دانلود پایان نامه درباره ابراز وجود، رفتار پرخاشگرانه، قرن نوزدهم

همراه با ” تنبه ” (آگاهی)‌باشد می تواند سریعاً به اصطلاح نادرست و اهداف مورد نظر کنترل کنندگان منتهی شود اما چنین شرایطی برای کنترل رفتارهای نادرست و اهداف موردنظر کنترل کنندگان منتهی می شود اما چنین شرایطی برای کنترل رفتارهای نادرست به ندرت به وجود می آید . به این جهت ناخوشایندی تنبیه بر تنبیه آن غلبه کرده و تمایلات پرخاشگرانه را احیا می کند .
فروخوردن خشم
یکی از شیوه های مهم کنترل پرخاشگری ، آماده کردن جامعه برای عدم تایید پرخاشگری است . در این صورت ، انسان ها ملزم می گردند هنگام عصبانیت خشم خود را فروخورده و به پرخاش دست نزنند . این روش از سوی عده کثیری از اعضاء جامعه همچون بزرگسالان ، روانکاوان و درمانگران پذیرفته شده است روانشناسان اجتماعی شواهدی ـ دال بر تأیید نظریه آنها باشد ارائه نمی دهد . محققان به بررسی این دیدگاه پرداخته متوجه شده اند این روش تخلیه پرخاشگری ، نمی تواند میزان وقوع آنی پرخاشگری را کاهش دهد حتی آنها به این نتیجه رسیده اند که چنین اعمالی موجب تشدید روحیه پرخاشگری در آینده نیز می گردد (فرجاد، 1374 ) .
اساس زیستی پرخاشگری
هورمونها و پرخاشگری : در بعضی از تحقیقات که روی حیوانات انجام گرفته ،‌نقش هورمونها را در ایجاد پرخاشگری دخیل دانستند ، در یک آزمایش تزریق استروژن ، پروژسترون به یک موش نر به مقدار زیاد از رفتار پرخاشگرانه موش را کاهش داد و در آزمایش دیگر ، اخته کردن یک حیوان نر ،‌به مقدار زیادی از رفتار پرخاشگرانه آن حیوان را کاهش داد . در یک تحقیق دیگر ، روی افراد جانی که رفتار پرخاشگرانه مرتکب شده بودند ، سطح تستوسترون خون آنان بالاتر از حد طبیعی گزارش شد .
در بعضی تحقیقات دیگر سطح نوراپیفرین ،‌سروتونین و چند هورمون دیگر در ایجاد رفتار پرخاشگرانه دخیل دانستند .
ژنتیک پرخاشگری
بعضی تحقیقات در مورد ژنتیک پرخاشگری ، نشان می دهد که میزان پرخاشگری در کروموزوم Y بیشتر از کروموزوم X می باشد ، یعنی در واقع میزان پرخاشگری در جنس مذکر بیشتر از مونث می باشد در یک تحقیق دیگر میزان پرخاشگری را در کسانی که کروموزمهای XYY می باشد ، بیشتر گزارش کردند .
در این تحقیق همچنین گفته می شود که این نوع افراد بیشتر مرتکب خشونت می شوند و میزان آنان در زندانها بیشتر می باشد . صحت این تحقیق هنوز بهصورت کامل مشخص نشده ولی ، بعضی محققان با تکیه بر تحقیق جدید خود ان نظریه را رد می کنند .
تحریک ناحیه ای از مغز و پرخاشگری
در برخی پژوهشها ، تحریک برقی ملایم هیپوتالاموس جانبی و داخلی حیوانات موجب رفتار پرخاشگرانه در آنها می شود آمیگدال (بادامه) نیز ، در پرخاشگری دخالت دارد . انهدام تجربی بخش کوچکی از بادامه توسط اجرامی ، موجب می شود که حیواناتی طبیعتاً پرخاشگر نیز نظیر گربه وحشی ، به حیواناتی نسبتاً رام و آرام تبدیل شوند
( قلی زاده کلان، 1376) .
نقش یادگیری در پرخاشگری
طرفداران فرضیه یادگیری اجتماعی ، بر این باورند که پرخاشگری نیز به مانند هر رفتار آموخته شده دیگر ، نتیجه تنبیه و پاداش و همچنین تقلید از الگوهای تربیتی می باشد . باندورا ، که یکی از طرفداران معروف این فرضیه می باشد ، معتقد است که نه مفهوم پرخاشگری به عنوان یک غریزه و نه سائقی منبعث از ناکامی ، ریشه پرخاشگری انسان نیست ،‌ بلکه انسانها یکدیگر را مورد حمله قرار می دهند ، زیرا از تجربیات گذشته ،‌واکنش های پرخاشگری را از یاد گرفته اند ، برای انجام اعمال پرخاشگرانه ، انتظار پاداشهایی گوناگون داشته یا بدست آوردند و یا شراییط اجتماعی و محیطی خاص آنها را مستقیماً به طرف پرخاشگری سوق می دهد . از تحقیقاتی که در رابطه با نقش یادگیری در پرخاشگری شده ، چنین به نظر می آید که عوامل بیرونی در ایجاد پرخاشگری نقش بسزایی دارند . امروزه خشونت و جنایت در کشورهایی که در تلویزیون و سینمای آنان صحنه های خشونت و جنایت بیشتر در صحنه نمایش قرار می گیرد ،‌به صورت مستقیم و غیر مستقیم ،‌به دامنه پرخاشگری در این کشور دامن می زند مواردی بسیاری گزارش می شود که بعضی جنایات ، به خصوص به دست کودکان و نوجوانان ، بعد از تماشای صحنه های مختلف پرخاشگری و جنایت از فیلمها به وقوع پیوسته است .
از دیگر عواملی که به پرخاشگری دامن می زند ، مصرف مشروبات الکلی می باشد . افراد مست بدون اینکه خود متوجه بشوند ، مرتکب جنایات فراوانی می شوند . بیشتر جنایاتی که به مراکزقضایی آورده می شوند جنایت و اعمال خشونت آمیز را در حال مستی انجام داده اند و یا همچنین در کشورهایی که مشروبات الکلی بیشتر رواج دارد و زیاد مصرف می شود ، سطح جنایت و خشونت در آن کشورها خود به خود بیشتر از سایر کشورها می باشد . برخی پژوهشگران حس حقارت را نیز عامل تقویت کننده پرخاشگری به حساب می آورند که معمولاً به دو صورت نقص بدنی و یا کمبود روانی به وجود
می آید . کسی که دچار این نقیصه واقعی و یا خیالی است . برای جبران ان یا پنهان داشتن آن به خشونت و پرخاشگری می پردازد و برتری جو می شود .
این محققان عوامل دیگری مانند : عقده برتری جوئی ، کبر و غرور و همچنین تعصب ، اعم از تعصب مذهبی ، سیاسی و ملی را نیز عوامل تقویت کننده پرخاشگری معرفی می کنند (قلی زاده کلان، 1376 ) .
حساسیت بین فردی
ابراز وجود چیست ؟ ” تغییر زمانی صورت خواهد گرفت که آنچه هستید بشوید ، نه آنگاه که تلاش کنید چیزی بشوید که نیستید ” اساساً ابراز وجود به معنی احترام گذاشتن به خود و دیگران است . ابراز وجود بر این عقیده استوار است که عقاید ،‌باورها ، افکارو احساسات ما و دیگران به یک اندازه اهمیت دارند و این در مورد افراد دیگر نیز صادق است . این به معنی آگاه بودن به دست آوردن خواست فردی به هر قیمتی نیست .
ابراز وجود کردن یعنی توانایی بیان خویشتن به طور روشن ، مستقیم و شایسته ارج نهادن به احساس و فکر خود ، عزت و حرمت برای خویشتن قایل شدن و شناخت نقاط قوت و محدودیتهای خویشتن است . به بیان دیگر شامل شناختی قدر خویشتن است . با توجه به تعریف فوق میت وان فنون خاصی را برای تغییر رفتارهای خود در حوزه مورد نظر آموخت . نکته مهم صداقت است . بی آنکه در خصوص افکار و احساسات خویش با خود رو راست باشید ، دست یابی به ابراز وجود دشوار است . غالباً وقتی با افراد دیگر صحبت می کنیم آنچه را که می خواهیم بگوییم تغییری می دهیم به گونه ای که شاید تاثیر خاصی را منتقل کنیم تا دیگران ناراحت نشوند یا بدین منظو عمل می کنیم که آنها را به انجام آنچه می خواهیم ترغیب کنیم . بنابراین این ارتباط بی پرده نیست . اساساً برقراری توام با جسارت به معنی حقیقت گویی است .
جسارت داشتن همچنین به معنی پذیرفتن مسئولیت زندگی را انتخاب خود است ، یعنی خودتان تصمیم بگیرید نه اینکه صرفاً دستخوش پیشامدها شوید و یا تابع تصمیم دیگران باشید ، همچنین افراد دیگر شرایط را به خاطر آنچه برایتان رخ می دهد ملامت نکنید . اگر شما مسئولیت زندگی خو.د را بپذیرید آنگاه می توانید بخشهایی از زندگی خود را که دلخواه نیست تغییر دهید . اگر شرایط بیرونی را مسئول زندگی خود بدانید معنایش این است که از تغییر زندگی خود عاجزید وقوف بر این نکته که افکار واعمال سازنده زندگی ما هستند و اینکه ما مسئول رویداهای زندگی خویش هستیم ، جالب و هیجان انگیز است (ییلاق ، رضایی 1379) .
موانع بر سر راه ابراز وجود
در کار کمک به هزاران انسان تا به ارزشهای خود پی ببرند و صادقانه و با صراحت ابراز وجود کنند به سه مانع عمده بر می خوریم که عبارتند از :
1- خیلی ها حق ابراز وجود کردن را از خود دریغ می کنند .
2- گروهی از ابراز وجود کردن هراس دارند .
3- بسیاری از مردم از مهارت لازم برای ابراز وجود کردن برخوردار نیستند (قراچه داغی ، 1374 )‌.
ابراز وجود مثبت و سالم
ابراز وجود کردن از اضطراب احتمالی برخورد با دیگران می کاهد . بررسیهای به عمل آمده نشان می دهند وقتی روی پای خود بایستیم و ابراز وجود کنیم و به ابتکار خویش کاری صورت دهیم ، بدون توجه به اینکه در حال حاضر در چه موقعیتی هستیم از شدت استرس خود می کاهیم و احساس ارزشمندی بیشتری می کنیم .
آیا زمام امور زندگی شما به دست دیگران است ؟‌آیا به ساز و خواسته دیگران می رقصید ؟‌آیا امیال و خواسته های خود را در سینه حبس می کنید ؟ و یا بر عکس ؟ دیگران را برای رسیدن به خواسته هایتان زیر فشار می گذارید ؟ ناراحتی هایی از این نوع سردرد ، خستگی عمومی ، اختلالات گوارشی ، تحریکهای پوستس و تنگی نفس ممکن است ناشی ا ناتوانی در ابراز وجود کردن باشد . به کمک ابزار وجود از این اشکالات نجات پیدا می کنید می توانید سالمتر باشید می توانید درروابط خود با دیگران عهده دار زمام امور خویش باشید ، می توانید به عزت نفس بیشتری برسید ،‌در این شرایط از ناحیه دیگران نیز بیشتر تحسین و تکجید خواهید شد .
تهاجم ، پرخاشگری و ابراز وجود کردن مفاهیمی هستند که اغلب با هم اشتباه می شوند . اما رفتار قاطعانه و ابراز وجود کردن به معنی پایمال کردن حقوق دیگران نیست . در ابراز وجود کردن حق و حقوق و همه محترم شناخته می شود (قراچه داغی ،‌1374) .
تاریخچه پارانوئید
اصطلاح “پارانوئید”1 حتی قبل از بقراط در یونان به کار برده شده و یونانیها از آنبه معنای دیوانگی استفاده می کردند . در قرن هیجرهم ،‌این اصطلاح برای اختلالاتی که علائمها بارز آن هذیان و توهم بود ، متداول شد ، تا قرن نوزدهم این اصطلاح را برای انواع و اقسام بیماریها به کار می بردند . اما در سال 1893 امیل کراپلین ، پارانویارا پارافرنیا2 که یک اصطلاح متداول در اروپاست و معادل اصطلاح واکنش پارانویه یا پارانوئید در آمریکا می باشد ،‌تغییر داد و تفکیک نمود . گراپلین همچنین بیماری پارانویه را از پارانویدا اسکیزوفرنیا که در آن زمان دمانسی پرکوکس3 نامیده می شد ، متمایز نمود . تاکنون در طبقه بندی های مختلف سه نوع عمده از بیماری یا حالات پارانوید را ذکر کرده اند که عبارتند از : پارانویای پیری و پارانویای مشترک . اخیراً در تقسیم بندی DSM-IV ، یک نوع به عنوان اختلال حاد پارانوید ذکر شده است .
طبقه بندی پارانوئید
پارانویا ، بیماری نادر و کمیابی و علامت بارز آن پیدایش تدریجی یک نظام فکری هذیانی با طیف گسترده و توسعه یافته ای است که بر اساس تعبیر اشتباه از وقایع و حقایق زندگی استواری می باشد . هدف از این نظام پارانویدی ،‌برقراری تعادل در زندگی عاطفی بیمار است .
پارانویای پیری در دوران کهنسالی شروع می شود و نظام شکل یافته و محکمی از اختلالات تفکر و باورهای هذیانی در او دیده می شود . این هذیانها شبیه هذیانهای بیمار اسکیزوفرنیک است .
پارانوئید مشترک عبارتند از سیستم های هذیانی که به صورت آزار و تعقیب می باشد ،‌و در نتیجه زندگی و روابط نزدیک بین دو شخصی که یکی از آنها بیمار و دیگری سالم است ،‌به وجود می آید . یعنی شخص سالم به هذیانهات فرد بیمار دچار می شود . معمولاً وقتی رابطه این دو نفر قطع می شود ، نظام فکری فرد دوم (سالم)‌که بر اثر معاشرت ایجاد شده است قطع می شود و او به حالت سالم بر می گردد . اگر چه این حالت غالباً بین دو نفر رخ می دهد ـ از این جهت قبلاً به آن جنون دونفر می گفتند . اما در موارد نادری هم بین چند نفر مشترک دیده شده است .
در پارانوئید حاد حالات پارانوئید معمولاً کمتر از شش ماه به طول می انجامد و غالباً در افرادی که تجارب شدید ،سخت و یا تغییرات ناگهانی در محیط زندگی شان داشته اند ، مانند : مهاجرین زندانیها ،‌ اسرای جنگی ،‌سربازان و کسانی که به طور ناگهانی از خانواده خود جدا شده اند دیده می شود. شروع

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوعآداب و رسوم

Leave a Comment