دانلود پایان نامه ارشد درمورد امیرالمومنین، جامعه اسلامی، ابن تیمیه

فقال: ما تریدون من علی ؟ الله و الغضب فی وجهه، فقال: ما تریدون من علی ؟ إن علیّاؤً منّی و أنا منه، و هو ولی کل مؤمن من بعدی.
ترجمه: عمران بن حصین می‌گوید: رسول خدا سپاهی را با فرماندهی علی بن ابی طالب فرستادند پس وی وارد نبرد شد و اسیرانی گرفت، در این میان کنیزکی را برای خود برداشت پس برخی کار او را نپسندیدند و برآن خرده گرفتند و چهار نفر از اصحاب رسول پیمان بستند همین که رسول خدا را ملاقات کنند، حضرت را از کار ایشان آگاه کنند. عادت مسلمانان این بود که هر گاه از سفر بر می‌گشتند در آغاز خدمت رسول خدا شرفیاب می‌شدند و بر ایشان سلام می‌کردند سپس به سوی بار و بنه خود می‌رفتند پس چون سپاه از راه رسید خدمت پیامبر رسیدند و سلام کردند، انگاه یکی از آن چهار نفر برخاست و گفت یا رسول الله آیا علی بن ابی طالب را نمی‌نگرید که چکار کرده است ؟ رسول الله از آن شخص روی برگرداند، آنگاه نفر دوم برخاست و همان را گفت سپس نفر سوم برخاست و همان سخن را تکرار کرد، و همین طور نفر چهارم برخاست و همان که دیگران گفتند، گفت، رسول خدا روی به آنان کردند در حالی که خشم در چهرشان نمودار بود فرمود: از علی چه می‌خواهید ؟ علی از من و من از علی ام و او ولیّ هر مومن بعد از من است.
فصل پنجم: بررسی روایات
مقدمه
کثرت فضایل امیرالمومنین در صحاح سته و روایات دلیل از افضلیت ایشان نسبت به دیگر از صحابه دارد، زیرا نسبت به هیچیک از خلفا و صحابه این مقدار فضیلت نیامده است. چرا که علی بن ابیطالب شخصیتی فرا مذهبی است که به مذهب و فرقه ای خاصی اختصاص ندارد و این امر ناشی از اخلاق والا و کمال شخصیتی است که در وجود آن حضرت نهفته است. لذا عمده مذاهب و فرق اسلامی از شیعه و اهل سنت نسبت به ایشان ارادت خاصی نشان داده ودر منابع حدیثی و کتب روایی خود از جایگاه ویژه و فضایل ایشان بسیار یاد می‌کنند. آنچه در پی می‌آید بررسی برخی از احادیثی است که به تبیین افضلیت امیرالمومنین علی بن ابیطالب می‌پردازد.
گفتار اول: حدیث ثقلین
اگر امت اسلامی تنها به همین حدیث از رسول اکرم مقید می‌شد و به آن عمل می‌نمود این چنین اختلافات و تفرقه‌ها میان فرقه‌های اسلامی رخ نمی‌داد و وحدت جامعه اسلامی در ابتدای شکل گیری دچار انحراف نمی‌شد.
ازجمله احادیثی که شیعه و سنی آن را نقل نموده اند همین حدیث ثقلین است که در بسیاری از منابع ذکر شده است. از جمله اکابر اهل سنت که این حدیث را نقل نموده اند ترمذی است که در صحیح خود از جابر و زید بن ارقم ان را نقل کرده است.
در خصوص این حدیث مناوی می‌گوید: (حدیث ثقلین به صراحت و بدون هیچ ابهامی دلالت دارد بر این که قرآن و عترت به سان دو فرزندی هستند که با یکدیگر زاده شده اند. پیامبر اکرم آنان را در بین امت گذاشته است و به آنها توصیه فرموده که با آن دو به نیکی رفتار نمایند و حق آن دو را بر خودشان مقدم و در امور دین شان به آن دو تمسک جویند 113 ) ملا علی قاری در شرح حدیث شریف می‌نویسد: معنای تمسک به عترت همان دوستی آنان و هدایت یافتن به راه و روش و دستورات آنان است. 114
زرقانی مالکی نیز چنین می‌گوید: ( رسول خدا در حدیث ثقلین سفارش و وصیت خود را تاکید و تقویت کرد و فرمود: ببنید پس از من چگونه این دو را پاس میدارید ؟ آیا از آن دو تبعیت و پیروی می‌کنید و موجبات خوشنودی مرا فراهم می‌آورید ؟ یا از راه و روش این دو گوهر گرانبها روی برتافته و با این عمل مرا اندوهناک می‌سازید ؟ 115 ) همچنین ابن حجر نیز در این باره می‌گوید: رسول خدا با این فرمایش امت را به اقتدا، تمسک، و فراگیری از علم سرشار این دو منبع دانش فرمان می‌دهد. 116 لذا با استناد و استفاد از سخنان این بزرگان در میابیم یکی از مهمترین مسایلی که از این حدیث مستفاد میشود همین مسئله وجوب تعلم و اقتدا به عترت است و در نتیجه اعلمیت و به طریق اولی افضلیت اهل بیت پیامبر نسبت به دیگر صحابه به اثبات میرسد. به عبارت دیگر این تمسک به عترت به معنای رجوع امت اسلام در مسایل مختلف و گوناگون به اهل بیت است که اگر به دیگری رجوع شود باعث گمراهی است. و این توصیه اکید رسول خدا نشان از اعلمیت مطلق اهل بیت دارد. و صد البته اعلمیت مطلق مستلزم افضلیت و برتری اهل بیت است. و چنانچه که در فصل قبل نیز به اثبات رسید لازمه امامت و خلافت، افضلیت تام امام بر افراد امت اسلامی است. که شرح آن پیش از این گفته شد. یک نکته قابل توجه در خصوص این حدیث این است که این حدیث در موارد متعددی در متن حدیثی دیگر ادغام شده و جزیی از یک حدیث دیگر از ناحیه رسول خدا اعلام گردیده است. احادیثی که خود آنها مستقلا از نظر سندی به حد تواتر رسیده اند و دلالتشان بر امامت علی نیز روشن است. این ورود حدیث ثقلین در ادغام با این احادیث که به قرینه وحدت سیاق بیان شده اند در واقع موید این مسئله است که حدیث ثقلین نیز در باب اثبات امامت است. لذا از ان جا که وحدت سیاق در صورتی که قرینه قطعی بر خلاف آن نباشد حجت است و مورد پذیرش عقلا است. از این دست می‌توان به حدیث غدیر اشاره کرد که در کنز العمال به نقل از ابن جریر طبری و دیگران این چنین نقل شده است: ( رسول خدا در روز غدیر در حالی که دست علی در دستش بود فرمود ای مردم آیا شما گواهی نمی‌ دهید که براستی خدا و رسولش از شما نسبت به خودتان اولی تر و شایسته تر است. و خدا و پیامبرش مولای شماست ؟ گفتند چرا. پس حضرت فرمود: پس کسی که خداوند و رسولش مولای اوهستند براستی این شخص علی مولای اوست. همانا من در میان شما دو چیز قرار دادم که اگر پس از من از آن دو پیروی نمایید هرگز گمراه نخواهید شد. کتاب خدا و اهل بیتم. 117 ) همچنین این اقتران و ادغام حدیث ثقلین و غدیر در دیگر وصادر نیز آمده است از آن جمله المعجم الکبیر118، المستدرک119، الاصابه120، اسدالغابه 121. با این وجود برخی متعصبین اشکالاتی را بر این حدیث وارد کرده اند که به اختصار به آنها می‌پردازیم.
اول اینکه ابوالفرج ابن جوزی در کتاب العلل المتناهیه فی الاحادیث الواهیه این حدیث را از جمله احادیث ضعیف السند دانسته و با یک سند آن را نقل کرده و در سلسله سند خدشه نموده است 122. اما این کار ابن جوزی مورد تخطئه و سرزنش و نکوهش بسیاری از بزرگان علمای اهل سنت واقع شده است. از جمله سبط ابن جوزی نوه دختری او در کتاب تذکره الخواص، حافظ سخاوی در استجلاب ارتقاء الغرف 123، ابن حجر در صواعق المحرقه124، مناوی در فیض القدیر. همه این بزرگان بر این باورند که ابن جوزی در تضعیف این حدیث به خطا رفته است مضافا بر این که ابوالفرج ابن جوزی همواره در بین بزرگان اهل سنت به تعصب و عناد ورزی نسبت به حق معروف و مشهور است. و معتقداند در تضعیف احادیث و جعلی شمردن آنها بی پروایی خاصی داشته است. لذا تمام آنها وی را در این گونه رفتارتخطئه و نکوهش کرده اند و البته همانطور که پیش تر بیان شد این حدیث در منابع و مسانید متعدد به سند صحیح نقل گردیده است.. سخن وی اثری در این حدیث نمی‌تواند بگذارد. از جمله مسلم و ترمذی و ابن خزیمه در صحیح خود و حاکم در المستدرک و دیگران که بزرگان ائمه نقل حدیث محسوب می‌شوند و هم کتب آنها از معتبر ترین کتب روایی نزد اهل سنت است.
اشکال دیگر را محد بن اسماعیل وارد دانسته و در کتاب التاریخ الصغیر 125 به نقل از احمد بن حنبل آورده است: درباره روایتی که عبد الملک از عطیه از ابن سعید خدری از رسول خدا نقل شده که فرمود: من دو چیز گرانبها برای شما به جا می‌گذارم. احمد بن حنبل می‌گوید این حدیث که از کوفیان نقل شده است از نظر متن حدیث منکر و ناشناخته است.
در خصوص این اشکال تنها دو مسئله را متذکر می‌شویم نخست آنکه این منکر محسوب کردن حدیث ثقلین از جانب احمد بن حنبل دروغ بستن به وی است چرا که چگونه ممکن است وی همین حدیث را در مسند126 خویش و هم در فضایل الصحابه و با اسانید بسیاری از صحابه نقل کند و هم به منکر و ناشناخته بوده متن حدیث حکم کند. اما مسئله دوم این است که این انکار از ناحیه بخاری جای تعجب ندارد زیرا حدیثی که به منزلت، اعلمیت، افضلیت و عصمت علی و اهل بیت دلالت داشته باشد از دید متعصبینی همچون وی منکر و ناشناخته می‌آید.
اما برخی دیگر جهت بی اعتبار جلوه دادن حدیث ثقلین به تحریف آن دست زده اند و به نقص در حدیث اقدام نموده اند. و بخشی از حدیث را که دلالت مبتنی بر ان است را حذف نموده اند که از این جمله اند مسلم بن حجاج127 و خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد128 که آورده است: ای مردم براستی که من پیش از شما از دنیا می‌روم و شما کنار حوض کوثر بر من وارد می‌شوید و من هنگام ورودتان از دو گوهر گرانبها که در میان شما به ودیعت گذاشتم خواهم پرسید. نیک دقت کنید که چگونه حق مرا درباره آن دو رعایت کرده اید ؟ یکی از آن دو کتاب خداوند متعال است. ریسمانی که یک طرفش به دست خداوند و طرف دیگرش در دست شماست. به آن تمسک کنید و گمراه نشوید و آن را دگرگون نسازید.
نکته جالب توجه این است که علیرغم اینکه در ابتدای حدیث از دو گوهر گرانبها سخن به میان رفته است اما به یکی از آنها اشاره شده است. و از دیگری سخنی نیست. و جالبتر اینکه همین حدیث با همین سند که خطیب بغدادی آورده است در سایر مصادر حدیثی اهل سنت بطور کامل نقل شده است. از جمله در نوادر الاصول حکیم ترمذی129، حال داوری با اهل خرد و بصیرت است که در این خصوص حکم کنند.
اینکه حدیثی بواسطه وجود حدیثی متعارض از درجه اعتبار بیفتد امری است مطابق قاعده که مورد قبول علمای حدیث نیز می‌باشد. اما بشرط اینکه حدیث متعارض در سند و دلالت همطراز و همتای با آن حدیث باشد که در این صورت معارضه فرع حجیت است، به این معنا که دو حدیث متعارض می‌بایست در سند و دلالت تمام باشند و حجیت هر کدام به قطعیت رسیده باشد تا پس از آن به معارضه با یکدیگر بینجامد. و تنها در این صورت است یکی درست و دیگری نادرست محسوب می‌شود و یک حدیث نسبت به حدیث دیگر ترجیح داده می‌شود اما در غیر این صورت و هنگامی که حدیثی نسبت به حدیث دیگر چه از نظر سند و چه از نظر دلالت متقن تر و محکم تر و مستدل تر از حدیث دیگر باشد هیچگاه داوری بین دو حدیث به معارضه نخواهد انجامید.
اما حدیث متعارض با حدیث ثقلین کدام حدیث است ؟ برخی معتقد اند حدیث اقتدا به شیخین: اقتدوا باللذین من بعدی: ابوبکر و عمر130. در تعارض با حدیث ثقلین است. چه اینکه در این حدیث بر وجوب اقتدا به شیخین دلالت دارد و حدیث ثقلین نیز هم بر وجوب تمسک به قران و عترت. پس ناگزیر بین این دو حدیث تعارض بر قرار است. اما به اجمال باید گفت نه تنها این حدیث اقتدا به شیخین در تعارض با حدیث ثقلین نیست بلکه همین حدیث ثقلین ارجح بر حدیث اقتداست و آن را باطل و از درجه اعتبار ساقط می‌نماید. به دلیل اینکه حدیث اقتدا به شیخین دچار ضعف سندی است و بزرگان و عالمان اهل سنت به ضعیف بودن تمامی راویان آن و به مجعول و دروغ بودن این حدیث تصریح نموده اند. 131 البته برخی هم بوده اند که مذبوحانه راه تکذیب این حدیث شریف را پیموده اند. ابن تیمیه می‌گوید: این حدیث ضعیف است. 132 البته شاید آسانترین و راحت ترین راه راه انکار حدیثی بدین پایه از اعتبار سندی و دلالی و تواتر، تکذیب آن باشد، اما قطعا مذبوحانه ترین و غیر بخردانه ترین راه نیز همین است که حدیثی را که در معتبر ترین صحاح و مسانید نقل گردیده و کبار محدثین از اهل سنت نیز آن را تصحیح کرده اند را تکذیب کرد. البته شیوه متعصبین و معاندین اهل بیت همیشه بدین منوال بوده است.
گفتار دوم: حدیث منزلت
هنگامی که برای پیامبر خبر آوردند که رومیان

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد درمورداسوه حسنه، سیر تکاملی، عالم محسوس

Leave a Comment