دانلود پایان نامه ارشد درمورد فریقین، امام زمان، صاحب نظران

ابی داوود مورد احترام و توجه اهل سنت است. متاخران بر کتاب سنن ابی داوود ایرادهایی گرفته و آن را نقد کرده اند، چنان که مندری که خلاصه ای به نام مجتبی از آن فراهم کرده، به برخی احادیث آن خرده گرفته است. ابن الجوزیه نیز نقدی دیگر بر آن افزوده است. گروهی از دانشمندان اهل سنت، مانند ذهبی در میزان الاعتلال و احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام معروف به ابن تیمیه در منهاج الاصول خاطر نشان کرده اند که سنن ابی داوود دربردارنده ی احادیث ناصحیح و کذبی مانند حدیث نهی رسول خدا از خوردن گوشتی که با کارد جدا شده باشد و مانند آن است. شروح و حواشی چندی بر سنن ابی داوود نوشته شده که گاه با خود متن و گاه به تنهایی، چاپ و منتشر گردیده است. در میان شروحی که بر کتاب سنن ابی داوود نوشته شده، شرح عبدالرحمان بن کمال سیوطی به نام مرقاه الصعود الی سنن ابی داوود وشرح عون المعبود فی شرح سنن ابی داوود و شرح امام خطابی به نام معالم السنن، معروف است. 43
دیدگاه برخی از صاحب نظران اهل سنت
1 – ذهبی در کتاب معروف خود، سیر اعلام النبلاء می‌نویسد: الامام، شیخ السنه، مقدم الحفاظ، ابوداوود الازدی السجستانی، محدث البصره 44
2 – ابوخلال: او که یکی از علمای اهل سنت است، می‌گوید: ابوداوود الامام المقدم فی زمانه رجل لم یسبقه الی معرفته بتخریج العلوم وبصره بمواضعه احد فی زمانه، رجل ورع مقدم.45
3 – احمد بن محمد بن یاسین: اوکه یکی از دانشمندان اهل سنت است، می‌گوید: کان ابوداوود احد حفاظ الاسلام لحدیث رسول لله و علمه و علله و سنده، فی اعلی درجه النسک و العفاف و الصلاح والورع ؛ من فرسان الحدیث.46
ابوداوود، یکی از حافظان احادیث، سنت و سیره پیامبر است او، اهل ورع و پارسایی و ازتک سواران در دانش حدیث است.
4 – ابن منده می‌گوید: ( الذین خرجوا و میزوا الثابت من المعلول و الخطاء من الصواب اربعه: البخاری، مسلم، ثم ابوداوود و النسائی.47 کسانی که احادیث صحیح را از ناصحیح جداکرده اند چهار تن اند: بخاری، مسلم، ابوداوود، نسائی.
گفتار ششم: سنن نسایی
عبدالرحمان، احمد بن علی بن شعیب بن علی بن سنان بن بحربن دینار نسائی نیشابوری، معروف به نسائی و شیخ الاسلام در « نساء » در سال 214 یا 215 ق در خراسان دیده به جهان گشود و در سال 303 ق مکه، دیده فروبست. نسائی، از نوادر حافظان و محدثان ایرانی از اهل سنت است. نسائی را در دانش حدیث و رجال، بسیار ستوده اند.48 نسائی، پیوسته، یک روز در میان، روزه می‌گرفت و به مذهب شیعه رغبتی فراوان داشت. به طوری که برخی مدعی شده اند که وی در اواخر عمر تشیع را برگزیده بود. نسائی، در اواخر عمر به شام سفر کرد ومردم آن جا، از وی در باره ی برتری معاویه پرسیدند. او که شناخت کافی به تاریخ داشت و به خاطر می‌آورد که پیامبر سه بار معاویه را برای انجام دادن کاری جویاشده بود و هر بار پیکی می‌آمد و از اشتغال او به خوردن غذا خبر می‌داد و پیامبرنفرین اش کرد و فرمود خداوند شکم اش را سیر نکند. او با این دید، امام علی را برتر از معاویه معرفی کرد. متعصبان وقتی نظر او را شنیدند، به آزار وتنبیه وی پرداخته، او را به رمله تبعید کردند.49 پیش از این واقعه، نیز از او سؤال کردند که چرا در باره ی فضایل شیخین کتابی تالیف نکردی؟ او در پاسخ این اعتراض، از برتری و ارزش مندی خاندان نبوت سخن گفت.
آثار نسائی
1- خصائص و فضایل امیرالمؤمنین؛ نسایی در باره ی تالیف این کتاب می‌گفت: آن گاه که بر شام رفتم، مردم را دشمن و منحرف از امام علی و اهل بیت اودیدم و به نگارش آن کتاب پرداختم، تا شاید خداوند آن‌ها را ارشاد کند. احادیث خصائص از نظر سند خوب و معتبرند. بیش تر روایات او در این کتاب، ازاحمد بن حنبل شیبانی، پیشوای مذهب حنبلی است.
2 – مسند الامام علی؛ 3 مسند مالک؛ 4 کتاب الضعفاء والمتروکین من رجال الحدیث؛ 5 المجتبی فی مختصر السنن که بر سنن صغیر نیز معروف است؛ 6 سنن که به سنن کبیر نسائی و سنن نسائی و سنن کبیر معروف است توضیح: نسائی، در پاسخ بر استفسار مردم در باره ی درستی همه ی احادیث سنن خود می‌گفت:
همه ی احادیث آن صحیح نیست و آن گاه احادیث صحیح را از مجموعه ی کتاب، نخست استخراج و جدا کرده و آن را مجتبی یا سنن صغیر نامید.
فصل سوم: بررسی دلیل افضلیت امام
مقدمه
در میان شیعیان مساله امامت از اهیت فوق العاده ای برخورداراست، در حالیکه در میان سایر فرق اسلامی اینچنین نیست. و دلیل آن تفاوت نگاه شیعه و اهل سنت به مساله امامت است. اگر چه مشترکاتی نیز در این مساله بین فریقین وجود دارد اما برخی ابعاد اختصاصی که در نگاه شیعه به این مساله هست باعث شده که از اهیت فوق العاده ای برخوردار شود. اینکه امامیه، امامت را جزء اصول دین میشمارد و عامه آن را از فروع دین، از همین تفاوت در برخورد با مفهوم امامت نشئت میگیرد. در واقع مساله امامت در شیعه مفهومی کلامی است در حالیکه نزد اهل سنت مفهومی فقهی دارد.
امام در لغت و کلام
تمام لغویان معتقد اند که واژه امام از ریشه ( امم ) گرفته شده و به معنای مقتدا به کار رفته است، خواه انسانی باشد که به فعل یاقول او عمل شود، خواه کتاب یا چیز دیگری باشد و از این لحاظ که مقتدای حق یا باطل باشد فرقی نمی‌کند50.
اگر به تعاریف علمای فریقین در باب امامت نظر بیفکنیم در ظاهر امر و با توجه به برخی یکسانی الفاظ شاید چنین تصوری پیش بیاید که هر دو فرقه تعریف یکسانی ازاین مساله دارند51 اما در واقع تفاوت جوهری شیعه و سنی به تصور این دو فرقه از همین مساله امامت باز می‌گردد. در واقع بحث از امامت نزد شیعه مبحثی کلامی است و در نزد علمای عامه این بحثی فقهی است. مضافا بر این که فرقین هم در شرایط و ویژگیهایی که برای امام قائل هستند و هم در موضوع طریقه نصب امام اختلاف نظر اساسی دارند. من باب مثال شیعه امامت را مقامی انتصابی از ناحیه خداوند می‌داند و برای امام ویژگی‌هایی چون عصمت قائل است در حالیکه عامه امامت را انتخابی دانسته و چنین صفاتی را برای امام لازم نمی‌داند
اما امام در اصطلاح فریقین به عبارات ذیل تعریف شده است.
رویکرد اهل سنت به مساله امامت
قاضی عبد الجبار معتزلی می‌گوید: امامت، ولایت تصرف در امور است، به نحوی که دستی بالاتر از آن نیست 52. و قاضی عضد الدین ایجی نیز اینچنین معتقد است که: امامت، ریاست عمومی در امور دین و دنیا برای شخصی از اشخاص است53. و تفتازانی در این خصوص می‌گوید: امامت، یا جانشینی ازنبی ریاست عمومی در امور دین و دنیا ست54. سید شریف جرجانی نیز نظری اینچنین ارایه نموده و گفته: امامت، مقام شخصی است که ریاست دین و دنیا را دارد55.
لذا با توجه به جمیع جهاتی که در این خصوص ارایه شد می‌توان گفت امامت نزد عامه مقام، ریاست و ولایتی است که بالاتر از آن نیست و امام در امور دین و دنیای مردم با جانشینی از نبی حکومت می‌کند.
از آنجا که مساله امامت نزد عامه از فروع دین محسوب میشود یعنی انتخاب امام را جزو تکالیف مسلمین بعد از رحلت رسول خدا میدانند و از آنجا که حکم وجوب همچون سایر احکام خمسه به افعال مکلفان تعلق دارد لذا از فروع دین و امور فقهی محسوب میشود.
غزالی در همین باب می‌گوید: بررسی مساله امامت چندان مهم نیست و از مسائل عقلی به شمار نمیرود بلکه مساله ای فقهی است که تعصبهایی را برانگیخته است و اگر کسی از بررسی آن اعراض کند سالم تر از کسی است که در آن فرو رود هرچند به حقیقت برسد چه رسد به اینکه خطا کند. 56 سیف الدین آمدی نیز در خصوص اینکه امامت از فروع دین و مساله ای فقهی است چنین میگوید: سخن درباره امامت از اصول دین نیست بلکه از مسائل لازم نیزبه شمار نمی‌آید. به گونه ای که مکلف نتواند از آن اعراض کند. یا به آن علم پیدا نکند. بلکه اعراض از آن بهتر از پرداختن به ان است. زیرا بررسی این مساله از تعصب و پیروی از هوای نفس جدا نمی‌شود حتی فتنه‌هایی را بر می‌انگیزد و موجب بدبینی به سلف میگردد. این در صورتی است که در تحقیق خود واقع بینانه حرکت کند چه رسد که از راه راست بیرون رود 57. میر سید شریف جرجانی در شرح مواقف مینویسد: مباحث امامت از اصول دین و عقاید نیست بلکه از فروع دین است که مربوط به افعال مکلفان است…. و ما آن را برای پیروی از گذشتگان در علم کلام آوردیم 58. تفتازانی نیز در این باره چنین میگوید: در اینکه بحث امامت با علم فروع تناسب دارد نزاعی نیست، زیرا برگشت آن به این مساله است که گماردن امامی که دارای صفات خاصی است از واجبات کفایی است. 59
با توجه به تمام این تفاصیل و توجیهاتی که متکلمین از عامه درباب اینکه امامت در حوزه فروع دین جای دارد و مساله ای فقهی است در می‌یابیم که محوریت بحث از امامت نزد عامه در این است که آیا تعیین امام بر امت اسلامی واجب است یا خیر ؟ و حکم در این باره بر دوش عقل است یا شرع و یا هردو ؟
البته مساله مهم و قابل توجه در این خصوص این است که با توجه به حدیث ( من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه ) هرکس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. 60 چگونه می‌توان بین این دیدگاه اهل سنت و مفهوم حدیث مذکور که در آن تصریح دارد به اینکه عدم شناخت امام موجب کفر و شرک فرد می‌شود جمع کرد زیرا مساله ای که در خصوص کفرو ایمان تاثیر دارد را نمی‌توان در فروع محسوب کرد و با احکام فقهی درباره آن حکم داد.
به غیر از طریقه انتخاب امام و اینکه انتصاب از جانب حق باشد یا تکلیفی بر عهده امت اسلامی نکته قابل ملاحظه دیگر شرایط، صفات و ویژگیهای شخص امام است. و اینکه شخصی که عهده دار منصب امامت می‌شود و قرار است امت را به سوی حق رهبری کند و هدایت گر جامعه به حقیقت باشد باید دارای چه صفات و ویژگیهایی باشد. آیا شخصی که خود به هدایت نیازمند است و به حق رهنمون نشده میتواند جامعه را به صلاح و رستگاری رهنمون کند ؟
ویژگیها و مختصات امام نزد عامه
متکلمین عامه برای امام صفات و ویژگیهایی را برشمرده اند که در ادامه به اختصار بدانها میپردازیم:
1- عالم بودن و آگاهی از علم از جمله صفاتی است که برای امام بر شمرده اند هرچند در میزان آن اختلاف دارند. بعضی چون باقلانی عالم بودن در حد یک قاضی را کافی دانسته اند 61 و برخی نیز چون عبدالجبار معتزلی می‌گوید: علم امام باید به اندازه ای باشد که قدرت تشخیص قول قوی از ضعیف را داشته باشد. 62
2- عموم علمای عامه من جمله قاضی ابوبکر باقلانی و غزالی معتقد اند امام باید از قریش باشد به اعتبار حدیث نبوی که میفرماید امامان از قریش اند 63
3- تدبیر جنگ نیز از جمله صفاتی است که برای امام برشمرده اند. مولف شرح مواقف می‌گوید: امام باید راجع به مدیریت جنگ و صلح و تدبیر لشکر، رای آزاد و آگاهی مستقل داشته باشد. 64
4- برخی نیز زهد و پارسایی را از صفات امام دانسته اند. عبدالجبار معتزلی در این باره می‌گوید: لازم است امام در حد بالا از زهد و عدالت برخوردار باشد در غیر این صورت حق قضاوت و اجرای حدود ندارد. 65
5- ویژگی عدالت برای امام محل اختلاف علمای عامه است. برخی به عادل بودن امام رای داده اند.66 و برخی چون چون باقلانی میگوید: امام به هیچ وجه با غصب اموال و کشتن مردم بی گناه و محترم و عدم اجرای حدود از مقام خود عزل نمیشود بلکه وظیفه امت آن است که او را نصیحت کنند…. 67
6- افضلیت نیز از جمله ویژگیهایی از امام است که محل مناقشه علما واقع شده است. برخی به افضلیت امام چه در صفات و چه در علم و اعمال نسبت به سایر افراد امت اعتقاد دارند البته مشروط بر آنکه امامتش متضمن مفسده ای در

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد درموردنهج البلاغه، اجرای احکام، امیرالمومنین

Leave a Comment