشه دارد ،‌ولی این بیماران در زمان حال خشم خودر ابه این صورت بیان می کنند که ابتدا در صدد جلب توجه و کمک دیگران برمی آیند و بعد کمک آنان را به علت بی اثر بودن رد می کنند . خود بیمار انگاری همچنین به عنوان دفاعی در مقابل احساس گناه ،‌احساس شرارت درونی ، ابراز عزت نفسی پایین و علامتی از توجه مفرط به خود تلقی می شود . به این ترتیب درد و رنجهای جسمی وسیله ای برای جبران و کناره دادن (ابطال) می شود و به صورت مجازات شایسته ای برای کارهای نادرست گذشته ( خواه واقعی ،‌خواه خیالی ) و احساس گناهکاری و شریر بودن تلقی می شود ( رفیعی ،‌رضاعی 1378)‌.
راهنمای تشخیصی
برای تشخیص قطعی هر دو مورد زیر باید وجود داشته باشد :
الف) اعتقاد راسخ به وجود حداقل یک بیماری عمده جسمی بروز علامت یا علایم شده اند . حتی اگر در بررسیها و معاینات مکرر دلایا کافی برای توجیه بیماری جسمی شناسایی نشده باشد یا وجود اشتغال ذهنی دائمی در مورد تغییر یابد شکل بدن .
ب) امتناع دایمی از پذیرش توصیه های واطمینان بخشی چندین پزشک مبتنی بر عدم وجود یک بیماری یا ناهنجاری زیر بنای جهت علائم موجود .
این گروه اختلالها زیر را شامل می شود : اختلال تغییر شکل بدنی ، ترس مرضی از تغییر شکل ،روان رنجوری خود بیمار انگاری ، خود بیمار انگاری و بیماری هراسی(توزنده جانی، 1375).
تشخیص افتراقی
خود بیمار انگارری باید از اختلالات طبی ، غیر روانی ( بخصوص اختلالاتی که تشخیص نشانه های آنها چندان آسان نیست ) افتراق داده شود این بیماریها عبارتند از :
ایدز ، اختلالات غدد درون ریز ،‌میاستنی گراویس ، اسکلروزمولتیپل ، بیماریهای انمحلالی دستگاه عصبی ، و اختلالات نئوپلاستیک پنهان .
و به افتراق خود بیمار انگاری از اختلال جسمانی این است که در خود بیمار انگاری ترس از ابتلاء به بیماری وجود دارد ولی در جسمانی کردن تأکیدی بر نگرانی از نشانه ای متعدد دیده می شود . یک تمایز بین این دو گروه از بیماران مبتلا به خود بیمار انگاری نسبت به اختلال جسمانی کردن معمولاً نشانه های متعددتری دارند . اختلال جسمانی کردن معمولاً پیش از 30 سالگی آغاز می شود ، در حالی که در خود بیمار انگاری سن شروع کمتر مشخص است . اختلال جسمانی کردن بیش از خود بیمار انگاری در زنان دیده می شود چرا که در خود بیمار انگاری نسبت ابتلای زن و مرد یکسان است . خود بیمار انگاری باید همچنین از سایر اختلالات شبه جسمی افتراق داده شود .
اختلال تبدیلی به صورت حاد شروع می شود و معمولاً گذراست و اغلب شامل یک نشانه است نه یک بیماری خاص . وجود یا فقدان بی تفاوتی زیبا ویژگی قابل اعتمادی برای افتراق این اختلال نیست . اختلال درد مزمن ،‌مانند خود بیمار انگاری مزمن است ولی نشانه های آن محدود به شکایت درد است . بیماران مبتلا به اختلال بدریختی بدن آرزو دارند که طبیعی به نظر برسند ولی معتقدند دیگران متوجه ناهنجار بودن آنها هستند ، در حالیکه بیماران مبتلا به خود بیمار انگاری در پی جلب توجه برای بیماری مزمن خویش هستند .
نشانه های خود بیمار انگاری ممکن است در اختلال افسردگی و اختلال اضطرابی هم مشاهده شود . اگر بیمار ملاکهای تشخیص خود بیمار انگاری و نیز اختلال روانی عمده دیگری مانند اختلال افسردگی اساسی و اختلال اضطراب فراگیر را به طور کامل دارا باشد باید هر دو تشخیص را دریافت کند اگر اینکه نشانه های خود بیمار انگاری منحصراً ضمن دوره های اختلال روانی دیگر بروز کند . باورهای هذیانی خود بیمار انگاری در اسکیزوفرنی و سایر اختلالات روان پریشی دیده می شود ولی وجه افتراق آنها از خود بیمار انگاری این است که شدت این هذیانی دارند و نشانه های روانپریشانه دیگری نیز در بیمار یافت می شود بعلاوه هذیانهای جسمی بیماران اسکیزوفرن اغلب عجیب و

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه دربارهبهداشت روان، احساس حقارت، استان فارس

Leave a Comment