تحقیق رایگان با موضوع فرهنگ نامه، شب امتحان، افراد مبتلا، سلامت روان

دانلود پایان نامه

های لازم را نیاموخته باشد (شفیع آبادی و ناصری، 1388).
کاپلان و سادوک (1988) برای واتسون118 نقش حائز اهمیتی را در ترسیم پیدایش اضطراب قائل شده اند. آنها عنوان می دارند: “واتسون در پیدایش اولیه فوبی، از مدل سنتی محرک – واکنش رفلکس شرطی پاولوف119 کمک گرفته است. یعنی اضطراب حاصل از محرکی که بطور طبیعی و ذاتی ترساننده است، همزمان با محرکی که طبعاً و ذاتاً بی خطر است، برانگیخته می شود. در نتیجه این همزمانی و همراهی، به خصوص وقتی دو محرک در چند نوبت متوالی وارد شود، محرکی که در ابتدا بی خطر بود، به نوبه خود قدرت برانگیختن اضطراب را پیدا می کند، یعنی محرکی شرطی برای پیدایش اضطراب می گردد (کاپلان و سادوک 2004؛ به نقل از رفیعی و رضاعی، 1387).
دیدگاه راجرز120
به اعتقاد راجرز، خویشتن پنداری فرد مضطرب یا روان نژند با تجربه ارگانیزمی اوناهماهنگ و در تضاد است. هر موقعی که ادراک یک فرد از تجربه خودش تحریف و یا انکار شود، تا حدودی حالت ناهماهنگی میان “خود” و تجربیات فرد، یا حالت ناسازگاری روانی و آسیب پذیری به وجود می آید و موجب پیدایش مکانیزم های دفاعی می شود. در حقیقت فرد در مقابل تهدید های حاصل از ناهماهنگی میان تجربه و خویشتن پنداری، احساس اضطراب می کند و سپس با استفاده یکی از مکانیزم های دفاعی در مقابل تهدید و اضطراب حادث، به عنوان دفاع از خود می پردازد. در حالت اضطراب، مفهومی که فرد از خودش دارد، با تجربیات او مغایر است (شفیع آبادی و ناصری، 1388).

دیدگاه الیس121
اعتقاد الیس در خصوص تشکیل اضطراب بدین نحو است که فرد ذاتاً احساس بی کفایتی و بی ارزشی می کند و نمی تواند با خطراتی که تهدیدش می کند، به نحو رضایت بخشی مواجه شود و در نتیجه برای نجات خود کاری انجام دهد. به عبارت دیگر در حالت اضطراب، فرد درباره خود به ارزشیابی های بسیار بدبینانه – منفی بافانه و اخلاقی دست می زند و توان مقابله و مواجه با مشکل و حل و فصل آن را از خود سلب می کند. الیس، اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه طرز تفکر غیر منطقی و غیر عقلانی می داند. به نظر او، انسان به وسیله اشیاء خارجی، مضطرب و برآشفته نمی شود، بلکه دیدگاه و تصوری که او از اشیاء دارد، موجب نگرانی و اضطرابش می شوند و تمامی مشکلات عاطفی افراد، از تفکرات جادویی و موهومی آنها سرچشمه می گیرند (شفیع آبادی و ناصری، 1388).
دیدگاه گلاسر122
گلاسر علت بروز اضطراب و ناراحتی های روانی را، رفتار غیر مسئولانه افراد می داند. فرد غیر مسئول، نه برای خود ارزش قائل است و نه برای دیگران و درنتیجه خود را رنج می دهد و یا دیگران را آزرده خاطر می کند. لذا تمرکز بر بعد مسئولیت، هسته اساسی کار تعلیم و تربیت و روان درمانی است و پذیرش مسئولیت، به مثابه نشانه بارز سلامت روانی تلقی می شود (شفیع آبادی و ناصری، 1388).

دیدگاه علوم پزشکی و زیستی در خصوص اضطراب
فرضیه های زیست شناسی بر معیارهای عینی متکی است که عمل مغز در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب را با افراد عادی مقایسه می کند. این که معیارهای بیولوژیک اولیه بوده و یا ثانوی بر اضطراب است، در حال حاضر سئوالی بی پاسخ است. تحریک سلسله اعصاب اتونومیک ایجاد برخی علائم قلبی عروقی، عضلانی، معدی – رودهای و تنفسی می نماید. تظاهرات محیطی اضطراب نه منحصر به حالات اضطرابی است و نه لزوماً با احساس ذهنی اضطراب همراه است.
اضطراب سلسله اعصاب مرکزی، قبل از تظاهرات محیطی اضطراب ظاهر می شود و این امر، به استثناء مواردی است که یک علت محیطی خاص وجود دارد. بسیاری از بیماران مبتلا به اختلال اضطرابی، بخصوص آنها که به اختلال هراس گرفتارند، دارای سلسله اعصاب اتونومیکی هستند که افزایش تن سمپاتیک نشان می دهد که نسبت به محرک های مکرر، کندتر سازش پیدا می کند و نسبت به محرک های متوسط، واکنش افراطی ظاهر می سازند. قشر مخ پیشانی با ناحیه پاراهیپوکامپی، شکنج سینگولا، و هیپوتالاموس هم مرتبط است و لذا می تواند در تولید اضطراب، نقش مهمی داشته باشد. علاوه بر این سیستم لیمبیک نیز می تواند در ایجاد اضطراب مؤثر باشد (کاپلان و سادوک 2004؛ به نقل از رفیعی و رضاعی، 1387).
تفاوت و تشابه اختلالات اضطرابی
تشابه اصلی اختلالات اضطرابی، ترس است که هم در اضطراب و هم در فوبی و هم در وسواس ملاحظه می شود. به همین دلیل است که این سه اختلالات اضطرابی نامیده شده اند. اما تفاوت عمده بین اضطراب و فوبی آن است که در اضطراب هیچ منبع مشخصی برای ترس وجود ندارد و هر زمان موضوع ترس ممکن است تغییر کند ولی در فوبی ترس روی اشیاء یا موارد معینی متمرکز شده است.

تعلل ورزی
هزاران سال است که تعلل ورزی به عنوان عقب انداختن کار امروز به فردا، ایجاد مشکل نموده است. با وجود این، تنها در سالهای اخیر به زمینه های ایجاد و چگونگی درمان آن توجه شده است (اسکوونبرگ123، لی124، پسیل125 و فراری126، 2004). واژه تعلل معادل اهمالکاری، سهل انگاری و به تعویق انداختن می باشد (الیس127 و کنوس128، 1977، بنقل از فرجاد، 1382). واژه لاتین تعلل از دو کلمه پرو129 و کراسینوس130 تشکیل شده است که پرو به معنی جلو و کراسینوس به معنی فردا می باشد (فراری و امونز131، 1995). تعاریف متعددی از تعلل شده است که به ذکر چند نمونه می پردازیم. فرهنگ نامه کمبریج132 (2003) عقب انداختن انجام امری را به دلیل ناخوشایندی یا ملال آوری آن تعلل می داند. فرهنگ نامه جهانی انکارتا133 (2000، به نقل از استیل134، 2004). تعلل را به عقب انداختن انجام عملی، به دلیل ناخوشایندی یا ملال
آوری آن تعریف می کند. (اوئد، 1996؛ به نقل از استیل، 2004). تعلل را به تعویق انداختن عملی، به خصوص هنگامی که تعویق بدون دلیل مناسب باشد، می داند. الیس و کنوس (2002) تعلل را تمایل به اجتناب از فعالیت، محول نمودن انجام کار به آینده و استفاده از عذرخواهی برای توجیه تأخیر در انجام فعالیت تعریف نمودند.

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان با موضوعکاهش اضطراب، مقطع متوسطه، بهداشت روان، سطح معنادار

تعلل ورزی تحصیلی
تعلل ورزی135 آموزشی یکی از شایعترین مشکلات در سطوح مختلف تحصیلی است. تعلل ورزی یا به آینده موکول نمودن کارها آنقدر متداول است که شاید بتوان آن را از تمایلات ذاتی انسان برشمرد. اگرچه تعلل ورزی همیشه مسئله ساز نیست اما در اغلب موارد می تواند از طریق ممانعت از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف، پی آمدهای نامطلوب و جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. در تعریف این سازه، محققان به کاهلی و امروز و فردا کردن در انجام کارهای مهم (در زمان مورد انتظار) همراه با تجارب ذهنی ناراحت کننده اشاره نموده اند (الیس و جیمز نال، 1382؛ لای، 1986؛ سنکال، کوئستنر و والرند، 1995).
تعلل ورزی با توجه به پیچیدگی و مولفه های شناختی، عاطفی و رفتاری آن تظاهرات گوناگونی دارد، از جمله، تعلل ورزی تحصیلی136 (هیل، هیل، چابوت و بارال، 1978؛ زیسات، روزنتال و وایت، 1978)، تعلل ورزی در تصمیم گیری137، (ایفرت وفراری، 1989)، تعلل ورزی روانرنجورانه138، (الیس و ناوس، 1979)، و تعلل ورزی وسواس گونه139 (فراری، 1991). اما، متداول ترین شکل آن، تعلل ورزی تحصیلی است (بروتن و وام بچ140، 2001؛ مون و ایلینگ ورث، 2005). راث بلوم، سولومون و مواکامی (1986) این نوع تعلل ورزی را تمایل غالب و همیشگی فراگیران برای به تعویق انداختن فعالیت های تحصیلی تعریف نموده اند، که تقریبا همیشه با اضطراب توأم است. نمونه بسیار آشنای آن، به تعویق انداختن مطالعه درس ها تا شب امتحان و شتاب و اضطراب ناشی از آن است که گریبان گیر دانش آموزان یا دانشجویان می شود. والترز141 (2003)، معتقد است صرف نظر از سبب شناسی، تعلل ورزی، به دلیل پیآمدهای شناختی و هیجانی منفی که دارد، رفتاری ناسازگارانه است.
در خصوص پیشایندهای تعلل ورزی، محققان و نظریه پردازای به عوامل مختلفی اشاره نموده اند، از قبیل: اضطراب و وابستگی، ترس از ارزیابی منفی، عزت نفس پایین (فراری، 1992)، ترس از شکست، تنفر از کار، فقدان انرژی (سولومون و راث بلوم142، 1984؛ اسکوئنبرگ و لای143، 1995)، کمال گرایی (جانسون و سلانی144، 1996)، درماندگی آموخته شده (مک کین145، 1994)، خود کم بینی، پایین بودن سطح تحمل و عصبانیت (الیس و جیمز نال، 1382).
در سالهای اخیر، تعلل ورزی تحصیلی به عنوان نوعی “نقص در خودنظم جویی146″، مطرح شده است، یعنی ناتوانی فرد در کنترل افکار، هیجانات، عواطف و عملکرد خود مطابق با معیارهای مورد نظرش (فوس، و بامیستر، 2004). یکی از جلوه های نقصان خودنظم جویی، در تعلل ورزی تحصیلی، عبارت است از تمایل به “تنزیل موقت147” که فرد در آن پاداش های کوچک اما در دسترس را به پاداش های بزرگ اما دور از دسترس ترجیح می دهد، یعنی تنزیل دادن ارزش پاداش ها (دویت و شونبرگ148، 2002؛ هاول، واتسون، پاول و بیورو149، 2006؛ شونبرگ و گرون وود150، 2001). به عنوان مثال، دانشجو به دلیل آنکه پاداش زحماتش دور از دسترس هستند (مثل نمره خوب آوردن در امتحان)، مطالعه برای امتحان را به شب امتحان، که فاصله زمانی کمی با پاداش دارد، موکول می کند. مطابق این دیدگاه، تنزیل موقت و به تبع آن تعلل ورزی تحصیلی تابع برخی عامل موقعیتی، نظیر تأخیر در پاداش و آزارندگی تکلیف151، و ویژگی های شخصیتی، از قبیل خودآگاهی کم، بی نظمی ذهنی، خودکنترلی کم، و نقصان انگیزش پیشرفت است (استیل152، 2007).
دیدگاه های موجود در مورد تعلل ورزی
دیدگاه های مرتبط با تعلل در یک طیف خوشبینانه تا بدبینانه قرار دارند. دیدگاه های خوشبینانه بر این اساس اند که خصوصیاتی چون رفتار، شناخت و انگیزش عامل مهم بروز تعلل هستند، در حالی که دیدگاه های بدبینانه تعلل را نوعی عادت یا اختلال شخصیتی می دانند. دیدگاه های عمده موجود در مورد تعلل عبارتند از:
تعلل به عنوان یک مشکل رفتاری
در این دیدگاه هدف درمان کاهش نسبت یا درصد زمان تعلل و افزایش نسبت یا درصد مطالعه یا فعالیت می باشد. برای کاهش تعلل از روشهایی چون الگوسازی، شرطی سازی، مدیریت زمان و فنون برنامه ریزی استفاده می شود.
تعلل به عنوان یک مشکل شناختی
در این دیدگاه مبنای تعلل، افکارو باورهای غلط در مورد چگونگی شرایط و نتایج فعالیت ها می باشد. ویژگی رایج در چنین باورهایی، غیرمنطقی بودن آنهاست. درمان متداول در این دیدگاه رفتاردرمانی منطقی هیجانی153 (REBT) می باشد.
تعلل به عنوان یک مشکل انگیزشی
در این دیدگاه تعلل به دلیل تنبلی یا بی انگیزگی نیست، بلکه از آن جهت انجام می گیرد که افراد تعلل ورز علاقمند به انجام فعالیت دیگری هستند. برای کاهش این نوع تعلل باید انگیزه فرد برای انجام تکلیف را افزایش داد.
تعلل به عنوان یک عادت
در این دیدگاه تعلل به عنوان یک عادت مطرح است و در نهایت منجر به کاهش انتظار خودکارآمدی فرد می شود. در این روش، از مداخله هایی چون مدیریت تکلیف که بر تجدید ساختار154 محیط، آموزش رفتارهای سازگارانه، افزایش مسئولیت پذیری فردی و استفاده از نفوذ اجتماعی تأکید دارد، استفاده می شود.
تعلل به عنوان یک اختلال شخصیتی
در این دیدگاه تعلل به عنوان ضعف وجدان (با ویژگیهایی چون، بی ارادگی، نداشتن پشتکار، تنبلی، عدم توجه و ضعف قدرت طلبی) شناخته شده است. برای کاهش آن انواع روش های روان درم
انی (با توجه به سطح اختلال و واکنش فرد) استفاده می شود (اسکوونبرگ و همکاران، 2004).
شیوع تعلل ورزی
شیوع تعلل ورزی در بین دانشجویان را بین 20 تا 70 در صد گزارش نموده اند. تشخیص اینکه چه میزان تعلل ورزی مسئله ساز می باشد، به ملاک تعیین شده برای تعلل ورزی بستگی دارد. اسکوونبرگ (2004) در تحقیق خود 10 درصد نمره های بالا در پرسشنامه تعلل ورزی را به عنوان ملاک تعلل ورزی در نظر گرفت. در پژوهش پوتز155 (1987) تقریبا 75 درصد دانشجویان دانشجویان خود را تعلل ورز می دانست. در پژوهش های دیگر افرادی که خود را تعلل ورز دایم دانسته و تعلل ورزی را یک مشکل گزارش نمودند، حدود 50 درصد بودند (دی156، منسینک157 و اوسلیوان158، 2000؛ های کوک159، 1993؛ میسک160، 1982؛ انوگیبوزی161، 2000؛ سولومون162 و روتبلوم163، 1984). حتی دانشجویان متوسط از نظر درسی در یک سوم از فعالیت های روزانه خویش از تعلل رنج می برند (پسیل164، لی165، تیبودیو166 و بلونت167، 2000). میزان تعلل ورزی در بزرگسالان در حدود 15 تا 20 در صد گزارش شده است (هاریوت168 و فراری، 1996)، که این میزان تا سال 2003 تغییری نکرده است (استیل، 2003). در پژوهشی 53 درصد دانشجویان تعلل را عنوان مشکل جدی خود معرفی نمودند و برای کاهش آن خواستار کمک شدند (گالاهر169، 1992). به نظر برخی از محققان، تعلل مشکلی جدی برای 20 الی 30 درصد دانشجویان می باشد و بر پیشرفت تحصیلی و کیفیت زندگی آنها اثر منفی داشته است (مک کان170، 1986؛ سولومن و همکاران، 1984). بررسی های انجام شده نشان می دهد که تعلل برای حدود 15 تا 20 درصد افراد همیشگی و به عنوان یک مشکل مطرح است (استیل، 2003). در گزارشی دیگر میزان تعلل ورزی در زن ها و مردهای دانشجو برابر گزارش شده است (مک کان، جانسون171 و پتزل172، 1989).

مطلب مشابه :  مقاله رایگان درموردآموزش کارکنان

انواع و اقسام تعلل ورزی
برخی پژوهش ها نشان داده اند که ترس از شکست و تنفر از انجام تکلیف می توانند دو انگیزه اساسی برای افراد مبتلا به تعلل ورزی تحصیلی باشند (بلونت و پسیل، 1998؛ میلگرام173، باتوری174 و ماورر175، 1993؛ اسکوونبرگ، 1993؛ سولومون و همکاران، 1984). همچنین تعلل ورزی می تواند به شکل تحصیلی و غیرتحصیلی ظاهر شود. تعلل ورزی تحصیلی در رفتارهایی چون حاضر شدن برای امتحان، انجام تکلیف خانه و نوشتن مقاله های درسی و تعلل غیرتحصیلی در رفتارهایی چون پرداخت قبض آب و برق، شستن ظروف، جواب دادن به تلفن و پست الکترونیک ظاهر می شود. بین تعلل ورزی تحصیلی و غیرتحصیلی همبستگی 65% دیده شده است (میلگرام، می تال176 و لویسون177، 1998).در پژوهش های مختلف تعلل ورزی به شیوه های متعدد طبقه بندی شده است، که اغلب بر مبنای مشاهدات بالینی پژوهشگران انجام شده است.
بورکا178 و یوئن179 (1983) طی مشاهدات بالینی خود، سه نوع افراد تعلل ورز را معرفی نمودند:
1- مضطرب180،
2- معتقد به شانس181 و
3- طغیان گرا182.
در پژوهش مک کان و همکاران (1989) نیز سه نوع افراد تعلل ورز تشخیص داده شده است:
1- افراد یک دنده برونگرا183 با اضطراب و مدیریت پایین،
2- افراد روان نژند برون گرا184 و
3- افراد روان نژند185، افسرده186 و درون گرا187.
بورکا و یوئن188 (1983) و ساپادین189(1997) شش سبک تعلل ورزی را معرفی نمودند:
1- کمال گرا190،
2- مبارزه

Leave a Comment