دانلود پایان نامه درباره اخلاق کار، اندرزنامه، ACT

واژگان اخلاقی به استخدام عمل دینی آمده است، مثلا چنین آمده که شرم آن است که گناه نکنید و ننگ آن است که کرفه نکنید.342
9.3. خوبی و بدی
از آنجا که دین زرتشتی انسان را آفرید? اهورهمزدا میداند و او را مکلّف به انجام خوبی میکند و او را چنین فرمان میدهد که خوبی را نزد هرکسی که یافتند آن را فرا بگیرند و بدی را از هیچ کس نپذیرند،343 در فلسفه زرتشتی خیر گیتی از اورمزد است و سرشت انسانها بر نیکی قرار داده شده است. مطابق این تفکر مردم همواره به جایگاه سراسر نیک و عاری از بدی میاندیشند.
hAd! Mardom aNdar ‘hamAg NEkih [Ud] aBEzag aziC aNAgih gyAg’ grIfT- m?NICNih padIC hamE Ud aN-ayAsagih azIC hargIz-Iz: U-CAN pad ‘hamAg aNAgih i a-NEkih grIfT-mENICNIh padiC hagrIz, Ud ayAsag i awIC fradOm-Iz …NE bawEd.
همانا مردم، همواره به جایگاه سر تا پا نیک و پاک از بدی میاندیشند و هرگز یاد از آن بر نمیگیرند و ایشان (= مردمان) به جایگاه سر تا پا بد تهی از نیکی هرگز نمیاندیشند و سر سوزنی یادی از آن نمیکنند.344
این جمله یاد آور همان سخن ارسطو است که میگفت:
به حق گفتهاند که خیر آن است که همه چیز به سوی آن گرایش دارد.345
در جای دیگر خوبی را زائل نشدنی دانسته و میگوید، هر چیز خوب اگر همه آن از بین رود بازهم خوب است و این بدی است که از بین خواهد رفت.346
4. روایی و ناروایی یک فضیلت
یکی از اشکالاتی که بر اخلاق فضیلتگرا گرفته میشود آن است که این رویکرد چه معیاری برای روایی و ناروایی یک فضیلت دارد و اساساً چگونه میتوان فهمید که یک عمل صواب یا خطا است. فضیلتگرایان که ظاهراً همواره خود را در مواجه? با این پرسش میدیدهاند، حداقل به سه پاسخ کاملا متفاوت به پرسش معارضان خود پاسخ گفتهاند. برخی همچون ارسطو و پیروان او فضیلت را تصمیمی عاقلانه و مستقل از خود فاعل خیر میدانند. ارسطو در اخلاق نیکوماخس معیار فضیلت را میانهروی میداند و چنین میگوید:
بر ما فرض است که (حد وسط) را انتخاب کنیم و از افراط و تفریط چشم بپوشیم و بدانیم که حد وسط با آنچه عقل سلیم حکم میکند موافق است. برای تشخیص حد وسط، بعضی اصول وجود دارد که یک حالت بینابین افراط و تفریط را پدید می آورد و مطابق عقل سیلم است.347
او در جای دیگر صراحتا اعلام میدارد که که فضائل بدون انتخاب عقلانی اصلاً معنایی نخواهند داشت.348
برخی دیگر از معتقدان به اخلاق فضیلت، معیار روایی یک فضیلت را ایجاد خصوصیاتی در شخص
میدانند و میگویند: عملی صحیح است که بتواند خصوصیاتی را در کنشگر ایجاد کند. عدهای دیگر هم بر این باورند که روایی یک فعل عمل فضیلتمندان است و فعلی را می توان صواب دانست که انگیزههای خوب درستی آنرا تأیید کنند. به تعبیر دیگر برای روایی یک فضیلت در هنگام عمل باید دید که آیا اگر انسانی فضیلتمند در شرایطی یکسان با فاعل کنونی قرار داشت همان کاری را انجام میداد که فاعل کنونی درصدد انجام آن است.349
دینکرد ششم ساختار منطقیتری نسبت به دیگر اندرزنامهها دارد، از این رو دینکرد ششم را میتوان به عنوان مهمترین بخش از منابع استخراج نظام اخلاقی این متون دانست. دینکرد ششم با نظر ارسطو قرابت دارد اما به نظر میرسد هیچگاه تمام آن را قبول ندارد. در نظرگاه فلسف? اخلاق دینکرد، اعتدال نشانی برای روایی یا ناروایی یک فضیلت است. اما در پاسخ به این سؤال که از کجا باید دانست که عملی معتدلانه است یا خیر؟ باید به به سراغ انگیزههای خوبی رفت که این عمل از آنها صادر گشته است. به همین منظور ما شاهد در نظر گرفتن جایگاه مهمی برای بزرگان و نیکان در اندرزنامهها هستیم و به زرتشتیان توصیه شده است که برای همنشینی با نیکان اهمیت بسیاری قائل شوند350 تا جایی که همنشینی با نیکان نیایش ایزدان دانسته شده است.351 حکمای باستان در فرازی از دینکرد به صراحت اعلام میدارند که:
U-CAN EN-?z a’oN dACT ku wehAN asT i pUrsid Ud asT i wizard. pUrsid kU c? ahlAyih Ud c? ahlAwih Ud c? karbag Ud c? pAki Ud c? xwECkArih Ud wizdArih Ud c? abEzagih Ud c? dAdArih Ud c? rAsTih Ud c? amrgih Ud c? TaN i pasEN.
ایشان نیز اینگونه گفتند باید از نیکان پرسید و آنها پاسخ دهند. از آنها پرسید که که نیکوکاری چیست و نیکوکار چگونه است؟ کار کرفه کدام است؟ پاکیزگی چیست؟ خویشکاری چیست؟ ادراک چیست؟ اخلاص چیست؟ دهش چیست؟ راستگویی چیست؟ بیمرگی چیست؟ تن پسین چیست؟352
5. نشانهها
اخلاقی که اندرزنامهها در بستر آن نضج یافتهاند اخلاقی فضیلتمند است. در بسیاری از موارد میتوان شباهتهای بسیار نزدیکی را بین آنها و تفکرات یونانی و خصوصاً ارسطویی یافت که بررسی همگی این موضوع خود نیازمند به مقالی دیگر است. ولی ما در اینجا برای نشان دادن این نقاط اشتراک به چند مورد از اصول اخلاق فضیلتی اندرزنامهها اشاره کرده و تحقیق بیشتر را بر دوش خواننده گرامی میگذاریم.
در دین زرتشتی اهورامزدا خیر محض است. هیچ شری با او و امشاسپندانش نسبتی ندارند. مینوی خرد میگوید:
پرسید دانا از مینوی خرد که اهریمن بدکار و دیوان و فرزندانش با اورمزد و امشاسپندان هیچگونه دوستی میتوانند با یکدیگر داشته باشند؟
مینوی خرد پاسخ داد: که به هیچ وجه نمیتوانند داشته باشند چه اهرمن گفتار دروغ بد اندیشد و کارش خشم و کین و قهر است و اورمزد درستی اندیشد و کارش کار نیک و راستی است.353
از آنجا که اورمزد خودش خیر محض است، هرچه که از جانب او نصیب مردم می شود نیز خیر است.354 نکت? دیگر آن است که خیر هیچگاه با شر آمیخته نمیشود.355 و باید تمامی شرور و کمبودها را به اهریمن نسبت داد. بنابراین میتوان اهریمن را نقص و شر را عدم خیر و خواست اهریمن دانست.
دینکرد ششم در بیان توضیح و تفسیر رذیلت اعلام میدارد که انجام رذیلتها به دلیل ناآگاهی است. این یعنی همان سخن سقراط و افلاطون که فضیلت را معرفت دانسته و معتقد بودند که انسان از روی ناآگاهی به سراغ شرور میرود. این نظریه که فضیلت معرفت است بیانی از این حقیقت است که خیر را نمیتوان صرفاً یک کلمه نسبی دانست بلکه به چیزی راجع است که مطلق و نامتغییر است زیرا در غیر این صورت نمیتواند متعلق معرفت باشد.356 در رابطه با همین موضوع دینکرد اعلام میدارد که:
UCAN EN-?z aON daCT kU N? aNdECICN Ud N? Tars?CN Ray mard cAr xwAhICN az abArONih.
ایشان نیز اینگونه گفتند که مردم از روی بیاندیشگی و بیبیمی به سوی بدی میروند و چاره را در نادرستی ]میبینند[.357
رذائل فردی هنگامی که در مقیاس تک تک مردم نگاه شوند، موجب پدید آمدن رذائل جمعی و گروهی نیز میگردند و دلیل پدید آمدن فرقههای گوناگون است. پس میتوان جهل را دلیل نشاختن کار نیک دانست.
MardomAN NE dANisTaN i kAr ud kirbag rAy harw kas AN wE? wurroyEd ud pad w?h dArEd i-? hammoziCN pad kEC abar bud EsTEd.
مردمان به علت ندانستن کار نیک هرکسی به سوی کیشی گرود و (آن را) نیک انگارد که آموزشاش در آن بوده است.358
در جای دیگر آمده است که:
پرسید دانا از مینوی خرد که چرا مرد نادان هنگامی که او را تعلیم میدهند و فرهنگ (= تربیت) و تعلیم دانایان و نیکان را چنان خوار دانند که آموختن بدان دشوار میشود؟
مینوی خرد پاسخ داد که به این سبب که مرد نادان، نادانی خویش را در اندیشهاش چنین نیک میپندارد که دانا، دانایی خویش را در اندیشهاش.359
همچنین آمده است که:
AhogomaNdih iCaN pad gyAN az dANiCN kasTagih’ wiNasTagih i gyAN drUwaNdih-iz wIhAN pad TaN az-Iz AmEziCNigAN wINAhiCN i wEmArih ud margih-Iz wihaN
آهوگ (عیب) پذیری مردمان در (گستره) جان از راه کاستی در دانش است، که این، بنانگیز (علت / انگیزه بنیادین) تباهی جان و تباهی خوی است.360
از سوی دیگر در اخلاق فضیلتی اندرزها تاکید فراوانی بر اعتدال شده است. در فصل پیش درباره پیمان به صورت مبسوط سخن گفته شد که پیمان در معنای پهلوی آن یعنی میانه روی.
هستش دانایی دین مزدایی – از آنجایی که پتیارههایش افراط و تفریط است- در گوهر خود میانهروی است زیرا ] میانهروی،بر سازنده[ ذات دین مزدایی است. همستیزنده با دانایی ] دین مزدایی[ افراط میباشد که همزاد دروغین دین است و پتیاره ] دین مزدایی[ تفریط است.361
تاکید بر میانهروی و پرهیز از افراط و تفریط تا آنجاست که بنابر دینکرد افراط و و تفریط را عامل بر هم زننده جهان مینوی می شود.362 در مقابل میانهروی باعث زندگی است:
EN-?z EdoN kU az paymANigih fCoNICN, Ud az fCoNiCN [cIC xwEC NigAh dACTaN], Ud az cIC xwEC NIgAh dACTaN bawaNdagih, Ud az bawaNdagiH rAdih, Ud az rAdih frAxwih, Ud az frAxwih ziNdagih bawEd.
این نیز چنین است که از پیمان سازگاری و از سازگاری [چیز خویش نگاه داشتن] و از چیز خویش نگاه داشتن کمال و از کمال رادی و از رادی فراخی و از فراخی زندگی باشد.363
1. چیستی و چگونگی اخلاق کاربردی
اخلاق کاربردی364 یکی دیگر از شاخههای علم اخلاق است. این رشته از اخلاق به صورت نظاممند کنونی آن، در قرن بیستم میلادی و در ده? هفتاد مورد توجه محققان قرار گرفت. با این حال از عهد باستان تا نیم? دوم قرن بیستم نیز در میان نظریات فیلسوفان و حکماء به صورت جسته و گریخته میتوان اشاراتی را به اخلاق کاربردی پیدا نمود. وقوع جنگها، خشونتها و تبعیضهای گوناگون در نیم? دوم قرن بیستم تا کنون باعث گردید تا از اهمیت نگاههای کلی و انتزاعی به اخلاق کاسته شده و بیشتر بر کاربرد اخلاق در زندگی انسانی تمرکز گردد. از اینرو محققان تعاریف گوناگونی را از اخلاق کاربردی ارائه دادند که برخی از آنها عام و برخی به صورت جزیی هستند. به عنوان نمونه آمده است که اخلاق کاربردی یعنی کاربست نظریههای اخلاقی کلی در موضوعات اخلاق که با بیطرفی همراه گردد. در تعریف کلیتر نیز گفته شده که اخلاق کاربردی عبارت است از هر گونه کاربست انتقادی روشهای فلسفی برای سنجش تصمیمات عملی اخلاقی و مواجهه با مسائل، رفتارها و سیاستهای اخلاقی در حرفهها، تکنولوژی و حکومت و غیره.365 به دیگر بیان، رسالت اخلاق کاربردی، نهادینه کردن اخلاق در بستر جامعه است.
اخلاق کاربردی ارتباط مستقیمی با اخلاق هنجاری دارد؛ زیرا اخلاق هنجاری سعی دارد تا اصول اخلاقی و معیارهای خوب و بد، درست و نادرست و وظیفه را به دست آورد که خود بستری برای هنجارهای اخلاقی کاربردی است. از اینرو چنانچه تفکری بر اساس نتیجه یا وظیفه و یا فضیلت شکل گیرد، بدون شک در تصمیمگیری اخلاقی میتواند تأثیر گذار باشد. به عنوان نمونه اگر میان دو کشوری که جنگ در گرفته است صلح برقرار گردد، غایتگروان خواهند گفت که زمانی میتوان به این صلح پایبند بود، که این صلح برای مردم خیر را به همراه آورد و هرگاه صلح خالی از این فایده شد، میتوان آن را نقض کرد. در برابر قاعدهگرایان خواهند گفت که وفای به عهد از اموری است که ذاتاً خوب است و از اینرو نباید مصلحتاندیشی را در این مورد وارد ساخت. یا این که بیماری به پزشک مراجعه نموده و پزشک میفهمد که او به زودی خواهد مرد. در این حال اگر واقعیت را به او بگوید او رنج خواهد برد و چنانچه این حقیقت را از او پنهان کند، به بیصداقتی متهم خواهد شد. یک سودگرا که معتقد به فراهم آوردن بیشترین سود و کم نمودن درد و الم انسانی است، حکم به پنهان نمودن این بیماری میدهد و در مقابل یک وظیفهنگر براین باور خواهد بود که راستگویی یک اصل است، و باید راست گفت ولو آنکه افلاک به هم ریزد، پس در این مورد باید راستگو بود و حقیقت ماجرا را به بیمار باید گفت. یک فضیلتگرا هم خواهد گفت که باید به عامل نظر کرد. اگر عامل

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه دربارهاخلاق کار، اندرزنامه، فرهنگ و تمدن

Leave a Comment